بازخوانی حادثه خونین سینما رکس+ تصاویر

بازخوانی حادثه خونین سینما رکس+ تصاویر
بیست و هشتم مرداد سال ۵۷ یادآور حادثه ای تلخ در کشور ایران است، حادثه ای در آن بیش از ۶۰۰نفر در آتش سوختند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از نبض سحر، یکی از مهمترین حوادث سال ۵۷ که باعث خشمگین کردن مردم و سرعت بخشیدن به انقلاب ۵۷ شد، فاجعه به آتش کشیدن سینما رکس آبادان بود. علت خشمگینی مردم، نسبت دادن این فاجعه به عوامل حکومت پهلوی بود. در حدود ساعت ۲۱:۴۵ شب بیست و هشتم مرداد طبق آمار دقیق ۶۳۰نفر از کسانی که به تماشای فیلم گوزن‌ها در آخرین سانس به سینما رفته بودند در آتش سوختند. تعداد کشته‌شدگان بعداً به بیش از ۷۳۳ نفر افزایش یافت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نبض سحر، ,

رکس (۶)

در سال ۱۳۴۱ یا ۱۳۴۲ یکی از ایرانیان که مخفیانه از کشور خارج شده و به عراق و سوریه و فلسطین رفته و در زمره فدائیان فلسطین دوره آموزش چریکی گذرانده و سپس به عراق بازگشته و با جبهه التحریر الاخواز (سازمان بعث ساخته به منظور ایجاد امارت عربی! در خوزستان) همکاری می‌کرد در فصل تابستان پس از عبور از رودخانه وارد شهر آبادان شد و چون مورد شناسایی قرار گرفت مسلسل دستی خود را که در ساک یا خورجینی پنهان کرده بود بیرون آورده بنای شلیک را گذاشت.

در این واقعه عده زیادی مجروح و تنی چند از پاسبانان و مامورین آگاهی زخمی شدند.

چریک مزبور که سپهری خوانده می‌شد و از جوانان بابلی بود که شیفته کارهای چریکی شده و مدتی قبل از آن به سوریه و فلسطین عزیمت کرده بود، در درگیری به قتل رسید. در سال ۱۳۵۷ سابقه این حرکت در حافظه مامورین شهربانی آبادان باقی بود و از این رو وقتی تلفنی ماجرا را به سرتیپ رزمی که از زمره افسران قشری و تندخو و گستاخ و مغرور شهربانی بود خبر دادند، دستور داد در سینما رکس را از بیرون قفل بزنند آمدن تانکرهای آتش‌نشانی نیز مدتی بیشتر از حد معمول طول کشید. تنبلی و طفره رفتن و کارشکنی معمولی کارمندان ادارات ایرانی که تابع بوروکراسی و کندکاری بودند سبب شد که وقتی تانکرها به در سینما رسیدند آب در مخازن خود نداشته باشند و تا آب فراهم کنند و تانکرها شروع به عملیات اطفاییه نمایند به عبارتی ۳۷۷ تن و به عبارتی ۷۰۰ تن کشته شدند.

رکس (۴)

آنچه آتش را تشدید کرد علاوه بر تیتر و بنزین، دیوارهای پلاستیکی سینما بود و به هر ترتیب این فاجعه موحش عشرت و بزم شبانه شاه و دولتمردان او را که هنوز غافل بودند پیامدهای آن چه خواهد بود منغض کرد و مخالفان مختلف‌المسلک چه در ایران چه ایرانیان سراسر کشورهای جهان یک دل و یک صدا گفتند که ساواک و شهربانی مسبب و موجد این حادثه سهمگین وحشتناک بوده‌اند و بعضی آن حریق را مشابه آتش‌سوزی رایشتاگ در سال ۱۹۳۳ و اقدامی از سوی خود رژیم دانستند.

واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان نقطه برخورد طوفان شدید انقلاب بود که به ستون‌ها و دیوارهای کاخ فرمانروایی رژیم خورد و آن را از پایه لرزاند.

بیرون کشاندن جنازه‌های سوخته و زغال شده چندین شبانه‌روز به طول انجامید.

رژیم برای نجات خود هم که شده بود، باید به اقدامات سریع و فوری و تسکین‌بخش افکار در جهت معرفی و شناسایی عاملین، بازداشت آنها و نیز بازداشت و تنبیه مامورین مسامحه‌کار خود در آبادان می‌پرداخت اما شاه که گرفتار بحران‌های دردناک بیماری خود بود و مرتبا قرص‌های تسکین‌دهنده و خواب‌آور می‌خورد، جمشید آموزگار که انسانی غیر عاطفی، کاملا آمریکایی، بی‌احساس، مادی و بوروکرات - تکنوکرات غربی به معنی واقعی بود و دیگر مسئولان تقریبا با خونسردی با این واقعه برخورد کردند و نه تنها از جا نجنبیدند بلکه سعی کردند ماجرا را عادی قلمداد کنند. روزی که اجساد سوخته و زغال شده قربانیان را در گورستان آبادان به خاک می‌سپردند و پدری که ده فرزند خود را از دست داده بود از درد و عذاب روحی شیون می‌کشید و زنان گیسوی خود را کنده بر سر و روی خود می‌کوفتند و مردم محلی و عرب زبان به رسم محلی بر طبل‌ها می‌کوفتند و ضجه و زاری می‌کردند بر هر کس که شاهد آن مناظر بود (بعدها فیلم مناظر سوگواری در تلویزیون ملی ایران به نمایش گذاشته شد) شکی باقی نمانده بود که توفان و سیلابی آغاز شده است که رژیم را در امواج خود غرق خواهد کرد.

رژیم شاه کوشید از اهمیت این قضیه که تمام خبرگزاری‌های جهان درباره آن سخن‌پراکنی می‌کردند بکاهد اما موفق نشد. شاه هنوز نمی‌توانست درک کند رژیم خودکامه‌اش که تازه شروع کرده بود کمی پنجره‌ها را بگشاید با چه زلزله بنیان‌کنی روبه‌رو شده است.

تصاویری که از سالن سینمای تمام سوخته، اجساد ذغال شده و بقایای جمجمه‌ها و اسکلت بدن‌های سیاه شده تماشاگران نگون‌بخت برداشته شده بود وحشت‌انگیز بود.

رابرت ماس گزارشگر دیلی تلگراف در یک مقاله مبهم در آن روزنامه این حریق را کار کمونیست‌ها دانست اما نوشته او با نفی محافل مطبوعاتی اروپا روبه‌رو شد. بیشتر گمان‌ها به ساواک می‌رفت و انگشت اتهام به روی آن سازمان نشانه رفته بود.

در روز ۳۰ مرداد آیت‌الله صدوقی از مجتهدان یزد واقعه رکس آبادان را محکوم کرد و آن را ناشی از دسایس دولت و به منظور ادامه یورش‌های وحشیانه بعدی دانست.

تظاهرات مردم آبادان به نشانه اعراض به آتش زدن سینما رکس آبادان در روزهای ۲۹ و ۳۰ مرداد ادامه یافت و دامن گرفت.

در روز ۳۱ مرداد مردم خشمگین آبادان اماکن دولتی را مورد حمله قرار دادند و مجالس ختم دردناکی توأم با شیون و گریه و بی‌قراری در سراسر شهر برگزار شد.

مردی که ۱۰ تن از فزندان و عزیزانش در این فاجعه سوخته بودند بیش از دیگران اظهار بی‌قراری می‌کرد و افسوس و الم او مردم را نسبت به رژیم به خشم می‌آورد.

در شیراز تظاهرکنندگان یک سینما و یک رستوران را آتش زدند.

کشته شدن ۳۷۷ مرد و زن و کودک حادثه‌ای نبود که بتوان آن را فراموش کرد. در تمام این روزها دولت آموزگار با بی‌حسی و خونسردی و به روال عادی به کار خود ادامه داد و تنها با صدور اعلامیه‌ای آن را عمدی دانست اما چه کسی مسبب بوده و چه تحقیقاتی جریان دارد، همه مسکوت ماند.

رفتار سردمداران رژیم به گونه‌ای عادی و با خونسردی کامل توأم بود که انگار احساس گناه می‌کنند و تصمیم دارند با واکنش سکوت خشم و بیتابی مردم را فرو بنشانند.

دکتر سنجابی چند روز بعد در دوم شهریور دولت را مسئول آتش زدن اماکن دولتی و بانک‌ها و ساختمان‌ها خواند و گفت مامورین این کارها را می‌کنند.

رکس (۵)رکس (۳)رکس (۲)

,

رکس (۶)

, رکس (۶),

در سال ۱۳۴۱ یا ۱۳۴۲ یکی از ایرانیان که مخفیانه از کشور خارج شده و به عراق و سوریه و فلسطین رفته و در زمره فدائیان فلسطین دوره آموزش چریکی گذرانده و سپس به عراق بازگشته و با جبهه التحریر الاخواز (سازمان بعث ساخته به منظور ایجاد امارت عربی! در خوزستان) همکاری می‌کرد در فصل تابستان پس از عبور از رودخانه وارد شهر آبادان شد و چون مورد شناسایی قرار گرفت مسلسل دستی خود را که در ساک یا خورجینی پنهان کرده بود بیرون آورده بنای شلیک را گذاشت.

,

در این واقعه عده زیادی مجروح و تنی چند از پاسبانان و مامورین آگاهی زخمی شدند.

, در این واقعه عده زیادی مجروح و تنی چند از پاسبانان و مامورین آگاهی زخمی شدند., در این واقعه عده زیادی مجروح و تنی چند از پاسبانان و مامورین آگاهی زخمی شدند.,

چریک مزبور که سپهری خوانده می‌شد و از جوانان بابلی بود که شیفته کارهای چریکی شده و مدتی قبل از آن به سوریه و فلسطین عزیمت کرده بود، در درگیری به قتل رسید. در سال ۱۳۵۷ سابقه این حرکت در حافظه مامورین شهربانی آبادان باقی بود و از این رو وقتی تلفنی ماجرا را به سرتیپ رزمی که از زمره افسران قشری و تندخو و گستاخ و مغرور شهربانی بود خبر دادند، دستور داد در سینما رکس را از بیرون قفل بزنند آمدن تانکرهای آتش‌نشانی نیز مدتی بیشتر از حد معمول طول کشید. تنبلی و طفره رفتن و کارشکنی معمولی کارمندان ادارات ایرانی که تابع بوروکراسی و کندکاری بودند سبب شد که وقتی تانکرها به در سینما رسیدند آب در مخازن خود نداشته باشند و تا آب فراهم کنند و تانکرها شروع به عملیات اطفاییه نمایند به عبارتی ۳۷۷ تن و به عبارتی ۷۰۰ تن کشته شدند.

,

رکس (۴)

, رکس (۴),

آنچه آتش را تشدید کرد علاوه بر تیتر و بنزین، دیوارهای پلاستیکی سینما بود و به هر ترتیب این فاجعه موحش عشرت و بزم شبانه شاه و دولتمردان او را که هنوز غافل بودند پیامدهای آن چه خواهد بود منغض کرد و مخالفان مختلف‌المسلک چه در ایران چه ایرانیان سراسر کشورهای جهان یک دل و یک صدا گفتند که ساواک و شهربانی مسبب و موجد این حادثه سهمگین وحشتناک بوده‌اند و بعضی آن حریق را مشابه آتش‌سوزی رایشتاگ در سال ۱۹۳۳ و اقدامی از سوی خود رژیم دانستند.

,

واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان نقطه برخورد طوفان شدید انقلاب بود که به ستون‌ها و دیوارهای کاخ فرمانروایی رژیم خورد و آن را از پایه لرزاند.

,

بیرون کشاندن جنازه‌های سوخته و زغال شده چندین شبانه‌روز به طول انجامید.

, بیرون کشاندن جنازه‌های سوخته و زغال شده چندین شبانه‌روز به طول انجامید., بیرون کشاندن جنازه‌های سوخته و زغال شده چندین شبانه‌روز به طول انجامید.,

رژیم برای نجات خود هم که شده بود، باید به اقدامات سریع و فوری و تسکین‌بخش افکار در جهت معرفی و شناسایی عاملین، بازداشت آنها و نیز بازداشت و تنبیه مامورین مسامحه‌کار خود در آبادان می‌پرداخت اما شاه که گرفتار بحران‌های دردناک بیماری خود بود و مرتبا قرص‌های تسکین‌دهنده و خواب‌آور می‌خورد، جمشید آموزگار که انسانی غیر عاطفی، کاملا آمریکایی، بی‌احساس، مادی و بوروکرات - تکنوکرات غربی به معنی واقعی بود و دیگر مسئولان تقریبا با خونسردی با این واقعه برخورد کردند و نه تنها از جا نجنبیدند بلکه سعی کردند ماجرا را عادی قلمداد کنند. روزی که اجساد سوخته و زغال شده قربانیان را در گورستان آبادان به خاک می‌سپردند و پدری که ده فرزند خود را از دست داده بود از درد و عذاب روحی شیون می‌کشید و زنان گیسوی خود را کنده بر سر و روی خود می‌کوفتند و مردم محلی و عرب زبان به رسم محلی بر طبل‌ها می‌کوفتند و ضجه و زاری می‌کردند بر هر کس که شاهد آن مناظر بود (بعدها فیلم مناظر سوگواری در تلویزیون ملی ایران به نمایش گذاشته شد) شکی باقی نمانده بود که توفان و سیلابی آغاز شده است که رژیم را در امواج خود غرق خواهد کرد.

,

رژیم شاه کوشید از اهمیت این قضیه که تمام خبرگزاری‌های جهان درباره آن سخن‌پراکنی می‌کردند بکاهد اما موفق نشد. شاه هنوز نمی‌توانست درک کند رژیم خودکامه‌اش که تازه شروع کرده بود کمی پنجره‌ها را بگشاید با چه زلزله بنیان‌کنی روبه‌رو شده است.

,

تصاویری که از سالن سینمای تمام سوخته، اجساد ذغال شده و بقایای جمجمه‌ها و اسکلت بدن‌های سیاه شده تماشاگران نگون‌بخت برداشته شده بود وحشت‌انگیز بود.

,

رابرت ماس گزارشگر دیلی تلگراف در یک مقاله مبهم در آن روزنامه این حریق را کار کمونیست‌ها دانست اما نوشته او با نفی محافل مطبوعاتی اروپا روبه‌رو شد. بیشتر گمان‌ها به ساواک می‌رفت و انگشت اتهام به روی آن سازمان نشانه رفته بود.

,

در روز ۳۰ مرداد آیت‌الله صدوقی از مجتهدان یزد واقعه رکس آبادان را محکوم کرد و آن را ناشی از دسایس دولت و به منظور ادامه یورش‌های وحشیانه بعدی دانست.

,

تظاهرات مردم آبادان به نشانه اعراض به آتش زدن سینما رکس آبادان در روزهای ۲۹ و ۳۰ مرداد ادامه یافت و دامن گرفت.

,

در روز ۳۱ مرداد مردم خشمگین آبادان اماکن دولتی را مورد حمله قرار دادند و مجالس ختم دردناکی توأم با شیون و گریه و بی‌قراری در سراسر شهر برگزار شد.

,

مردی که ۱۰ تن از فزندان و عزیزانش در این فاجعه سوخته بودند بیش از دیگران اظهار بی‌قراری می‌کرد و افسوس و الم او مردم را نسبت به رژیم به خشم می‌آورد.

,

در شیراز تظاهرکنندگان یک سینما و یک رستوران را آتش زدند.

,

کشته شدن ۳۷۷ مرد و زن و کودک حادثه‌ای نبود که بتوان آن را فراموش کرد. در تمام این روزها دولت آموزگار با بی‌حسی و خونسردی و به روال عادی به کار خود ادامه داد و تنها با صدور اعلامیه‌ای آن را عمدی دانست اما چه کسی مسبب بوده و چه تحقیقاتی جریان دارد، همه مسکوت ماند.

,

رفتار سردمداران رژیم به گونه‌ای عادی و با خونسردی کامل توأم بود که انگار احساس گناه می‌کنند و تصمیم دارند با واکنش سکوت خشم و بیتابی مردم را فرو بنشانند.

,

دکتر سنجابی چند روز بعد در دوم شهریور دولت را مسئول آتش زدن اماکن دولتی و بانک‌ها و ساختمان‌ها خواند و گفت مامورین این کارها را می‌کنند.

,

رکس (۵)رکس (۳)رکس (۲)

, رکس (۵), رکس (۳), رکس (۲),

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه