حمله به رسانه ملی برای "مظلومنمایی انتخاباتی"!
«رسانه ملی، ملی شود» این تیتر نخست یکی از روزنامههای زنجیرهای وابسته به جماعت تجدیدنظرطلب در روز گذشته است که در آن تلاش شده بدون سند و تنها با توسل به اظهارات برخی از وابستگان سیاسی، مهمترین رسانه کشور را متهم به جناحی بودن و بیعدالتی کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از جوان؛ تهاجم به صداوسیما اگر چه طی هفتههای اخیر بار دیگر جزئی از رفتار جماعت مدعی اصلاحطلبی شده اما اصل آن موضوع جدیدی نیست، به گونهای که بابهانه و بیبهانه، با برجام و بیبرجام به رویکرد این رسانه طی سالیان پس از رحلت حضرت امام خرده گرفته و از ضرورت تغییرات در انجام وظایف و اهداف آن سخن به میان میآوردند. اساساً حمله به نهادهای انقلابی را باید یکی از رویههای رفتاری ثابت جماعت تجدیدنظرطلب به شمار آورد که در آن تلاش میشود مراکز اصلی وابسته به حاکمیت با تخریب مستمر وزانت و مرجعیت خود را از دست داده و نگرش افکار عمومی نسبت به این مراکز تغییر یافته و بعد از گذشت مدتی جامعه اعتماد خود را نسبت به آنها از دست بدهد. بهانه تازه طیف مدعی اصلاحطلبی برای هجوم به صدا و سیما بازی برجام و انتخابات است. شخصیتها و رسانههای تجدیدنظرطلب از یک سو عملکرد صداوسیما در فرآیند مذاکرات به ویژه سه ماه پس از برجام را یک جانبه و به نفع جریان رقیب خوانده و از سوی دیگر از هم اکنون این نگرانی تصنعی را مطرح میکنند که رسانه ملی در ماههای پایانی سال که فضای کشور به سمت انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری میرود، احتمال دارد عملکردش نهایتاً به سمت تشکیل مجالسی ختم شود که عناصر متبوع آنها قدرت نقشآفرینی در آنها را نداشته باشند.
2 سال حمله
حمله به رسانه ملی را روزنامه آسمان پنجشنبه 24 بهمن 92 در گزارشی تحت عنوان «حاشیههای پررنگتر از متن در قاب تلویزیون» شروع کرد. این روزنامه ضمن بررسی جهتدار کارنامه شرایط صدا و سیما عزتالله ضرغامی رئیس این سازمان را مورد هجمه سیاسی قرار داد و نوشت: آخرین ماههای حضور عزتالله ضرغامی در جامجم گویا بیش از تمامی سالهای حضور وی در صداوسیما حرف و حدیث به همراه دارد. مردی که جایگزین علی لاریجانی شد و نه تنها سبک و سیاق مدیرپیشین را پی گرفت بلکه بر وجوه سیاسی خاص و حمایت از طیف و جناحی که خاستگاه سیاسی مشترکی با آنان داشت، شیب فزایندهتری داد... این سازمان نیازی به حسابرسی ندارد را نمیپذیریم. حال باید دید در دور تازه انتقادات چقدر برای شفافسازی عملکردهای این سازمان اقدام خواهد شد.
روزنامههای زنجیرهای همچنین اردیبهشتماه 93 حملات تند حسامالدین آشنا مشاور حسن روحانی را تیتر زده و از قول وی نوشتهاند: این سازمان به جز بودجه رسمی خود، مبلغ سنگینی معادل همان بودجه را از دولت درخواست کرده است. وی پیکان حملات را به سمت شخص ضرغامی گرفته و گفته است که «از نگاه رئیس سازمان صدا و سیما شورای نظارت بر این سازمان جلسهای تشریفاتی است که هر دو هفته یک بار برای گپ زدن و گعده کردن تشکیل میشود. انگار این شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما نیست، شورای نظارت صدا و سیما بر رئیسجمهور است.» محمد هاشمی، برادر هاشمی و رئیس سابق این سازمان هم از قافله جا نمانده و اظهار میکند: «در شرایط فعلی صدا و سیما از چارچوبهای محوری که امام تعریف کردند در بخشی از برنامهها خارج شده است.»
رسانه ملی، ملی شود!
بر همین اساس ابتکار یکی از روزنامههای زنجیرهای این جریان تیتر نخست خود را با عبارت کنایه آمیز و تخریبگرایانه «رسانه ملی، ملی شود!» به همین موضوع اختصاص داده و نوشته: «همه ساله در فصل انتخابات بیشتر از پیش نقش و وظایف صداو سیما در ایران اسلامی سنگین و خطیر میشود... در 17 آبان ماه سال 1393 محمد سرافراز از سوی رهبر معظم انقلاب به ریاست سازمان صداو سیما انتخاب شد. با این حال، یک سال از عمر ریاست وی بر رسانه ملی میگذرد، اما برخی از کارشناسان رسانه و سیاسی عملکرد یکساله سرافراز را به دور از انصاف و عدالت ارزیابی میکنند. به گفته منتقدان، رسانه ملی برای بررسی توافق هستهای و قضیه برجام کاملاً جناحی رفتار کرده و عملکرد این سازمان را قابل قبول ندانستهاند.»
این روزنامه در ادامه این گزارش تلاش میکند طیف منتقدان رسانه ملی را گسترده کرده و در آن علما را هم جای دهد، با این هدف که نقد به این رسانه تنها معطوف به مدعیان اصلاحطلبی نیست: «انتقادات به جایی رسید که رئیسجمهوری، حجتالاسلام روحانی، آیتالله مکارم شیرازی و معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست درباره نحوه برخورد این سازمان با نهادها و موضوعات مطرح شده در کشور واکنش نشان دادند.»
«رسانه میلی» به «رسانه ملی» تبدیل شود!
قانون دیگر روزنامه وابسته به جریان تجدیدنظرطلب هم که بارها به دلیل حمله به مبانی اسلامی و انقلابی مورد تذکر مسئولان و حتی توقیف قرار گرفته هم در تیتر جهتدار «رسانه میلی به رسانه ملی تبدیل شود» مینویسد: «توصیههای اخیر مقام معظم رهبری به مدیران صداوسیما و نیز عملکرد انتقاد برانگیز این رسانه در برخورد با مذاکرات هستهای یک بار دیگر نگاهها را متوجه رسانهای کرد که باید ملی باشد. به همین دلیل در چند روز اخیر سخنان روحانی در بحبوحه رقابتهای انتخاباتی و در نقد صدا وسیما فضای مجازی را دربرگرفت، البته ناگفته نماند برخی کاربران این فضا به دروغ این سخنان را مربوط به سفر مازندران رئیسجمهور معرفی کرده بودند. این بهانه سبب شد تا بازخوانیای از سخنان حسنروحانی قبل از ریاست جمهوریاش داشته باشیم. وی که در ابتدای ورود به انتخابات، دل پری از صداوسیما داشت...»
ارگان رسمی دولت: رسانه ملی مشغول سیاهنمایی علیه برجام است!
ایران ارگان رسمی دولت هم در سلسله مطالبی تلاش میکند عملکرد رسانه ملی را مانند دیگر روزنامههای حامی دولت زیر سؤال ببرد. این روزنامه حمله به صدا و سیما را اینگونه آغاز کرده است: فراگیرترین رسانه کشور همچنان بر طبل بدبینی و سیاهنمایی «برجام» میکوبد و میکوشد ثابت کند آنچه در «وین» حاصل شده، هیچ دستاوردی برای ملت نخواهد داشت. این روزنامه همچنین ادعا کرده که بخشی از مدیران سازمان صدا و سیما به سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد سابق هستهای کشورمان وابستگی دارند و در ادامه نیز عنوان کرده مدیریت روزنامه جامجم نیز در اختیار تیم رسانهای احمدینژاد قرار دارد. البته ارگان مطبوعاتی دولت در ادامه نخواسته خود را بیشتر با رسانه ملی درگیر کند و کوشیده در گفتوگو با برخی چهرهها، توپ را در زمین آنها بیندازد و حرف خود را از زبان این چهرهها بزند.
فراکسیون رهروان هم روی خط تخریب
دو هفته قبل بود که فراکسیون رهروان ولایت مجلس، رئیس رسانه ملی را به جلسه خود فراخواند تا درباره مهمترین مسائل و موضوعات مطرح میان صدا و سیما و مجلس و آنچه تبعیض در پوشش برنامههای مربوط به «برنامه جامع اقدام مشترک» خوانده میشد، با محمد سرافراز بحث کند. تا پیش از این، سابقه نداشت که رئیس سازمان صدا و سیما به عنوان یک مجموعه ملی و فراجناحی، در یک فراکسیون خاص حاضر شود، حال آنکه بعد از پایان این جلسه برخی از اعضای این فراکسیون مانند مدعیان اصلاحطلبی رسانه ملی را متهم به جناح بازی و تخریب دولت و برخوردهای تبعیضآمیز با افراد و جریانات کردند، هر چند سرافراز در آن جلسه با مستندات متقن چنین اتهاماتی را رد و اثبات کرد که صداوسیما زمان بسیار بیشتری را در اختیار موافقان دولت و برجام قرار داده و در کنار آن عناصر وابسته به تجدیدنظرطلبان هم تریبون بیشتری را در مناظرات یا برنامههای گفتوگو محور در اختیار داشتهاند.
پیرمؤذن یکی از اعضای فراکسیون رهروان در باره این جلسه میگوید: «امروز صبح در جلسه فراکسیون رهروان با رئیس صدا وسیما، عموم نمایندگان حاضر در جلسه ازسیاه نمایی برجام توسط صداوسیما منتقد بودند. اینجانب نیز بهجد از رئیس رسانه میلی تندروها به جهت سیاهنمایی ظالمانه برجام بهرغم حمایت ملت از برجام، از عدم پخش اظهارات ظریف و نهاوندیان در کمیسیون ویژه برجام، از تخریب دولت و مجلس، از سیاسی نمودن عزاداری تاسوعا و عاشورای حسینی ایرانیان و اردبیلیهای حسینی، از تبلیغ غیرمتعارف خسران آور پدیده شاندیز و میزان و حلزون، از بیتوجهی به همه سلایق، از شطرنجی کردن تصویر دکتر آخوندی، از سانسور کردن تصویرحسین فریدون برادر رئیسجمهور در گزارش سیل ایلام، از میلی شدن رسانه بهجای ملی و رسانه جبهه پایداری شدن رسانه خاصه رسانه زاکانی، نقوی حسینی و رسایی شدن، از بیمهری به محیطزیست و... بازخواست نمودم.»
احتمال افزایش حملات به صداوسیما در4ماه آتی
مقام معظم رهبری در سال 1383 و در جمع دانشجویان چند عرصه را به عنوان محلهای فشار دشمن برشمردند که «از کار انداختن بازوهای توانمند نظام» از جمله این موارد میباشد که میتواند در نهادهایی مانند سپاه، شورای نگهبان، صدا و سیما و قوه قضائیه صورت عینی به خود بگیرد.
تجدیدنظرطلبان همواره تلاش کردند با دوگانه نهادهای حاکمیتی- مدنی، نهادهای مؤثر نظام را در افکار عمومی بیاعتبار نمایند و این پروسه همانطور که گفته شد، همچنان ادامه دارد. در ایام هشت ساله حاکمیتی این جریان بر قوه مجریه هم بدبین کردن مردم نسبت به رأس و بدنه نظام اسلامی در قالب «مشروعیتزدایی از شورای نگهبان»، «تخریب سپاه و بسیج»، «حمله به صداوسیما» و «هجمه به عملکرد قوه قضائیه» عملیاتی میشد که هدف از آن را سعید حجاریان، مشاور عالی سیاسی رئیسجمهور اصلاحات، چنین بیان میکند: «در کشور ما نمایشنامهای در حال اجراست که سه پرده دارد و الان دو پرده از آن اجرا شده است. پرده اول، قضیه قتلهای محفلی بود، پرده دوم آن، حادثه کوی دانشگاه بود و پرده سوم در راه است. پرده سوم چیزی شبیه کودتاست، در قضیه اول بستر و میزبان وزارت اطلاعات بود. در دومی تحت پوشش نیروی انتظامی یک محفل شکل گرفت. پرده سوم در سپاه انجام میشود... در پرده اول تمام دگراندیشان، روشنفکران با نظام پدرکشتگی پیدا کردند و مشروعیت نظام در پیش آنها به صفر رسید. در پرده دوم [کوی دانشگاه 18 تیر] تمام دانشجویان یا حداقل قسمت اعظم آنها از نظام جدا شدند. در پرده سوم تمام مردم از نظام جدا خواهند شد و مردم اعتمادشان از بین خواهد رفت... در پرده سوم هدف اسقاط و براندازی کل نظام است.»
وی همچنین بعد از غائله قتلهای زنجیرهای نهادهای مورد توجه برای تخریب را اینگونه اعلام میکند: «بعد از وزارت اطلاعات، سراغ سپاه و نیروی انتظامی و صداوسیما برویم. ساختار فعلی این دو نیرو، آنها را مانعی بر سر راه توسعه سیاسی تبدیل کرده است.»
با مشاهده تاکتیکهای رسانهای جماعت تجدیدنظرطلب در طول یکی دو دهه اخیر میتوان پی برد که دقیقاً همین اهداف از سوی رسانههای زنجیرهای در مواجهه با نظام و رسانه ملی دنبال میشود.
حال با توجه به آنچه عنوان شد انتظار میرود حملات پی در پی تجدیدنظرطلبان به رسانه ملی در چهار ماه آتی افزایش چشمگیری به خود بگیرد چراکه مظلومنمایی در آستانه هر انتخاباتی از شگردهای وابستگان به این جریان بوده که نهایتاً میتواند از یک سو مقبولیت سیاسی نامزدهای این جریان را افزایش داده و از سوی دیگر بیاعتماد کردن مردم به اخبار و برنامههای صداوسیما و در نهایت نظام رنگ تحقق به خود بگیرد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه