داستانک/ تعریفِ منطقِ بعضیها!
شب که میشود حوصلهها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از باشگاه خبرنگاران، در یک کلاس، شاگردی از استاد پرسید: «منطق چیست؟» استاد کمی فکر کرد و جواب داد: «گوش کنید، مثالی می زنم، دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز و دیگری کثیف است، من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند. شما فکر می کنید کدام یک این کار را انجام می دهد؟» شاگرد جواب داد: «خوب مسلما کثیفه!» استاد گفت: «نه، تمیزه، چون به حمام کردن عادت کرده است و کثیفه قدر آن را نمی داند. پس چه کسی حمام می کند؟» شاگرد جواب داد: «تمیزه!» استاد گفت: «نه، بر عکس کثیفه، چون او به حمام احتیاج دارد.» و باز پرسید: «خوب، پس کدام یک از آن ها حمام می کنند؟». شاگرد گفت: «کثیفه!» استاد گفت: « نه، البته که هر دو ! تمیزه به حمام کردن عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می کند؟» شاگرد با سر درگمی جواب داد: «هر دو!» استاد این بار توضیح داد: «نه، هیچ یک! چون کثیفه به حمام کردن عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!» شاگرد با اعتراض گفت: «بله درسته، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم؟ هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است!» استاد در پاسخ گفت: «خوب پس متوجه شدید، این یعنی منطق بعضی ها! این منطق بسته به این است که چه چیزی را بخواهی ثابت کنی!»
, شبکه اطلاع رسانی دانا,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه