آنچه دختران مجرد باید درباره "تجرد" بدانند

آنچه دختران مجرد باید درباره "تجرد" بدانند
ما دارای منتقدی درونی و سرزنش گر هستیم، منتقدی که به ما می گوید خیلی چاق، خیلی زشت، مسن یا عجیب و غریب هستیم و ما با گوش دادن به صدای آن منتقد درونی رفتارهایی از خودمان بروز می دهیم، که دیگران را از ما دور می کند، وقتی که مجرد می مانیم دلایلی برای خودمان می آوریم که اغلب از جنس توجیه هستند در واقع نبرد اعتماد به نفس باعث می شود پیام هایی منفی درباره خودمان به دیگران مخابره کنیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازپایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، بعضی از افراد مجرد مانده اند زیرا خودشان اینطور خواسته اند آنها علاقه ای ندارند وارد رابطه عاطفی جدی مانند ازدواج شوند برخی دیگر نیز به دلیل شرایط خاص زندگی شان تن به تجرد داده اند شاید آنها به تازگی رابطه عاطفی جدی ای را ترک کرده اند یا اینکه هنوز نتوانسته اند فردی سازگار با خود پیدا کنند؛ هدف این مقاله آن نیست که همه مردان و زنان مجرد را در گروهی واحد دسته بندی کند یا قضاوتی سطحی درباره آنها داشته باشد با وجود این اغلب افراد بالای 30 سال مجرد درگیر این سؤال گیج کننده هستند که (چرا هنوز مجرد مانده ام؟)

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، بعضی از افراد مجرد مانده اند زیرا خودشان اینطور خواسته اند آنها علاقه ای ندارند وارد رابطه عاطفی جدی مانند ازدواج شوند برخی دیگر نیز به دلیل شرایط خاص زندگی شان تن به تجرد داده اند شاید آنها به تازگی رابطه عاطفی جدی ای را ترک کرده اند یا اینکه هنوز نتوانسته اند فردی سازگار با خود پیدا کنند؛ هدف این مقاله آن نیست که همه مردان و زنان مجرد را در گروهی واحد دسته بندی کند یا قضاوتی سطحی درباره آنها داشته باشد با وجود این اغلب افراد بالای 30 سال مجرد درگیر این سؤال گیج کننده هستند که (چرا هنوز مجرد مانده ام؟), پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، , طنین یاس,

در این مقاله سعی می کنم که پاسخ هایی برای این سوال بیابم.

*اکثر افراد تجربه آسیب دیدن در روابط عاطفی را دارند با تجربه های ناخوشایندی که به مرور زمان ایجاد می شوند، آنها میزان تفاوتی از احساس پس زده شدن را به دوش خواهند کشید. البته زمان شروع این فرایند خیلی پیش تر از زمان ورود ما به روابط عاطفی بوده است این مسئله مربوط به دوران کودکی مان می شود دورانی که روابط آزار دهنده با دیگران باعث شده است برای محافظت از خود دیواری در اطرافمان بکشیم یا نگرش منفی درباره دنیا پیدا کنیم همین نگرش در بزرگسالی بر روابطمان تأثیری می گذارد که بیش از حد در مواجه با دیگران حالت تدافعی پیدا کنیم و دایره روابطمان بیش از اندازه محدود شود به همین دلیل است که می خواهیم در روابط بزرگسالی مان آسیب پذیر نباشیم یا به راحتی دیگران را از دایره خود خط بزنیم.

* در حالت تدافعی تمایل داریم شریک عاطفی با مطلوبیتی کمتر از حد ایده آل مان انتخاب کنیم از این رو رابطه نامطلوب را آغاز می کنیم آنها با انتخاب شخصی که از نظر عاطفی در دسترس نیست از آنجایی که این کاملا ناخودآگاه اتفاق می افتد اغلب شریک عاطفی مان را برای به نتیجه نرسیدن رابطه سرزنش می کنیم. ما به دفعات احساس شکست یا ترد شدن را در رابطه تجربه می کنیم بدون آنکه بدانیم در واقع این خودمان هستیم که چنین شکستی را طلب کرده ایم بنابراین ما در عوض جدا شدن از تصویری که مدت ها پیش از خودمان ساخته ایم و مشاهده تصویری مثبت تر و روشن تر از خود همواره به ترس های پنهانمان پناه می بریم زیرا تغییرات جدید در ما احساس اصظراب و بی قراری به وجود می آورند و شاید افکار سرزنش کننده ای را در ذهنمان بیدار کنند که می گویند: « فکرکردی کی هستی؟» « تو خیلی هم خوب نیستی»، شاید این ترس ها باعث می شود به  روابطی قدم بگذاریم که هیچ آینده ای ندارد یا به افرادی علاقمند می شویم که اصلا نمی خواهند روابط عاطفی واقعی داشته باشند زیرا در کنار آن آدم ها تصویر هک شده و مخرب و منفی از خود را تقویت می کنیم و آن احساسات آشنا اما دردناک در درونمان زنده می ماند.

*بیشتر ما تظاهر می کنیم که به دنبال شریکی دوست داشتنی هستیم اما تجربه عشق واقعی تخلیات ما از عشق را بهم میزند، ترس های ما درباره صمیمیت می تواند به این شکل ظاهر شود نگرانی از پیدا شدن کسی که بیش از حد دوستمان دارد این دلیلی به ظاهر غیرمنطقی اما درک پذیر است که ما اصلا نخواهیم با کسی آشنا شویم یا با عیجب جویی و حتی متوسل شدن به رفتارهای ناپسند شریک عاطفی مان را تنبیه کنیم ، صرفا با این هدف که مطمئن شویم آن عشق یا محبتی را که مدعی خواستنش هستیم از او دریافت نخواهیم کرد واقعیت آن است که اکثر افراد در روابط عاطفی فقط می توانند حد معینی از صمیمیت را تحمل کنند ما در مقابل افرادی که بخواهند صمیمیتی بیش از آن مقدار را نشان دهند به شدت مقاومت می کنیم در نتیجه ما همیشه آن میزان عشقی را که به  ظاهر مدعی خواستن آن هستیم ، نمی خواهیم.

*اغلب سازوکارهای دفاعی روانی ما باعث می شوند که در انتخاب افراد سختگیرانه تر عمل کنیم و بیشتر به سمت پیش داوری برویم به خصوص بعد از آنکه تجربه های بدی را پشت سر گذاشته ایم مانند زمانی که شخص مورد علاقه مان ما را فریب داده است یا از سوی او طرد شده ایم، شاید بسیاری از خانم ها چنین افکاری در ذهنشان شکل بگیرد که دیگر هیچ مرد پاک و نجیبی پیدا نمی شود یا همه مردهای خوب قبلا ازدواج کرده اند شاید آقایان نیز چنین افکاری به ذهنشان خطور نکند، نمی توانیم به زن ها اعتماد کنیم یا همه زنها به دنبال سوء استفاده از تو هستند، از این رو احتمالا انتظارات نامعقولی از شریک عاطفی خود خواهیم داشت یا از همان لحظه اول اشنایی به  طرف مقابل به دنبال برجسته کردن نقاط ضعف او هستیم، هنگامی که از روی بی اعتمادی و عیب جویی به دنیا نگاه می کنیم بسیاری از افراد را از دایره انتخابمان حذف می کنیم منظور همان افرادی است که احتمالا می توانستند شریک عاطفی مناسبی برای ما باشند ما به آشنا شدن با دسته خاصی از آدم های به قول خودمان مناسب فکر می کنیم در حالی که اصلا متوجه نیستیم آیا رابطه با آن شخص در دراز مدت باعث رضایت مان خواهد شد یا خیر.!

*ما دارای منتقدی درونی و سرزنش گر هستیم، منتقدی که به ما می گوید خیلی چاق ، خیلی زشت، مسن یا عجیب و غریب هستیم و ما با گوش دادن به صدای آن منتقد درونی رفتارهایی از خودمان را بروز می دهیم، که دیگران را از ما دور می کند، وقتی که مجرد می مانیم دلایلی برای خودمان می آوریم که اغلب از جنس توجیه هستند در واقع نبرد اعتماد به نفس باعث می شود پیام هایی منفی درباره خودمان به دیگران مخابره کنیم بسیاری از افراد حتی زمانی که برای رهایی از احساسات منفی به شدت نیاز به بیرون رفتن از خانه دارند باز هم از این کار خودداری می کنند چه برسد به اینکه بخواهند خودشان را درموقعیت های جدید قرار دهند که چه بسا امکان آشنایی با فردی جدید را به آنها بدهد این افراد حتی زمانی که واقعا به کسی علاقمند می شوند شاید به دلیل عزت نفس پایین از دنبال کردن خواسته شان منصرف شوند.

*کم بود عزت نفس اغلب منجر به ترس از ایجاد رقابت با دیگران می شود، چندان سخت نیست که خودمان را پایین تر از دیگران ببینیم مخصوصا وقتی بحث ایجاد روابط عاطفی مطرح می شود وقتی با کسی ملاقات می کنیم که به او علاقه داریم اغلب این فکر در ذهنمان شکل می گیرد که او می تواند بهتر از من هم پیدا کند، شاید به محض اینکه فکر کنیم افراد دیگری هم هستند که به شخص مورد علاقه مان ، ابراز علاقه کنند به سرعت پا پس می کشیم شاید احساس کنیم تمایلی به رقابت با دیگران نداریم به ویژه وقتی سنمان بالاتر می رود بنابراین اینطور به خومان حمله می کنیم که «دیگر از تو گذشته  است»، « تو برای او بیش از حد مسن هستی» ترس های ما از رقابت با دیگران موجب می شود حتی از  قرار دادن خودمان در موقعیت و ایجاد روابط عاطفی پرهیز کنیم.

*با بالا رفتن سن افراد اغلب تمایل دارند که بیشتر در همان محدوده امن خود باقی بمانند زنان امروزی به مراتب بیش از گذشته موفق، توانمند و خودکفا هستند اینان همگی نکات مثبت هستند اما هر چه مردان و زنان بیشتر احساس راحتی و استقلال می کنند بیشتر هم تمایل پیدا خواهند کرد که خود را درون حبابی از راحت طلبی قرار دهند حبابی که بیرون رفتن از آن برایشان بسیار سخت است، پا گذاشتن به دنیای بیرون از محدوده امن برای  آنها خطراتی به دنبال دارند اما آنها نمی خواهند آن خطرات را به جان بخرند.

آری بسیاری از ما بعد از یک روز کاری سخت ترجیح می دهیم که لباس راحتی مان را بپوشیم و درون رختخوابمان برویم بجای آنکه بیرون برویم و با دنیای اضطراب آور و نامشخص ملاقات با آدم های جدید  مواجه شویم.

*با گذشت زمان ما قوانینی درباره رابطه عاطفی خود ایجاد می کنیم و در نتیجه آموخته هایمان در زندگی را روی کاغذ می آوریم اما آنچه روی کاغذ خوب به نظر می رسد شاید همیشه در دنیای واقعی خوب کار نکند وقتی مطابق قوانینی عمل می کنیم که بر مبنای گذشته ما عمل می کنند این احتمال وجود دارد که زنجیره ای دائمی از روابط ناامید کننده را تجربه کنیم پذیرا بودن و پرهیز از پیش داروی، اصلی مهم برای آغاز روابط عاطفی و انتخاب همسر است، بله شاید در گذشته در روابطی آسیب دیده ایم اما باید بپذیریم که وقتی از ترس آسیب مجدد به  محافظه کاری افراطی روی می  آوریم شانسمان را برای آشنایی با افراد جدید کاهش می دهیم، افرادی که می توانیم واقعا با آنها آینده ای موفق داشته باشیم، قوانین خود ساخته ما باعث می شوند کمتر صداقت و یک رنگی نشان بدهیم و از احساسات واقعی مان دور بمانیم، جست و جو به دنبال یار و همراه زندگی سفر ساده ای نیست اما بهتر است که خودمان این سفر را آغاز کنیم مهم است که بتوانیم  با الگوهای مخرب درونی مان مقابله کنیم الگوهایی که می خواهند سد راه ما شوند.

*اگر احساس می کنید ترس ها و باورهای درونیت باعث مجرد ماندن توست و به تنهایی قادر به غلبه به آنها نیستی بهتر است از مشاور و  فرد متخصص در این زمینه کمک بگیری .

 بسیاری از اوقات ما از درونیات خود بی خبر هستیم درونیاتی که باعث شکستمان در دنیای بیرونی می شوند باید فرد امین و دلسوزی در کنارمان باشد که با انداختن نور چراغ قوه به تاریکخانه روحمان ما را درباره واقعیت درونی مان آگاه تر کند.

منابع:

هفته نامه راز

شماره های مختلف نشریه موفقیت

 

گردآوری: ناهید زندی پژوه

,

در این مقاله سعی می کنم که پاسخ هایی برای این سوال بیابم.

*اکثر افراد تجربه آسیب دیدن در روابط عاطفی را دارند با تجربه های ناخوشایندی که به مرور زمان ایجاد می شوند، آنها میزان تفاوتی از احساس پس زده شدن را به دوش خواهند کشید. البته زمان شروع این فرایند خیلی پیش تر از زمان ورود ما به روابط عاطفی بوده است این مسئله مربوط به دوران کودکی مان می شود دورانی که روابط آزار دهنده با دیگران باعث شده است برای محافظت از خود دیواری در اطرافمان بکشیم یا نگرش منفی درباره دنیا پیدا کنیم همین نگرش در بزرگسالی بر روابطمان تأثیری می گذارد که بیش از حد در مواجه با دیگران حالت تدافعی پیدا کنیم و دایره روابطمان بیش از اندازه محدود شود به همین دلیل است که می خواهیم در روابط بزرگسالی مان آسیب پذیر نباشیم یا به راحتی دیگران را از دایره خود خط بزنیم.

* در حالت تدافعی تمایل داریم شریک عاطفی با مطلوبیتی کمتر از حد ایده آل مان انتخاب کنیم از این رو رابطه نامطلوب را آغاز می کنیم آنها با انتخاب شخصی که از نظر عاطفی در دسترس نیست از آنجایی که این کاملا ناخودآگاه اتفاق می افتد اغلب شریک عاطفی مان را برای به نتیجه نرسیدن رابطه سرزنش می کنیم. ما به دفعات احساس شکست یا ترد شدن را در رابطه تجربه می کنیم بدون آنکه بدانیم در واقع این خودمان هستیم که چنین شکستی را طلب کرده ایم بنابراین ما در عوض جدا شدن از تصویری که مدت ها پیش از خودمان ساخته ایم و مشاهده تصویری مثبت تر و روشن تر از خود همواره به ترس های پنهانمان پناه می بریم زیرا تغییرات جدید در ما احساس اصظراب و بی قراری به وجود می آورند و شاید افکار سرزنش کننده ای را در ذهنمان بیدار کنند که می گویند: « فکرکردی کی هستی؟» « تو خیلی هم خوب نیستی»، شاید این ترس ها باعث می شود به  روابطی قدم بگذاریم که هیچ آینده ای ندارد یا به افرادی علاقمند می شویم که اصلا نمی خواهند روابط عاطفی واقعی داشته باشند زیرا در کنار آن آدم ها تصویر هک شده و مخرب و منفی از خود را تقویت می کنیم و آن احساسات آشنا اما دردناک در درونمان زنده می ماند.

*بیشتر ما تظاهر می کنیم که به دنبال شریکی دوست داشتنی هستیم اما تجربه عشق واقعی تخلیات ما از عشق را بهم میزند، ترس های ما درباره صمیمیت می تواند به این شکل ظاهر شود نگرانی از پیدا شدن کسی که بیش از حد دوستمان دارد این دلیلی به ظاهر غیرمنطقی اما درک پذیر است که ما اصلا نخواهیم با کسی آشنا شویم یا با عیجب جویی و حتی متوسل شدن به رفتارهای ناپسند شریک عاطفی مان را تنبیه کنیم ، صرفا با این هدف که مطمئن شویم آن عشق یا محبتی را که مدعی خواستنش هستیم از او دریافت نخواهیم کرد واقعیت آن است که اکثر افراد در روابط عاطفی فقط می توانند حد معینی از صمیمیت را تحمل کنند ما در مقابل افرادی که بخواهند صمیمیتی بیش از آن مقدار را نشان دهند به شدت مقاومت می کنیم در نتیجه ما همیشه آن میزان عشقی را که به  ظاهر مدعی خواستن آن هستیم ، نمی خواهیم.

*اغلب سازوکارهای دفاعی روانی ما باعث می شوند که در انتخاب افراد سختگیرانه تر عمل کنیم و بیشتر به سمت پیش داوری برویم به خصوص بعد از آنکه تجربه های بدی را پشت سر گذاشته ایم مانند زمانی که شخص مورد علاقه مان ما را فریب داده است یا از سوی او طرد شده ایم، شاید بسیاری از خانم ها چنین افکاری در ذهنشان شکل بگیرد که دیگر هیچ مرد پاک و نجیبی پیدا نمی شود یا همه مردهای خوب قبلا ازدواج کرده اند شاید آقایان نیز چنین افکاری به ذهنشان خطور نکند، نمی توانیم به زن ها اعتماد کنیم یا همه زنها به دنبال سوء استفاده از تو هستند، از این رو احتمالا انتظارات نامعقولی از شریک عاطفی خود خواهیم داشت یا از همان لحظه اول اشنایی به  طرف مقابل به دنبال برجسته کردن نقاط ضعف او هستیم، هنگامی که از روی بی اعتمادی و عیب جویی به دنیا نگاه می کنیم بسیاری از افراد را از دایره انتخابمان حذف می کنیم منظور همان افرادی است که احتمالا می توانستند شریک عاطفی مناسبی برای ما باشند ما به آشنا شدن با دسته خاصی از آدم های به قول خودمان مناسب فکر می کنیم در حالی که اصلا متوجه نیستیم آیا رابطه با آن شخص در دراز مدت باعث رضایت مان خواهد شد یا خیر.!

*ما دارای منتقدی درونی و سرزنش گر هستیم، منتقدی که به ما می گوید خیلی چاق ، خیلی زشت، مسن یا عجیب و غریب هستیم و ما با گوش دادن به صدای آن منتقد درونی رفتارهایی از خودمان را بروز می دهیم، که دیگران را از ما دور می کند، وقتی که مجرد می مانیم دلایلی برای خودمان می آوریم که اغلب از جنس توجیه هستند در واقع نبرد اعتماد به نفس باعث می شود پیام هایی منفی درباره خودمان به دیگران مخابره کنیم بسیاری از افراد حتی زمانی که برای رهایی از احساسات منفی به شدت نیاز به بیرون رفتن از خانه دارند باز هم از این کار خودداری می کنند چه برسد به اینکه بخواهند خودشان را درموقعیت های جدید قرار دهند که چه بسا امکان آشنایی با فردی جدید را به آنها بدهد این افراد حتی زمانی که واقعا به کسی علاقمند می شوند شاید به دلیل عزت نفس پایین از دنبال کردن خواسته شان منصرف شوند.

*کم بود عزت نفس اغلب منجر به ترس از ایجاد رقابت با دیگران می شود، چندان سخت نیست که خودمان را پایین تر از دیگران ببینیم مخصوصا وقتی بحث ایجاد روابط عاطفی مطرح می شود وقتی با کسی ملاقات می کنیم که به او علاقه داریم اغلب این فکر در ذهنمان شکل می گیرد که او می تواند بهتر از من هم پیدا کند، شاید به محض اینکه فکر کنیم افراد دیگری هم هستند که به شخص مورد علاقه مان ، ابراز علاقه کنند به سرعت پا پس می کشیم شاید احساس کنیم تمایلی به رقابت با دیگران نداریم به ویژه وقتی سنمان بالاتر می رود بنابراین اینطور به خومان حمله می کنیم که «دیگر از تو گذشته  است»، « تو برای او بیش از حد مسن هستی» ترس های ما از رقابت با دیگران موجب می شود حتی از  قرار دادن خودمان در موقعیت و ایجاد روابط عاطفی پرهیز کنیم.

*با بالا رفتن سن افراد اغلب تمایل دارند که بیشتر در همان محدوده امن خود باقی بمانند زنان امروزی به مراتب بیش از گذشته موفق، توانمند و خودکفا هستند اینان همگی نکات مثبت هستند اما هر چه مردان و زنان بیشتر احساس راحتی و استقلال می کنند بیشتر هم تمایل پیدا خواهند کرد که خود را درون حبابی از راحت طلبی قرار دهند حبابی که بیرون رفتن از آن برایشان بسیار سخت است، پا گذاشتن به دنیای بیرون از محدوده امن برای  آنها خطراتی به دنبال دارند اما آنها نمی خواهند آن خطرات را به جان بخرند.

آری بسیاری از ما بعد از یک روز کاری سخت ترجیح می دهیم که لباس راحتی مان را بپوشیم و درون رختخوابمان برویم بجای آنکه بیرون برویم و با دنیای اضطراب آور و نامشخص ملاقات با آدم های جدید  مواجه شویم.

*با گذشت زمان ما قوانینی درباره رابطه عاطفی خود ایجاد می کنیم و در نتیجه آموخته هایمان در زندگی را روی کاغذ می آوریم اما آنچه روی کاغذ خوب به نظر می رسد شاید همیشه در دنیای واقعی خوب کار نکند وقتی مطابق قوانینی عمل می کنیم که بر مبنای گذشته ما عمل می کنند این احتمال وجود دارد که زنجیره ای دائمی از روابط ناامید کننده را تجربه کنیم پذیرا بودن و پرهیز از پیش داروی، اصلی مهم برای آغاز روابط عاطفی و انتخاب همسر است، بله شاید در گذشته در روابطی آسیب دیده ایم اما باید بپذیریم که وقتی از ترس آسیب مجدد به  محافظه کاری افراطی روی می  آوریم شانسمان را برای آشنایی با افراد جدید کاهش می دهیم، افرادی که می توانیم واقعا با آنها آینده ای موفق داشته باشیم، قوانین خود ساخته ما باعث می شوند کمتر صداقت و یک رنگی نشان بدهیم و از احساسات واقعی مان دور بمانیم، جست و جو به دنبال یار و همراه زندگی سفر ساده ای نیست اما بهتر است که خودمان این سفر را آغاز کنیم مهم است که بتوانیم  با الگوهای مخرب درونی مان مقابله کنیم الگوهایی که می خواهند سد راه ما شوند.

*اگر احساس می کنید ترس ها و باورهای درونیت باعث مجرد ماندن توست و به تنهایی قادر به غلبه به آنها نیستی بهتر است از مشاور و  فرد متخصص در این زمینه کمک بگیری .

 بسیاری از اوقات ما از درونیات خود بی خبر هستیم درونیاتی که باعث شکستمان در دنیای بیرونی می شوند باید فرد امین و دلسوزی در کنارمان باشد که با انداختن نور چراغ قوه به تاریکخانه روحمان ما را درباره واقعیت درونی مان آگاه تر کند.

منابع:

هفته نامه راز

شماره های مختلف نشریه موفقیت

 

گردآوری: ناهید زندی پژوه

,

در این مقاله سعی می کنم که پاسخ هایی برای این سوال بیابم.

*اکثر افراد تجربه آسیب دیدن در روابط عاطفی را دارند با تجربه های ناخوشایندی که به مرور زمان ایجاد می شوند، آنها میزان تفاوتی از احساس پس زده شدن را به دوش خواهند کشید. البته زمان شروع این فرایند خیلی پیش تر از زمان ورود ما به روابط عاطفی بوده است این مسئله مربوط به دوران کودکی مان می شود دورانی که روابط آزار دهنده با دیگران باعث شده است برای محافظت از خود دیواری در اطرافمان بکشیم یا نگرش منفی درباره دنیا پیدا کنیم همین نگرش در بزرگسالی بر روابطمان تأثیری می گذارد که بیش از حد در مواجه با دیگران حالت تدافعی پیدا کنیم و دایره روابطمان بیش از اندازه محدود شود به همین دلیل است که می خواهیم در روابط بزرگسالی مان آسیب پذیر نباشیم یا به راحتی دیگران را از دایره خود خط بزنیم.

* در حالت تدافعی تمایل داریم شریک عاطفی با مطلوبیتی کمتر از حد ایده آل مان انتخاب کنیم از این رو رابطه نامطلوب را آغاز می کنیم آنها با انتخاب شخصی که از نظر عاطفی در دسترس نیست از آنجایی که این کاملا ناخودآگاه اتفاق می افتد اغلب شریک عاطفی مان را برای به نتیجه نرسیدن رابطه سرزنش می کنیم. ما به دفعات احساس شکست یا ترد شدن را در رابطه تجربه می کنیم بدون آنکه بدانیم در واقع این خودمان هستیم که چنین شکستی را طلب کرده ایم بنابراین ما در عوض جدا شدن از تصویری که مدت ها پیش از خودمان ساخته ایم و مشاهده تصویری مثبت تر و روشن تر از خود همواره به ترس های پنهانمان پناه می بریم زیرا تغییرات جدید در ما احساس اصظراب و بی قراری به وجود می آورند و شاید افکار سرزنش کننده ای را در ذهنمان بیدار کنند که می گویند: « فکرکردی کی هستی؟» « تو خیلی هم خوب نیستی»، شاید این ترس ها باعث می شود به  روابطی قدم بگذاریم که هیچ آینده ای ندارد یا به افرادی علاقمند می شویم که اصلا نمی خواهند روابط عاطفی واقعی داشته باشند زیرا در کنار آن آدم ها تصویر هک شده و مخرب و منفی از خود را تقویت می کنیم و آن احساسات آشنا اما دردناک در درونمان زنده می ماند.

*بیشتر ما تظاهر می کنیم که به دنبال شریکی دوست داشتنی هستیم اما تجربه عشق واقعی تخلیات ما از عشق را بهم میزند، ترس های ما درباره صمیمیت می تواند به این شکل ظاهر شود نگرانی از پیدا شدن کسی که بیش از حد دوستمان دارد این دلیلی به ظاهر غیرمنطقی اما درک پذیر است که ما اصلا نخواهیم با کسی آشنا شویم یا با عیجب جویی و حتی متوسل شدن به رفتارهای ناپسند شریک عاطفی مان را تنبیه کنیم ، صرفا با این هدف که مطمئن شویم آن عشق یا محبتی را که مدعی خواستنش هستیم از او دریافت نخواهیم کرد واقعیت آن است که اکثر افراد در روابط عاطفی فقط می توانند حد معینی از صمیمیت را تحمل کنند ما در مقابل افرادی که بخواهند صمیمیتی بیش از آن مقدار را نشان دهند به شدت مقاومت می کنیم در نتیجه ما همیشه آن میزان عشقی را که به  ظاهر مدعی خواستن آن هستیم ، نمی خواهیم.

*اغلب سازوکارهای دفاعی روانی ما باعث می شوند که در انتخاب افراد سختگیرانه تر عمل کنیم و بیشتر به سمت پیش داوری برویم به خصوص بعد از آنکه تجربه های بدی را پشت سر گذاشته ایم مانند زمانی که شخص مورد علاقه مان ما را فریب داده است یا از سوی او طرد شده ایم، شاید بسیاری از خانم ها چنین افکاری در ذهنشان شکل بگیرد که دیگر هیچ مرد پاک و نجیبی پیدا نمی شود یا همه مردهای خوب قبلا ازدواج کرده اند شاید آقایان نیز چنین افکاری به ذهنشان خطور نکند، نمی توانیم به زن ها اعتماد کنیم یا همه زنها به دنبال سوء استفاده از تو هستند، از این رو احتمالا انتظارات نامعقولی از شریک عاطفی خود خواهیم داشت یا از همان لحظه اول اشنایی به  طرف مقابل به دنبال برجسته کردن نقاط ضعف او هستیم، هنگامی که از روی بی اعتمادی و عیب جویی به دنیا نگاه می کنیم بسیاری از افراد را از دایره انتخابمان حذف می کنیم منظور همان افرادی است که احتمالا می توانستند شریک عاطفی مناسبی برای ما باشند ما به آشنا شدن با دسته خاصی از آدم های به قول خودمان مناسب فکر می کنیم در حالی که اصلا متوجه نیستیم آیا رابطه با آن شخص در دراز مدت باعث رضایت مان خواهد شد یا خیر.!

*ما دارای منتقدی درونی و سرزنش گر هستیم، منتقدی که به ما می گوید خیلی چاق ، خیلی زشت، مسن یا عجیب و غریب هستیم و ما با گوش دادن به صدای آن منتقد درونی رفتارهایی از خودمان را بروز می دهیم، که دیگران را از ما دور می کند، وقتی که مجرد می مانیم دلایلی برای خودمان می آوریم که اغلب از جنس توجیه هستند در واقع نبرد اعتماد به نفس باعث می شود پیام هایی منفی درباره خودمان به دیگران مخابره کنیم بسیاری از افراد حتی زمانی که برای رهایی از احساسات منفی به شدت نیاز به بیرون رفتن از خانه دارند باز هم از این کار خودداری می کنند چه برسد به اینکه بخواهند خودشان را درموقعیت های جدید قرار دهند که چه بسا امکان آشنایی با فردی جدید را به آنها بدهد این افراد حتی زمانی که واقعا به کسی علاقمند می شوند شاید به دلیل عزت نفس پایین از دنبال کردن خواسته شان منصرف شوند.

*کم بود عزت نفس اغلب منجر به ترس از ایجاد رقابت با دیگران می شود، چندان سخت نیست که خودمان را پایین تر از دیگران ببینیم مخصوصا وقتی بحث ایجاد روابط عاطفی مطرح می شود وقتی با کسی ملاقات می کنیم که به او علاقه داریم اغلب این فکر در ذهنمان شکل می گیرد که او می تواند بهتر از من هم پیدا کند، شاید به محض اینکه فکر کنیم افراد دیگری هم هستند که به شخص مورد علاقه مان ، ابراز علاقه کنند به سرعت پا پس می کشیم شاید احساس کنیم تمایلی به رقابت با دیگران نداریم به ویژه وقتی سنمان بالاتر می رود بنابراین اینطور به خومان حمله می کنیم که «دیگر از تو گذشته  است»، « تو برای او بیش از حد مسن هستی» ترس های ما از رقابت با دیگران موجب می شود حتی از  قرار دادن خودمان در موقعیت و ایجاد روابط عاطفی پرهیز کنیم.

*با بالا رفتن سن افراد اغلب تمایل دارند که بیشتر در همان محدوده امن خود باقی بمانند زنان امروزی به مراتب بیش از گذشته موفق، توانمند و خودکفا هستند اینان همگی نکات مثبت هستند اما هر چه مردان و زنان بیشتر احساس راحتی و استقلال می کنند بیشتر هم تمایل پیدا خواهند کرد که خود را درون حبابی از راحت طلبی قرار دهند حبابی که بیرون رفتن از آن برایشان بسیار سخت است، پا گذاشتن به دنیای بیرون از محدوده امن برای  آنها خطراتی به دنبال دارند اما آنها نمی خواهند آن خطرات را به جان بخرند.

آری بسیاری از ما بعد از یک روز کاری سخت ترجیح می دهیم که لباس راحتی مان را بپوشیم و درون رختخوابمان برویم بجای آنکه بیرون برویم و با دنیای اضطراب آور و نامشخص ملاقات با آدم های جدید  مواجه شویم.

*با گذشت زمان ما قوانینی درباره رابطه عاطفی خود ایجاد می کنیم و در نتیجه آموخته هایمان در زندگی را روی کاغذ می آوریم اما آنچه روی کاغذ خوب به نظر می رسد شاید همیشه در دنیای واقعی خوب کار نکند وقتی مطابق قوانینی عمل می کنیم که بر مبنای گذشته ما عمل می کنند این احتمال وجود دارد که زنجیره ای دائمی از روابط ناامید کننده را تجربه کنیم پذیرا بودن و پرهیز از پیش داروی، اصلی مهم برای آغاز روابط عاطفی و انتخاب همسر است، بله شاید در گذشته در روابطی آسیب دیده ایم اما باید بپذیریم که وقتی از ترس آسیب مجدد به  محافظه کاری افراطی روی می  آوریم شانسمان را برای آشنایی با افراد جدید کاهش می دهیم، افرادی که می توانیم واقعا با آنها آینده ای موفق داشته باشیم، قوانین خود ساخته ما باعث می شوند کمتر صداقت و یک رنگی نشان بدهیم و از احساسات واقعی مان دور بمانیم، جست و جو به دنبال یار و همراه زندگی سفر ساده ای نیست اما بهتر است که خودمان این سفر را آغاز کنیم مهم است که بتوانیم  با الگوهای مخرب درونی مان مقابله کنیم الگوهایی که می خواهند سد راه ما شوند.

*اگر احساس می کنید ترس ها و باورهای درونیت باعث مجرد ماندن توست و به تنهایی قادر به غلبه به آنها نیستی بهتر است از مشاور و  فرد متخصص در این زمینه کمک بگیری .

 بسیاری از اوقات ما از درونیات خود بی خبر هستیم درونیاتی که باعث شکستمان در دنیای بیرونی می شوند باید فرد امین و دلسوزی در کنارمان باشد که با انداختن نور چراغ قوه به تاریکخانه روحمان ما را درباره واقعیت درونی مان آگاه تر کند.

منابع:

هفته نامه راز

شماره های مختلف نشریه موفقیت

 

گردآوری: ناهید زندی پژوه

,

در این مقاله سعی می کنم که پاسخ هایی برای این سوال بیابم.

*اکثر افراد تجربه آسیب دیدن در روابط عاطفی را دارند با تجربه های ناخوشایندی که به مرور زمان ایجاد می شوند، آنها میزان تفاوتی از احساس پس زده شدن را به دوش خواهند کشید. البته زمان شروع این فرایند خیلی پیش تر از زمان ورود ما به روابط عاطفی بوده است این مسئله مربوط به دوران کودکی مان می شود دورانی که روابط آزار دهنده با دیگران باعث شده است برای محافظت از خود دیواری در اطرافمان بکشیم یا نگرش منفی درباره دنیا پیدا کنیم همین نگرش در بزرگسالی بر روابطمان تأثیری می گذارد که بیش از حد در مواجه با دیگران حالت تدافعی پیدا کنیم و دایره روابطمان بیش از اندازه محدود شود به همین دلیل است که می خواهیم در روابط بزرگسالی مان آسیب پذیر نباشیم یا به راحتی دیگران را از دایره خود خط بزنیم.

* در حالت تدافعی تمایل داریم شریک عاطفی با مطلوبیتی کمتر از حد ایده آل مان انتخاب کنیم از این رو رابطه نامطلوب را آغاز می کنیم آنها با انتخاب شخصی که از نظر عاطفی در دسترس نیست از آنجایی که این کاملا ناخودآگاه اتفاق می افتد اغلب شریک عاطفی مان را برای به نتیجه نرسیدن رابطه سرزنش می کنیم. ما به دفعات احساس شکست یا ترد شدن را در رابطه تجربه می کنیم بدون آنکه بدانیم در واقع این خودمان هستیم که چنین شکستی را طلب کرده ایم بنابراین ما در عوض جدا شدن از تصویری که مدت ها پیش از خودمان ساخته ایم و مشاهده تصویری مثبت تر و روشن تر از خود همواره به ترس های پنهانمان پناه می بریم زیرا تغییرات جدید در ما احساس اصظراب و بی قراری به وجود می آورند و شاید افکار سرزنش کننده ای را در ذهنمان بیدار کنند که می گویند: « فکرکردی کی هستی؟» « تو خیلی هم خوب نیستی»، شاید این ترس ها باعث می شود به  روابطی قدم بگذاریم که هیچ آینده ای ندارد یا به افرادی علاقمند می شویم که اصلا نمی خواهند روابط عاطفی واقعی داشته باشند زیرا در کنار آن آدم ها تصویر هک شده و مخرب و منفی از خود را تقویت می کنیم و آن احساسات آشنا اما دردناک در درونمان زنده می ماند.

*بیشتر ما تظاهر می کنیم که به دنبال شریکی دوست داشتنی هستیم اما تجربه عشق واقعی تخلیات ما از عشق را بهم میزند، ترس های ما درباره صمیمیت می تواند به این شکل ظاهر شود نگرانی از پیدا شدن کسی که بیش از حد دوستمان دارد این دلیلی به ظاهر غیرمنطقی اما درک پذیر است که ما اصلا نخواهیم با کسی آشنا شویم یا با عیجب جویی و حتی متوسل شدن به رفتارهای ناپسند شریک عاطفی مان را تنبیه کنیم ، صرفا با این هدف که مطمئن شویم آن عشق یا محبتی را که مدعی خواستنش هستیم از او دریافت نخواهیم کرد واقعیت آن است که اکثر افراد در روابط عاطفی فقط می توانند حد معینی از صمیمیت را تحمل کنند ما در مقابل افرادی که بخواهند صمیمیتی بیش از آن مقدار را نشان دهند به شدت مقاومت می کنیم در نتیجه ما همیشه آن میزان عشقی را که به  ظاهر مدعی خواستن آن هستیم ، نمی خواهیم.

*اغلب سازوکارهای دفاعی روانی ما باعث می شوند که در انتخاب افراد سختگیرانه تر عمل کنیم و بیشتر به سمت پیش داوری برویم به خصوص بعد از آنکه تجربه های بدی را پشت سر گذاشته ایم مانند زمانی که شخص مورد علاقه مان ما را فریب داده است یا از سوی او طرد شده ایم، شاید بسیاری از خانم ها چنین افکاری در ذهنشان شکل بگیرد که دیگر هیچ مرد پاک و نجیبی پیدا نمی شود یا همه مردهای خوب قبلا ازدواج کرده اند شاید آقایان نیز چنین افکاری به ذهنشان خطور نکند، نمی توانیم به زن ها اعتماد کنیم یا همه زنها به دنبال سوء استفاده از تو هستند، از این رو احتمالا انتظارات نامعقولی از شریک عاطفی خود خواهیم داشت یا از همان لحظه اول اشنایی به  طرف مقابل به دنبال برجسته کردن نقاط ضعف او هستیم، هنگامی که از روی بی اعتمادی و عیب جویی به دنیا نگاه می کنیم بسیاری از افراد را از دایره انتخابمان حذف می کنیم منظور همان افرادی است که احتمالا می توانستند شریک عاطفی مناسبی برای ما باشند ما به آشنا شدن با دسته خاصی از آدم های به قول خودمان مناسب فکر می کنیم در حالی که اصلا متوجه نیستیم آیا رابطه با آن شخص در دراز مدت باعث رضایت مان خواهد شد یا خیر.!

*ما دارای منتقدی درونی و سرزنش گر هستیم، منتقدی که به ما می گوید خیلی چاق ، خیلی زشت، مسن یا عجیب و غریب هستیم و ما با گوش دادن به صدای آن منتقد درونی رفتارهایی از خودمان را بروز می دهیم، که دیگران را از ما دور می کند، وقتی که مجرد می مانیم دلایلی برای خودمان می آوریم که اغلب از جنس توجیه هستند در واقع نبرد اعتماد به نفس باعث می شود پیام هایی منفی درباره خودمان به دیگران مخابره کنیم بسیاری از افراد حتی زمانی که برای رهایی از احساسات منفی به شدت نیاز به بیرون رفتن از خانه دارند باز هم از این کار خودداری می کنند چه برسد به اینکه بخواهند خودشان را درموقعیت های جدید قرار دهند که چه بسا امکان آشنایی با فردی جدید را به آنها بدهد این افراد حتی زمانی که واقعا به کسی علاقمند می شوند شاید به دلیل عزت نفس پایین از دنبال کردن خواسته شان منصرف شوند.

*کم بود عزت نفس اغلب منجر به ترس از ایجاد رقابت با دیگران می شود، چندان سخت نیست که خودمان را پایین تر از دیگران ببینیم مخصوصا وقتی بحث ایجاد روابط عاطفی مطرح می شود وقتی با کسی ملاقات می کنیم که به او علاقه داریم اغلب این فکر در ذهنمان شکل می گیرد که او می تواند بهتر از من هم پیدا کند، شاید به محض اینکه فکر کنیم افراد دیگری هم هستند که به شخص مورد علاقه مان ، ابراز علاقه کنند به سرعت پا پس می کشیم شاید احساس کنیم تمایلی به رقابت با دیگران نداریم به ویژه وقتی سنمان بالاتر می رود بنابراین اینطور به خومان حمله می کنیم که «دیگر از تو گذشته  است»، « تو برای او بیش از حد مسن هستی» ترس های ما از رقابت با دیگران موجب می شود حتی از  قرار دادن خودمان در موقعیت و ایجاد روابط عاطفی پرهیز کنیم.

*با بالا رفتن سن افراد اغلب تمایل دارند که بیشتر در همان محدوده امن خود باقی بمانند زنان امروزی به مراتب بیش از گذشته موفق، توانمند و خودکفا هستند اینان همگی نکات مثبت هستند اما هر چه مردان و زنان بیشتر احساس راحتی و استقلال می کنند بیشتر هم تمایل پیدا خواهند کرد که خود را درون حبابی از راحت طلبی قرار دهند حبابی که بیرون رفتن از آن برایشان بسیار سخت است، پا گذاشتن به دنیای بیرون از محدوده امن برای  آنها خطراتی به دنبال دارند اما آنها نمی خواهند آن خطرات را به جان بخرند.

آری بسیاری از ما بعد از یک روز کاری سخت ترجیح می دهیم که لباس راحتی مان را بپوشیم و درون رختخوابمان برویم بجای آنکه بیرون برویم و با دنیای اضطراب آور و نامشخص ملاقات با آدم های جدید  مواجه شویم.

*با گذشت زمان ما قوانینی درباره رابطه عاطفی خود ایجاد می کنیم و در نتیجه آموخته هایمان در زندگی را روی کاغذ می آوریم اما آنچه روی کاغذ خوب به نظر می رسد شاید همیشه در دنیای واقعی خوب کار نکند وقتی مطابق قوانینی عمل می کنیم که بر مبنای گذشته ما عمل می کنند این احتمال وجود دارد که زنجیره ای دائمی از روابط ناامید کننده را تجربه کنیم پذیرا بودن و پرهیز از پیش داروی، اصلی مهم برای آغاز روابط عاطفی و انتخاب همسر است، بله شاید در گذشته در روابطی آسیب دیده ایم اما باید بپذیریم که وقتی از ترس آسیب مجدد به  محافظه کاری افراطی روی می  آوریم شانسمان را برای آشنایی با افراد جدید کاهش می دهیم، افرادی که می توانیم واقعا با آنها آینده ای موفق داشته باشیم، قوانین خود ساخته ما باعث می شوند کمتر صداقت و یک رنگی نشان بدهیم و از احساسات واقعی مان دور بمانیم، جست و جو به دنبال یار و همراه زندگی سفر ساده ای نیست اما بهتر است که خودمان این سفر را آغاز کنیم مهم است که بتوانیم  با الگوهای مخرب درونی مان مقابله کنیم الگوهایی که می خواهند سد راه ما شوند.

*اگر احساس می کنید ترس ها و باورهای درونیت باعث مجرد ماندن توست و به تنهایی قادر به غلبه به آنها نیستی بهتر است از مشاور و  فرد متخصص در این زمینه کمک بگیری .

 بسیاری از اوقات ما از درونیات خود بی خبر هستیم درونیاتی که باعث شکستمان در دنیای بیرونی می شوند باید فرد امین و دلسوزی در کنارمان باشد که با انداختن نور چراغ قوه به تاریکخانه روحمان ما را درباره واقعیت درونی مان آگاه تر کند.

منابع:

هفته نامه راز

شماره های مختلف نشریه موفقیت

 

گردآوری: ناهید زندی پژوه

,

در این مقاله سعی می کنم که پاسخ هایی برای این سوال بیابم.

*اکثر افراد تجربه آسیب دیدن در روابط عاطفی را دارند با تجربه های ناخوشایندی که به مرور زمان ایجاد می شوند، آنها میزان تفاوتی از احساس پس زده شدن را به دوش خواهند کشید. البته زمان شروع این فرایند خیلی پیش تر از زمان ورود ما به روابط عاطفی بوده است این مسئله مربوط به دوران کودکی مان می شود دورانی که روابط آزار دهنده با دیگران باعث شده است برای محافظت از خود دیواری در اطرافمان بکشیم یا نگرش منفی درباره دنیا پیدا کنیم همین نگرش در بزرگسالی بر روابطمان تأثیری می گذارد که بیش از حد در مواجه با دیگران حالت تدافعی پیدا کنیم و دایره روابطمان بیش از اندازه محدود شود به همین دلیل است که می خواهیم در روابط بزرگسالی مان آسیب پذیر نباشیم یا به راحتی دیگران را از دایره خود خط بزنیم.

* در حالت تدافعی تمایل داریم شریک عاطفی با مطلوبیتی کمتر از حد ایده آل مان انتخاب کنیم از این رو رابطه نامطلوب را آغاز می کنیم آنها با انتخاب شخصی که از نظر عاطفی در دسترس نیست از آنجایی که این کاملا ناخودآگاه اتفاق می افتد اغلب شریک عاطفی مان را برای به نتیجه نرسیدن رابطه سرزنش می کنیم. ما به دفعات احساس شکست یا ترد شدن را در رابطه تجربه می کنیم بدون آنکه بدانیم در واقع این خودمان هستیم که چنین شکستی را طلب کرده ایم بنابراین ما در عوض جدا شدن از تصویری که مدت ها پیش از خودمان ساخته ایم و مشاهده تصویری مثبت تر و روشن تر از خود همواره به ترس های پنهانمان پناه می بریم زیرا تغییرات جدید در ما احساس اصظراب و بی قراری به وجود می آورند و شاید افکار سرزنش کننده ای را در ذهنمان بیدار کنند که می گویند: « فکرکردی کی هستی؟» « تو خیلی هم خوب نیستی»، شاید این ترس ها باعث می شود به  روابطی قدم بگذاریم که هیچ آینده ای ندارد یا به افرادی علاقمند می شویم که اصلا نمی خواهند روابط عاطفی واقعی داشته باشند زیرا در کنار آن آدم ها تصویر هک شده و مخرب و منفی از خود را تقویت می کنیم و آن احساسات آشنا اما دردناک در درونمان زنده می ماند.

*بیشتر ما تظاهر می کنیم که به دنبال شریکی دوست داشتنی هستیم اما تجربه عشق واقعی تخلیات ما از عشق را بهم میزند، ترس های ما درباره صمیمیت می تواند به این شکل ظاهر شود نگرانی از پیدا شدن کسی که بیش از حد دوستمان دارد این دلیلی به ظاهر غیرمنطقی اما درک پذیر است که ما اصلا نخواهیم با کسی آشنا شویم یا با عیجب جویی و حتی متوسل شدن به رفتارهای ناپسند شریک عاطفی مان را تنبیه کنیم ، صرفا با این هدف که مطمئن شویم آن عشق یا محبتی را که مدعی خواستنش هستیم از او دریافت نخواهیم کرد واقعیت آن است که اکثر افراد در روابط عاطفی فقط می توانند حد معینی از صمیمیت را تحمل کنند ما در مقابل افرادی که بخواهند صمیمیتی بیش از آن مقدار را نشان دهند به شدت مقاومت می کنیم در نتیجه ما همیشه آن میزان عشقی را که به  ظاهر مدعی خواستن آن هستیم ، نمی خواهیم.

*اغلب سازوکارهای دفاعی روانی ما باعث می شوند که در انتخاب افراد سختگیرانه تر عمل کنیم و بیشتر به سمت پیش داوری برویم به خصوص بعد از آنکه تجربه های بدی را پشت سر گذاشته ایم مانند زمانی که شخص مورد علاقه مان ما را فریب داده است یا از سوی او طرد شده ایم، شاید بسیاری از خانم ها چنین افکاری در ذهنشان شکل بگیرد که دیگر هیچ مرد پاک و نجیبی پیدا نمی شود یا همه مردهای خوب قبلا ازدواج کرده اند شاید آقایان نیز چنین افکاری به ذهنشان خطور نکند، نمی توانیم به زن ها اعتماد کنیم یا همه زنها به دنبال سوء استفاده از تو هستند، از این رو احتمالا انتظارات نامعقولی از شریک عاطفی خود خواهیم داشت یا از همان لحظه اول اشنایی به  طرف مقابل به دنبال برجسته کردن نقاط ضعف او هستیم، هنگامی که از روی بی اعتمادی و عیب جویی به دنیا نگاه می کنیم بسیاری از افراد را از دایره انتخابمان حذف می کنیم منظور همان افرادی است که احتمالا می توانستند شریک عاطفی مناسبی برای ما باشند ما به آشنا شدن با دسته خاصی از آدم های به قول خودمان مناسب فکر می کنیم در حالی که اصلا متوجه نیستیم آیا رابطه با آن شخص در دراز مدت باعث رضایت مان خواهد شد یا خیر.!

*ما دارای منتقدی درونی و سرزنش گر هستیم، منتقدی که به ما می گوید خیلی چاق ، خیلی زشت، مسن یا عجیب و غریب هستیم و ما با گوش دادن به صدای آن منتقد درونی رفتارهایی از خودمان را بروز می دهیم، که دیگران را از ما دور می کند، وقتی که مجرد می مانیم دلایلی برای خودمان می آوریم که اغلب از جنس توجیه هستند در واقع نبرد اعتماد به نفس باعث می شود پیام هایی منفی درباره خودمان به دیگران مخابره کنیم بسیاری از افراد حتی زمانی که برای رهایی از احساسات منفی به شدت نیاز به بیرون رفتن از خانه دارند باز هم از این کار خودداری می کنند چه برسد به اینکه بخواهند خودشان را درموقعیت های جدید قرار دهند که چه بسا امکان آشنایی با فردی جدید را به آنها بدهد این افراد حتی زمانی که واقعا به کسی علاقمند می شوند شاید به دلیل عزت نفس پایین از دنبال کردن خواسته شان منصرف شوند.

*کم بود عزت نفس اغلب منجر به ترس از ایجاد رقابت با دیگران می شود، چندان سخت نیست که خودمان را پایین تر از دیگران ببینیم مخصوصا وقتی بحث ایجاد روابط عاطفی مطرح می شود وقتی با کسی ملاقات می کنیم که به او علاقه داریم اغلب این فکر در ذهنمان شکل می گیرد که او می تواند بهتر از من هم پیدا کند، شاید به محض اینکه فکر کنیم افراد دیگری هم هستند که به شخص مورد علاقه مان ، ابراز علاقه کنند به سرعت پا پس می کشیم شاید احساس کنیم تمایلی به رقابت با دیگران نداریم به ویژه وقتی سنمان بالاتر می رود بنابراین اینطور به خومان حمله می کنیم که «دیگر از تو گذشته  است»، « تو برای او بیش از حد مسن هستی» ترس های ما از رقابت با دیگران موجب می شود حتی از  قرار دادن خودمان در موقعیت و ایجاد روابط عاطفی پرهیز کنیم.

*با بالا رفتن سن افراد اغلب تمایل دارند که بیشتر در همان محدوده امن خود باقی بمانند زنان امروزی به مراتب بیش از گذشته موفق، توانمند و خودکفا هستند اینان همگی نکات مثبت هستند اما هر چه مردان و زنان بیشتر احساس راحتی و استقلال می کنند بیشتر هم تمایل پیدا خواهند کرد که خود را درون حبابی از راحت طلبی قرار دهند حبابی که بیرون رفتن از آن برایشان بسیار سخت است، پا گذاشتن به دنیای بیرون از محدوده امن برای  آنها خطراتی به دنبال دارند اما آنها نمی خواهند آن خطرات را به جان بخرند.

آری بسیاری از ما بعد از یک روز کاری سخت ترجیح می دهیم که لباس راحتی مان را بپوشیم و درون رختخوابمان برویم بجای آنکه بیرون برویم و با دنیای اضطراب آور و نامشخص ملاقات با آدم های جدید  مواجه شویم.

*با گذشت زمان ما قوانینی درباره رابطه عاطفی خود ایجاد می کنیم و در نتیجه آموخته هایمان در زندگی را روی کاغذ می آوریم اما آنچه روی کاغذ خوب به نظر می رسد شاید همیشه در دنیای واقعی خوب کار نکند وقتی مطابق قوانینی عمل می کنیم که بر مبنای گذشته ما عمل می کنند این احتمال وجود دارد که زنجیره ای دائمی از روابط ناامید کننده را تجربه کنیم پذیرا بودن و پرهیز از پیش داروی، اصلی مهم برای آغاز روابط عاطفی و انتخاب همسر است، بله شاید در گذشته در روابطی آسیب دیده ایم اما باید بپذیریم که وقتی از ترس آسیب مجدد به  محافظه کاری افراطی روی می  آوریم شانسمان را برای آشنایی با افراد جدید کاهش می دهیم، افرادی که می توانیم واقعا با آنها آینده ای موفق داشته باشیم، قوانین خود ساخته ما باعث می شوند کمتر صداقت و یک رنگی نشان بدهیم و از احساسات واقعی مان دور بمانیم، جست و جو به دنبال یار و همراه زندگی سفر ساده ای نیست اما بهتر است که خودمان این سفر را آغاز کنیم مهم است که بتوانیم  با الگوهای مخرب درونی مان مقابله کنیم الگوهایی که می خواهند سد راه ما شوند.

*اگر احساس می کنید ترس ها و باورهای درونیت باعث مجرد ماندن توست و به تنهایی قادر به غلبه به آنها نیستی بهتر است از مشاور و  فرد متخصص در این زمینه کمک بگیری .

 بسیاری از اوقات ما از درونیات خود بی خبر هستیم درونیاتی که باعث شکستمان در دنیای بیرونی می شوند باید فرد امین و دلسوزی در کنارمان باشد که با انداختن نور چراغ قوه به تاریکخانه روحمان ما را درباره واقعیت درونی مان آگاه تر کند.

,

در این مقاله سعی می کنم که پاسخ هایی برای این سوال بیابم.

, در این مقاله سعی می کنم که پاسخ هایی برای این سوال بیابم., در این مقاله سعی می کنم که پاسخ هایی برای این سوال بیابم.,

*اکثر افراد تجربه آسیب دیدن در روابط عاطفی را دارند با تجربه های ناخوشایندی که به مرور زمان ایجاد می شوند، آنها میزان تفاوتی از احساس پس زده شدن را به دوش خواهند کشید. البته زمان شروع این فرایند خیلی پیش تر از زمان ورود ما به روابط عاطفی بوده است این مسئله مربوط به دوران کودکی مان می شود دورانی که روابط آزار دهنده با دیگران باعث شده است برای محافظت از خود دیواری در اطرافمان بکشیم یا نگرش منفی درباره دنیا پیدا کنیم همین نگرش در بزرگسالی بر روابطمان تأثیری می گذارد که بیش از حد در مواجه با دیگران حالت تدافعی پیدا کنیم و دایره روابطمان بیش از اندازه محدود شود به همین دلیل است که می خواهیم در روابط بزرگسالی مان آسیب پذیر نباشیم یا به راحتی دیگران را از دایره خود خط بزنیم.

, *اکثر افراد تجربه آسیب دیدن در روابط عاطفی را دارند با تجربه های ناخوشایندی که به مرور زمان ایجاد می شوند، آنها میزان تفاوتی از احساس پس زده شدن را به دوش خواهند کشید. البته زمان شروع این فرایند خیلی پیش تر از زمان ورود ما به روابط عاطفی بوده است این مسئله مربوط به دوران کودکی مان می شود دورانی که روابط آزار دهنده با دیگران باعث شده است برای محافظت از خود دیواری در اطرافمان بکشیم یا نگرش منفی درباره دنیا پیدا کنیم همین نگرش در بزرگسالی بر روابطمان تأثیری می گذارد که بیش از حد در مواجه با دیگران حالت تدافعی پیدا کنیم و دایره روابطمان بیش از اندازه محدود شود به همین دلیل است که می خواهیم در روابط بزرگسالی مان آسیب پذیر نباشیم یا به راحتی دیگران را از دایره خود خط بزنیم., اکثر افراد تجربه آسیب دیدن در روابط عاطفی را دارند با تجربه های ناخوشایندی که به مرور زمان ایجاد می شوند، آنها میزان تفاوتی از احساس پس زده شدن را به دوش خواهند کشید. البته زمان شروع این فرایند خیلی پیش تر از زمان ورود ما به روابط عاطفی بوده است این مسئله مربوط به دوران کودکی مان می شود دورانی که روابط آزار دهنده با دیگران باعث شده است برای محافظت از خود دیواری در اطرافمان بکشیم یا نگرش منفی درباره دنیا پیدا کنیم همین نگرش در بزرگسالی بر روابطمان تأثیری می گذارد که بیش از حد در مواجه با دیگران حالت تدافعی پیدا کنیم و دایره روابطمان بیش از اندازه محدود شود به همین دلیل است که می خواهیم در روابط بزرگسالی مان آسیب پذیر نباشیم یا به راحتی دیگران را از دایره خود خط بزنیم.,

* در حالت تدافعی تمایل داریم شریک عاطفی با مطلوبیتی کمتر از حد ایده آل مان انتخاب کنیم از این رو رابطه نامطلوب را آغاز می کنیم آنها با انتخاب شخصی که از نظر عاطفی در دسترس نیست از آنجایی که این کاملا ناخودآگاه اتفاق می افتد اغلب شریک عاطفی مان را برای به نتیجه نرسیدن رابطه سرزنش می کنیم. ما به دفعات احساس شکست یا ترد شدن را در رابطه تجربه می کنیم بدون آنکه بدانیم در واقع این خودمان هستیم که چنین شکستی را طلب کرده ایم بنابراین ما در عوض جدا شدن از تصویری که مدت ها پیش از خودمان ساخته ایم و مشاهده تصویری مثبت تر و روشن تر از خود همواره به ترس های پنهانمان پناه می بریم زیرا تغییرات جدید در ما احساس اصظراب و بی قراری به وجود می آورند و شاید افکار سرزنش کننده ای را در ذهنمان بیدار کنند که می گویند: « فکرکردی کی هستی؟» « تو خیلی هم خوب نیستی»، شاید این ترس ها باعث می شود به  روابطی قدم بگذاریم که هیچ آینده ای ندارد یا به افرادی علاقمند می شویم که اصلا نمی خواهند روابط عاطفی واقعی داشته باشند زیرا در کنار آن آدم ها تصویر هک شده و مخرب و منفی از خود را تقویت می کنیم و آن احساسات آشنا اما دردناک در درونمان زنده می ماند.

, * در حالت تدافعی تمایل داریم شریک عاطفی با مطلوبیتی کمتر از حد ایده آل مان انتخاب کنیم از این رو رابطه نامطلوب را آغاز می کنیم آنها با انتخاب شخصی که از نظر عاطفی در دسترس نیست از آنجایی که این کاملا ناخودآگاه اتفاق می افتد اغلب شریک عاطفی مان را برای به نتیجه نرسیدن رابطه سرزنش می کنیم. ما به دفعات احساس شکست یا ترد شدن را در رابطه تجربه می کنیم بدون آنکه بدانیم در واقع این خودمان هستیم که چنین شکستی را طلب کرده ایم بنابراین ما در عوض جدا شدن از تصویری که مدت ها پیش از خودمان ساخته ایم و مشاهده تصویری مثبت تر و روشن تر از خود همواره به ترس های پنهانمان پناه می بریم زیرا تغییرات جدید در ما احساس اصظراب و بی قراری به وجود می آورند و شاید افکار سرزنش کننده ای را در ذهنمان بیدار کنند که می گویند: « فکرکردی کی هستی؟» « تو خیلی هم خوب نیستی»، شاید این ترس ها باعث می شود به  روابطی قدم بگذاریم که هیچ آینده ای ندارد یا به افرادی علاقمند می شویم که اصلا نمی خواهند روابط عاطفی واقعی داشته باشند زیرا در کنار آن آدم ها تصویر هک شده و مخرب و منفی از خود را تقویت می کنیم و آن احساسات آشنا اما دردناک در درونمان زنده می ماند., در حالت تدافعی تمایل داریم شریک عاطفی با مطلوبیتی کمتر از حد ایده آل مان انتخاب کنیم از این رو رابطه نامطلوب را آغاز می کنیم آنها با انتخاب شخصی که از نظر عاطفی در دسترس نیست از آنجایی که این کاملا ناخودآگاه اتفاق می افتد اغلب شریک عاطفی مان را برای به نتیجه نرسیدن رابطه سرزنش می کنیم. ما به دفعات احساس شکست یا ترد شدن را در رابطه تجربه می کنیم بدون آنکه بدانیم در واقع این خودمان هستیم که چنین شکستی را طلب کرده ایم بنابراین ما در عوض جدا شدن از تصویری که مدت ها پیش از خودمان ساخته ایم و مشاهده تصویری مثبت تر و روشن تر از خود همواره به ترس های پنهانمان پناه می بریم زیرا تغییرات جدید در ما احساس اصظراب و بی قراری به وجود می آورند و شاید افکار سرزنش کننده ای را در ذهنمان بیدار کنند که می گویند: « فکرکردی کی هستی؟» « تو خیلی هم خوب نیستی»، شاید این ترس ها باعث می شود به  روابطی قدم بگذاریم که هیچ آینده ای ندارد یا به افرادی علاقمند می شویم که اصلا نمی خواهند روابط عاطفی واقعی داشته باشند زیرا در کنار آن آدم ها تصویر هک شده و مخرب و منفی از خود را تقویت می کنیم و آن احساسات آشنا اما دردناک در درونمان زنده می ماند.,

*بیشتر ما تظاهر می کنیم که به دنبال شریکی دوست داشتنی هستیم اما تجربه عشق واقعی تخلیات ما از عشق را بهم میزند، ترس های ما درباره صمیمیت می تواند به این شکل ظاهر شود نگرانی از پیدا شدن کسی که بیش از حد دوستمان دارد این دلیلی به ظاهر غیرمنطقی اما درک پذیر است که ما اصلا نخواهیم با کسی آشنا شویم یا با عیجب جویی و حتی متوسل شدن به رفتارهای ناپسند شریک عاطفی مان را تنبیه کنیم ، صرفا با این هدف که مطمئن شویم آن عشق یا محبتی را که مدعی خواستنش هستیم از او دریافت نخواهیم کرد واقعیت آن است که اکثر افراد در روابط عاطفی فقط می توانند حد معینی از صمیمیت را تحمل کنند ما در مقابل افرادی که بخواهند صمیمیتی بیش از آن مقدار را نشان دهند به شدت مقاومت می کنیم در نتیجه ما همیشه آن میزان عشقی را که به  ظاهر مدعی خواستن آن هستیم ، نمی خواهیم.

, *بیشتر ما تظاهر می کنیم که به دنبال شریکی دوست داشتنی هستیم اما تجربه عشق واقعی تخلیات ما از عشق را بهم میزند، ترس های ما درباره صمیمیت می تواند به این شکل ظاهر شود نگرانی از پیدا شدن کسی که بیش از حد دوستمان دارد این دلیلی به ظاهر غیرمنطقی اما درک پذیر است که ما اصلا نخواهیم با کسی آشنا شویم یا با عیجب جویی و حتی متوسل شدن به رفتارهای ناپسند شریک عاطفی مان را تنبیه کنیم ، صرفا با این هدف که مطمئن شویم آن عشق یا محبتی را که مدعی خواستنش هستیم از او دریافت نخواهیم کرد واقعیت آن است که اکثر افراد در روابط عاطفی فقط می توانند حد معینی از صمیمیت را تحمل کنند ما در مقابل افرادی که بخواهند صمیمیتی بیش از آن مقدار را نشان دهند به شدت مقاومت می کنیم در نتیجه ما همیشه آن میزان عشقی را که به  ظاهر مدعی خواستن آن هستیم ، نمی خواهیم., بیشتر ما تظاهر می کنیم که به دنبال شریکی دوست داشتنی هستیم اما تجربه عشق واقعی تخلیات ما از عشق را بهم میزند، ترس های ما درباره صمیمیت می تواند به این شکل ظاهر شود نگرانی از پیدا شدن کسی که بیش از حد دوستمان دارد این دلیلی به ظاهر غیرمنطقی اما درک پذیر است که ما اصلا نخواهیم با کسی آشنا شویم یا با عیجب جویی و حتی متوسل شدن به رفتارهای ناپسند شریک عاطفی مان را تنبیه کنیم ، صرفا با این هدف که مطمئن شویم آن عشق یا محبتی را که مدعی خواستنش هستیم از او دریافت نخواهیم کرد واقعیت آن است که اکثر افراد در روابط عاطفی فقط می توانند حد معینی از صمیمیت را تحمل کنند ما در مقابل افرادی که بخواهند صمیمیتی بیش از آن مقدار را نشان دهند به شدت مقاومت می کنیم در نتیجه ما همیشه آن میزان عشقی را که به  ظاهر مدعی خواستن آن هستیم ، نمی خواهیم.,

*اغلب سازوکارهای دفاعی روانی ما باعث می شوند که در انتخاب افراد سختگیرانه تر عمل کنیم و بیشتر به سمت پیش داوری برویم به خصوص بعد از آنکه تجربه های بدی را پشت سر گذاشته ایم مانند زمانی که شخص مورد علاقه مان ما را فریب داده است یا از سوی او طرد شده ایم، شاید بسیاری از خانم ها چنین افکاری در ذهنشان شکل بگیرد که دیگر هیچ مرد پاک و نجیبی پیدا نمی شود یا همه مردهای خوب قبلا ازدواج کرده اند شاید آقایان نیز چنین افکاری به ذهنشان خطور نکند، نمی توانیم به زن ها اعتماد کنیم یا همه زنها به دنبال سوء استفاده از تو هستند، از این رو احتمالا انتظارات نامعقولی از شریک عاطفی خود خواهیم داشت یا از همان لحظه اول اشنایی به  طرف مقابل به دنبال برجسته کردن نقاط ضعف او هستیم، هنگامی که از روی بی اعتمادی و عیب جویی به دنیا نگاه می کنیم بسیاری از افراد را از دایره انتخابمان حذف می کنیم منظور همان افرادی است که احتمالا می توانستند شریک عاطفی مناسبی برای ما باشند ما به آشنا شدن با دسته خاصی از آدم های به قول خودمان مناسب فکر می کنیم در حالی که اصلا متوجه نیستیم آیا رابطه با آن شخص در دراز مدت باعث رضایت مان خواهد شد یا خیر.!

, *اغلب سازوکارهای دفاعی روانی ما باعث می شوند که در انتخاب افراد سختگیرانه تر عمل کنیم و بیشتر به سمت پیش داوری برویم به خصوص بعد از آنکه تجربه های بدی را پشت سر گذاشته ایم مانند زمانی که شخص مورد علاقه مان ما را فریب داده است یا از سوی او طرد شده ایم، شاید بسیاری از خانم ها چنین افکاری در ذهنشان شکل بگیرد که دیگر هیچ مرد پاک و نجیبی پیدا نمی شود یا همه مردهای خوب قبلا ازدواج کرده اند شاید آقایان نیز چنین افکاری به ذهنشان خطور نکند، نمی توانیم به زن ها اعتماد کنیم یا همه زنها به دنبال سوء استفاده از تو هستند، از این رو احتمالا انتظارات نامعقولی از شریک عاطفی خود خواهیم داشت یا از همان لحظه اول اشنایی به  طرف مقابل به دنبال برجسته کردن نقاط ضعف او هستیم، هنگامی که از روی بی اعتمادی و عیب جویی به دنیا نگاه می کنیم بسیاری از افراد را از دایره انتخابمان حذف می کنیم منظور همان افرادی است که احتمالا می توانستند شریک عاطفی مناسبی برای ما باشند ما به آشنا شدن با دسته خاصی از آدم های به قول خودمان مناسب فکر می کنیم در حالی که اصلا متوجه نیستیم آیا رابطه با آن شخص در دراز مدت باعث رضایت مان خواهد شد یا خیر.!, اغلب سازوکارهای دفاعی روانی ما باعث می شوند که در انتخاب افراد سختگیرانه تر عمل کنیم و بیشتر به سمت پیش داوری برویم به خصوص بعد از آنکه تجربه های بدی را پشت سر گذاشته ایم مانند زمانی که شخص مورد علاقه مان ما را فریب داده است یا از سوی او طرد شده ایم، شاید بسیاری از خانم ها چنین افکاری در ذهنشان شکل بگیرد که دیگر هیچ مرد پاک و نجیبی پیدا نمی شود یا همه مردهای خوب قبلا ازدواج کرده اند شاید آقایان نیز چنین افکاری به ذهنشان خطور نکند، نمی توانیم به زن ها اعتماد کنیم یا همه زنها به دنبال سوء استفاده از تو هستند، از این رو احتمالا انتظارات نامعقولی از شریک عاطفی خود خواهیم داشت یا از همان لحظه اول اشنایی به  طرف مقابل به دنبال برجسته کردن نقاط ضعف او هستیم، هنگامی که از روی بی اعتمادی و عیب جویی به دنیا نگاه می کنیم بسیاری از افراد را از دایره انتخابمان حذف می کنیم منظور همان افرادی است که احتمالا می توانستند شریک عاطفی مناسبی برای ما باشند ما به آشنا شدن با دسته خاصی از آدم های به قول خودمان مناسب فکر می کنیم در حالی که اصلا متوجه نیستیم آیا رابطه با آن شخص در دراز مدت باعث رضایت مان خواهد شد یا خیر.!,

*ما دارای منتقدی درونی و سرزنش گر هستیم، منتقدی که به ما می گوید خیلی چاق ، خیلی زشت، مسن یا عجیب و غریب هستیم و ما با گوش دادن به صدای آن منتقد درونی رفتارهایی از خودمان را بروز می دهیم، که دیگران را از ما دور می کند، وقتی که مجرد می مانیم دلایلی برای خودمان می آوریم که اغلب از جنس توجیه هستند در واقع نبرد اعتماد به نفس باعث می شود پیام هایی منفی درباره خودمان به دیگران مخابره کنیم بسیاری از افراد حتی زمانی که برای رهایی از احساسات منفی به شدت نیاز به بیرون رفتن از خانه دارند باز هم از این کار خودداری می کنند چه برسد به اینکه بخواهند خودشان را درموقعیت های جدید قرار دهند که چه بسا امکان آشنایی با فردی جدید را به آنها بدهد این افراد حتی زمانی که واقعا به کسی علاقمند می شوند شاید به دلیل عزت نفس پایین از دنبال کردن خواسته شان منصرف شوند.

, *ما دارای منتقدی درونی و سرزنش گر هستیم، منتقدی که به ما می گوید خیلی چاق ، خیلی زشت، مسن یا عجیب و غریب هستیم و ما با گوش دادن به صدای آن منتقد درونی رفتارهایی از خودمان را بروز می دهیم، که دیگران را از ما دور می کند، وقتی که مجرد می مانیم دلایلی برای خودمان می آوریم که اغلب از جنس توجیه هستند در واقع نبرد اعتماد به نفس باعث می شود پیام هایی منفی درباره خودمان به دیگران مخابره کنیم بسیاری از افراد حتی زمانی که برای رهایی از احساسات منفی به شدت نیاز به بیرون رفتن از خانه دارند باز هم از این کار خودداری می کنند چه برسد به اینکه بخواهند خودشان را درموقعیت های جدید قرار دهند که چه بسا امکان آشنایی با فردی جدید را به آنها بدهد این افراد حتی زمانی که واقعا به کسی علاقمند می شوند شاید به دلیل عزت نفس پایین از دنبال کردن خواسته شان منصرف شوند., ما دارای منتقدی درونی و سرزنش گر هستیم، منتقدی که به ما می گوید خیلی چاق ، خیلی زشت، مسن یا عجیب و غریب هستیم و ما با گوش دادن به صدای آن منتقد درونی رفتارهایی از خودمان را بروز می دهیم، که دیگران را از ما دور می کند، وقتی که مجرد می مانیم دلایلی برای خودمان می آوریم که اغلب از جنس توجیه هستند در واقع نبرد اعتماد به نفس باعث می شود پیام هایی منفی درباره خودمان به دیگران مخابره کنیم بسیاری از افراد حتی زمانی که برای رهایی از احساسات منفی به شدت نیاز به بیرون رفتن از خانه دارند باز هم از این کار خودداری می کنند چه برسد به اینکه بخواهند خودشان را درموقعیت های جدید قرار دهند که چه بسا امکان آشنایی با فردی جدید را به آنها بدهد این افراد حتی زمانی که واقعا به کسی علاقمند می شوند شاید به دلیل عزت نفس پایین از دنبال کردن خواسته شان منصرف شوند.,

*کم بود عزت نفس اغلب منجر به ترس از ایجاد رقابت با دیگران می شود، چندان سخت نیست که خودمان را پایین تر از دیگران ببینیم مخصوصا وقتی بحث ایجاد روابط عاطفی مطرح می شود وقتی با کسی ملاقات می کنیم که به او علاقه داریم اغلب این فکر در ذهنمان شکل می گیرد که او می تواند بهتر از من هم پیدا کند، شاید به محض اینکه فکر کنیم افراد دیگری هم هستند که به شخص مورد علاقه مان ، ابراز علاقه کنند به سرعت پا پس می کشیم شاید احساس کنیم تمایلی به رقابت با دیگران نداریم به ویژه وقتی سنمان بالاتر می رود بنابراین اینطور به خومان حمله می کنیم که «دیگر از تو گذشته  است»، « تو برای او بیش از حد مسن هستی» ترس های ما از رقابت با دیگران موجب می شود حتی از  قرار دادن خودمان در موقعیت و ایجاد روابط عاطفی پرهیز کنیم.

, *کم بود عزت نفس اغلب منجر به ترس از ایجاد رقابت با دیگران می شود، چندان سخت نیست که خودمان را پایین تر از دیگران ببینیم مخصوصا وقتی بحث ایجاد روابط عاطفی مطرح می شود وقتی با کسی ملاقات می کنیم که به او علاقه داریم اغلب این فکر در ذهنمان شکل می گیرد که او می تواند بهتر از من هم پیدا کند، شاید به محض اینکه فکر کنیم افراد دیگری هم هستند که به شخص مورد علاقه مان ، ابراز علاقه کنند به سرعت پا پس می کشیم شاید احساس کنیم تمایلی به رقابت با دیگران نداریم به ویژه وقتی سنمان بالاتر می رود بنابراین اینطور به خومان حمله می کنیم که «دیگر از تو گذشته  است»، « تو برای او بیش از حد مسن هستی» ترس های ما از رقابت با دیگران موجب می شود حتی از  قرار دادن خودمان در موقعیت و ایجاد روابط عاطفی پرهیز کنیم., کم بود عزت نفس اغلب منجر به ترس از ایجاد رقابت با دیگران می شود، چندان سخت نیست که خودمان را پایین تر از دیگران ببینیم مخصوصا وقتی بحث ایجاد روابط عاطفی مطرح می شود وقتی با کسی ملاقات می کنیم که به او علاقه داریم اغلب این فکر در ذهنمان شکل می گیرد که او می تواند بهتر از من هم پیدا کند، شاید به محض اینکه فکر کنیم افراد دیگری هم هستند که به شخص مورد علاقه مان ، ابراز علاقه کنند به سرعت پا پس می کشیم شاید احساس کنیم تمایلی به رقابت با دیگران نداریم به ویژه وقتی سنمان بالاتر می رود بنابراین اینطور به خومان حمله می کنیم که «دیگر از تو گذشته  است»، « تو برای او بیش از حد مسن هستی» ترس های ما از رقابت با دیگران موجب می شود حتی از  قرار دادن خودمان در موقعیت و ایجاد روابط عاطفی پرهیز کنیم.,

*با بالا رفتن سن افراد اغلب تمایل دارند که بیشتر در همان محدوده امن خود باقی بمانند زنان امروزی به مراتب بیش از گذشته موفق، توانمند و خودکفا هستند اینان همگی نکات مثبت هستند اما هر چه مردان و زنان بیشتر احساس راحتی و استقلال می کنند بیشتر هم تمایل پیدا خواهند کرد که خود را درون حبابی از راحت طلبی قرار دهند حبابی که بیرون رفتن از آن برایشان بسیار سخت است، پا گذاشتن به دنیای بیرون از محدوده امن برای  آنها خطراتی به دنبال دارند اما آنها نمی خواهند آن خطرات را به جان بخرند.

, *با بالا رفتن سن افراد اغلب تمایل دارند که بیشتر در همان محدوده امن خود باقی بمانند زنان امروزی به مراتب بیش از گذشته موفق، توانمند و خودکفا هستند اینان همگی نکات مثبت هستند اما هر چه مردان و زنان بیشتر احساس راحتی و استقلال می کنند بیشتر هم تمایل پیدا خواهند کرد که خود را درون حبابی از راحت طلبی قرار دهند حبابی که بیرون رفتن از آن برایشان بسیار سخت است، پا گذاشتن به دنیای بیرون از محدوده امن برای  آنها خطراتی به دنبال دارند اما آنها نمی خواهند آن خطرات را به جان بخرند., با بالا رفتن سن افراد اغلب تمایل دارند که بیشتر در همان محدوده امن خود باقی بمانند زنان امروزی به مراتب بیش از گذشته موفق، توانمند و خودکفا هستند اینان همگی نکات مثبت هستند اما هر چه مردان و زنان بیشتر احساس راحتی و استقلال می کنند بیشتر هم تمایل پیدا خواهند کرد که خود را درون حبابی از راحت طلبی قرار دهند حبابی که بیرون رفتن از آن برایشان بسیار سخت است، پا گذاشتن به دنیای بیرون از محدوده امن برای  آنها خطراتی به دنبال دارند اما آنها نمی خواهند آن خطرات را به جان بخرند.,

آری بسیاری از ما بعد از یک روز کاری سخت ترجیح می دهیم که لباس راحتی مان را بپوشیم و درون رختخوابمان برویم بجای آنکه بیرون برویم و با دنیای اضطراب آور و نامشخص ملاقات با آدم های جدید  مواجه شویم.

, آری بسیاری از ما بعد از یک روز کاری سخت ترجیح می دهیم که لباس راحتی مان را بپوشیم و درون رختخوابمان برویم بجای آنکه بیرون برویم و با دنیای اضطراب آور و نامشخص ملاقات با آدم های جدید  مواجه شویم.,

*با گذشت زمان ما قوانینی درباره رابطه عاطفی خود ایجاد می کنیم و در نتیجه آموخته هایمان در زندگی را روی کاغذ می آوریم اما آنچه روی کاغذ خوب به نظر می رسد شاید همیشه در دنیای واقعی خوب کار نکند وقتی مطابق قوانینی عمل می کنیم که بر مبنای گذشته ما عمل می کنند این احتمال وجود دارد که زنجیره ای دائمی از روابط ناامید کننده را تجربه کنیم پذیرا بودن و پرهیز از پیش داروی، اصلی مهم برای آغاز روابط عاطفی و انتخاب همسر است، بله شاید در گذشته در روابطی آسیب دیده ایم اما باید بپذیریم که وقتی از ترس آسیب مجدد به  محافظه کاری افراطی روی می  آوریم شانسمان را برای آشنایی با افراد جدید کاهش می دهیم، افرادی که می توانیم واقعا با آنها آینده ای موفق داشته باشیم، قوانین خود ساخته ما باعث می شوند کمتر صداقت و یک رنگی نشان بدهیم و از احساسات واقعی مان دور بمانیم، جست و جو به دنبال یار و همراه زندگی سفر ساده ای نیست اما بهتر است که خودمان این سفر را آغاز کنیم مهم است که بتوانیم  با الگوهای مخرب درونی مان مقابله کنیم الگوهایی که می خواهند سد راه ما شوند.

, *با گذشت زمان ما قوانینی درباره رابطه عاطفی خود ایجاد می کنیم و در نتیجه آموخته هایمان در زندگی را روی کاغذ می آوریم اما آنچه روی کاغذ خوب به نظر می رسد شاید همیشه در دنیای واقعی خوب کار نکند وقتی مطابق قوانینی عمل می کنیم که بر مبنای گذشته ما عمل می کنند این احتمال وجود دارد که زنجیره ای دائمی از روابط ناامید کننده را تجربه کنیم پذیرا بودن و پرهیز از پیش داروی، اصلی مهم برای آغاز روابط عاطفی و انتخاب همسر است، بله شاید در گذشته در روابطی آسیب دیده ایم اما باید بپذیریم که وقتی از ترس آسیب مجدد به  محافظه کاری افراطی روی می  آوریم شانسمان را برای آشنایی با افراد جدید کاهش می دهیم، افرادی که می توانیم واقعا با آنها آینده ای موفق داشته باشیم، قوانین خود ساخته ما باعث می شوند کمتر صداقت و یک رنگی نشان بدهیم و از احساسات واقعی مان دور بمانیم، جست و جو به دنبال یار و همراه زندگی سفر ساده ای نیست اما بهتر است که خودمان این سفر را آغاز کنیم مهم است که بتوانیم  با الگوهای مخرب درونی مان مقابله کنیم الگوهایی که می خواهند سد راه ما شوند., با گذشت زمان ما قوانینی درباره رابطه عاطفی خود ایجاد می کنیم و در نتیجه آموخته هایمان در زندگی را روی کاغذ می آوریم اما آنچه روی کاغذ خوب به نظر می رسد شاید همیشه در دنیای واقعی خوب کار نکند وقتی مطابق قوانینی عمل می کنیم که بر مبنای گذشته ما عمل می کنند این احتمال وجود دارد که زنجیره ای دائمی از روابط ناامید کننده را تجربه کنیم پذیرا بودن و پرهیز از پیش داروی، اصلی مهم برای آغاز روابط عاطفی و انتخاب همسر است، بله شاید در گذشته در روابطی آسیب دیده ایم اما باید بپذیریم که وقتی از ترس آسیب مجدد به  محافظه کاری افراطی روی می  آوریم شانسمان را برای آشنایی با افراد جدید کاهش می دهیم، افرادی که می توانیم واقعا با آنها آینده ای موفق داشته باشیم، قوانین خود ساخته ما باعث می شوند کمتر صداقت و یک رنگی نشان بدهیم و از احساسات واقعی مان دور بمانیم، جست و جو به دنبال یار و همراه زندگی سفر ساده ای نیست اما بهتر است که خودمان این سفر را آغاز کنیم مهم است که بتوانیم  با الگوهای مخرب درونی مان مقابله کنیم الگوهایی که می خواهند سد راه ما شوند.,

*اگر احساس می کنید ترس ها و باورهای درونیت باعث مجرد ماندن توست و به تنهایی قادر به غلبه به آنها نیستی بهتر است از مشاور و  فرد متخصص در این زمینه کمک بگیری .

, *اگر احساس می کنید ترس ها و باورهای درونیت باعث مجرد ماندن توست و به تنهایی قادر به غلبه به آنها نیستی بهتر است از مشاور و  فرد متخصص در این زمینه کمک بگیری ., اگر احساس می کنید ترس ها و باورهای درونیت باعث مجرد ماندن توست و به تنهایی قادر به غلبه به آنها نیستی بهتر است از مشاور و  فرد متخصص در این زمینه کمک بگیری .,

 بسیاری از اوقات ما از درونیات خود بی خبر هستیم درونیاتی که باعث شکستمان در دنیای بیرونی می شوند باید فرد امین و دلسوزی در کنارمان باشد که با انداختن نور چراغ قوه به تاریکخانه روحمان ما را درباره واقعیت درونی مان آگاه تر کند.

,

منابع:

, منابع:,

هفته نامه راز

, هفته نامه راز,

شماره های مختلف نشریه موفقیت

, شماره های مختلف نشریه موفقیت,

 

,

گردآوری: ناهید زندی پژوه

, گردآوری: ناهید زندی پژوه,

انتهای پیام/

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه