گزارشی از برگزاری کمیسیون با عنوان «آسیب شناسی آموزش و اشتغال در رشته حقوق»:
آموزشها هیچ ربطی به ساخت جامعه دینی ندارند/ "فقه" نظریه اداره انسان از گهواره تاگور است/ کار رشته حقوق نظمبخشی است
مطابق نظر امام این دنیای ما را فقه میسازد. من معتقد هستم طبق نظر سوم، فقه دنیای ما را میسازد و یک بستری برای کسب قلب سلیم آماده میکند. باید بدانید که اگر امت کافری پیدا شوند فقه اجتماعی را در جامعه ساری و جاری کنند دنیای آنان ساخته میشود و این سخن امیر مؤمنان نیز هست که اگر قواعد الهی در هر امتی اجرا گردد آن امت آباد میگردد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کافه حقوق، هر ساله تعداد قابل توجهی ورودی دانشجویان رشته حقوق را در دانشگاهها میبینیم و همچنین فارغالتحصیلانی که در مقاطع مختلف آموزشی از دانشگاههای خود با ناامیدی بیرون میآیند به فکر شغلی باشند. ظرفیت محدود جذب در آزمونهای وکالت، سردفتری، قضاوت و… باعث شده است که مسئله اشتغال در میان فارغالتحصیلان این رشته بیشتر نمود پیدا کند. به همین مناسبتی کارگاهی با حضور جلیل محبی و سلمان عمرانی برگزار شد که مشروح آن در ادامه میآید.
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کافه حقوق، هر ساله تعداد قابل توجهی ورودی دانشجویان رشته حقوق را در دانشگاهها میبینیم و همچنین فارغالتحصیلانی که در مقاطع مختلف آموزشی از دانشگاههای خود با ناامیدی بیرون میآیند به فکر شغلی باشند. ظرفیت محدود جذب در آزمونهای وکالت، سردفتری، قضاوت و… باعث شده است که مسئله اشتغال در میان فارغالتحصیلان این رشته بیشتر نمود پیدا کند. به همین مناسبتی کارگاهی با حضور جلیل محبی و سلمان عمرانی برگزار شد که مشروح آن در ادامه میآید., شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کافه حقوق،,جلیل محبی: در حوزه فلسفه دین نظریات مختلفی وجود دارد و انقلاب اسلامی نیز متأثر از این نظرات است. یکی از این نظریات متعلق به آقای سروش میباشد. ایشان معتقد است، آنچه دین و آخرت را میسازد فقه میباشد و آنچه دنیا را میسازد علم است و منظور علم تجربی است.
شما با دین آخرت را میسازید لذا وقتی کسی به احکام فقه و شرع معتقد باشد خودبهخود آخرتش ساخته میشود و برای ساخت دنیا باید از علم تجربی کمک گرفت و استدلال میکنند که جمهوری اسلامی هیچوقت به نتیجه نخواهد رسید چراکه مبانی دینی جهت ساخت آخرت میباشد و اثری در ساخت دنیا ندارد. شما میبینید که غربیها بهخوبی توانستهاند دنیای خود را بسازند و درواقع اظهارات سروش دارای چنین ادلهای است.
نظر دوم که نظر صدراییون است، میگوید دین و آخرت را فقه میسازد و دنیا را نیز فقه میسازد. ملاصدرا میگوید: وقتی یک عملی انجام میشود دارای ظاهر و باطن است. ظاهر آن دنیا را میسازد و باطن آن در همان لحظه خودبهخود آخرت تو را میسازد. وقتی یک بندهای به شریعت پایبند است خودبهخود آخرتش نیز ساخته میشود و شیعیان نیز به این نظر پایبند هستند.
نظر سوم این است که دین و آخرت و سعادت اخروی قلب سلیمی است و دنیا را فقه میسازد و اساساً طبق این نظر، فقه آمده است که دنیا را بسازد. این نظر شاذ میباشد و روشنفکران دینی به این موضوع پایبند هستند.
نظر اول صحیح نمیباشد، چراکه مگر میشود خدا احکامی درباره حدود و قصاص نازل کند و بعد با اجرای آن صرفاً آخرت آباد شود. ما مخیر بین نظر دوم و سوم هستیم. مطابق نظر امام این دنیای ما را فقه میسازد. من معتقد هستم طبق نظر سوم، فقه دنیای ما را میسازد و یک بستری برای کسب قلب سلیم آماده میکند.
باید بدانید که اگر امت کافری پیدا شوند فقه اجتماعی را در جامعه ساری و جاری کنند دنیای آنان ساخته میشود و این سخن امیر مؤمنان نیز میباشد که اگر قواعد الهی در هر امتی اجرا گردد آن امت آباد میگردد اما آخرت آنان ساخته نمیشود چراکه باید قلب زکی و پاک این احکام را اجرا نموده باشد. دین بستری فراهم میکند که اگر انسانی بخواهد خودش را پاک نگه دارد این امکان برایش فراهم باشد. من بهعنوان یک مسلمان باید بتوانم هنگامیکه در خیابان راه میروم تحریکات جنسی ذهن خود را کنترل کنم تا موجب مشغولیت ذهنی من نشود.
حضرت امام نیز به این موضوع معتقد بودند که فقه میتواند دنیا را آباد کند. ایشان میفرمایند: فقه اشرف علوم است. این بیان در مقابل سخن آقای سروش است که بیان کردند فقه اخس علوم است- اخس با سین به معنای پستترین- در جای دیگر امام میفرمایند که فقه نظریه اداره انسان از گهواره تاگور است.
حال ببیند که با ما و جامعه ما چه کردهاند. مثلاً در مشروح مذاکرات قانون حمایت از خانواده در دهه ۴۰ در بحث ایجاد محدودیت یا ممنوعیت در ازدواج مجدد و موقت و حق طلاق گفتند که در جامعه ایران این موضوعات قابلاجرا نیست چراکه جامعه ایران جامعهٔ معتقد به فقه است ولی ما تصویب میکنیم تا فرهنگ مردم عوض شود و واقعاً این موضوع اتفاق افتاد و در تصویب قانون حمایت از خانواده جدید گفتند که نمیتوان جامعه را از این موضعی که وجود دارد برگرداند. آنها کاملاً فرهنگ سازانه عمل نمودند و ما کاملاً منفعلانه عمل کردیم. احکام اسلامی را قید زدیم تا جامعه را اداره کنیم.
صرفنظر از این مورد در حوزه آموزش و اشتغال نیز همین موضوع اتفاق میافتد. آموزش در رشته حقوق باید باهدف ساخت جامعه دینی باشد، اما متأسفانه هماکنون چنین هدفی مورد غفلت واقعشده است و درواقع هدف آموزش کنونی رواج اندیشههای لیبرالی میباشد. بسیاری از آموزشهای کنونی دغدغه جامعه ما نیست. برای مثال در رشته جرمشناسی به بررسی تاریخ جرمشناسی و یا نهایتاً مشکلات و آسیبهای کشورهای دیگر و تحقیقات انجامگرفته در آنها میپردازیم درحالیکه ما در شهری مانند مشهد دارای مشکلات و آسیبهای اجتماعی فراوانی میباشیم؛ اما چه کسی به تحقیق در این خصوص پرداخته است؛ انجام این کارخواه با هر نظریهای که باشد، کار دینی است چراکه در خصوص بهبود و ساماندهی یکی از شهرها و معضلات کشور اسلامی میباشد. این موضوع در دانشگاهها مورد غفلت واقعشده است. غربیها آمدهاند که فکر خود را ترویج کنند، نیامدهاند که به دغدغههای ما ترتیب اثر بدهند. در بسیاری از کتابها فقط در خصوص مکاتب حقوق میخوانیم. مکاتب، درس میدهند تا فکر جامعه را عوض کنند ولی فایدهای برای جامعه ما ندارد و جامعه نیز از این موضوع غفلت میکند.
در حوزه اشتغال نیز باید بگوییم وقتی فردی پزشکی میخواند، پزشک میشود و یا پرستاری میخواند، پرستار میشود اما وقتی کسی حقوق میخواند آیا وکیل میشود؟ یا سردفتر؟ یا قاضی؟ خیر. این به دلیل همین مشکل تئوریزه کردن حقوق غربی برای جوان مذهبی ما میباشد. جوانی مذهبی وارد دانشگاه میشود ولی وقتی خارج میشود قائل به اداره جامعه با فقه نیست درصورتیکه انقلاب امام، انقلاب اصول فقه است؛ زیرا که اصول فقه تئوری کشف اداره جامعه است، تئوری کشف بایدها و نبایدهاست.
آموزش در حقوق در جمهوری اسلامی به این اهداف که بیان شد، ربطی ندارد. روش اندیشیدن بر طبق اصول در بسیاری از دانشگاهها وجود ندارد، علم تدبیر حکومت جامعه را آموزش نمیدهند. برای مثال به جایگزینهای حبس در قانون مجازات اسلامی توجه کنید. جایگزینهای حبس در قانون مجازات اسلامی جدید آیا قابلاجرا است؟ آیا برای این موضوع در ایران مطالعه شده بود و یا تنها ترجمه صورت گرفت؟ چقدر مطالعه در شهرها انجامشده بود تا مشخص شود ظرفیت کشور ما برای جایگزینهای حبس به چه میزان است؟ هیچچیز. بهغیراز جزای نقدی و جزای نقدی روزانه بقیه موارد قابلیت اجرا ندارد چراکه برای جامعه ما نیست.
به نقل از آیتالله عمید: به خدمت حضرت امام رفتیم و بیان داشتیم که ما درک و تلقی از نظام ولایتفقیه دارم و میخواهم برای صحتوسقم آن، آن را به شما عرضه کنیم. من فکر میکنم شما به دنبال این هستید که در هر رشتهای که جامعه به آن نیاز دارد یک مجتهد داشته باشیم. مثلاً مجتهد معدن و یا مجتهد نسل. مجتهد یعنی کسی که سنت و اجماع را میداند و برای جامعه اسلامی امروز ما تجویزی میکند و آن علم اسلامی محسوب میشود. امام این موضوع را تأیید کردند. دانشکدههای ما اصلاً به دنبال این موضوع نیستند. باید اصولی فکر کردن در دانشگاههای ما ایجاد شود. تمامی کتب ما باید متحول شود. کتابهای ما باید دارای روش اسلامی باشد. این معضل در موضوعات غیر حقوق خصوصی شدیدتر میباشد. چراکه در حقوق خصوصی فقها تلاش بیشتری کردهاند.
اصل فقه در جامعه بر معاملات است ولی قانون تجارت نوشته شد تا زیرآب قانون مدنی و فقه در این زمینه زده شود. لذا باید طرحی نو در این زمینه اندیشید.
عمرانی: وضعیت آموزش در رشته حقوق بعد از انقلاب را آقای محبی بیان نمودهاند. آقای دکتر محبی در خصوص مکتب شیکاگو صحبت نمودند.
در رشته حقوق بسیار فضای منفعتطلبی وجود دارد و اینیکی از معضلات این رشته است و منشأ آن فضای آموزشی میباشد. بعد از انقلاب اسلامی تغییر خاصی در متون آموزشی ما اتفاق نیفتاد. درنهایت مقداری قوانین تغییر کرد و فقط عنوان قانون مجازات عمومی به قانون مجازات اسلامی تغییر یافت. بعد از انقلاب دانشگاههای آزاد و پیام نور و علمی کاربردی، بسیار زیاد شد و حتی برخی با رتبههای بسیار پایین و درصدهای پایین در برخی از این دانشگاهها قبول میشوند.
نقشه جامع علمی کشور چند سال پیش رونمایی شد. در قسمت حقوق این نقشه، در مقدمه بیانشده است که جایگاه فقه بسیار رفیع و عالی است و شانیت ما به ارزیابی این متون نمیرسد. فقط بیان نموده است چه مقدار دانشجوی حقوق داریم اما بیاننشده است که چند فارغالتحصیل از دانشگاه دولتی است و چند فارغالتحصیل از دانشگاه آزاد است. فارغالتحصیلان دانشگاه آزاد در این زمینه بسیار بیشتر از دانشگاه دولتی هستند و این نقشه جامع آموزش اصلاً به مطالب مهم نپرداخته است درحالیکه این نقشه قرار است اهداف کلان یک مملکت را پایهگذاری نماید.
مشکل دیگر در حوزه آموزش در رشته حقوق، متون آموزشی است. متون آموزشی ما دارای روش دینی نیست حتی دانشگاههایی که دارای دغدغه در این حوزه میباشند هیچ تحقیقی و هیچ کاری در این خصوص انجام ندادهاند. ما فقیه آیین دادرسی کیفری نداریم و مبانی آن کاملاً سکولاری میباشد و این کار حوزه و فقه است و این مشکل شدید حوزه میباشد که در این خصوص کمکاری کرده است.
در حوزه دانش و عمل نیز باید بیان کنم که در رشته حقوق فاصله میان دانش و عمل بسیار زیاد میباشد و بخشی از آن به دلیل نظام آموزشی و بخشی از آن به دلیل نظام قضایی است.
در علم پزشکی، فارغالتحصیلان این رشته پزشک میشوند چراکه در حین تحصیل در حوزه عملکردی وارد میشوند؛ اما در رشته حقوق ممکن است دکتری حقوق داشته باشید اما حتی یکبار وارد دادگاه نشده باشید. هماکنون بیمارستانهای دولتی در معیت دانشگاههای دولتی هستند. اگر در رشته حقوق نیز نظام آموزشی در معیت نظام قضایی باشد بسیاری از مشکلات ما کاسته خواهد شد.
اگر اساتید هفتهای یکمرتبه وارد حوزه قضایی شوند میتوانند در عرصه عمل مشکلات را ببیند و فاصله میان درسهایی که میدهد و واقعیاتی که در جامعه وجود دارد کاسته میشود.
در حوزه دانش حقوق اندکی خودشیفتگی به این رشته وجود دارد. احساس استقلال از سایر علوم وجود دارد درحالیکه کار حقوق نظمبخشی است. حقوق در حوزه فضای سایبر و محیطزیست و … وارد میشود اما در فضای آموزشی واحدهای درسی در این موضوعات وجود ندارد. حدود ۷۰ و ۸۰ واحد اختیاری وجود دارد اما اصلاً در مورد حقوق پزشکی و یا فضای سایبر واحد درسی وجود ندارد. در حوزه آموزشی ما به این موضوع پرداخته نشده است که اثرات و تبعات حوزه آموزش بر میزان جرم چقدر است و نتیجه آن را بعداً در آسیبهای اجتماعی ملاحظه میکنیم.
جلیل محبی: در حوزه فلسفه دین نظریات مختلفی وجود دارد و انقلاب اسلامی نیز متأثر از این نظرات است. یکی از این نظریات متعلق به آقای سروش میباشد. ایشان معتقد است، آنچه دین و آخرت را میسازد فقه میباشد و آنچه دنیا را میسازد علم است و منظور علم تجربی است.
, جلیل محبی,شما با دین آخرت را میسازید لذا وقتی کسی به احکام فقه و شرع معتقد باشد خودبهخود آخرتش ساخته میشود و برای ساخت دنیا باید از علم تجربی کمک گرفت و استدلال میکنند که جمهوری اسلامی هیچوقت به نتیجه نخواهد رسید چراکه مبانی دینی جهت ساخت آخرت میباشد و اثری در ساخت دنیا ندارد. شما میبینید که غربیها بهخوبی توانستهاند دنیای خود را بسازند و درواقع اظهارات سروش دارای چنین ادلهای است.
,نظر دوم که نظر صدراییون است، میگوید دین و آخرت را فقه میسازد و دنیا را نیز فقه میسازد. ملاصدرا میگوید: وقتی یک عملی انجام میشود دارای ظاهر و باطن است. ظاهر آن دنیا را میسازد و باطن آن در همان لحظه خودبهخود آخرت تو را میسازد. وقتی یک بندهای به شریعت پایبند است خودبهخود آخرتش نیز ساخته میشود و شیعیان نیز به این نظر پایبند هستند.
,نظر سوم این است که دین و آخرت و سعادت اخروی قلب سلیمی است و دنیا را فقه میسازد و اساساً طبق این نظر، فقه آمده است که دنیا را بسازد. این نظر شاذ میباشد و روشنفکران دینی به این موضوع پایبند هستند.
,نظر اول صحیح نمیباشد، چراکه مگر میشود خدا احکامی درباره حدود و قصاص نازل کند و بعد با اجرای آن صرفاً آخرت آباد شود. ما مخیر بین نظر دوم و سوم هستیم. مطابق نظر امام این دنیای ما را فقه میسازد. من معتقد هستم طبق نظر سوم، فقه دنیای ما را میسازد و یک بستری برای کسب قلب سلیم آماده میکند.
,باید بدانید که اگر امت کافری پیدا شوند فقه اجتماعی را در جامعه ساری و جاری کنند دنیای آنان ساخته میشود و این سخن امیر مؤمنان نیز میباشد که اگر قواعد الهی در هر امتی اجرا گردد آن امت آباد میگردد اما آخرت آنان ساخته نمیشود چراکه باید قلب زکی و پاک این احکام را اجرا نموده باشد. دین بستری فراهم میکند که اگر انسانی بخواهد خودش را پاک نگه دارد این امکان برایش فراهم باشد. من بهعنوان یک مسلمان باید بتوانم هنگامیکه در خیابان راه میروم تحریکات جنسی ذهن خود را کنترل کنم تا موجب مشغولیت ذهنی من نشود.
,حضرت امام نیز به این موضوع معتقد بودند که فقه میتواند دنیا را آباد کند. ایشان میفرمایند: فقه اشرف علوم است. این بیان در مقابل سخن آقای سروش است که بیان کردند فقه اخس علوم است- اخس با سین به معنای پستترین- در جای دیگر امام میفرمایند که فقه نظریه اداره انسان از گهواره تاگور است.
,حال ببیند که با ما و جامعه ما چه کردهاند. مثلاً در مشروح مذاکرات قانون حمایت از خانواده در دهه ۴۰ در بحث ایجاد محدودیت یا ممنوعیت در ازدواج مجدد و موقت و حق طلاق گفتند که در جامعه ایران این موضوعات قابلاجرا نیست چراکه جامعه ایران جامعهٔ معتقد به فقه است ولی ما تصویب میکنیم تا فرهنگ مردم عوض شود و واقعاً این موضوع اتفاق افتاد و در تصویب قانون حمایت از خانواده جدید گفتند که نمیتوان جامعه را از این موضعی که وجود دارد برگرداند. آنها کاملاً فرهنگ سازانه عمل نمودند و ما کاملاً منفعلانه عمل کردیم. احکام اسلامی را قید زدیم تا جامعه را اداره کنیم.
,صرفنظر از این مورد در حوزه آموزش و اشتغال نیز همین موضوع اتفاق میافتد. آموزش در رشته حقوق باید باهدف ساخت جامعه دینی باشد، اما متأسفانه هماکنون چنین هدفی مورد غفلت واقعشده است و درواقع هدف آموزش کنونی رواج اندیشههای لیبرالی میباشد. بسیاری از آموزشهای کنونی دغدغه جامعه ما نیست. برای مثال در رشته جرمشناسی به بررسی تاریخ جرمشناسی و یا نهایتاً مشکلات و آسیبهای کشورهای دیگر و تحقیقات انجامگرفته در آنها میپردازیم درحالیکه ما در شهری مانند مشهد دارای مشکلات و آسیبهای اجتماعی فراوانی میباشیم؛ اما چه کسی به تحقیق در این خصوص پرداخته است؛ انجام این کارخواه با هر نظریهای که باشد، کار دینی است چراکه در خصوص بهبود و ساماندهی یکی از شهرها و معضلات کشور اسلامی میباشد. این موضوع در دانشگاهها مورد غفلت واقعشده است. غربیها آمدهاند که فکر خود را ترویج کنند، نیامدهاند که به دغدغههای ما ترتیب اثر بدهند. در بسیاری از کتابها فقط در خصوص مکاتب حقوق میخوانیم. مکاتب، درس میدهند تا فکر جامعه را عوض کنند ولی فایدهای برای جامعه ما ندارد و جامعه نیز از این موضوع غفلت میکند.
,در حوزه اشتغال نیز باید بگوییم وقتی فردی پزشکی میخواند، پزشک میشود و یا پرستاری میخواند، پرستار میشود اما وقتی کسی حقوق میخواند آیا وکیل میشود؟ یا سردفتر؟ یا قاضی؟ خیر. این به دلیل همین مشکل تئوریزه کردن حقوق غربی برای جوان مذهبی ما میباشد. جوانی مذهبی وارد دانشگاه میشود ولی وقتی خارج میشود قائل به اداره جامعه با فقه نیست درصورتیکه انقلاب امام، انقلاب اصول فقه است؛ زیرا که اصول فقه تئوری کشف اداره جامعه است، تئوری کشف بایدها و نبایدهاست.
,آموزش در حقوق در جمهوری اسلامی به این اهداف که بیان شد، ربطی ندارد. روش اندیشیدن بر طبق اصول در بسیاری از دانشگاهها وجود ندارد، علم تدبیر حکومت جامعه را آموزش نمیدهند. برای مثال به جایگزینهای حبس در قانون مجازات اسلامی توجه کنید. جایگزینهای حبس در قانون مجازات اسلامی جدید آیا قابلاجرا است؟ آیا برای این موضوع در ایران مطالعه شده بود و یا تنها ترجمه صورت گرفت؟ چقدر مطالعه در شهرها انجامشده بود تا مشخص شود ظرفیت کشور ما برای جایگزینهای حبس به چه میزان است؟ هیچچیز. بهغیراز جزای نقدی و جزای نقدی روزانه بقیه موارد قابلیت اجرا ندارد چراکه برای جامعه ما نیست.
,به نقل از آیتالله عمید: به خدمت حضرت امام رفتیم و بیان داشتیم که ما درک و تلقی از نظام ولایتفقیه دارم و میخواهم برای صحتوسقم آن، آن را به شما عرضه کنیم. من فکر میکنم شما به دنبال این هستید که در هر رشتهای که جامعه به آن نیاز دارد یک مجتهد داشته باشیم. مثلاً مجتهد معدن و یا مجتهد نسل. مجتهد یعنی کسی که سنت و اجماع را میداند و برای جامعه اسلامی امروز ما تجویزی میکند و آن علم اسلامی محسوب میشود. امام این موضوع را تأیید کردند. دانشکدههای ما اصلاً به دنبال این موضوع نیستند. باید اصولی فکر کردن در دانشگاههای ما ایجاد شود. تمامی کتب ما باید متحول شود. کتابهای ما باید دارای روش اسلامی باشد. این معضل در موضوعات غیر حقوق خصوصی شدیدتر میباشد. چراکه در حقوق خصوصی فقها تلاش بیشتری کردهاند.
,اصل فقه در جامعه بر معاملات است ولی قانون تجارت نوشته شد تا زیرآب قانون مدنی و فقه در این زمینه زده شود. لذا باید طرحی نو در این زمینه اندیشید.
,عمرانی: وضعیت آموزش در رشته حقوق بعد از انقلاب را آقای محبی بیان نمودهاند. آقای دکتر محبی در خصوص مکتب شیکاگو صحبت نمودند.
, عمرانی,در رشته حقوق بسیار فضای منفعتطلبی وجود دارد و اینیکی از معضلات این رشته است و منشأ آن فضای آموزشی میباشد. بعد از انقلاب اسلامی تغییر خاصی در متون آموزشی ما اتفاق نیفتاد. درنهایت مقداری قوانین تغییر کرد و فقط عنوان قانون مجازات عمومی به قانون مجازات اسلامی تغییر یافت. بعد از انقلاب دانشگاههای آزاد و پیام نور و علمی کاربردی، بسیار زیاد شد و حتی برخی با رتبههای بسیار پایین و درصدهای پایین در برخی از این دانشگاهها قبول میشوند.
,نقشه جامع علمی کشور چند سال پیش رونمایی شد. در قسمت حقوق این نقشه، در مقدمه بیانشده است که جایگاه فقه بسیار رفیع و عالی است و شانیت ما به ارزیابی این متون نمیرسد. فقط بیان نموده است چه مقدار دانشجوی حقوق داریم اما بیاننشده است که چند فارغالتحصیل از دانشگاه دولتی است و چند فارغالتحصیل از دانشگاه آزاد است. فارغالتحصیلان دانشگاه آزاد در این زمینه بسیار بیشتر از دانشگاه دولتی هستند و این نقشه جامع آموزش اصلاً به مطالب مهم نپرداخته است درحالیکه این نقشه قرار است اهداف کلان یک مملکت را پایهگذاری نماید.
,مشکل دیگر در حوزه آموزش در رشته حقوق، متون آموزشی است. متون آموزشی ما دارای روش دینی نیست حتی دانشگاههایی که دارای دغدغه در این حوزه میباشند هیچ تحقیقی و هیچ کاری در این خصوص انجام ندادهاند. ما فقیه آیین دادرسی کیفری نداریم و مبانی آن کاملاً سکولاری میباشد و این کار حوزه و فقه است و این مشکل شدید حوزه میباشد که در این خصوص کمکاری کرده است.
,در حوزه دانش و عمل نیز باید بیان کنم که در رشته حقوق فاصله میان دانش و عمل بسیار زیاد میباشد و بخشی از آن به دلیل نظام آموزشی و بخشی از آن به دلیل نظام قضایی است.
,در علم پزشکی، فارغالتحصیلان این رشته پزشک میشوند چراکه در حین تحصیل در حوزه عملکردی وارد میشوند؛ اما در رشته حقوق ممکن است دکتری حقوق داشته باشید اما حتی یکبار وارد دادگاه نشده باشید. هماکنون بیمارستانهای دولتی در معیت دانشگاههای دولتی هستند. اگر در رشته حقوق نیز نظام آموزشی در معیت نظام قضایی باشد بسیاری از مشکلات ما کاسته خواهد شد.
,اگر اساتید هفتهای یکمرتبه وارد حوزه قضایی شوند میتوانند در عرصه عمل مشکلات را ببیند و فاصله میان درسهایی که میدهد و واقعیاتی که در جامعه وجود دارد کاسته میشود.
,در حوزه دانش حقوق اندکی خودشیفتگی به این رشته وجود دارد. احساس استقلال از سایر علوم وجود دارد درحالیکه کار حقوق نظمبخشی است. حقوق در حوزه فضای سایبر و محیطزیست و … وارد میشود اما در فضای آموزشی واحدهای درسی در این موضوعات وجود ندارد. حدود ۷۰ و ۸۰ واحد اختیاری وجود دارد اما اصلاً در مورد حقوق پزشکی و یا فضای سایبر واحد درسی وجود ندارد. در حوزه آموزشی ما به این موضوع پرداخته نشده است که اثرات و تبعات حوزه آموزش بر میزان جرم چقدر است و نتیجه آن را بعداً در آسیبهای اجتماعی ملاحظه میکنیم.
,]
ارسال دیدگاه