مروری برآثار یک شاعر ضداستکباری
مبارزه با "نفوذ استکبار" درون مایه شعرهای لاهوری
اقبال، میدانست که غربیها، دشمن سرسخت مسلمانان هستند و با حیلههای گوناگون از هر سه جبهه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به شرق میتازند، پس با تکیه بر "خودی" و "خودشناسی" مردم را بیدار و حقایق اسلام را بازگو کرد. اندیشه "خودی" که نخست به عنوان تفکری اجتماعی و انقلابی به ذهن اقبال رسید تنها راه محکم ساختن شخصیت افراد استعمارزده شرقی بود که بر پایه اسلام و فرهنگ ایرانی قرار داشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، محمداقبال لاهوری شاعر، متفکر، حقوقدان و سیاستمدار پاکستانی در عهدی پا به دنیا گذاشت که استعمارگران اروپایی قسمتهای بزرگی از آسیا و افریقا را زیر سلطه خود در آورده بودند. از این رو اقبال به مبارزه برخاست، زیرا او خواهان آزادی سیاسی مردم جهان بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,اقبال با فرهنگ غرب آشنایی کامل داشت، اما هیچگاه فریفته آن نشد و مکتب اسلام را به فرهنگ غرب ترجیح میداد. او میدانست که غربیها، دشمن سرسخت مسلمانان هستند و با حیلههای گوناگون از هر سه جبهه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به شرق میتازند، پس اقبال با تکیه بر " خودی" و " خودشناسی" مردم را بیدار و حقایق اسلام را بازگو کرد. اندیشه " خودی" که نخست به عنوان تفکری اجتماعی و انقلابی به ذهن اقبال رسید تنها راه محکم ساختن شخصیت افراد استعمارزده شرقی بود که بر پایه اسلام و فرهنگ ایرانی قرار داشت.
,هزاران ســــــال با فکرت نشــــستم
, هزاران ســــــال با فکرت نشــــستم,بـدو پیــوســـــتم و از خود گذشتــــــم
, بـدو پیــوســـــتم و از خود گذشتــــــم,ولیکن سرگذشتم این سه حرف است
, ولیکن سرگذشتم این سه حرف است,تراشـــیدم، پرســــتیدم، شــــــکستم
, تراشـــیدم، پرســــتیدم، شــــــکستم,

, اقبال نماد و سخنگوی دردها، تمایلات، گرایش ها و طرز فکر و امیدها در تمامی دنیای اسلام است وفلسفهاش، فلسفه خودی و یا خودآگاهی است که میتوان استقلال نفس یا غنای درونی نامید. علامه انسان خودآگاه را از خود رها میکند و به جمع میپیوندد و اصل ایثار و از خودگذشتگی را عنوان میکند و آنجاست که " رمزبیخودی" بعد از " خودی" میآید و بیان میکند: " انسان اجتماعی باید اسلامی باشد" از نظر او " خودی" همان فقر است که شعار اهل معرفت است، فقری که مایه بینیازی از دیگران است و به درجهای میرسد که باید صفات خدایی را در خود دید، چنانچه حلاج " انا الحق " گفت.
,علامه بر این باور که خلوص و صداقت از فرهگ جامعه رخت برسته است. او آیین و روش بیدینی و غرب را محکوم میکرد و پایگاه صدق و صفا را در شرق میدانست و میخواست که کهن اقوام شرق دامن همت به کمر زنند و پرچم راستی را در جهان افراشته نگه دارند. اقبال ایمان داشت که عاقبت روزی فرا میرسد که غلامان و زیردستان گرسنه، پیرهن زورمندان را خواهند دَرید و انتقام ستمهای آنان را خواهند گرفت.
,لاهوری مسلمانان را از دسیسهها و توطئههای ملل زورگو و غاصب بر حذر میداشت و تنها راه نجات را در انقلاب علیه آنان میدانست و میگفت تنها اتحاد ملتهاست که همواره آنان را در برابر دشمنان پیروز میکند و کمال فرد را در " باجماعت" بودن میدانست.
,آری بیدارگری وجه غالب اشعارش است و سرودههایش در صورت، ساختار، درونمایه و محتوا از آن متأثر است. تلقی معنی گرایانه اقبال از شعر عبارت است از: تبیین مراحل رشد، تکامل و بیداری، احصاء، تسمیه و تحلیل مشکلات مسلمین، نقد اندیشه غربی، غربگرایی، غربزدگی، فحص و بحث و ارائه شواهد بر متفرعات. هر یک از موارد چندگانه فوق راه بسوی بیداری و بیدارگری دارند که از صورت و جلوتی نو برخوردارند. شایان توجه اینکه بیدارگری در اشعار اقبال با هنر و ادب توآم گشته است. علامه بیدارگری و انسانیت را مقصود شعر میداند
,شعر را مقصود اگر آدمگری است شاعر هم وارث پیغمبری است
, شعر را مقصود اگر آدمگری است شاعر هم وارث پیغمبری است,علامه به جهت جهانبینی خاص و بینش وسیعی که نسبت به مسائل روزگار خود داشت، همواره کمال احتیاط را میکرد تا عناصری را چه در حوزه سبک و صورت و چه در حوزه محتوا از شاعران سبک هنری و دیگر شاعران صاحب سبک اخذ کند که با زمینههای فکریاش تناسب داشته باشد. او در این تلاش همیشه موفق بوده و همچو حافظ، به نکته چینی و بهگزینی از آثار گذشتگان و همعصران خود پرداخته است ، شعر اقبال از فلسفه، دین، سیاست و.. خالی نبود به این سبب از دیگران ممتاز و متفاوت بود، زبان وی در عین ادبی بودن و بهرهوری از اصطلاحات، صنایع و بدایع با مسائل جهان معاصر آمیخته است. شعر علامه در واقع، شعر به معنی خاص کلمه نیست، محتوا و درونمایه سرودههایش بیان عشق به دین و قرآن و محبت به پیامبر و ائمه اطهار علیه السلام است.
,گر تو میخواهی مسلمان زیستن نیست ممکن جز به قرآن زیستن
, گر تو میخواهی مسلمان زیستن نیست ممکن جز به قرآن زیستن,اشعارش فلسفه و فکر است و تبیین اندیشه اتحاد اسلامی به همراه آرزوی ترقی و سعادت ملتهای مسلمان است. آری شعر او شعری ستیزه جو در برابر فرهنگ غرب و عصاره و چکیده فرهنگ اسلامی – عرفانی گذشته و حال است.
,اقبال با الهام از تعالیم روشن اسلام اصیل و با الگو قرار دادن شخصیت پیامبر (ص) معیارهایی را برای انسان کامل ذکر کرده است. وی فرآیند سه گانه رو به پیش انسان کامل را اشراق به وسیله نامها، صفات و در نهایت اشراق توسط ذات الهی معرفی کرده و با الهام از ذات مهربان پیامبر اکرم(ص) رحمت و شفقت جهانی را نیز یکی دیگر از خصوصیات انسان کمامل دانسته است. عیار مورد نظر او در محک انسان کامل، ذات مقدس پیامبر(ص) است، کسی که از لذت جذبات در اعماق خلسههای وجدآمیز باطنی خویش غرق نشد،بلکه از آن حالات بازگشت تا سرمایه و یافتههای خویش را در می ان بشریت جاری کند. انسان کامل در شعر اقبال در میدان خطر، بیباک، سربرکف و در هجوم بلاها صبور و در معرفت دین اهل مشاهده حقیقت و قدرتش آن چنان نافذ است که میتواند در فرایندی معجزه آسا جهان را در راستای خواست خود دگرگون سازد و در برابر خوات یا تقدیر جهانی ایتسادگی کند و حتی با قضای آسمانی بجنگند. انسان کامل در آثار اقبال با نامهایی همچون: مردحر، مردحق، نایب حق، مؤمن نیز خوانده شده است و صفاتش همچون صفات الهی نهایتی ندارد.
,علامه اقبال لاهوری از طرفداران اجتهاد بود، اشعارش علاوه براینکه عالی و کلی بود، نوعی مسرت را نیز فراهم میکرد و کسی که به عمق اشعارش پی نبرده است، نمیتواند او را بشناسد، ایشان بطور بنیادی بشر دوستی را بدون اسلام غیرممکن تصور مینمود و خود اصول بشر دوستی را بطور واضح و شفاف در اسلام مشاهده میکرد.
,

, اقبال در وصف زنان در رموز بیخودی آورده است:
,آن که نازد بر وجودش کائنات ذکر او فرمود با طیب و صلواة
, آن که نازد بر وجودش کائنات ذکر او فرمود با طیب و صلواة,از نظر علامه، زن غربی که ظاهری آراسته دارند، عروسکهایی هستند که از خوشناسی غافلند و این غفلت پردهای روی قلب و چشم بصیرت آنها به وجود آورده که حقیقت را نه میبیند و نه مییابد. ایشان، عامل اصلی فساد موجود و انحطاط زنان را در غرب نشناختن هویت اصلی زنان توسط مردان میداند.
,اقبال معقتد است با ظهور خودشناسی در زنان، خودشناسی در دیگران جلوهگر میشود وی سرشت پاک زن مسلمان را پایه و اساس یک ملت میداند و تجلی زن را در حجاب میداند.
,جــــــهان تا بیزنور حق بیاموز که او با صد تجلی در حجاب است
, جــــــهان تا بیزنور حق بیاموز که او با صد تجلی در حجاب است,اقبال با صراحت حجاب را بر زنان واجب شمرده و به آنان اهمیت میدهد
,ای ردایــــــت پرده نامـــوس ما تاب تو ســــرمایه فانــوس ما
, ای ردایــــــت پرده نامـــوس ما تاب تو ســــرمایه فانــوس ما,طینت پاک تو ما را رحمت است قوت دین و اساس ملت است
, طینت پاک تو ما را رحمت است قوت دین و اساس ملت است,اقبال بانوی بزرگ اسلام، حضرت فاطمه(س) را سرشار از صفات عالیه میداند و الگو قرار دادن آن سرور زنان در دو عالم را تصویه میکند.
,فــــطرت تو جـــذبهها دارد بلند چشم هوش از اسوه زهرا مبند
, فــــطرت تو جـــذبهها دارد بلند چشم هوش از اسوه زهرا مبند,اقبال شاعری درونگراست و اعتقاد دارد حقیقت در مقصد و هدف پنهان است و به همین علت کسب آزادی را هدف حیات خود قرار میدهد با ابیاتی نیز در این باب میسراید.
,ساحل افتاده گفت گر چه بسی زیستم
, ساحل افتاده گفت گر چه بسی زیستم,هیچ نه معلوم گشت آه که من کیستـم
, هیچ نه معلوم گشت آه که من کیستـم,موج زخود رســـتهای تیز خرامید و گفـت
, موج زخود رســـتهای تیز خرامید و گفـت,هستـــم اگــر میروم گر نــروم نیستم
, هستـــم اگــر میروم گر نــروم نیستم,علامه مفسر زندگی و بیان کننده رموز زندگی است، او احساسی را که در قلب انسان، پنهان است ترجمه میکند در کلام او روحهایی با الفاظ چنان پیوسته است که نمیتوان آنها را از همدیگر جدا کرد.
,چه غم داری حیات دل ز دم نیســــــــت
, چه غم داری حیات دل ز دم نیســــــــت,که دل در حلقه بود و عدم نیســــــــــت
, که دل در حلقه بود و عدم نیســــــــــت,مخور ای کم نظر اندیش تته مــــــــــرگ
, مخور ای کم نظر اندیش تته مــــــــــرگ,اگر دم رفت دل باقی است، غم نیست
, اگر دم رفت دل باقی است، غم نیست,اقبال لاهوری علاقه خاصی به مولانا جلال الدین بلخی داشته است، چنانچه اشعار مثنوی مولانا را در مثنونیهای خود که عبارتند از: اسرار خودی و رموز بیخودی،مثنوی مسافری؛ مثنوی پس چه باید کرد ای قوم شرق و جاوید نامه فراوان میآورد و از آنها نتایج سودمندی را استخراج میکند.
,علامه گاهی با مرشد روم به سفر رویایی به آسمانها و ماه و ستارگان و بهشت و دوزخ میرود و با ارواح گذشتگان به پای صحبت مینشیند. از مولانا، نام و احوال آنان را میپرسد و پاسخ آنها را دریافت میکند. اقبال تمام مثنویهای خود را به بحر و وزن و پیروی از مولانا سروده است به همین علت اقبال را رومی عصر گویند.
,اقبال درباره زیربنای فکری اسلام و تجدید حیات اسلام مینویسد همه را از مولانا گرفته است و جالب اینجاست که او در بعضی موارد سؤال خود را به زبان اردو مطرح میکند و مولانا به زبان فارسی پاسخ میگوید: مانند
,مرید هندی: من همه علوم شرق و غرب را خواندهام اما هنوز در روح من همان درد و کرب باقیمانده است.
,پیر رومی: دست هر نا اهل بیمارت کند سوی ما در آ که تیمارت کند
, پیر رومی: دست هر نا اهل بیمارت کند سوی ما در آ که تیمارت کند,اقبال لاهوری، شاعر ملی است زیرا در سراسر کلام خود ملت را سرمایه سخن قرار داده و مهارت تاریخی، سیاسی و ویژگیهای اجتماعی و اخلاقی و .. ملت خود را در آثار شعریاش حفظ نمود. بدین جهت از سوی ملت خویش به افتخار " حکیم الامه" نایل شد.
,در خاتمه باید گفت حتی یک بیت در کلیات اقبال لاهوری نمیتوان پیدا کرد که بیهوده سروده شده باشد و از گوهر جهان بینی تهی باشد. شعر علامه توأم با عشق، عقل و انقلاب است.
,زندگی بر آرزو دارد اساس خویش را از آرزوی خودشناس
, زندگی بر آرزو دارد اساس خویش را از آرزوی خودشناس,به قلم: ناهید زندی پژوه
,,منابع:
ادبی، صالح، بیدادگری در اشعار فارسی اقبال لاهوری ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس
چوهدری، شاهد، شمس تبریزی و اقبال لاهوری، فصلنامه زبان و ادب دانشگاه علامه طباطبایی
خسروان، محمدحسین، اقبال و خودآگاهی ، کیهان فرهنگی
رادفر، ابوالقاسم، سبک و درونمایه شعر فارسی اقبال لاهوری، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان
سرگل زایی، محمد، انسان کامل از دیدگاه علامه اقبال لاهوری ، کیهان فرهنگی
منابع:
,ادبی، صالح، بیدادگری در اشعار فارسی اقبال لاهوری ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس
,چوهدری، شاهد، شمس تبریزی و اقبال لاهوری، فصلنامه زبان و ادب دانشگاه علامه طباطبایی
,خسروان، محمدحسین، اقبال و خودآگاهی ، کیهان فرهنگی
,رادفر، ابوالقاسم، سبک و درونمایه شعر فارسی اقبال لاهوری، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان
,سرگل زایی، محمد، انسان کامل از دیدگاه علامه اقبال لاهوری ، کیهان فرهنگی
,مصطفوی سبزواری، رضا، اندیشههای مبارزاتی و زور ستیزی در اشعار فارسی دکتر اقبال لاهوری ، فصلنامه دانش
,یزدان منش، وفا، بیات، علی. زن از دیدگاه علامه اقبال لاهوری، مجله پژوهش زبانهای خارجی
,انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه