ورود به اقتصاد ضرورت یا انتخاب
هر کار بزرگی به ویژه در شرایط سخت جنگی، نیازمند نیروهای به شدت مومن به هدف، فداکار، و پرکار است. جز نیروهای انقلابی که بخش مهمیشان در دهه اول در سپاه مشغول شده بودند، نیروی اجرایی توانمند و امتحان پس داده برای آن کار بزرگ نداشتند. باز مجبور بودند کار را به نیروهای سپاه در عرصههای مختلف صنعتی، علمی و اقتصادی بسپارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا؛ سایت حرف تو به نقل از آخرین به روز رسانی وبگاه " ایلیا " نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی دانا, حرف تو, ایلیا,میگویند مگر نمیبینی؟ فلان سردار سپاه فلان رانت را گرفته است، بهمانی را نمیبینی چه سرمایهای یک شبه به دست آورده است؟ فلانی چه زندگی اشرافی و مسرفانهای دارد؟ و…؛ فارغ از اینکه چنین ادعاهایی درباره مصادیقش چقدر راست و چقدر دروغ است، نتیجه میگیرند پس سپاه نباید وارد عرصهی اقتصاد بشود. تهی بودن استدلال چندان نیاز به اثبات ندارد. چه اینگونه باشد در ارتش، در وزارت اقتصاد، در بانک، در رانندههای تاکسی، در معلمها، در کارمندان شهرداری، در بقالها و… حتما و حتما آدم ناپاک وجود دارد. کسانی که از موقعیت شغلی خود سوء استفاده میکنند. آیا به این معنی است که چون یک معلم بد داریم، باید همه مدارس را تعطیل کنیم؟ یا چون یک نفر در فلان بانک دزدی کرد، باید کل بانکها را تعطیل کنیم؟ حال اگر در فلان پروژه اقتصادی یک سپاهی باشد که رانتخواری کرده یا فلان سوء استفاده را کرده است، باید کل کارهای اقتصادی سپاه را تعطیل کرد؟
,

, اما ماجرای نسبت اقتصاد و سپاه از اینجا آغاز نمیشود. ماجرا خلاف آنچه تصور میشود به دلیل بیکاری سپاه و رواج دنیاگرایی میان اعضای آن نبوده است. هر چند آقای هاشمی بعد از جنگ و بعد از شکست طرح ادغام سپاه با ارتش جهت ایدئولوژی زدایی از آن و به تبعش به حاشیهراندنش، علاقهمند بود با وارد کردن نیروهای سپاه، مانور تجمل را به این نیرو نیز سرایت دهد. یحتمل برخی نیروهای سپاه نیز تحت تاثیر این برنامهریزی قرار گرفتند. اما عامل ورود سپاه به اقتصاد این طرحریزیهای با نیت خاص آقای هاشمی بود. ماجرا از ضرورتهای حرکت انقلاب بعد از پایان جنگ در عرصه نظامی مستقیم بر میگردد.
,فشارهای سخت سیاسی-اقتصادی، به قوت –بلکه بیشتر- ادامه داشت. بازسازی کشور و افزایش زیرساختها، گسترش فعالیتهای جمهوری اسلامی در سراسر دنیا، حمایت از جریانات اسلامگرا در نقاط مختلف، مبارزه نفس گیر با آمریکا و اسرائیل، حمایت از گروههای مقاومت و… نیازمند قدرت مالی بود. جنگ همچنان با شدت تمام بین جبهه مستکبرین و مستضعفین در حال ادامه بود. حال اوضاع با دوران دفاع مقدس، فرقی نمیداشت. آن هنگام برای تهیه اسلحه و مواد اولیه ساخت تجهیزات نظامی، سپاه باید به تلاش میپرداخت، الان برای تامین امکانات قدرتمند شدن بنیهی اقتصادی کشور و جریانات اسلامگرای جهان. این انتخاب نبود. این ضرورت بیبرگشت بود.
,هر کار بزرگی به ویژه در شرایط سخت جنگی، نیازمند نیروهای به شدت مومن به هدف، فداکار، و پرکار است. جز نیروهای انقلابی که بخش مهمیشان در دهه اول در سپاه مشغول شده بودند، نیروی اجرایی توانمند و امتحان پس داده برای آن کار بزرگ نداشتند. باز مجبور بودند کار را به نیروهای سپاه در عرصههای مختلف صنعتی، علمی و اقتصادی بسپارند. هر چند برخی نیروها که در این عرصهها فعال بودند، لزوما لباس رسمی نظامی به تن نداشتند و در خارج از سازمان سپاه مشغول شده بودند.
,برتری نیروی انسانی سپاه، همان نیروهایی که آوینی ظهور آنها را معجزهای از دم مسیحایی نفس امام امت میداند، حداقل در آن برهه غیر قابل انکار است. به ویژه آنکه بُعدی از اهمیت و این برتری، تکیه سپاه بر عموم مردم و به ویژه مستضعفین جامعه بود. سپاه از همانها شکل گرفته بود و با همان نیروها کار را جلو میبرد. این خصلت مردمی بودن سپاه و شکل گرفتن بستری برای ورود و حضور گسترده عموم مردم در پیشبرد آرمانهای انقلاب، از اساسیترین نقاط برتری سپاه بود. که متاسفانه ویژگی مردمی بودن و هدف بسترسازی برای حضور مردم برای پیشبرد انقلاب در عرصههای مختلف، مدتی است در این نهاد کمرنگ شده است.
,بعد دیگر ضرورت ورود سپاه، فراتر از موارد پیشگفته است. تغییرات بنیادی و ساختاری جهت انتقال از تمدن طاغوتی و مدرنیستی به تمدن اسلامی، نیازمند دورهی گذار است. طرد عملی و یکدفعه ساختارهای موجود و انتظار برای ساختن ساختارها و سازوکارهای متناسب با تمدن جدید انقلاب اسلامی، امکان پذیر نیست و خطر فروپاشی کامل را به همراه دارد. لاجرم باید به موازات اصلاحات جزئی در ساختار و نظامات سختافزاری و«صورت» جمهوری اسلامی (تفکیک قوا به شکل فعلی، ساختار قوا، سازمانها، فرهنگ حاکم بر آنها و…) باید به فکر طراحی مدلی جامع بر اساس آرمانهای ناب اسلامی بود. بی آنکه وصله پینه از ساختارهای کشورهای گوناگون باشد. سپاه و حضورش در عرصههای مختلف تلاشی برای این ماموریت بینهایت مهم است. یعنی جایگزینی حکومت دینی (در صورت و سیرت) به جای حکومت طاغوتی و مدرنیستی. و این فرآیند پیچیده، دشوار و زمانبر، به سان تعمیر کشتی بر روی آب باید صورت پذیرد.
,آنچه به اجمال فراوان گفته شود تیتر دلایل اصلی الزامات حضور سپاه در عرصههای مختلف اقتصادی، صنعتی، رسانه و ساحتهای مختلف حاکمیت است. بررسی هر کدام، اهمیتشان، توضیحاتشان، شواهد و تجربیات موفق و غیرموفق، نیازمند ساعتها بحث و گفتگو است.
,در پایان میخواهم بگویم که ورود سپاه به اقتصاد –که در کلیت کاملا موافق آن هستم- الزماتی دارد که هرگز بدون توجه به آنها نبودهام. تیتر وار اشاره میکنم به مراقبتهایی که باید حتما و همواره بشود: عدم شکلگیری روحیهی تجملی و دنیاطلبی در افراد دخیل، جلوگیری از شکلگیری طبقه اشرافی جدید، جلوگیری از رخت بربستن روحیه سادهزیستی و زهد، جلوگیری از فراموش کردن اهداف اصلی از اقدامات اینچنین، مبارزه جدی با کوچکترین فساد در این عرصهها، دقت فراوان برای حفظ روحیهی مردمی، تلاش برای بسترسازی برای ورود عموم مردم –مانند تجربه جنگ که مردم به عرصه آمدند-، عدم سوء استفاده از رانتهای مختلف، مراقبت در عدم ورود اشراف اطلاعاتی و امنیتی سپاه به رقابتهای اقتصادی، رعایت دقیق شرع در کارها، جلوگیری از شکلگیری روحیه تکنوکراسی، مراقبت بر شکل نگرفتن روحیهی محافظهکارانه و سازمانگرایی به جای انقلابیگری و آرمانگرایی، عدم تنزّل سپاه در ردیف احزاب سیاسی داخلی، و دهها مورد دیگر که همگی از الزامات اساسی و حیاتی چنین ورودی است
]
ارسال دیدگاه