گزارش اختصاصی/
عدم استفاده از ایده طراحان بومی در مبلمان شهری/سقز، شهری که سازه ها در آن با بافت سازگار نیست
یک هنرمند با اطلاعات هنری، آکادمیک و توان خود و هنرمندان دیگر المان، طرح، ایده و پیکره ای که از ریشه، تمدن و فرهنگ همین ملت و مردم را با کمترین هزینه استخراج و اجرا می کند[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گولان سقز؛ از دیر باز انسانهای اولیه وغارنشین برای رفع نیازهای زندگی و روزمره ی خود و وسایل آسایش و آرامش دست به ساخت اشیایی برای محل زندگی و رفع نیازشان در آن محل می پرداختند تا با آن روزگار بگذرانند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
با کشف آتش، رام حیوانات وحشی و ساخت ابزارالات شکار و جنگی به کیفیت هر چه بیشتر این وسایل پرداختند. تا آنجا که از غار به چادر و آبادی به روستا و شهرنشینی که آخرین مرحله تکامل و تمدن شهری بود رسیدند و چه بسا در همین شهرها با ایجاد ساخت و سازها و گذاشتن المانهای بصری و مکانهایی برای اداره شهر به فرهنگ شهرسازی و شهرنشینی رسیدند و پا را نیز فراتر از کاربردی بودن آن گذاشتند که برای زیبای آن از هنرمندان و معماران استفاده کردند و برای راحتی محیط زندگی خود و همشهریانشان و رفع نیازهای اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و بصری و نیاز به نشستن، ایستادن، قدم زدن، خواندن، برقراری ارتباط و...سازه هایی مانند نیمکت، سطل زباله، ایستگاه اتوبوس، تابلو و علائم راهنمایی، میادین و پیکره ها ساختند که نیاز های شهروندان در برخورد با شهر را پاسخ بدهد که اینگونه اشکال و اجسام را مبلمان شهری، اثاثیه شهری یاurban elements می گویند که نشانه ای از فرهنگ، هنر و تمدن یک ملت و شهر است که هر چه این مبلمان نزدیکتر به فرهنگ و تاریخ بومی آن نزدیکتر باشد رابطه بصری آشنا برای مردمش و میهمانان و توریست های حاضر در آن می شود.
,
اما در شهر ما اغتشاش بصری از بازخورد ساخت و سازهای غیر هنری نسبت به بافت شهری و بازخورد تابلوهای ناهمگون و نامتعارف در اندازه، رنگ، نوشته و اسمهای بیگانه و ضدفرهنگ بومی، نیمکتهای فلزی با طرحهای تکراری، کپی و مهندسی وغیر کارشناسی و رنگهای غیر مرطبت با روحیه ی مردمانش و بعد فضای موجود و میادینی که از نظر بصری بسیار تاثیر گذارند و بجر فلکه تاثیری در بافت شهری و المان ندارند نور پردازیهای غیر موثر، موانع و سد معبرهایی مانند نرده های میدان آزادی که مانند پرچینی جهت هدایت شهروندان به مسیری دیگر فراهم شده، ایجاد خیابانهای فرعی زیاد بر خیابانهای پر ترافیک اصلی و راهروهای ورودی زیادی که از نظر طرح و فرم ما را به یاد و خاطر پناهگاهای زمان جنگ می اندازد که از دیدگاه بصری اغتشاش و شلوغی حادی به این منطقه داده است و برای زنان و کودکان، سالمندان و افراد معلول ایجاد مزاحمت در رفت و آمدشان کرده است. این طرح متاسفانه از نظر ترافیکی و آرامش بصری و هزینه هاش هیچ تاثیری نداشته است و چه بسا طرحی ضد نفع عموم باشد که اگر زمانی بخواهد شهررا متروی در برگیرد با این مالکهای جدید چه بکند و ...
, 
,
یا سطل زباله هایی که نسبت به خیابانها و معابر این شهر که همان بافت قدیمی چند صد سال پیش خود را دارد از اندازه هایی غول آسا که همانند یک دکه و ساختمان به نظر میرسند.
,
تابلو و پلاکاردهای زیاد، داربست در اندازه ای بزرگ و مختلف و ضد آرامش بصری، تابلوهایی که به درخواست سفارش دهنده تو ذوقی و از اذیت دادن و شدت امواج بازتاب رنگی برای جلب توجه مخاطب استفاده کرده اند. پریزماها و بیلبوردها و تلویزیون شهری با ابعاد مختلف و ناهمگون در میدانی کوچک و شلوغ عرصه را برای آرامش فکری و بصری مردم در آن تنگ کرده است و اینها برخواسته از ضعف مدیریت شهریست که برای سودی دوطرفه و راحتی کار آرامش را از مردمش ربوده اند.
, 
,
متاسفانه مدیریت غیر مسئولانه شهری وعدم شناخت کافی و غیر کارشناسانه که به این آشوب فکری، هنری و محیطی دامن زده و برخواسته از نبود گرافیستان محیطی وهنرمندان هنرهای تجسمی و حتی نظرات آنها در شورا و شهرداری و روابط عمومی ادارات و سازمانهاست که قدرت تصمیم گیری و نظارت را در زیباسازی شهر دارند که این قسمت به کلی در حیطه و توان مهندسین معمار وعمران نمی باشد بلکه باید همسو با گرافیستان، طراحان صنعتی، نقاشان و طراحان فضای سبز باشد.
,
و کمبود جایگاه هنرمندان، گرافیستان و طراحان در عرصه ی مبلمان شهری کار را بدان جایی رسانده که مسئولین یک سازه ی کپی و فروشگاهی را از یک نمایشگاه خریداری کنند تا در میدانی یا دیواری نصب نمایند که تیشه به ریشه فرهنگ و هنر این دیار بوده و تاثیری جبران ناپذیر خواهد داشت.
,
ولی یک هنرمند با اطلاعات هنری، آکادمیک و توان خود و هنرمندان دیگر المان، طرح، ایده و پیکره ای که از ریشه، تمدن و فرهنگ همین ملت و مردم را با کمترین هزینه استخراج و اجرا می کند و برای درک بهتر از مبلمان شهری باید به ارگونومی و انتروپومتری که علم ابعاد و اندازه های انسانی برای ساخت وسایل و المانها و استفاده انسانی از این وسایل را شامل می شود که طراحان صنعتی نسبت به آن می پردازند که مهمترین قسمت و ساخت آن زیبایی وساخت آثاری زیبا، بدیع و فاخر است که باید برخواسته از تمدن، فرهنگ داستانها وادبیات بومی آن منطقه باشد و حتی برگرفته از مواد و مصالح قابل استفاده در جغرافیای منطقه باشد که نسبت به طول روز، گرما، سرما و شدت تابش نور خورشید، شلوغی یک خیابان، شدت رفت و آمد عابر پیاده در یک مدت زمانی خاص یک خیابان و ذوق لذت از چند گونه ی خاص طیف رنگی و خیلی موردهای روانشناسانه دیگر بستر ساخت مبلمان شهری یک شهر را می سازد و ما نباید فرهنگ بیگانه ملتی را برای مردمی که برایشان آشنا نیست و توان برقراری ارتباط با آن را ندارند آن هم به خاطر راحتی و فست بودن آن جانمایی کنیم .
,
بنابراین شهر سقز را نه دارای هویت بصری، فرهنگی، اجتماعی و جایگاه تاریخی و مبلمان شهری مختص به خود می بینیم ونه زیبایی خاص و آن هم نبود کارشناسان و طراحان صنعتی این نوع سازه ها و استفاده نکردن از ایده هایشان در بهبود نیاز بصری یک جامعه ست.
,
به قول شاعر:
,
زندگی زیباست ای زیبا پسند زنده اندیشان به زیبایش رسند
,
گزارش از: مختاراصغری-کارشناس ارشد گرافیک
]
ارسال دیدگاه