یادااشت ، بخش اول
جبران حقوق معنوی ناشی از سوء رفتار در طلاق
حقوق معنوی دارای مصادیقی است که لطمه به آن دعوی مطالبات خسارت معنوی را سبب میشود. حقوق معنوی یا مرتبط با هویت افراد است یا مرتبط با شخصیت آنان که در وجه عاطفی، عقلانی و اجتماعی ظهور می یابد. این حقوق عبارتند از حق هویت که مرتبط با نام و تابعیت و نسب افراد است و حقوق اجتماعی مانند حق آزادی فردی و مصونیت از تعرض، حق آزادی اندیشه، حق ازدواج و انتخاب همسر، حق انتخاب شغل و حق امنیت و آرامش است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، حقوق معنوی دارای مصادیقی است که لطمه به آن دعوی مطالبات خسارت معنوی را سبب می شود. حقوق معنوی یا مرتبط با هویت افراد است یا مرتبط با شخصیت آنان که در وجه عاطفی، عقلانی و اجتماعی ظهور می یابد. این حقوق در همه ادیان الهی و نظام های پیشرفته حقوقی مورد حمایت قرار گرفته است و عبارتند از : حق هویت که مرتبط با نام و تابعیت و نسب افراد است و حقوق اجتماعی مانند؛ حق آزادی فردی و مصونیت از تعرض، حق آزادی اندیشه و حق بر مصونیت مسکن از تعرض، حق ازدواج و انتخاب همسر، حق انتخاب شغل، حق داشتن حریم خصوصی، حق تمامیت روح و وران و حق بر امنیت و آرامش.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,زوجین علاوه بر اینکه مانند هر شهروند دیگر از حقوق معنوی یاد شده برخوردار هستند، حقوق خاص دیگری در مقابل یکدیگر دارند که ناشی از ازدواج است و باید محترم شمرده شود و رعایت گردد. این حقوق عبارتنداز: حق بر حسن معاشرت و معاضرت، حق تمکین، حق جنسی، حق قسم، حق آرامش و حفظ کرامت و شأن اجتماعی.
به طور کلی لطمه به حقوق شناخته شده و قانونی ناشی از زوجیت که به مواردی از آنها اشاره شد، سبب تحقق ضرر و زیان معنوی می گردد و می توان آن را مطالبه کرد اما اگر طرف مقابل نقشی در ایحاد این کراهت نداشته باشد، یعنی کراهت ذاتی باشد، این ضرر و زیان قابل مطالبه نیست، زیرا کراهت یک امر کاملا شخصی است و منشأ آن معمولا درون فرد و ناشی از تمایلات و باورهای شخصی و ارزش ها و سلایق خود او درباره طرف مقابل است که منجر به چنین واکنشی می شود.
اما بعضی از مصادیق سوء رفتار در زندگی مشترک در عین حال جرم است و علاوه بر مسئولیت کیفری، مرتکب به جبران ضرر و زیان ناشی از جرم نیز محکوم می گردد، مانند ضرب و شتم و ترک انفاق، در این گونه موارد، مطالبه خسارت هم تحت عنوان عام تسبیب قابل طرح است و هم تحت عنوان خاص ضرر ناشی از جرم ، اما بعضی دیگر از این رفتارها تنها از باب تسبیب، موجب مسئولیت مدنی به جبران خسارت می گردد. در عین حال ممکن است مجوزی برای انحلال تکاح باشد. حالت سومی که می توان تصور کرد و آن هنگام است که رفتاری که منشأ ضرر و زیان معنوی می گردد، مجرمانه باشد اما بزه دیده جرم، همسرم مرتکب نباشد، مانند اعتیاد زوج با محکومیت کیفری او به حبس که هر چند این واقعه ممکن است موجب زیان زوجه گردد اما این خسارت تحت عنوان ضرر ناشی از جرم قابل مطالبه نیست و تنها از بابت تسبیب می توان دعوی مطالبه آن را طرح نمود.
توضیح آنکه جرایم شوهر در موارد یاد شده به لحاظ حقوقی مستقیما مرتبط با زن نیست، اما تأثیر آنها را بر حقوق زن در زندگی مشترک نمی توان نادیده گرفت، زمانی که مرد به علت جرایم عمدی چون کلاهرداری، قاچاق و مواد مخدر محکوم به حبس یا مجازات در ملاءعام می شود، قطعا خسارت معنوی آن متوجه زن و فرزندان می شود و مسئول ورود این خسارت مرد است پس جبران آن نیز باید متوجه مرد باشد و قانون گذار از کنار این خسارت و جبران آنها نباید بی تفاوت بگذرد.
شرایط و عناصر دعوی خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار شامل موارد زیر هستند:
- متضرر از سوء رفتار: در دعوی طلاق ناشی از سوء رفتار متضرر ممکن است زوجه یا زوج یا حتی فرزندان باشند. رفتار منشأ ضرر، از سوی هر کدام از زوجین سرزند، طرف دیگر می تواند نسبت به خسارت معنوی ناشی از آن اقدام نماید. اما آیا می توان خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار را که فرزندان از آن متأثر شده اند را مطالبه کرد؟ چنانکه مثلا مادر خسارت معنوی ناشی از بی مبالاتی پدر در تربیت فرزند صغیر یا ممانعت از تحصیل وی را مطالبه نماید. ظاهرا با توجه به اطلاق و کلیت مستند است قانونی باب تسبیب و مسئولیت مدنی پاسخ به این سؤالات مثبت است.
- ضابطه تشخیص و رود خسارت: برخلاف خسارت مادی که تابع ضابطه نوعی است و عامل خسارت باید از عهده مثل یا قمیت برآید، خسارت معنوی کاملا شخصی است و میزان آن تابع احوال و موقعیت عاطفی و اجتماعی شخص متضرر است، لذا ضابطه تشخیص و ارزیابی آن نیز کاملا شخصی است و نمی توان افراد را با هم مقایسه کرد، بعنوان مثال، میزان آسیب و درد و رنج عاطفی فرزندان یک خانواده از مرگ والدین یا از طلاق آنان هیچگاه یکسان نیست.
- زمان مطالبه خسارت معنوی: در دعوی طلاق ناشی از سوء رفتار امکان مطالبه خسارت معنوی همزمان با طرح دعوی و پس از آن به طور جداگانه وجود دارد. بنابر این، پس از وقوع طلاق نیز در صورتی که سوء رفتار، به عنوان علت طلاق احراز گردیده باشد، امکان طرح دعوی مطالبه خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار وجود دارد، به نظر می رسد امکان مطالبه خسارت معنوی پس از مرگ مقصر نیز وجود داشته باشد و دادگاه دعوی را به طرفیت وارث مقصر مورد ترافع و رسیدگی قرار می دهد.
- عدم شمول مرور زمان: دلیلی برای شمول مرور زمان نسبت به حق مطالبه خسارت وجود ندارد. اگر مطابه خسارت به عنوان یک حق قانونی شناخته شده است، پس نمی توان آن را مشمول مرور زمان دانست. البته ناگفته پیدا است که گذر زمان مشکل بررسی ادله و ارزیابی میزان ضرر را دو چندان می کند.
- نحوه تقویم و کارشناسی: یکی از مهمترین چالش ها و مشکلات دعوی مطالبه خسارت معنوی، مسأله تقویم و ارزیابی آنان است. شخصی بودن تحمل ضرر معنوی، غیرملموس بودن آن و عدم امکان جایگزینی آن با پول، از جمله علل این دشواری هاست. همین امر سبب شده علیرغم وجود مستندات قانونی، رویه قضایی درباره رسیدگی به این دعاوی بی اعتنایی و سخت گیری بیشتری داشته باشد و افراد نیز چندان امیدی به حصول نتیجه از آن نداشته باشند، تقویم ضرر و زیان معنوی که به حیثیت اجتماعی فرد وارد می شود ، آسان تر از ارزیابی خسارت عاطفی است.
- دادگاه به صالح: دعوی مطالبه خسارت معنوی در طلاق ناشی از سوء رفتار، یک دعوی حقوقی است، اما باید دید دادگاه صالح کدام است، به موجب قانون، اختصاص تعدادی از دادگاه های موجود به دادگاه های موضوع اصل 21 قانون اساسی( دادگاه خانواده) مصوب 1376، صلاحیت ذاتی دادگاه های خانواده شناخته شد و از این پس دادگاه های عمومی جز در حوزه بخش نمی توانند به دعاوی خانوادگی رسیدگی نمایند، از طرفی در قانون یاد شده موارد سیزده گانه صلاحیت دادگاه خانواده شمارش شده است، حال سوال این است که آیا دعوی ضررو زیان ناشی از سوء رفتار را می توان در دادگاه خانواده مطرح کرد یا این کار در صلاحیت دادگاه های حقوقی است؟ دو عامل در پاسخ به این پرسش مؤثر است:
نخست- زمان طرح دعوی است که اگر هم زمان با دعوی طلاق باشد، ممکن است بتوان تأمل به امکان رسیدگی در دادگاه خانواده شد، اما اگر بعد از صدور حکم طلاق ، این دعوی مطرح گردد، دعوی حقوقی مستقلی است که باید در دادگاه های حقوقی مورد رسیدگی قرار گیرد.
دوم – منشأ ورود ضرر و زیان ناشی از جرم در دادگاه ها جزایی قابل رسیدگی خواهد بود و هم به عنوان یک دعوی مستقل حقوقی قابل طرح است.
- علنی بودن دادرسی، ماده 188 ق. آ. د. مقرر می دارد: محاکمت علنی است به استثنای موارد زیر به تشخیص دادگاه : .... 2- امرو خانوادگی یا دعاوی خصوصی به درخواست طرفین...
بنابراین قطع نظر از این که دادگاه صالح، دادگاه خانواده باشد یا دادگاه حقوقی، با توجه به منشأ دعوی، پرونده از امور خانوادگی تلقی می شود و امکان محاکمه علنی آن وجود ندارد.گ
ادامه دارد...
زوجین علاوه بر اینکه مانند هر شهروند دیگر از حقوق معنوی یاد شده برخوردار هستند، حقوق خاص دیگری در مقابل یکدیگر دارند که ناشی از ازدواج است و باید محترم شمرده شود و رعایت گردد. این حقوق عبارتنداز: حق بر حسن معاشرت و معاضرت، حق تمکین، حق جنسی، حق قسم، حق آرامش و حفظ کرامت و شأن اجتماعی.
به طور کلی لطمه به حقوق شناخته شده و قانونی ناشی از زوجیت که به مواردی از آنها اشاره شد، سبب تحقق ضرر و زیان معنوی می گردد و می توان آن را مطالبه کرد اما اگر طرف مقابل نقشی در ایحاد این کراهت نداشته باشد، یعنی کراهت ذاتی باشد، این ضرر و زیان قابل مطالبه نیست، زیرا کراهت یک امر کاملا شخصی است و منشأ آن معمولا درون فرد و ناشی از تمایلات و باورهای شخصی و ارزش ها و سلایق خود او درباره طرف مقابل است که منجر به چنین واکنشی می شود.
اما بعضی از مصادیق سوء رفتار در زندگی مشترک در عین حال جرم است و علاوه بر مسئولیت کیفری، مرتکب به جبران ضرر و زیان ناشی از جرم نیز محکوم می گردد، مانند ضرب و شتم و ترک انفاق، در این گونه موارد، مطالبه خسارت هم تحت عنوان عام تسبیب قابل طرح است و هم تحت عنوان خاص ضرر ناشی از جرم ، اما بعضی دیگر از این رفتارها تنها از باب تسبیب، موجب مسئولیت مدنی به جبران خسارت می گردد. در عین حال ممکن است مجوزی برای انحلال تکاح باشد. حالت سومی که می توان تصور کرد و آن هنگام است که رفتاری که منشأ ضرر و زیان معنوی می گردد، مجرمانه باشد اما بزه دیده جرم، همسرم مرتکب نباشد، مانند اعتیاد زوج با محکومیت کیفری او به حبس که هر چند این واقعه ممکن است موجب زیان زوجه گردد اما این خسارت تحت عنوان ضرر ناشی از جرم قابل مطالبه نیست و تنها از بابت تسبیب می توان دعوی مطالبه آن را طرح نمود.
توضیح آنکه جرایم شوهر در موارد یاد شده به لحاظ حقوقی مستقیما مرتبط با زن نیست، اما تأثیر آنها را بر حقوق زن در زندگی مشترک نمی توان نادیده گرفت، زمانی که مرد به علت جرایم عمدی چون کلاهرداری، قاچاق و مواد مخدر محکوم به حبس یا مجازات در ملاءعام می شود، قطعا خسارت معنوی آن متوجه زن و فرزندان می شود و مسئول ورود این خسارت مرد است پس جبران آن نیز باید متوجه مرد باشد و قانون گذار از کنار این خسارت و جبران آنها نباید بی تفاوت بگذرد.
شرایط و عناصر دعوی خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار شامل موارد زیر هستند:
- متضرر از سوء رفتار: در دعوی طلاق ناشی از سوء رفتار متضرر ممکن است زوجه یا زوج یا حتی فرزندان باشند. رفتار منشأ ضرر، از سوی هر کدام از زوجین سرزند، طرف دیگر می تواند نسبت به خسارت معنوی ناشی از آن اقدام نماید. اما آیا می توان خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار را که فرزندان از آن متأثر شده اند را مطالبه کرد؟ چنانکه مثلا مادر خسارت معنوی ناشی از بی مبالاتی پدر در تربیت فرزند صغیر یا ممانعت از تحصیل وی را مطالبه نماید. ظاهرا با توجه به اطلاق و کلیت مستند است قانونی باب تسبیب و مسئولیت مدنی پاسخ به این سؤالات مثبت است.
- ضابطه تشخیص و رود خسارت: برخلاف خسارت مادی که تابع ضابطه نوعی است و عامل خسارت باید از عهده مثل یا قمیت برآید، خسارت معنوی کاملا شخصی است و میزان آن تابع احوال و موقعیت عاطفی و اجتماعی شخص متضرر است، لذا ضابطه تشخیص و ارزیابی آن نیز کاملا شخصی است و نمی توان افراد را با هم مقایسه کرد، بعنوان مثال، میزان آسیب و درد و رنج عاطفی فرزندان یک خانواده از مرگ والدین یا از طلاق آنان هیچگاه یکسان نیست.
- زمان مطالبه خسارت معنوی: در دعوی طلاق ناشی از سوء رفتار امکان مطالبه خسارت معنوی همزمان با طرح دعوی و پس از آن به طور جداگانه وجود دارد. بنابر این، پس از وقوع طلاق نیز در صورتی که سوء رفتار، به عنوان علت طلاق احراز گردیده باشد، امکان طرح دعوی مطالبه خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار وجود دارد، به نظر می رسد امکان مطالبه خسارت معنوی پس از مرگ مقصر نیز وجود داشته باشد و دادگاه دعوی را به طرفیت وارث مقصر مورد ترافع و رسیدگی قرار می دهد.
- عدم شمول مرور زمان: دلیلی برای شمول مرور زمان نسبت به حق مطالبه خسارت وجود ندارد. اگر مطابه خسارت به عنوان یک حق قانونی شناخته شده است، پس نمی توان آن را مشمول مرور زمان دانست. البته ناگفته پیدا است که گذر زمان مشکل بررسی ادله و ارزیابی میزان ضرر را دو چندان می کند.
- نحوه تقویم و کارشناسی: یکی از مهمترین چالش ها و مشکلات دعوی مطالبه خسارت معنوی، مسأله تقویم و ارزیابی آنان است. شخصی بودن تحمل ضرر معنوی، غیرملموس بودن آن و عدم امکان جایگزینی آن با پول، از جمله علل این دشواری هاست. همین امر سبب شده علیرغم وجود مستندات قانونی، رویه قضایی درباره رسیدگی به این دعاوی بی اعتنایی و سخت گیری بیشتری داشته باشد و افراد نیز چندان امیدی به حصول نتیجه از آن نداشته باشند، تقویم ضرر و زیان معنوی که به حیثیت اجتماعی فرد وارد می شود ، آسان تر از ارزیابی خسارت عاطفی است.
- دادگاه به صالح: دعوی مطالبه خسارت معنوی در طلاق ناشی از سوء رفتار، یک دعوی حقوقی است، اما باید دید دادگاه صالح کدام است، به موجب قانون، اختصاص تعدادی از دادگاه های موجود به دادگاه های موضوع اصل 21 قانون اساسی( دادگاه خانواده) مصوب 1376، صلاحیت ذاتی دادگاه های خانواده شناخته شد و از این پس دادگاه های عمومی جز در حوزه بخش نمی توانند به دعاوی خانوادگی رسیدگی نمایند، از طرفی در قانون یاد شده موارد سیزده گانه صلاحیت دادگاه خانواده شمارش شده است، حال سوال این است که آیا دعوی ضررو زیان ناشی از سوء رفتار را می توان در دادگاه خانواده مطرح کرد یا این کار در صلاحیت دادگاه های حقوقی است؟ دو عامل در پاسخ به این پرسش مؤثر است:
نخست- زمان طرح دعوی است که اگر هم زمان با دعوی طلاق باشد، ممکن است بتوان تأمل به امکان رسیدگی در دادگاه خانواده شد، اما اگر بعد از صدور حکم طلاق ، این دعوی مطرح گردد، دعوی حقوقی مستقلی است که باید در دادگاه های حقوقی مورد رسیدگی قرار گیرد.
دوم – منشأ ورود ضرر و زیان ناشی از جرم در دادگاه ها جزایی قابل رسیدگی خواهد بود و هم به عنوان یک دعوی مستقل حقوقی قابل طرح است.
- علنی بودن دادرسی، ماده 188 ق. آ. د. مقرر می دارد: محاکمت علنی است به استثنای موارد زیر به تشخیص دادگاه : .... 2- امرو خانوادگی یا دعاوی خصوصی به درخواست طرفین...
بنابراین قطع نظر از این که دادگاه صالح، دادگاه خانواده باشد یا دادگاه حقوقی، با توجه به منشأ دعوی، پرونده از امور خانوادگی تلقی می شود و امکان محاکمه علنی آن وجود ندارد.گ
ادامه دارد...
زوجین علاوه بر اینکه مانند هر شهروند دیگر از حقوق معنوی یاد شده برخوردار هستند، حقوق خاص دیگری در مقابل یکدیگر دارند که ناشی از ازدواج است و باید محترم شمرده شود و رعایت گردد. این حقوق عبارتنداز: حق بر حسن معاشرت و معاضرت، حق تمکین، حق جنسی، حق قسم، حق آرامش و حفظ کرامت و شأن اجتماعی.
به طور کلی لطمه به حقوق شناخته شده و قانونی ناشی از زوجیت که به مواردی از آنها اشاره شد، سبب تحقق ضرر و زیان معنوی می گردد و می توان آن را مطالبه کرد اما اگر طرف مقابل نقشی در ایحاد این کراهت نداشته باشد، یعنی کراهت ذاتی باشد، این ضرر و زیان قابل مطالبه نیست، زیرا کراهت یک امر کاملا شخصی است و منشأ آن معمولا درون فرد و ناشی از تمایلات و باورهای شخصی و ارزش ها و سلایق خود او درباره طرف مقابل است که منجر به چنین واکنشی می شود.
اما بعضی از مصادیق سوء رفتار در زندگی مشترک در عین حال جرم است و علاوه بر مسئولیت کیفری، مرتکب به جبران ضرر و زیان ناشی از جرم نیز محکوم می گردد، مانند ضرب و شتم و ترک انفاق، در این گونه موارد، مطالبه خسارت هم تحت عنوان عام تسبیب قابل طرح است و هم تحت عنوان خاص ضرر ناشی از جرم ، اما بعضی دیگر از این رفتارها تنها از باب تسبیب، موجب مسئولیت مدنی به جبران خسارت می گردد. در عین حال ممکن است مجوزی برای انحلال تکاح باشد. حالت سومی که می توان تصور کرد و آن هنگام است که رفتاری که منشأ ضرر و زیان معنوی می گردد، مجرمانه باشد اما بزه دیده جرم، همسرم مرتکب نباشد، مانند اعتیاد زوج با محکومیت کیفری او به حبس که هر چند این واقعه ممکن است موجب زیان زوجه گردد اما این خسارت تحت عنوان ضرر ناشی از جرم قابل مطالبه نیست و تنها از بابت تسبیب می توان دعوی مطالبه آن را طرح نمود.
توضیح آنکه جرایم شوهر در موارد یاد شده به لحاظ حقوقی مستقیما مرتبط با زن نیست، اما تأثیر آنها را بر حقوق زن در زندگی مشترک نمی توان نادیده گرفت، زمانی که مرد به علت جرایم عمدی چون کلاهرداری، قاچاق و مواد مخدر محکوم به حبس یا مجازات در ملاءعام می شود، قطعا خسارت معنوی آن متوجه زن و فرزندان می شود و مسئول ورود این خسارت مرد است پس جبران آن نیز باید متوجه مرد باشد و قانون گذار از کنار این خسارت و جبران آنها نباید بی تفاوت بگذرد.
شرایط و عناصر دعوی خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار شامل موارد زیر هستند:
- متضرر از سوء رفتار: در دعوی طلاق ناشی از سوء رفتار متضرر ممکن است زوجه یا زوج یا حتی فرزندان باشند. رفتار منشأ ضرر، از سوی هر کدام از زوجین سرزند، طرف دیگر می تواند نسبت به خسارت معنوی ناشی از آن اقدام نماید. اما آیا می توان خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار را که فرزندان از آن متأثر شده اند را مطالبه کرد؟ چنانکه مثلا مادر خسارت معنوی ناشی از بی مبالاتی پدر در تربیت فرزند صغیر یا ممانعت از تحصیل وی را مطالبه نماید. ظاهرا با توجه به اطلاق و کلیت مستند است قانونی باب تسبیب و مسئولیت مدنی پاسخ به این سؤالات مثبت است.
- ضابطه تشخیص و رود خسارت: برخلاف خسارت مادی که تابع ضابطه نوعی است و عامل خسارت باید از عهده مثل یا قمیت برآید، خسارت معنوی کاملا شخصی است و میزان آن تابع احوال و موقعیت عاطفی و اجتماعی شخص متضرر است، لذا ضابطه تشخیص و ارزیابی آن نیز کاملا شخصی است و نمی توان افراد را با هم مقایسه کرد، بعنوان مثال، میزان آسیب و درد و رنج عاطفی فرزندان یک خانواده از مرگ والدین یا از طلاق آنان هیچگاه یکسان نیست.
- زمان مطالبه خسارت معنوی: در دعوی طلاق ناشی از سوء رفتار امکان مطالبه خسارت معنوی همزمان با طرح دعوی و پس از آن به طور جداگانه وجود دارد. بنابر این، پس از وقوع طلاق نیز در صورتی که سوء رفتار، به عنوان علت طلاق احراز گردیده باشد، امکان طرح دعوی مطالبه خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار وجود دارد، به نظر می رسد امکان مطالبه خسارت معنوی پس از مرگ مقصر نیز وجود داشته باشد و دادگاه دعوی را به طرفیت وارث مقصر مورد ترافع و رسیدگی قرار می دهد.
- عدم شمول مرور زمان: دلیلی برای شمول مرور زمان نسبت به حق مطالبه خسارت وجود ندارد. اگر مطابه خسارت به عنوان یک حق قانونی شناخته شده است، پس نمی توان آن را مشمول مرور زمان دانست. البته ناگفته پیدا است که گذر زمان مشکل بررسی ادله و ارزیابی میزان ضرر را دو چندان می کند.
- نحوه تقویم و کارشناسی: یکی از مهمترین چالش ها و مشکلات دعوی مطالبه خسارت معنوی، مسأله تقویم و ارزیابی آنان است. شخصی بودن تحمل ضرر معنوی، غیرملموس بودن آن و عدم امکان جایگزینی آن با پول، از جمله علل این دشواری هاست. همین امر سبب شده علیرغم وجود مستندات قانونی، رویه قضایی درباره رسیدگی به این دعاوی بی اعتنایی و سخت گیری بیشتری داشته باشد و افراد نیز چندان امیدی به حصول نتیجه از آن نداشته باشند، تقویم ضرر و زیان معنوی که به حیثیت اجتماعی فرد وارد می شود ، آسان تر از ارزیابی خسارت عاطفی است.
- دادگاه به صالح: دعوی مطالبه خسارت معنوی در طلاق ناشی از سوء رفتار، یک دعوی حقوقی است، اما باید دید دادگاه صالح کدام است، به موجب قانون، اختصاص تعدادی از دادگاه های موجود به دادگاه های موضوع اصل 21 قانون اساسی( دادگاه خانواده) مصوب 1376، صلاحیت ذاتی دادگاه های خانواده شناخته شد و از این پس دادگاه های عمومی جز در حوزه بخش نمی توانند به دعاوی خانوادگی رسیدگی نمایند، از طرفی در قانون یاد شده موارد سیزده گانه صلاحیت دادگاه خانواده شمارش شده است، حال سوال این است که آیا دعوی ضررو زیان ناشی از سوء رفتار را می توان در دادگاه خانواده مطرح کرد یا این کار در صلاحیت دادگاه های حقوقی است؟ دو عامل در پاسخ به این پرسش مؤثر است:
نخست- زمان طرح دعوی است که اگر هم زمان با دعوی طلاق باشد، ممکن است بتوان تأمل به امکان رسیدگی در دادگاه خانواده شد، اما اگر بعد از صدور حکم طلاق ، این دعوی مطرح گردد، دعوی حقوقی مستقلی است که باید در دادگاه های حقوقی مورد رسیدگی قرار گیرد.
دوم – منشأ ورود ضرر و زیان ناشی از جرم در دادگاه ها جزایی قابل رسیدگی خواهد بود و هم به عنوان یک دعوی مستقل حقوقی قابل طرح است.
- علنی بودن دادرسی، ماده 188 ق. آ. د. مقرر می دارد: محاکمت علنی است به استثنای موارد زیر به تشخیص دادگاه : .... 2- امرو خانوادگی یا دعاوی خصوصی به درخواست طرفین...
بنابراین قطع نظر از این که دادگاه صالح، دادگاه خانواده باشد یا دادگاه حقوقی، با توجه به منشأ دعوی، پرونده از امور خانوادگی تلقی می شود و امکان محاکمه علنی آن وجود ندارد.گ
ادامه دارد...
زوجین علاوه بر اینکه مانند هر شهروند دیگر از حقوق معنوی یاد شده برخوردار هستند، حقوق خاص دیگری در مقابل یکدیگر دارند که ناشی از ازدواج است و باید محترم شمرده شود و رعایت گردد. این حقوق عبارتنداز: حق بر حسن معاشرت و معاضرت، حق تمکین، حق جنسی، حق قسم، حق آرامش و حفظ کرامت و شأن اجتماعی.
به طور کلی لطمه به حقوق شناخته شده و قانونی ناشی از زوجیت که به مواردی از آنها اشاره شد، سبب تحقق ضرر و زیان معنوی می گردد و می توان آن را مطالبه کرد اما اگر طرف مقابل نقشی در ایحاد این کراهت نداشته باشد، یعنی کراهت ذاتی باشد، این ضرر و زیان قابل مطالبه نیست، زیرا کراهت یک امر کاملا شخصی است و منشأ آن معمولا درون فرد و ناشی از تمایلات و باورهای شخصی و ارزش ها و سلایق خود او درباره طرف مقابل است که منجر به چنین واکنشی می شود.
اما بعضی از مصادیق سوء رفتار در زندگی مشترک در عین حال جرم است و علاوه بر مسئولیت کیفری، مرتکب به جبران ضرر و زیان ناشی از جرم نیز محکوم می گردد، مانند ضرب و شتم و ترک انفاق، در این گونه موارد، مطالبه خسارت هم تحت عنوان عام تسبیب قابل طرح است و هم تحت عنوان خاص ضرر ناشی از جرم ، اما بعضی دیگر از این رفتارها تنها از باب تسبیب، موجب مسئولیت مدنی به جبران خسارت می گردد. در عین حال ممکن است مجوزی برای انحلال تکاح باشد. حالت سومی که می توان تصور کرد و آن هنگام است که رفتاری که منشأ ضرر و زیان معنوی می گردد، مجرمانه باشد اما بزه دیده جرم، همسرم مرتکب نباشد، مانند اعتیاد زوج با محکومیت کیفری او به حبس که هر چند این واقعه ممکن است موجب زیان زوجه گردد اما این خسارت تحت عنوان ضرر ناشی از جرم قابل مطالبه نیست و تنها از بابت تسبیب می توان دعوی مطالبه آن را طرح نمود.
توضیح آنکه جرایم شوهر در موارد یاد شده به لحاظ حقوقی مستقیما مرتبط با زن نیست، اما تأثیر آنها را بر حقوق زن در زندگی مشترک نمی توان نادیده گرفت، زمانی که مرد به علت جرایم عمدی چون کلاهرداری، قاچاق و مواد مخدر محکوم به حبس یا مجازات در ملاءعام می شود، قطعا خسارت معنوی آن متوجه زن و فرزندان می شود و مسئول ورود این خسارت مرد است پس جبران آن نیز باید متوجه مرد باشد و قانون گذار از کنار این خسارت و جبران آنها نباید بی تفاوت بگذرد.
شرایط و عناصر دعوی خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار شامل موارد زیر هستند:
- متضرر از سوء رفتار: در دعوی طلاق ناشی از سوء رفتار متضرر ممکن است زوجه یا زوج یا حتی فرزندان باشند. رفتار منشأ ضرر، از سوی هر کدام از زوجین سرزند، طرف دیگر می تواند نسبت به خسارت معنوی ناشی از آن اقدام نماید. اما آیا می توان خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار را که فرزندان از آن متأثر شده اند را مطالبه کرد؟ چنانکه مثلا مادر خسارت معنوی ناشی از بی مبالاتی پدر در تربیت فرزند صغیر یا ممانعت از تحصیل وی را مطالبه نماید. ظاهرا با توجه به اطلاق و کلیت مستند است قانونی باب تسبیب و مسئولیت مدنی پاسخ به این سؤالات مثبت است.
- ضابطه تشخیص و رود خسارت: برخلاف خسارت مادی که تابع ضابطه نوعی است و عامل خسارت باید از عهده مثل یا قمیت برآید، خسارت معنوی کاملا شخصی است و میزان آن تابع احوال و موقعیت عاطفی و اجتماعی شخص متضرر است، لذا ضابطه تشخیص و ارزیابی آن نیز کاملا شخصی است و نمی توان افراد را با هم مقایسه کرد، بعنوان مثال، میزان آسیب و درد و رنج عاطفی فرزندان یک خانواده از مرگ والدین یا از طلاق آنان هیچگاه یکسان نیست.
- زمان مطالبه خسارت معنوی: در دعوی طلاق ناشی از سوء رفتار امکان مطالبه خسارت معنوی همزمان با طرح دعوی و پس از آن به طور جداگانه وجود دارد. بنابر این، پس از وقوع طلاق نیز در صورتی که سوء رفتار، به عنوان علت طلاق احراز گردیده باشد، امکان طرح دعوی مطالبه خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار وجود دارد، به نظر می رسد امکان مطالبه خسارت معنوی پس از مرگ مقصر نیز وجود داشته باشد و دادگاه دعوی را به طرفیت وارث مقصر مورد ترافع و رسیدگی قرار می دهد.
- عدم شمول مرور زمان: دلیلی برای شمول مرور زمان نسبت به حق مطالبه خسارت وجود ندارد. اگر مطابه خسارت به عنوان یک حق قانونی شناخته شده است، پس نمی توان آن را مشمول مرور زمان دانست. البته ناگفته پیدا است که گذر زمان مشکل بررسی ادله و ارزیابی میزان ضرر را دو چندان می کند.
- نحوه تقویم و کارشناسی: یکی از مهمترین چالش ها و مشکلات دعوی مطالبه خسارت معنوی، مسأله تقویم و ارزیابی آنان است. شخصی بودن تحمل ضرر معنوی، غیرملموس بودن آن و عدم امکان جایگزینی آن با پول، از جمله علل این دشواری هاست. همین امر سبب شده علیرغم وجود مستندات قانونی، رویه قضایی درباره رسیدگی به این دعاوی بی اعتنایی و سخت گیری بیشتری داشته باشد و افراد نیز چندان امیدی به حصول نتیجه از آن نداشته باشند، تقویم ضرر و زیان معنوی که به حیثیت اجتماعی فرد وارد می شود ، آسان تر از ارزیابی خسارت عاطفی است.
- دادگاه به صالح: دعوی مطالبه خسارت معنوی در طلاق ناشی از سوء رفتار، یک دعوی حقوقی است، اما باید دید دادگاه صالح کدام است، به موجب قانون، اختصاص تعدادی از دادگاه های موجود به دادگاه های موضوع اصل 21 قانون اساسی( دادگاه خانواده) مصوب 1376، صلاحیت ذاتی دادگاه های خانواده شناخته شد و از این پس دادگاه های عمومی جز در حوزه بخش نمی توانند به دعاوی خانوادگی رسیدگی نمایند، از طرفی در قانون یاد شده موارد سیزده گانه صلاحیت دادگاه خانواده شمارش شده است، حال سوال این است که آیا دعوی ضررو زیان ناشی از سوء رفتار را می توان در دادگاه خانواده مطرح کرد یا این کار در صلاحیت دادگاه های حقوقی است؟ دو عامل در پاسخ به این پرسش مؤثر است:
نخست- زمان طرح دعوی است که اگر هم زمان با دعوی طلاق باشد، ممکن است بتوان تأمل به امکان رسیدگی در دادگاه خانواده شد، اما اگر بعد از صدور حکم طلاق ، این دعوی مطرح گردد، دعوی حقوقی مستقلی است که باید در دادگاه های حقوقی مورد رسیدگی قرار گیرد.
دوم – منشأ ورود ضرر و زیان ناشی از جرم در دادگاه ها جزایی قابل رسیدگی خواهد بود و هم به عنوان یک دعوی مستقل حقوقی قابل طرح است.
- علنی بودن دادرسی، ماده 188 ق. آ. د. مقرر می دارد: محاکمت علنی است به استثنای موارد زیر به تشخیص دادگاه : .... 2- امرو خانوادگی یا دعاوی خصوصی به درخواست طرفین...
بنابراین قطع نظر از این که دادگاه صالح، دادگاه خانواده باشد یا دادگاه حقوقی، با توجه به منشأ دعوی، پرونده از امور خانوادگی تلقی می شود و امکان محاکمه علنی آن وجود ندارد.گ
ادامه دارد...
زوجین علاوه بر اینکه مانند هر شهروند دیگر از حقوق معنوی یاد شده برخوردار هستند، حقوق خاص دیگری در مقابل یکدیگر دارند که ناشی از ازدواج است و باید محترم شمرده شود و رعایت گردد. این حقوق عبارتنداز: حق بر حسن معاشرت و معاضرت، حق تمکین، حق جنسی، حق قسم، حق آرامش و حفظ کرامت و شأن اجتماعی.
,به طور کلی لطمه به حقوق شناخته شده و قانونی ناشی از زوجیت که به مواردی از آنها اشاره شد، سبب تحقق ضرر و زیان معنوی می گردد و می توان آن را مطالبه کرد اما اگر طرف مقابل نقشی در ایحاد این کراهت نداشته باشد، یعنی کراهت ذاتی باشد، این ضرر و زیان قابل مطالبه نیست، زیرا کراهت یک امر کاملا شخصی است و منشأ آن معمولا درون فرد و ناشی از تمایلات و باورهای شخصی و ارزش ها و سلایق خود او درباره طرف مقابل است که منجر به چنین واکنشی می شود.
,اما بعضی از مصادیق سوء رفتار در زندگی مشترک در عین حال جرم است و علاوه بر مسئولیت کیفری، مرتکب به جبران ضرر و زیان ناشی از جرم نیز محکوم می گردد، مانند ضرب و شتم و ترک انفاق، در این گونه موارد، مطالبه خسارت هم تحت عنوان عام تسبیب قابل طرح است و هم تحت عنوان خاص ضرر ناشی از جرم ، اما بعضی دیگر از این رفتارها تنها از باب تسبیب، موجب مسئولیت مدنی به جبران خسارت می گردد. در عین حال ممکن است مجوزی برای انحلال تکاح باشد. حالت سومی که می توان تصور کرد و آن هنگام است که رفتاری که منشأ ضرر و زیان معنوی می گردد، مجرمانه باشد اما بزه دیده جرم، همسرم مرتکب نباشد، مانند اعتیاد زوج با محکومیت کیفری او به حبس که هر چند این واقعه ممکن است موجب زیان زوجه گردد اما این خسارت تحت عنوان ضرر ناشی از جرم قابل مطالبه نیست و تنها از بابت تسبیب می توان دعوی مطالبه آن را طرح نمود.
,توضیح آنکه جرایم شوهر در موارد یاد شده به لحاظ حقوقی مستقیما مرتبط با زن نیست، اما تأثیر آنها را بر حقوق زن در زندگی مشترک نمی توان نادیده گرفت، زمانی که مرد به علت جرایم عمدی چون کلاهرداری، قاچاق و مواد مخدر محکوم به حبس یا مجازات در ملاءعام می شود، قطعا خسارت معنوی آن متوجه زن و فرزندان می شود و مسئول ورود این خسارت مرد است پس جبران آن نیز باید متوجه مرد باشد و قانون گذار از کنار این خسارت و جبران آنها نباید بی تفاوت بگذرد.
,شرایط و عناصر دعوی خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار شامل موارد زیر هستند:
,- متضرر از سوء رفتار: در دعوی طلاق ناشی از سوء رفتار متضرر ممکن است زوجه یا زوج یا حتی فرزندان باشند. رفتار منشأ ضرر، از سوی هر کدام از زوجین سرزند، طرف دیگر می تواند نسبت به خسارت معنوی ناشی از آن اقدام نماید. اما آیا می توان خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار را که فرزندان از آن متأثر شده اند را مطالبه کرد؟ چنانکه مثلا مادر خسارت معنوی ناشی از بی مبالاتی پدر در تربیت فرزند صغیر یا ممانعت از تحصیل وی را مطالبه نماید. ظاهرا با توجه به اطلاق و کلیت مستند است قانونی باب تسبیب و مسئولیت مدنی پاسخ به این سؤالات مثبت است.
- ضابطه تشخیص و رود خسارت: برخلاف خسارت مادی که تابع ضابطه نوعی است و عامل خسارت باید از عهده مثل یا قمیت برآید، خسارت معنوی کاملا شخصی است و میزان آن تابع احوال و موقعیت عاطفی و اجتماعی شخص متضرر است، لذا ضابطه تشخیص و ارزیابی آن نیز کاملا شخصی است و نمی توان افراد را با هم مقایسه کرد، بعنوان مثال، میزان آسیب و درد و رنج عاطفی فرزندان یک خانواده از مرگ والدین یا از طلاق آنان هیچگاه یکسان نیست.
- زمان مطالبه خسارت معنوی: در دعوی طلاق ناشی از سوء رفتار امکان مطالبه خسارت معنوی همزمان با طرح دعوی و پس از آن به طور جداگانه وجود دارد. بنابر این، پس از وقوع طلاق نیز در صورتی که سوء رفتار، به عنوان علت طلاق احراز گردیده باشد، امکان طرح دعوی مطالبه خسارت معنوی ناشی از سوء رفتار وجود دارد، به نظر می رسد امکان مطالبه خسارت معنوی پس از مرگ مقصر نیز وجود داشته باشد و دادگاه دعوی را به طرفیت وارث مقصر مورد ترافع و رسیدگی قرار می دهد.
- عدم شمول مرور زمان: دلیلی برای شمول مرور زمان نسبت به حق مطالبه خسارت وجود ندارد. اگر مطابه خسارت به عنوان یک حق قانونی شناخته شده است، پس نمی توان آن را مشمول مرور زمان دانست. البته ناگفته پیدا است که گذر زمان مشکل بررسی ادله و ارزیابی میزان ضرر را دو چندان می کند.
- نحوه تقویم و کارشناسی: یکی از مهمترین چالش ها و مشکلات دعوی مطالبه خسارت معنوی، مسأله تقویم و ارزیابی آنان است. شخصی بودن تحمل ضرر معنوی، غیرملموس بودن آن و عدم امکان جایگزینی آن با پول، از جمله علل این دشواری هاست. همین امر سبب شده علیرغم وجود مستندات قانونی، رویه قضایی درباره رسیدگی به این دعاوی بی اعتنایی و سخت گیری بیشتری داشته باشد و افراد نیز چندان امیدی به حصول نتیجه از آن نداشته باشند، تقویم ضرر و زیان معنوی که به حیثیت اجتماعی فرد وارد می شود ، آسان تر از ارزیابی خسارت عاطفی است.
- دادگاه به صالح: دعوی مطالبه خسارت معنوی در طلاق ناشی از سوء رفتار، یک دعوی حقوقی است، اما باید دید دادگاه صالح کدام است، به موجب قانون، اختصاص تعدادی از دادگاه های موجود به دادگاه های موضوع اصل 21 قانون اساسی( دادگاه خانواده) مصوب 1376، صلاحیت ذاتی دادگاه های خانواده شناخته شد و از این پس دادگاه های عمومی جز در حوزه بخش نمی توانند به دعاوی خانوادگی رسیدگی نمایند، از طرفی در قانون یاد شده موارد سیزده گانه صلاحیت دادگاه خانواده شمارش شده است، حال سوال این است که آیا دعوی ضررو زیان ناشی از سوء رفتار را می توان در دادگاه خانواده مطرح کرد یا این کار در صلاحیت دادگاه های حقوقی است؟ دو عامل در پاسخ به این پرسش مؤثر است:
,نخست- زمان طرح دعوی است که اگر هم زمان با دعوی طلاق باشد، ممکن است بتوان تأمل به امکان رسیدگی در دادگاه خانواده شد، اما اگر بعد از صدور حکم طلاق ، این دعوی مطرح گردد، دعوی حقوقی مستقلی است که باید در دادگاه های حقوقی مورد رسیدگی قرار گیرد.
دوم – منشأ ورود ضرر و زیان ناشی از جرم در دادگاه ها جزایی قابل رسیدگی خواهد بود و هم به عنوان یک دعوی مستقل حقوقی قابل طرح است.
- علنی بودن دادرسی، ماده 188 ق. آ. د. مقرر می دارد: محاکمت علنی است به استثنای موارد زیر به تشخیص دادگاه : .... 2- امرو خانوادگی یا دعاوی خصوصی به درخواست طرفین...
نخست- زمان طرح دعوی است که اگر هم زمان با دعوی طلاق باشد، ممکن است بتوان تأمل به امکان رسیدگی در دادگاه خانواده شد، اما اگر بعد از صدور حکم طلاق ، این دعوی مطرح گردد، دعوی حقوقی مستقلی است که باید در دادگاه های حقوقی مورد رسیدگی قرار گیرد.
,دوم – منشأ ورود ضرر و زیان ناشی از جرم در دادگاه ها جزایی قابل رسیدگی خواهد بود و هم به عنوان یک دعوی مستقل حقوقی قابل طرح است.
,- علنی بودن دادرسی، ماده 188 ق. آ. د. مقرر می دارد: محاکمت علنی است به استثنای موارد زیر به تشخیص دادگاه : .... 2- امرو خانوادگی یا دعاوی خصوصی به درخواست طرفین...
بنابراین قطع نظر از این که دادگاه صالح، دادگاه خانواده باشد یا دادگاه حقوقی، با توجه به منشأ دعوی، پرونده از امور خانوادگی تلقی می شود و امکان محاکمه علنی آن وجود ندارد.گ
,ادامه دارد...
,,
]
ارسال دیدگاه