شعری در وصف شیخ زکزاکی؛باز یک حادثه و صحنه دردی دیگر
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛
,
باز یک حادثه و صحنه دردی دیگر
,
قتل آزادی و زندانی مردی دیگر
,
مردی از تیره ی ایستادگی و جنس قیام
,
صاحب رتبه و شخصیت و ایمان تمام
,
حق او را چه وقیحانه چپاول کردند
,
آب را هم ز سر چشمه بر او گل کردند
,
خانه اش سوخت بیکباره نصیب اش شد غم
,
چونکه کشتند سه تا از پسرانش را هم
,
فقط از تن سر اورا نبریدند هنوز
,
ولی افسوس نمانده ست برایش شب و روز
,
هشت ماه است اسیر است بدون درمان
,
هشت ماه است شده محبسی دژخیمان
,
هشت ماه است که خون می چکد از اعضایش
,
هشت ماه است که خاموش شده نجوایش
,
او فلج گشته در حادثه رنجور شده
,
من شنیدم که دگر دیده ی او کور شده
,
چه شده امت آزاده که ساکت شده اید
,
ساکت و ملعبه دست فلاکت شده اید
,
گیرم اصلا که مسلمان نه ؛ عدالتخواه است
,
او گرفتار گروهی نجس و خودخواه است
,
شیخ زکزاکی اسیر است بدادش برسید
,
کور و درمانده و پیر است بدادش برسید
,
اعتراضی؛ تشری ؛ یک دو نفس پیغامی
,
جبهه گیری و تلاشی و مسیری ؛دامی
,
چه شد کبکبه ی رایج تدبیر و امید
,
چه شد آن عزت طوفنده ی مردان رشید
,
چه شد آن دیده ی بینای عدالت جویان
,
چه شد آن غرش طوفانی این حق گویان
,
وای ازاین آینه ی نوع مسلمانیتان
,
شرمم آید دگر از صورت انسانیتان
,
شیخ زکزاکی اسیر است ندیدید او را
,
یک جوابی بدهید آل سعودی ها را
,
چقدر یاوه سرایی بکند لال شویم
,
چقدر مضحکه و غنچه پامال شویم
,
چقدر حتک کند حرمت ما را ؛ بس نیست ؟
,
علت لال شدن های شماها در چیست ؟
,
مگر این آل سعودی سگ دریوزه ی کیست ؟
,
مگر این آل ملخ خور سگ دیروزی نیست؟
,
چقدر این طرف و آن طرف عوعو بکند
,
چقدر پشت سر ما همه جا بو بکند ؟
,
چقدر مغلطه باید بکند آن دیگر
,
چقدر تهمت و اجلاس شرارت آور
,
چقدر گوش کنیم کیست مگر آل سعود
,
نوکر حلقه بگوش و سگ دربار یهود
,
این همان است که کشتار یمن را سبب است
,
تخم ناپاک و زنازاده ی قوم عرب است
,
این عرب نیست فقط مایه ی ننگ بشر است
,
این بشر نیست فقط باعث ایجاد شر است
,
ارسال دیدگاه