پتروشیمی بوعلی؛ بیاحتیاطی یا سوءمدیریت
بررسی آمارها نشان میدهد از ابتدای سال جاری به طور متوسط هر ۱۵ روز یک حادثه در صنعت پتروشیمی کشور رخ داده است، یعنی ۹ حادثه در کمتر از ۱۴۰ روز که با کمال تأسف چهار مورد از این حوادث با تلفات جانی همراه بوده و چهار حادثه منجر به آتشسوزی شده است. به بهانه این آمار و آتشسوزی در پتروشیمی بوعلی شهرستان ماهشهر، لازم است قدری با تأمل درباره دلایل حادثه کنکاش شود، چراکه برخلاف تصور، این رویداد پیامدهایی داشته که مسئولان در برابر آن پاسخگو هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامه شرق نوشت: بررسی آمارها نشان میدهد از ابتدای سال جاری به طور متوسط هر ۱۵ روز یک حادثه در صنعت پتروشیمی کشور رخ داده است، یعنی ۹ حادثه در کمتر از ۱۴۰ روز که با کمال تأسف چهار مورد از این حوادث با تلفات جانی همراه بوده و چهار حادثه منجر به آتشسوزی شده است. به بهانه این آمار و آتشسوزی در پتروشیمی بوعلی شهرستان ماهشهر، لازم است قدری با تأمل درباره دلایل حادثه کنکاش شود، چراکه برخلاف تصور، این رویداد پیامدهایی داشته که مسئولان در برابر آن پاسخگو هستند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,ابتدا اجازه دهید تا بر این تصور غلط مبنی بر اینکه هنگام رخداد اینگونه حوادث که منجر به خسارتهایی بزرگ میشود و کسی بر اثر دلایل مستقیم این حادثه فوت نمیکند و مسئولان از واژه «خوشبختانه» بهنوعی افتخارآمیز یاد میکنند، نقدی داشته باشم؛ چراکه درعمل آلودگیهای شیمیایی و بیماریهایی که پیامد آن هستند، میتواند مرگ آرامی را برای جامعهای که در معرض این آلودگی قرار دارند، رقم بزند. کافی است به آمار مرگومیرهای جهانی نگاهی بیندازید تا متوجه شوید نرخ مرگومیر بر اثر بیماریهای شغلی سه برابر بیشتر از مرگومیرهای ناشی از آسیب فیزیکی است تا این مواجهه برای شما باورپذیرتر شود.
,پیش از ارائه تحلیل براساس مستندات محدود، امید میرود با گذشت زمان، یک گزارش تحلیلی جامع و بیطرفانه از سوی شرکت پتروشیمی ایران یا شرکت بیمهگذار ارائه شود تا دلایل زیربنایی این حادثه با رویکرد جلوگیری از وقوع حوادثی مشابه مشخص شود و به اطلاع عموم برسد تا در صنایع دیگر یا قسمتهای دیگر صنعت نفت مورد درسآموزی قرار گیرد.
,یک سیستم مدیریتی در هر دو بخش از سازمان میخواهد برای کنترل خطرات، دستورالعملهایی ایجاد کند و بهطور مرتب این دستورالعملها را پایش و نگهداری کند و از اجرائیبودن و اجراشدن آن اطمینان حاصل کند. «ایجاد، اجرا، نگهداری، نظارت و ارتباط» کلماتی کلیدی هستند که بهطورمرتب در بندبند سیستم مدیریتی تکرار میشود. در بخش اول از کنترلهایی صحبت به میان آمد که در صورت عملکرد درست آنها و عملیاتیبودنشان، احتمال وقوع حادثه از میان میرفت. نبود سیستم صدور مجوز کارآمد، نظارت بر اجرای عملیات ایزولاسیون، شیوه ایزولاسیون فیزیکی و فرایندی خط لولهای که در آن یک سیال جریان دارد و آموزشهای مؤثر و باورپذیر، همهوهمه خود گواه این مورد است که کلماتی کلیدی که مرتب در سیستم مدیریتی بر آن تأکید میشود، رعایت نشده است و بهغلط از دلایل ذکرشده بهعنوان بیاحتیاطی یاد میشود و این درواقع یک شکست رفتاری است که میتواند خطای انسانی یا اشتباهی آگاهانه باشد. منظور از اشتباه آگاهانه عملی عامدانه و خرابکارانه نیست. پیامد کاستیهایی که به آنها اشاره شد، باعث میشود در پتروشیمی بوعلی، سیال با دمای ٣٠٠ درجه سانتیگراد و با حجم زیاد از خط لوله خارج شود و در محوطه شارژ شود و با تماس با منبع احتراق آتش بگیرد. در اینجا نمیتوان از شانس یا بدشانسی سخن به میان آورد. شاید بتوان گفت مدیریت خوششانس بوده که تابهحال این اتفاق برای آنها رخ نداده است؛ چراکه طبق نظریه آقای بیرد که از آنالیز ٤٩٨,٧٥٣.١حادثه که از سوی ٢٩٧ شرکت گزارش شده بود، این نتیجه به دست آمد که برای وقوع حادثهای مرگبار باید
,در بخش دوم و در مرحله مواجهه با آتش، این سؤالها طرح میشود که آیا اساسا این سناریوها برای نقاط خطرناک پتروشیمی پیشبینی شده است و اگر این پیشبینی در مرحله طراحی و مهندسی انجام گرفته، با در نظرگرفتن پارامترهای عملیاتی مثل فشار، دما، حجم سیال و... کنترلهای مهندسی مناسب ایجاد شده است؟ آیا در فواصل زمانی همانگونه که سیستم مدیریتی از مدیریت خواسته، پاسخگویی به سناریوهای حوادث محتمل مورد آزمایش قرار گرفته است؟ آیا در زمان تمرین سناریوها تواناییها و توانمندیهای مواجهه با آن کارآمد بوده است؟ آیا اشکالات مواجهه با سناریو فرضی اعم از رفتاری، طراحی و مهندسی، اداری و مدیریتی در نتیجه تمرینها معلوم شده است؟ و اگر نواقص سیستمهای کنترلی معلوم شده، چه تصمیمی برای رفع آنها گرفته شده است؟ آیا تصمیمات اتخاذشده، اعمال شده و آیا عملیاتیبودن کنترلهای جدید در تمرین بعدی مورد ارزیابی قرار گرفته است؟...
,گمان میرود اکنون وقت آن رسیده است که در تحلیل و اطلاعرسانی به مردم از دلیل حادثه گامی جلوتر رویم و تحلیلی عمیقتر ارائه کنیم و افکار عمومی را جدیتر بگیریم و در عصر ارتباطات و دسترسی آسان به اطلاعات، مورد شماتت مردم قرار نگیریم؛ چراکه دانستن دلیل ازبینرفتن سرمایهای ملی، حق همه مردم است که مسئولیت آن به مدیران سپرده شده است.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه