یک بانوی کارآفرین و صاحب برند یک محصول ایرانی:
اعتماد به توانمندیها سرمایه اصلی است/"سخت" نخستین کلمه حذف شده در کلاسهایم
یک بانوی کارآفرین معتقد است، داشتن سرمایه بی تاثیر در موفقیت نیست اما من کار را بدون سرمایه شروع کردم و به این اعتقاد دارم که سرمایه من توانایی من است من وقتی کارم را با توکل به خدا آغاز میکنم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، هدی قاصدی، فعال اقتصادی در حوزه چرم است ؛این بانوی مدرس و کارآفرین در حوزه چرم، با سوابق عالی دارای برند "هدی چرم" است و به این وسیله عامل خودکفایی بسیاری از خانمهای ایرانی شده است و به همین بهانه گفت وگویی را با وی ترتیب داده ایم:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,در یک جایی گذشتتون و خوندم و انگار برای رسیدن به این جایگاه سختیهایی را متحمل شده اید. خودتان توضیح دهید؟
, در یک جایی گذشتتون و خوندم و انگار برای رسیدن به این جایگاه سختیهایی را متحمل شده اید. خودتان توضیح دهید؟,باید سخت کشید که قدر دوران خوشی را دانست و من دورانی را طی کرده ام که در یک روز فقط هزار تومان در جیب من بود و این برای یک دختری که از شهرستان به تهران آمده است شرایط خوبی نیست اما من با اراده مصمم و مهمتر از آن هدفی که در ذهنم میپروراندم به این سختیها پایان دادم، گرچه هنوزم به وضعیت ایده آل خودم نرسیدم اما با اعتماد به نفس قوی و اراده بالا در راه نزدیک شدن به هدفم هستم.
,جیب یک دختر خانمی در شهر غریب خالی باشه خیلی بد است؟ اینطور نیست؟
, جیب یک دختر خانمی در شهر غریب خالی باشه خیلی بد است؟ اینطور نیست؟,من معتقدم با جیب خالی در لحظاتی میتوان کنار آمد و در این حالت اظطرار باید یکسری از خرجهای اضافی شخصی حذف گردد اما سختتر از آن داشتن بدهی به دیگران است.
,اما متاسفانه خیلی از ما آدمها دخترانی را میشناسیم که در صورت خالی بودن جیبشان تن به کارهای خفیف داده اند اما شما راه سالم تری را انتخاب کردید و این قابل ستایش است. درسته؟
,این لطف شماست اما به نظر من مشکل خیلی از دختران جوان این است که خیلی عجول و در عین حال خیلی میخواهند زود به پول برسند و شاید مشکل این دسته از خانمها همین عجول بودنشان است اما اگرمن خدای ناکرده راه غلطی را انتخاب نکردم علت آن داشتن هدف و برنامه بوده است که برای آن شبانه روزی تلاش کرده ام و ذهنم را از فقط به سمت کار جلو برده ام.
,آن طور که از روحیاتتون مشخص است به مستقل بودن خیلی علاقه دارید؟
, آن طور که از روحیاتتون مشخص است به مستقل بودن خیلی علاقه دارید؟,من به کار کردن در مراکز دولتی علاقه نداشتم و بیشتر علاقه مند بودم که برای خودم کار کنم و به طور مستقل درآمدزایی داشته باشم و به همین خاطر از زمان حضورم در شهر تهران به آموزش کامپیوتر مشغول شدم و بعد از آن بود که به طور حرفه ای کار چرم دوزی روی آوردم. با توجه به اینکه در برهه ای از زمان در بیکاری به سر میبردم و هزینههایی داشتم که باید آنها را رفع میکردم بنابراین تصمیم گرفتم هر مهارت و توانایی که داشتم را بر روی کاغذی بیاورم تا به این نتیجه برسم که از کدام مهارت میتوانم درآمدزایی کنم. هر رشته هنری که من بلد هستم از مادر یاد گرفتهام و چرم دوزی در حد اینکه برای خودم کیف بدوزم بلد بودم. وقتی رشته چرم دوزی را مورد بررسی قرار دادم متوجه شدم خیلی کمتر کار شده و برخی افراد هم به من گوشزد کردند که در این رشته تعداد هنرجوها کم است و ممکن است که به حد نصاب نرسد اما من ناامید نشده و تصمیم گرفتم از طریق روزنامه برای آگهی ثبت نام اقدام کنم.
,این اقدام شما برایتان رضایت بخش بود؟
, این اقدام شما برایتان رضایت بخش بود؟,به مدت 10 روز به روزنامه آگهی دادم و بعد از درج آگهی فکر نمیکردم انقدر زنگ خور داشته باشم. من ابتدا در منزل برای آموزش چرم اقدام کردم اما برخی از هنرجوها به دلایلی نمیتوانستند به خانه مراجعه کنند با این وجود توانستم 10 هنرجو را جذب کنم. در مدت دو سال توانستم در این رشته خوب رشد کنم و در حرفه چرم دوزی خیلی خوب شناخته شوم و نود درصد از کسانی که کار چرم را انجام میدهند حتما اسم من را شنیدهاند. من از بچگی کار میکردم و همیشه دوست داشتم دستم در جیب خودم باشد و مستقل باشم شاید بیشتر آقایان این حس را داشته باشند اما من هم این حس را داشتم و جدای از کار کردن دوست داشتم که کارآفرین هم باشم به طورمثال در شهرستان من یک لباس فروشی خیلی ساده داشتم که مغازه پایین خانهمان بود که برای آن فروشنده هم گذاشته بودم و حقوقش را میدادم یا مثلا زمانیکه دفتر خدمات کامپیوتری داشتم دو نفر تایپیست استخدام کرده بودم و همیشه خانوادهام به من میگفتند تو مگر چقدر درآمد داری که حقوق دو نفر دیگر را هم میدهی. این کار برایم لذت دارد و هدفم از کار فقط پول درآوردن نیست هدفم یک کار جمعی و آسایش در کار است.
,تا به حال شده اثری از خود را در جایی ببینید؟
, تا به حال شده اثری از خود را در جایی ببینید؟,نه تنها اثر خود را دیدم بلکه کپی شده اثری که به نام خودم طراحی شده را به نام برند دیگری در حال فروش دیده ام.
,ناراحت شدید؟ عکس العملتان چی بود؟
, ناراحت شدید؟ عکس العملتان چی بود؟,نه برایم اصلا مهم نیست و شاید خوشحالم شده ام که به هر حال این کار مورد استقبال قرار گرفته است.
,موفق شدن در شروع کاری متضمن وجود سرمایه است؟
, موفق شدن در شروع کاری متضمن وجود سرمایه است؟,به هر حال داشتن سرمایه بی تاثیر در موفقیت نیست اما من کار را بدون سرمایه شروع کردم و به این اعتقاد دارم که سرمایه من توانایی من است. زمانیکه آموزشگاه را افتتاح کردم پول پیش برای اجاره را نداشتم و آن پول پیش را با قرض از یکی از دوستانم مهیا کردم و با یک ماه کار کردن پول مورد نیاز برای اجاره را به دست آوردم. تمام وسایل کار را از بازار به صورت قرضی مهیا کردم و با توجه به اینکه به تواناییهای خودم مطمئن بودم این ریسک را میکردم. آن سالی که وارد تهران شدم فقط هفتصد هزار تومان دارایی داشتم و حتی پول پیش خانه هم نداشتم هفته اول را فقط بیکار بودم و از هفته دوم به آموزشگاهها مراجعه کرده و رزومه کاری خود را داده و حتی به مدیر آموزشگاه میگفتم من حاضرم چند جلسه اول را به صورت رایگان آموزش دهم تا شما با من آشنا شوید و در صورت رضایت من را استخدام کنید. بعد از هفته دوم و هر روز از هشت صبح تا هشت شب سر کار بودم. من وقتی کارم را با توکل به خدا آغاز میکنم و کارم را به خودش میسپارم دیگر هیچ نگرانی ندارم.
,چه آموزشهایی توسط شما به کارآموزان داده میشود؟
, چه آموزشهایی توسط شما به کارآموزان داده میشود؟,دورههای کیف دوزی، کفش،حکاکی روی چرم، دوخت چرم، نقاشی روی چرم، مشبک چرم، قالیچههای چرمی، زیورآلات چرمی و دکوراسیون چرمی از جمله دورههایی است که درآموزشگاه هدی چرم آموزش داده میشود. تمام کارهایی که در این آموزشگاه انجام میشود با دست بوده و هیچ کاری با چرخ انجام نمیشود من دنبال راهی هستم تا کسانی که مثل من خیاطی بلد نیستند اما با یک روش خاص بتوانند برای خودشان کت بدوزند. هنرجوهایی که بعد از کار در این آموزشگاه توانسته اند کارشان را وسعت دهند باعث خوشحالی من میشوند.
,با این حساب باید از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشید؟
, با این حساب باید از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشید؟,من اعتماد به نفس کاذب ندارم و بیهوده برای کاری پافشاری نمیکنم که بخواهم روی حرفهایم مسر باشم و اعتقادم بر این است که باید خودم را اصلاح کنم چرا که انسانها باید همواره در حال تغییر باشند.
,اما خانمهایی ایرانی معمولا از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند؟
, اما خانمهایی ایرانی معمولا از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند؟,خانمهای ایرانی باید به توانایی خودشان پی ببرند و به آنها عمل کنند تا بتوانند با اعتماد به نفس بالا به درآمد مکفی برسند و چه خوب است که توانمندی یک خانمی آنقدر بالا برود که بتواند در حد یک کارآفرین هر چند به صورت جزیی، مشاغل خانگی رادر بین خانمهای ایرانی گسترش دهد و این دقیقا همان اقدام و عمل به اقتصاد مقاومتی است که امسال به این نام زینت یافته است.
,آیا شاهد موفقیت کارآموزهایتان هستید؟
, آیا شاهد موفقیت کارآموزهایتان هستید؟,بله من خیلی از خانمهایی که برای آموزش آمده اند در ارتباط هستم و خیلی خوشحالم که خیلی از آنها برای خودشان بازار کار خوبی را فراهم کرده اند و باید تصریح کنم که در حال حاضر چیزی حدود 200 خانم از قبال اموزشهایی که به آنها توسط من داده شده است مشغول به کار و فعالیت هستند و این در حالی است که در بعضی مواقع خانمی هزینه پرداخت کلاس را نداشته است و من آموزش را به او یاد داده ام و این بدان معنا است که هیچ وقت به این حرفه نگاه مادی گرایانه نداشته ام.
,در آموزشهایی که به خانمها میدهید چقدر به توانستن و مثبت اندیشی اشاره دارید؟
, در آموزشهایی که به خانمها میدهید چقدر به توانستن و مثبت اندیشی اشاره دارید؟,نود درصد از کار من با خانم هاست و بیشتر با افرادی سروکار دارم که تواناییهای لازم برای کار را دارند اما در عین حال خودشان را قبول ندارند و من به همین خاطر سر کلاس سعی میکنم هدفم فقط آموزش چرم نباشد. در کلاسهای من اولین کلمهای که باید از سر زبانها حذف شود کلمه سخت است و هیچ کس حق ندارد بگوید نمی توانم و نمی شود و همه فعلهای منفی در کلاس من باید حذف شود. برخی از هنرجوهای من مشکلات روحی و افسردگی دارند و انتهای کلاس به من مراجعه کرده و خودشان میگویند روحیه ما در کلاس شما خیلی عوض شده و حالمان بهتر میشود. اگر هنرجویی مراجعه کند و از من مشاوره بخواهد من از هیچ کمکی دریغ نمیکنم و راهنماییاش میکنم. من هیچ وقت شخصی را ناامید نمیکنم اما مثلا اگر هنرجویی مراجعه کند و من به او افکار و روحیه مثبت منتقل کنم اما او تکرار کند که نمیتوانم من در کمال ناباوری به او میگویم که بله شما نمیتوانید و این حرف من تلنگری برای آن شخص میشود که آیا واقعا من نمیتوانم ومن گوشزد میکنم که اگر شما یک بار بگویید که نمیتوانم من باید در مقابل هفده بار بگویم که شما میتوانید.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه