سروده خواندنی رضا امیرخانی در وصف شهید آوینی

سروده خواندنی رضا امیرخانی در وصف شهید آوینی
نمی‌توان که تو را با شهید تخمین زد/درست دستِ قضا بود، قرعه بر مین زد/دعای صحت و حرز سلامتی مینی است/که زیرِ پای چپِ مرتضای آوینی است
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، شعر زیر، سروده‌ رضا امیرخانی، نویسنده و رمان‌نگار توانمند کشورمان (خالق ارمیا، منِ او، بی وطن، و قیدار) است که در رثای سید شهیدان اهل قلم «سید مرتضی آوینی» و اندکی بعد از شهادت وی سروده شده است:

, شبکه اطلاع رسانی دانا, :,

 

,

 

,

همان‌که مادرِ دوران چو او نزاده، تویی

, همان‌که مادرِ دوران چو او نزاده، تویی,

خدا اگر به کسی تابِ عشق داده، تویی

, خدا اگر به کسی تابِ عشق داده، تویی,

خلیفه روی زمین او اگر نهاده، تویی

, خلیفه روی زمین او اگر نهاده، تویی,

بهل که ساده بگویم، امام‌زاده تویی

, بهل که ساده بگویم، امام‌زاده تویی,

به تکه تکه‌ی نعشت دخیل باید بست

, به تکه تکه‌ی نعشت دخیل باید بست,

دخیل بر کرمِ جبرئیل باید بست

, دخیل بر کرمِ جبرئیل باید بست,

وگرنه نعشِ تو را سوی آسمان که برد؟

, وگرنه نعشِ تو را سوی آسمان که برد؟,

که این امانتِ تابوت از علی بخرد؟

, که این امانتِ تابوت از علی بخرد؟,

امانتی خدا را امین او برده است

, امانتی خدا را امین او برده است,

علی نرفت، فرشته بدان زمین خورده است

, علی نرفت، فرشته بدان زمین خورده است,

***

, ***, ***,

تو کیستی که برایت علی غریبی خواند؟

, تو کیستی که برایت علی غریبی خواند؟,

تو کیستی که فقط از تو دل‌فریبی ماند؟

, تو کیستی که فقط از تو دل‌فریبی ماند؟,

نمی‌توان که تو را با شهید تخمین زد

, نمی‌توان که تو را با شهید تخمین زد,

درست دستِ قضا بود، قرعه بر مین زد

, درست دستِ قضا بود، قرعه بر مین زد,

دعای صحت و حرز سلامتی مینی است

, دعای صحت و حرز سلامتی مینی است,

که زیرِ پای چپِ مرتضای آوینی است

, که زیرِ پای چپِ مرتضای آوینی است,

***

, ***, ***,

به زیرِ لب تو چه خواندی که آسمان خم شد

, به زیرِ لب تو چه خواندی که آسمان خم شد,

و از میان زمین مردِ واپسین کم شد

, و از میان زمین مردِ واپسین کم شد,

به زیرِ لب تو چه خواندی که ره نشان دادند

, به زیرِ لب تو چه خواندی که ره نشان دادند,

و تحفه نعشِ تو را دستِ آسمان دادند

, و تحفه نعشِ تو را دستِ آسمان دادند,

به زیرِ لبِ تو چه خواندی که قفلِ بسته شکست

, به زیرِ لبِ تو چه خواندی که قفلِ بسته شکست,

و بغضِ مانده‌ی مردانِ دل‌شکسته شکست

, و بغضِ مانده‌ی مردانِ دل‌شکسته شکست,

به زیرِ لب تو چه خواندی؟ بگو، بلند بگو

, به زیرِ لب تو چه خواندی؟ بگو، بلند بگو,

ز کاروان عقب‌افتاده‌گان کم‌اند، بگو

, ز کاروان عقب‌افتاده‌گان کم‌اند، بگو,

***

, ***, ***,

جنوب جای عجیبی است، آسمانش نیز

, جنوب جای عجیبی است، آسمانش نیز,

بهشت شاهدِ ما و فرشته‌گانش نیز

, بهشت شاهدِ ما و فرشته‌گانش نیز,

بهل که در بگشایند او جنوبی بود

, بهل که در بگشایند او جنوبی بود,

کلون کنند و بگویند روزِ خوبی بود...

, کلون کنند و بگویند روزِ خوبی بود, ..., ...,

 

,

رضا امیرخانی

,

فروردینِ ٧٢- شهادتِ سید مرتضای آوینی

,

 

,

انتهای پیام/خ

, /]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه