گفتگو با مسن ترین کاسب سمنان +عکس

گفتگو با مسن ترین کاسب سمنان +عکس
شاید براید خیلی ها دانستن اینکه قدیم ترین کاسب شهر سمنان چه کسی است ،یک موضوع سرگرم کننده باشد به همین خاطر در جستجوی مسن ترین کاسب بازار سری به بازار سمنان زدیم .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از مرآت نیوز خیابان امام (ره) سمنان جایی است که قدیمی ترین ها را در خود جای داده است .به سراغ یکی از قدیمی های سمنان میرویم.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, به نقل از, مرآت نیوز, خیابان امام (ره) سمنان جایی است که قدیمی ترین ها را در خود جای داده است .به سراغ یکی از قدیمی های سمنان میرویم.,

شاید براید خیلی ها دانستن اینکه قدیم ترین کاسب شهر سمنان چه کسی است ،یک موضوع سرگرم کننده باشد به همین خاطرسری  به بازار سمنان زدیم،از بازار مرده ها شروع کردیم و داخل مغازه ها را سرک می کشیدیم تا ببینیم صاحب مغازه به ظاهر چقدر سن دارد؟

,

اول بازار بیشتر کاسب های جوان مشغول کاسبی بودند بالاخره بعد از مدتی سرک کشیدن یک کاسب سن و سال دار توجه ما را به خود جلب کرد وارد مغازه اش شدیم و خودمان را معرفی کردیم از سن و سالش پرسیدیم 95 سال سن داشت ولی وقتی گفتیم که میخواهیم از او سوالاتی بپرسیم گویا خوشش نیامد و در جواب گفت:مریض احوالم و حوصله صحبت کردن ندارم.

,

به دنبال کاسب سن و سال دار تر دیگری گشتیم ، آنهایی که تقریبا سن و سال دار بودند با گفتن اینکه مریض احوالیم و حوصله نداریم از جواب دادن به گونه ای طفره رفتند تا اینکه بالاخره با راهنمایی برخی کاسب ها رجب زرنگار حاضر به مصاحبه شد .

,

رجب زرنگار متولد سال  1307  است و سینه اش مالا مال است از خاطرات چند نسل متفاوت.گرد پیری بر چهره او نشسته است و چین و چروک های صورتش روایت گر سال های پر درد و رنجی است که روایت زندگی او شده اند. اگر از زمانی که به عنوان کارگر قنادی در بازار کار می کرده حساب کنیم 78 سال است که در بازار مشغول کار است و 54 سال که خود صاحب مغازه است.

,

, ,

وقتی پای صحبتهای شیرین او از زمانهای گذشته می نشینی براستی سراپا گوش میشوی و به همراه تعریف های زیبا از خاطرات او در کوچه های خیال ، مشاهده اوضاع سمنان قدیم همه حواس تو را مشغول میکند .

,

از دوران گذشته برایمان سخن گفت :دورانی که مردم از نظر مالی وضع چندان خوبی نداشته و به سختی زندگی می کردند و تنها عده ای در رفاه بودند.

,

پدر آقا رجب نیز همانند سایر افراد برای اینکه فرزندش حرفه ای را فرا گیرد او را به قنادی برد تا در آنجا کار کند .

,

آقای زرنگار می گفت:کاردر قنادی مشکل بود من نیز بیمار شدم به همین خاطر دیگر ان حرفه را ادامه ندادم و کاسب شدم

,

از جوانان امروز پرسیدمپاسخی جالب اما تلخ شنیدم اینکه جوانان امروز تن به کار نمی دهند همه در انتظار کارهای دولتی یا به اصطلاح پشت میز نشینی هستند .

, از جوانان امروز پرسیدم,

آقا رجب می گفت:ما قدیمی ها اگر یک روز کار نکنیم گویا مریض هستیم و روزهای جمعه به دلیل بیکار بودن گویا بسیار دیر می گذرد....

,

به غیر از زحمت نه خاطره تلخی از دوران کاسبیش داشت و نه شیرین .

,

, ,

از او پرسیدم آیا با مشتری ها راه می آید در جواب گفت:ما کاسب کارهای قدیمی درصد کمی را به روی اجناس کشیده به همین خاطر سود کم تر ی را می گیریم و قیمت هایمان مقطوع است

, از او پرسیدم آیا با مشتری ها راه می آید در جواب گفت:,

 

,

 

,

, ,

 

,

چرتکه روی میز مغازه توجه من را به خود جلب کرد در ذهنم  با خود مرور می کردم که من و تو جوان چقدر با چرتکه ذهنمان حساب و کتاب کرده ایم حساب و کتابی برای خرج های زندگیمان،حساب و کتابی برای آرزوهای طول و درازمان که گاه همان آرزوها برایمان درد سر ساز می شوند.

,

 

,

, ,

 

,

از او خواستم کاسب های جوان را نصیحتی کند با لبخندی گفت:نصیحت ما چه فایده ای دارد.

,

 با اصرار از وی  خواستم یک چند کلامی به عنوان نصیحت بگوید: او نیز از کاسب های جوان خواست تا گران فروشی نکند و نخواهند ره صد ساله را یک شبه طی کنند و با مردم درست رفتار کرده و بی حد و حساب کالا نیاورند و بی حد و حساب وام نگیرند.

,

توصیه من به جوانان این است که اخلاق مداری را در کسب و کار و زندگی پیشه خود قرار دهند و حساب شده عمل کنند تا مصداق این ضرب المثل که «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی» نباشند.

,

این کاسب مسن سمنانی به نکته ای جالب اشاره کرد در گذشته مردم کمتر متکی به گرفتن وام بودند وشاید بتوان گفت از گرفتن وام حتی کسبه‌هایی که دخلشان با خرجشان همخوانی داشت ترس و واهمه داشتند در حالی که برخی از جوانان امروز بدون فکر عمل می‌کنند و هنوز یک وام را تصفیه نکرده به دنبال گرفتن وام دیگری هستند.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه