ماهواره، فریبای زمانه!
ماهواره چگونه به افزایش بحران جنسی و انحطاط اخلاقی دامن میزند؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مُکریان، رشد و تحول فنآوریهای نوین در دهههای آغازین قرن بیست و یک و حاکمیت رسانه به گونهای بوده است که برخی از صاحب نظران رسانه، دوره جدید را در موقعیت رسانهها تحت عنوان «عصر ماهواره» بیان کردهاند. این عده معتقدند جامعه جدیدی در حال شکل گیری است که ویژگی عمده آن حاکمیت تکنولوژی ماهوارهای است. آن ها معتقدند: تکنولوژی ماهوارهای با سه ویژگی فراگیری، جالب و جذاب بودن و دعوت به یکسانی فرهنگی و رفتاری، تاثیر فراوانی در زندگی بشر به جا خواهد گذاشت. (شهاب، 1390)
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مُکریان,از آنجا که انقلاب مردمی ایران، راه را بر دستاندازیهای بیگانگان مسدود کرد، شبکههای تلویزیونی ماهوارهای فارسی زبان مسیری برای رسوخ فرهنگی معاندین نظام شدند. این را میتوان در تعداد بالای شبکههای فارسی زبان که عموما در انگلیس و آمریکا قرار دارند، دید.
,در آستانه انتخابات 88 نیز، بیبیسی فارسی که تا آن زمان، پخش رادیویی فارسی داشت پا به عرصه پخش تلویزیونی فارسی نهاد. خواهرخوانده این شبکه، من و تو1 نیز با آکادمی گوگوش سعی کرد تا مخاطب را جذب کند و در کنار بخشهای خبری بیبیسی فارسی، بخش فرهنگی را نیز پوشش دهد. زاده شدن شبکههای ویژه فیلم و سریال نیز با نامهای فارسی وان و گروه جم، با استفاده از دوبلورهای آماتور و یا استفاده از دوبلورهای داخلی برای دوبله سریالهای ترکیهای نیز قدم دیگر در این عرصه بود. عموما سریالهای ترکیهای، آمریکای لاتین و کرهای در این شبکهها پخش میشد. این شبکهها تمام ظرفیت خود را در جهت تغییر ذائقه و مصرف رسانهای مخاطبان ایرانی بهکار میبرند.
,ترکیه به دلیل داشتن شباهتهای فرهنگی با جامعه ایران، توانست سریالهای آبکی خود را از راه قرابت فرهنگی و مجاورت فیزیکی، به این شبکهها بفروشد. سریالهای کرهای نیز به دلیل لباسهای انتخاب شده بازیگران و اینکه از صحنههای خشونت و ارتباط جنسی خالی هستند، برای بسیاری از خانوادههایی که مرزهایی برای تماشای سریالهای ماهوارهای به ویژه در جمع خانوادگی و به همراه فرزندان دارند، جزو سریالهای پذیرفته شده محسوب شدند.
,علاوه بر این، شبکههای ویژه کودک و نوجوان نیز، با نامهای جم جونیور و پرشینتون به کمک برخی از مادرانی آمدند که برای سرگرمی کودک خود متوسل به شبکههای ماهوارهای میشدند و دنبال تناسب برنامه با سن کودک خود بودند. غافل از اینکه در پس انیمیشنهای پخش شده، محتوایی که ارائه میشود کاملا طبقه بندی شده است و به هیچ عنوان والدین اجازه تماشای چنین محتوایی را به کودک نمیدهند. برای مثال: در یک برنامه که مخصوص نوجوانان است، دختری که به دلیل ظاهر خود نمیتواند در مدرسه دوست پسر داشته باشد و پسری که به دلیل گوشه گیر بودن، به سمت دختری نمیرود در فضای مجازی، با ساختن آواتار با یکدیگر آشنا میشوند. در این آشنایی پسر از دختر تصویر مطلوبی در ذهن ساخته است و پسر نیز دختر را در قالب آواتار تصور میکند.
,در واقع این برنامه راهی را به مخاطب نوجوان نشان میدهد که برای او که در ایران زندگی میکند و در سن علاقمندی به جنس مخالف است، راه جایگزینی از ارتباط رو در رو پیدا شود؛ بدون آنکه نوجوان نسبت به فضای مجازی و شناخت مجازی افراد اطلاع کافی داشته باشد.
,در واقع راه با واسطه ای را به جای شناخت رودررو اشاعه میدهد با این پیش فرض که هر دختر و پسری، نیاز به دوستی از جنس مخالف دارد.
,در برنامهای دیگر، که به صورت انیمیشن است، شخصیت اصلی پسر نوجوانی است که کارهایی نابهنجار انجام میدهد و با دوستانش در حال سر کار گذاشتن دخترهاست. در این کارتون، تیپ پسر به گونهای است که میتواند در الگوگیری نوجوان به دنبال مد و زیبایی تاثیرگذار باشد. و همچنین نحوه برخورد این شخصیت با دخترهای اطرافش الگویی جهت برخورد با جنس مخالف برای مخاطب نوجوان است.
,علاوه بر این، انیمیشنهایی نظیر فوتبالیستها و زورو، جودی ابوت و ... که نسلی که هم اکنون پدر و مادر کودکان و نوجوانان امروز هستند در قاب تلویزیون به تماشایش نشستهاند، در این شبکهها بدون اینکه قسمتهایی از آن تعدیل شده باشد پخش میشود. که این خود نوعی جذابیت را برای دیدن مجدد این داستانهای قدیمی فراهم میآورد. هر کدام از شخصیتهای اصلی این داستانها، دوستی از جنس مخالف دارند که حداقل بخشهایی از بوسیدن همدیگر در آن ها وجود دارد، در واقع عشق را در قالب برقرار کردن ارتباط فیزیکی با جنس مخالف نمایان میکنند.
,کودکان با دیدن این تصاویر، الگویی از روابط را میآموزند که در آن ارتباط با جنس مخالف عادی است. در واقع با چنین برنامههایی جامعه پذیر میشوند و هنگامی که وارد اجتماع میشوند باید بیاموزند حریمها را رعایت کنند، بدون آنکه الگوی ذهنی آن ها آن را پذیرفته باشد؛ در این زمان است که اختلاف نسلی در میان والدین و کودک شکل میگیرد. اجتماع از کودک میطلبد با حفظ حریمها آشنا باشد در صورتیکه کودک این حریمها را درونی نکرده است و احتمالا دچار ناهماهنگی شناختی شود و میان آموزههایی که از ماهواره دریافته و آنچه والدین و یا اجتماع میخواهد، دچار تضاد میشود. بدون آنکه هنوز از لحاظ رشد عقلی به جایگاه انتخاب کامل خوب و بد رسیده باشد.
,در میان سریالها، سریالهای ترکیهای نظیر حریم سلطان، فاطما گل و .. جایگاهی در بین مخاطبان ایرانی یافتند. به ویژه زنان که یکی از علل تماشای این سریالها را دیدن لباسها، دکوراسیون و نوع آرایش، عنوان میکنند. مخاطبان از این سریالها الگوهایی در حوزه مد و سبک زندگی دریافت میکنند. با مراجعه به آرایشگاهها می توان دید که آنچه مد شده است وامدار سریالها و یا ویدیوکلیپهای خوانندگان آمریکایی است. حتی نوع زیورآلات نیز به اسم بازیگران سریال حریم سلطان فروخته میشود.
,بفرمایید شام، یکی از مسابقات ادواری در شبکه من و تو نیز توانسته، سنت میزبانی ایرانی را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد. پیش از این، دسر و پیش غذا، در ملزومات سفره ایرانی نبود. همچنین برخی از دسرها، بعد از پخش این مجموعه ها، در بازار ایران طالب یافت. تیرامیسو یکی از آن ها بود. درنتیجه جامعه هنگامی که در زمینه سلیقه و ذائقه، تاثیرپذیر از شبکههای ماهوارهای است، در زمینه یکی از مسائلی که صحبت کردن درباره آن به نوعی تابو است و حوزههای شناخت آن منحصر به رابطه زن و شوهری است، الگوهایی دریافت میکند که میتواند برخی سلایق بیمارگونه را ذاتی جلوه کند.
,برای نمونه «فهرست مشتریان»سریالی آمریکایی بود که شبکه تریپل ای فمیلی در ساعات پایانی شب پخش میکرد و ریت بندی شده بود. شخصیت اصلی این سریال زنی آمریکایی به نام رایلی پارک بود که همسرش او را با دو فرزند ترک کرده بود. او برای گذران زندگی، وارد عرصه کار میشود. کاری که زندگی او را کامل تغییر میدهد. زنی خانهدار تبدیل به یک ماساژور حرفهای میشود که در کار خود پیشرفت میکند به صورتی که مدیر مجموعه میشود. در این میان مشتریهای خاصی از ردههای بالادست اجتماع در این مرکز رفت و آمد دارند که خدمات خاصی دریافت میکنند و در مقابل این خدمات پولهای کلانی پرداخت میکنند. رایلی، با مشکلاتی نظیر مشکلات مدرسه فرزندانش و ناهنجاریهای رفتاری آن ها و خرجهای غیرمترقبه تعمیرات خانه و ماشین و همچنین کلاسهای اضافه دخترش روبرو میشود. او وسوسه میشود که پا در عرصه جذب مشتری خاص بگذارد. بیشتر صحنههای این سریال در مرکز ماساژ میگذرد. به طوریکه بیشتر اوقات مخاطب با صحنههایی روبروست که افراد نیمه عریانند و در حال لذت بردن از ماساژ هستند.
,ارائه چنین تصویرهایی امکان ایجاد سلایق و یا خواستههای جدید را در رابطه جنسی در افراد برمیانگیزد. و یا امکان افزایش برخی خواستها و طلبها را در پی دارد که شاید در محدوده عرف پذیرفته شده رابطه زناشویی نگنجد.
,در کنار این داستان، داستانهایی به موازات پیش میرود، برای مثال برادر شوهر رایلی، به او علاقمند میشود و یا یکی از مشتریان در پی برقراری ارتباط با رایلی است و او در این کشمکشها دچار بحران میشود که باید یک زن وفادار باشد و یا با یکی از این دو رابطه برقرار کند زیرا شوهرش او را رها کرده و ردی از خود برجا نگذاشته است.
,در انتهای فصل اول، شوهر او پیدا میشود درحالیکه معتاد شده است و قصد تلکه کردن رایلی را دارد و همچنین پول بسیاری را نیز به عنوان غرامت به دلیل دزدی باید بپردازد. رایلی برای نجات همسرش و تامین پول وکیل خبره، این بار تن خود را به یک غریبه میفروشد و با آن همسر خود را از زندان آزاد میکند. درحالی که ذهن او درگیر این رابطه و همچنین ناکارآمدی شوهرش است.
,اساسا این سریال، زن را در مقام استیصال قرار میدهد و او را فداکار نشان میدهد که تن فروشی او را موجه جلوه دهد و در قابی دیگر شوهر او را بی کفایت، فردی بدون تعهد به زندگی، دردسرساز و دزد معرفی میکند. قبحزدایی از زنا، آوردن توجیههای مالی و عاطفی در تایید این عمل، چیدن سایر اعمال نادرست در کنار این عمل و کمکردن وزنه این گناه در برابر سایر گناهان، خطری است که این سریال با خود در پی دارد.
,همچنین، در سایر سریالها، به دلیل استفاده از بازی رنگ و نور، اغراق در بی نقص نشان دادن اندام و ظاهر بازیگران، استفاده از لوکیشن هایی لوکس و خاص، که رویا پردازی را در مخاطب تقویت می سازد، به ایجاد تقاضاها و یا یک شناخت ناقص از واقعیت میشود. آنچه که در سونامی عملهای زیبایی در میان نوجوانان و جوانان در جامعه می بینیم. زیبایی که از سوی ماهواره تصویر می شود الگوی مطلوب مورد پذیرش تلقی شده و برای آنکه فرد زیبا جلوه کند نیاز به تغییرات با اعمال جراحی زیبایی در خود احساس میکند تا از قافله مد عقب نیفتد.
,در سریالی دیگر با عنوان «ملاقات با مادر» شخصیت اصلی داستان، برای فرزندان خود داستان نحوه آشنا شدن با مادرشان را تعریف می کند. هر قسمت به نحوه آشنایی پدر با یک دوست دختر و نوع ارتباط با دوست دختر و به هم خوردن رابطه میگذرد. این سریال یک طنز امریکایی است که در آن خانواده، گم است. گروهی از دوستان مجرد هستند، که شامل 3 پسر و دو دختر هستند. یک دختر و پسر از این گروه دوستی با هم ازدواج میکنند و زن و شوهرند اما دو پسر دیگر، با دختر دیگر رابطه داشتهاند و به صورت ادواری دوست پسر او بودهاند. و پس از آنکه از رابطه با او خارج شدهاند به عنوان دوست معمولی هم باقی ماندهاند.
,ارائه این الگوها نحوه اندیشیدن به نقش زن و شوهری را دچار چالش میکند. در واقع نحوه دیگری از زندگی، خارج از رابطه ازدواج را نشانگر است و این الگو را یک الگوی پذیرفته شده، عقلانی و موجه جلوه میدهند.
,نمونه های از این دست که رابطه به صورت ضربدری و خارج از چارچوب تشکیل خانواده است، برای جوانانی که خواهان تجربه های جدید هستند، و یا دارای موقعیت اقتصادی ازدواج نیستند، الگویی جهت عمل پذیرفته شده ایجاد میکنند.
,شاید در ابتدا تماشای سریالها، ویدیوکلیپها، برای سرگرمی و یا پر کردن اوقات فراغت جلوه کند، اما پیامها نفوذ خود را در فکر و رفتار مخاطب برجا میگذارند بدون آنکه مخاطب اگاهانه بداند که این الگوهای ذهنیاش را از ماهواره دریافته است. تشدید نیاز جنسی با تماشای تصاویر خوش رنگ و لعاب و نیمه عریان با بدنی تراش خورده، ایجاد نیاز به مصرف، ایجاد الگوی مطلوب زیبایی، ارائه الگوهای دیگر از رابطه و بسیاری دیگر از موارد، در پس برنامههای ماهوارهای قابل شناسایی هستند.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه