آزادی بیان چیز خوبی است؛ ولی فقط برای ما!
نگاهی انتقادی به جنجال رسانه ای «من روحانی هستم»
«من روحانی هستم» مستندی است که موسسه نام آشنای «سفیر فیلم» توزیع آن را به عهده گرفته است، این مستند آن طور که ادعا می کند تاریخ زندگی سیاسی و مبارزاتی دکتر «حسن روحانی» را بر پایه خاطرات شخصی او و تعدادی از منابع مکتوب روایت می کند...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، برجسته کردن یک موضوع حاشیه ای در نزد افکار عمومی در بحبوحه ی رویدادهای بزرگ و اصلی اجتماعی یکی از شگردهای نخ نماشده ی رسانه ای است، حالا هم درست پس از آتشی که بنزین به جان قیمت ها انداخته است، رسانه هایی که پرداختن به دغدغه های اصلی مردم برای آن ها محلی از اعراب ندارد، سوژه ای جدید یافته اند تا با مظلوم نمایی و فرافکنی حاشیه ی امنی برای دولتی ها در مقابل انتقادات مردمی نسبت به افزایش بدون نظارت قیمت ها فراهم آورند، از این رو برجسته کردن یک مستند دانشجویی بهانه ی خوبی شده است تا این شگرد تبلیغاتی کهنه در این روزها پیاده سازی شود. در ورای این جنجال رسانه ای دقت درباره ی جهت گیری و محتوای این مستند و جنجال ها و واکنش های پیرامونی آن ذکر چند نکته را ضروری می سازد:
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,۱- «من روحانی هستم» مستندی است از گروه چند رسانه ای «شفق» که موسسه ی نام آشنای «سفیر فیلم» توزیع آن را به عهده گرفته است، این مستند آن طور که ادعا می کند تاریخ زندگی سیاسی و مبارزاتی دکتر «حسن روحانی» را بر پایه ی خاطرات شخصی او، خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی و تعدادی دیگر از منابع مکتوب و آرشیوهای تصویری روایت می کند. چیزی که روشن است هدف سازندگان این بوده که به نسل جوان و به خصوص دانشجویان نشان دهند که رئیس جمهور فعلی شخصیتی با سابقه ی طولانیِ مبارزات انقلابی و فردی تاثیرگذار در سال های حساس پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است، از این رو در جای جای فیلم به سخنرانی های آتشین و انقلابی او پیش از انقلاب اسلامی و پس از حوادثی چون غائله ی ۱۸ تیر پرداخته می شود. در این فیلم همچنین برای اولین بار به موضوع تلاش گروهک ها برای ترور «حسن روحانی» در روز عید فطر سال ۵۸ اشاره می شود.
,۲- فارغ از نقاطی از فیلم که در تبلیغات رسانه ای این روزها زیاد به آن پرداخته می شود، نظیر اشاره ی فیلم به نقش آفرینی حسن روحانی در مذاکره با «مک فارلین» به استناد متن خاطرات هاشمی رفسنجانی و نمایش بُرش هایی تکراری از مستندهای پیشین درباره ی توافق هسته ای سعدآباد، به نظر می رسد ریشه ی برخی از اعتراض های عجیب و خشم آلود از سوی اطرافیان رئیس جمهور و دنباله ی رسانه ای آن ها نسبت به این فیلم در جاهای دیگری نهفته است.
, ,
,
, یادآوری های «من روحانی نیستم» به مذاق برخی از مشاوران فرهنگی رئیس جمهور و ادبیات دولت فعلی در حوزه ی فرهنگ خوش نمی آید، از جمله مرور خاطرات شخصی حسن روحانی درباره ی ماموریت او برای اجباری کردن حجاب در ادارات ارتش، آن جا که راوی فیلم از زبان روحانی می گوید: « … پس از گفتگو قرار شد از فردا با روسری بیایند، زنان کارمند که به جز یکی دو نفر همه بی حجاب بودند، شروع کردند به غُرزدن و شلوغ کردن ولی من محکم ایستادم و گفتم از فردا صبح دژبان مقابل درب ورودی موظف است از ورود خانم های بی حجاب به محوطه ی ستاد مشترک ارتش جلوگیری کند؛ این دستور است».
,و دیگری در آن جا که به ماجرای اختلافات تاریخی «حسن روحانی» با شخصیت هایی پرداخته می شود که هم اکنون آن ها و اطرافیان آن ها در دایره ی دوستان و بخشی از بدنه ی هوادار دولت یازدهم تعریف می شوند، از جمله ماجرای عزل «محمد هاشمی» رئیس وقت صدا و سیما از سوی حسن روحانی به عنوان رئیس شورای نظارت بر صدا و سیما و ماجرای رأی مخالف حسن روحانی و جمعی از نمایندگان مجلس وقت به تداوم نخست وزیری «میرحسین موسوی».
,۳- قابل کتمان نیست که مستند «من روحانی هستم» در قیاس با تولیدات مشابه جوانان مستندساز انقلابی در سال های اخیر ضعف های تکنیکی و روایی زیادی دارد و از این نظر شایسته بود برای تولید مستندی با این درجه از اهمیت و درباره ی پیشینه ی مقام اول اجرایی کشور حساسیت ها و تامل بیشتری صورت می گرفت و به جای نیروهایی که اکثریت آن ها از بانوان کم تجربه هستند از عوامل حرفه ای تری استفاده می شد؛ اما هر چه هست توزیع این مستند آن هم از طریق مجاری قانونی و رسمی سنگ محک بزرگی برای تعیین میزان اعتقاد برخی از جریانات سیاسی و رسانه ای به مفهوم «آزادی بیان» ایجاد کرده است، کسانی که تا دیروز از لزوم رفع ممیزی پیش از نشر سخن می گفتند و به دنبال شکستن انحصار صدا و سیما و راه اندازی شبکه های خصوصی بودند، این روزها با این حد از پرخاشگری و کم تحملی در مقابل یک روایتِ متفاوت با آن چه که می پسندند، نشان دادند که در عمل اعتقادی به آزادی بیان ندارند، کما این که نگاهی به سابقه ی آن ها نشان می دهد این آزادی بیان را فقط برای خود و اطرافیان خود خوب می دانند نه دیگران.
,۴- «من روحانی هستم» صرفا مستندی از نوع مرور خاطرات تاریخی است و سازندگان جمله ای انتقادی از خود و یا از زبان مصاحبه شوندگان نسبت به واقعیات مطرح به آن اضافه نکرده اند، این در حالی است که در زمان توزیع و اکران مستندهایی چون «کدام انحراف» که آن ها هم از طریق موسسه سفیرفیلم در دانشگاه ها توزیع شدند، با وجود رویکرد انتقادی و چالش برانگیز هیچ کدام از این جنجال ها و مظلوم نمایی های فعلی صورت نگرفت. به نظر می رسد در شرایطی که هر فرد و گروهی این امکان را دارد که دیدگاه های خود را در قالب های متنوع رسانه ای در جامعه منتشر کند، دولت مردان و اطرافیان آن ها باید توان خود را به جای پاسخگویی و واکنش نشان دادن مصروف رفع مشکلات انبوه کشور نمایند. از طرفی رسانه هایی چون روزنامه ی «اعتماد» که اشتیاق داستان پردازی درباره ی پشت پرده ی این موضوع و مظلوم سازی از دولت باعث می شود که به اشتباه فیلم کوتاه داستانی «لکه» را هم یک مستند در ادامه ی «من روحانی هستم» تلقی کنند، اگر به واقع خیرخواه دولت هستند بهتر است به جای این فضاسازی های دروغین مشکلات مردم و دیدگاه های کارشناسان منتقد دولت را منعکس کنند.
, ,
,
, ,
,
, ۵- و نکته ی آخر این که به نظر می رسید در شرایطی که نزدیک به یک سال از انتخابات می گذرد و رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال جدید راهبردهای اصلی کشور را بر موضوعاتی چون «فرهنگ» و «اقتصاد» متمرکز کرده اند، پرداختن به این سوژه های انتخاباتی ضرورتی نداشت و بهتر است از این پس جریان ها و موسسات رسانه ای انقلابی با در نظرگرفتن علاقه ی برخی جریانات سیاسی به حاشیه پروری و موج سواری رسانه ای، اولویت تولیدات خود را بر روی نیازها و چالش های اساسی کشور تعریف کنند.
,]
ارسال دیدگاه