سرمقاله های روزنامه های کشور
در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:[
مسیر ورود هواپیما همچنان دست انداز دارد!
, مسیر ورود هواپیما همچنان دست انداز دارد!,
مهدی حسن زاده در خراسان نوشت:
سرانجام پس از گذشت بیش از 8 ماه از اجرای برجام، خزانه داری آمریکا مجوز فروش هواپیما به ایران را برای 2 شرکت بزرگ ایرباس و بوئینگ صادر کرد. این مجوز از آن جهت اهمیت داشت و مورد رصد محافل خبری و حتی سیاسی بود که این 2 قرارداد بزرگترین قراردادهای پسابرجامی ایران است و طرف مقابل 2 شرکت بزرگ بینالمللی است. همچنین این مجوز برای ایران که سالها فقط از طرق غیرمستقیم میتوانست هواپیماهای عمدتا کارکرده و دست دوم را خریداری کند، فرصتی مناسب برای نوسازی ناوگان هوایی کشور است. ناوگانی که با 110 هواپیمای غیرفعال در بین 256 هواپیمای موجود در این ناوگان به فعالیت ادامه میدهد. با این حال روند نهایی شدن این مجوز و افق پیش روی آن تا تبدیل شدن مجوز به قرارداد قطعی و نهایی و ورود هواپیماهای جدید، با مسائلی رو به روست که باید واکاوی شود.
, مهدی حسن زاده در خراسان نوشت:, سرانجام پس از گذشت بیش از 8 ماه از اجرای برجام، خزانه داری آمریکا مجوز فروش هواپیما به ایران را برای 2 شرکت بزرگ ایرباس و بوئینگ صادر کرد. این مجوز از آن جهت اهمیت داشت و مورد رصد محافل خبری و حتی سیاسی بود که این 2 قرارداد بزرگترین قراردادهای پسابرجامی ایران است و طرف مقابل 2 شرکت بزرگ بینالمللی است. همچنین این مجوز برای ایران که سالها فقط از طرق غیرمستقیم میتوانست هواپیماهای عمدتا کارکرده و دست دوم را خریداری کند، فرصتی مناسب برای نوسازی ناوگان هوایی کشور است. ناوگانی که با 110 هواپیمای غیرفعال در بین 256 هواپیمای موجود در این ناوگان به فعالیت ادامه میدهد. با این حال روند نهایی شدن این مجوز و افق پیش روی آن تا تبدیل شدن مجوز به قرارداد قطعی و نهایی و ورود هواپیماهای جدید، با مسائلی رو به روست که باید واکاوی شود.
,
1- نباید فراموش کرد که خزانه داری آمریکا عملا با تاخیری 8 ماهه مجوز فروش هواپیما به ایران را صادر کرده است و این تاخیر چنان که از سوی رئیس جمهور در سفر نیویورک نیز عنوان شد یک نمونه از بدعهدیهای آمریکا محسوب میشود که نباید آن را از یاد برد و باید آن را پیگیری کرد. چرا که به نظر میرسد نقش آمریکاییها و وزارت خزانه داری این کشور در ماجرای خرید هواپیما، با وجود صدور مجوز تمام نشده باشد. باید توجه داشت که معضل ارتباطات بانکی یکی از اصلیترین بدعهدیهای آمریکا در اجرای برجام است. این معضل در زمان اجرای قرارداد نیز میتواند خود را نشان دهد. به ویژه این که در قرارداد بوئینگ به دلیل آمریکایی بودن این شرکت و تداوم تحریمهای دلاری، چالشهایی بر سر مسئله فاینانس دلاری و نحوه انتقال منابع مذکور وجود دارد. هرچند برای رفع این چالشها راهکارهایی وجود دارد، اما تجربه کلی برجام نشان میدهد که آمریکا تا حد امکان سعی میکند ایران از نتایج مثبت برجام به صورت کامل و بدون دغدغه بهره مند نشود.
,
2- بدون تردید یکی از مزایای قراردادهای بزرگ و چند ده میلیارد دلاری نظیر قرارداد بوئینگ و ایرباس میتواند سد شکنی این قراردادها بر سر راه فضای روانی باقی مانده از دوران گذشته و تحریمهای باقی مانده باشد و بخشی از دفاع مدافعان قراردادهای فوق به این موضوع ارتباط دارد، لذا از منظر سیاسی قراردادهای خرید هواپیما مورد اهمیت است، با این حال باید توجه داشت که مهمترین سد پیش روی اجرای برجام به تردید بانکهای بزرگ خارجی از جمله اروپایی در برقراری ارتباط با ایران باز میگردد. در حقیقت آمریکا با استفاده از تحریم دلاری و در کنار آن فهرستی از شخصیتهای حقیقی و حقوقی ایرانی مشمول تحریمهای غیر هستهای و طرح این نکته مبهم که نباید تراکنشهای بانکی موجب بهره گیری اشخاص موجود در لیست سیاه آمریکا شوند، فضایی تردید آمیز پیش روی بانکهای خارجی برای همکاری با ایران قرار داده است و با توجه به جریمههای سنگین آمریکا علیه چند بانک بزرگ اروپایی در دوران تحریم، این تردید با ترس از جریمه همراه شده است. در این میان قراردادهای ایرباس و بوئینگ اگرچه در تغییر فضای مذکور به نفع ایران موثر است، اما همچنان معضل اصلی که ترس بانکها است را نمیتواند رفع کند، چرا که آزادسازی فروش هواپیما یک بند صریح و غیرقابل تفسیر از برجام بود که اکنون مقدمات آن محقق شده است، اما فضای تحریمهای بانکی به دلیل ارتباط آن با تحریمهای غیرهستهای و باقی مانده از جمله تحریم تراکنشهای دلاری در عمل به راحتی قابل رفع نیست.
,
3- از همان روز نخست خبر توافق ایران و ایرباس در اواخر سال گذشته، برخی تردیدها درباره ضرورت این توافق و اولویت داشتن آن مطرح بود. تردیدی نیست که ایران در حال حاضر شرایط مطلوبی در صنعت هوایی ندارد و بخش قابل توجهی از ناوگان هوایی کشور فرسوده و حتی بخشی زمینگیر و از رده خارج است. با این حال منتقدان معتقدند که سایر بخشهای حمل و نقل از جمله جاده و ریل نیز با مشکلات اساسی مواجه است و اولویت فراوانی برای توسعه دارد. آمار 18 هزار نفری کشته شدگان سالانه حوادث جادهای و تاثیر رشد خطوط ریلی در توسعه ترانزیت و حمل و نقل ایمن مسافر، موید این بحث است. مشخص شدن اولویت نوسازی ناوگان هوایی در برابر سایر اولویتها مطالبه رهبر انقلاب نیز بوده است، به گونهای که ایشان، در ماه مبارک رمضان امسال در دیدار مسئولان نظام، در این باره فرمودند: «فرض کنید ناوگان هوایی ما نوسازی بشود؛ خب، خیلی کار مهم و لازمی است امّا اولویت است؟ آیا این اولویت کشور است؟ فرض کنیم مثلاً 300 هواپیما بخریم؛ این معلوم نیست اولویت باشد. این باید بررسی بشود؛ من نظر کارشناسی نمیدهم، من تذکّر میدهم برای اینکه کار کارشناسی بشود؛ من تذکّر میدهم که اولویتها باید رعایت بشود.»
,
از سوی دیگر بحث انتقال فناوری نیز به عنوان یک نکته مهم مغفول در این قرارداد، مورد انتقاد برخی منتقدان است. به ویژه از این جهت که صنعت هواپیمایی بر خلاف سالهای پیش صنعتی محصور در قدرتهای بزرگ نظیر آمریکا و اروپا نیست و کشورهایی نظیر برزیل نیز توانستهاند توسط شرکت امبرائر به فناوری و توان تولید هواپیماهای مسافربری دست یابند. اضافه بر این که هم اکنون برخی شرکتها در داخل تلاشهای جدی را طی سالهای گذشته در راستای تولید هواپیمای ملی آغاز کرده اند. حتی در این میان ساخت 4 هواپیمای مسافربری 150 نفره با هزینه 2 میلیارد دلار به عنوان یکی از پیچیدهترین طرحهای فناوری ایران با محوریت دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دانشگاه صنعتی اصفهان در دست اجراست که باید ببینیم با ورود گسترده هواپیماهای خارجی آیا مجالی برای توسعه این طرحها باقی میماند؟ رهبر انقلاب نیز در این باره در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی در اولین روز سال جاری فرمودند: «ما بالاخره تجارت خارجی داریم، واردات داریم، به یک چیزهایی احتیاج داریم که از خارج وارد کنیم، مجبوریم اینها را بخریم، اشکالی هم ندارد، لکن توجّه کنیم که این خریدهای ما، قدرت تولید داخلی ما را تضعیف نکند. فرض بفرمایید ما میخواهیم مثلاً هواپیما وارد بکنیم یا خریداری بکنیم؛ به ما گفته میشود -خود مسئولین دولتی میگویند- که اگر چنانچه فلان درصد از این قیمت را ما در صنایع داخلی هواپیما سرمایهگذاری کنیم، بیشتر از آنکه از خارج بخریم استفاده خواهیم کرد و تولید داخلی هم رشد پیدا میکند.»
,
در هر صورت ورود بیش از 200 هواپیما طی سالهای آینده اگرچه منافع ملموسی برای کشور به دنبال خواهد داشت و قطعا بر روند فعالیت صنعت هوایی کشور، کاهش خروج ارز از طریق ایرلاینهای خارجی، ایمنی ناوگان داخلی و دسترسی بیش از پیش مردم به خدمات هواپیمایی با کیفیت تاثیر گذار است اما تعهد چندین میلیارد دلاری این قراردادها در کنار عدم انتقال فناوری و تداوم وابستگی صنعت استراتژیک هواپیمایی کشور به خارج، روی دیگر سکه خرید هواپیماهای خارجی است. این واقعیت نشان میدهد که پشت سر قراردادهای خرید هواپیما به نوعی ذوق زدگی دیده میشود. ذوق زدگی که ممکن است منجر به نادیده گرفتن واقعیتها شود. آن هم در شرایطی که براساس گفته سخنگوی ایرباس، آمریکاییها فعلا برای فروش 17 فروند هواپیما به ایرباس مجوز دادهاند و این تاخیر 8 ماهه و مجوزهای گام به گام و تدریجی نشان میدهد که آمریکاییها آن چه را که طبق توافق باید به آن عمل کنند با منت و به قیمت شکستن غرور طرف مقابل اجرایی میکنند.
,
,
این صندلیها مهم نیستند...
حسین علوی در وطن امروز نوشت:
, این صندلیها مهم نیستند..., حسین علوی در وطن امروز نوشت:
,
, حسین علوی در وطن امروز نوشت:,
1- اگر اصلاحطلبان، خرد و درشت، ماجرای سخیف صندلیهای صحن عمومی سازمان ملل را در موعد حضور رئیسجمهور سابق در سازمان ملل مطرح کردند، این دلیل نمیشود تا اکنون ما در زمانی که دولت آنها دچار این بلیه شده، همان مسیر را در پیش بگیریم. ما معتقدیم وضعیت صندلیهای صحن عمومی سازمان ملل، شاخصی برای نشان دادن میزان عزت یا ذلت، نفوذ یا انزوای دولتها در محافل بینالمللی نیست. سیاست یک عرصه واقعی با گزارههای واقعی است و اساسا با دنیای لایکها متفاوت است. ما عملکرد آقای روحانی در استفاده از فرصت حضور در سازمان ملل را در ماهیت نطق او در مقر عمومی، دیدارهای او با نمایندگان دیگر کشورها و میزان آوردههای او در این دیدارها میسنجیم، نه با پیش کشیدن مباحث سخیف و ادباری مانند صندلیهای خالی.
, 2- صندلیهای خالی صحن عمومی سازمان ملل در زمان سخنرانی آقای روحانی البته یک فرصت مغتنم و میمون است برای طرح این سوال: چرا سیاست در ایران دچار این بلیههای سخیف شده است؟ زمانش را همه میدانیم. ماجرای سخیف «صندلیهای خالی» نخستین بار توسط کدام طیف سیاسی و رسانههای آن مطرح شد؟ چه کسانی صندلیهای خالی صحن عمومی سازمان ملل را نشانه و مترادف بیکلاسی و انزوای دولت و رئیسجمهور وقت ایران در مجامع جهانی میدانستند؟ حالا همانها در قبال صندلیهای خالی صحن عمومی سازمان ملل در هنگام سخنرانی آقای روحانی چه پاسخی دارند؟ آیا اکنون نیز این صندلیهای خالی نشاندهنده بیکلاسی دولت روحانی و انزوای این دولت در محافل بینالمللی است؟
,
3- سیاست «استحمار طرفداران» یکی از سادهترین شیوهها برای سوار شدن بر گرده توده طرفدار است. طرفداران هرچه بیشتر نفهمند، برای سواری مستعدترند. برای این کار تنها کافی است تربیت سیاسی آنها مبتنی بر برخی مبانی سطحی و سخیف باشد تا در زمان لازم برای باوراندن مطالبات سیاسی خود به این تودههای طرفدار، نیازی به ادله محکم نباشد. نمونه بارز این سوءاستفاده سیاسی در جریان فتنه 88 و به خیابان آمدن جماعتی که «نمیدانستند چه شده است» دیده شد. اصلاحطلبان میوه تربیت یک توده طرفدار سطحی طی سالهای 84 تا 88 را در فتنه 88 و آشوبهای خیابانی چیدند. در بررسیهای مربوط به فتنه 88، این موضوع یعنی تربیت سخیف و سطحی سیاسی یک توده خیابانی طرفدار به عنوان یک عامل کلیدی در وقوع فتنه مطرح است. تودهای که به صورت ناگهانی وارد سیاست شده و به صورت اورژانسی تربیت شدند تا در خیابان امتحان خود را پس دهند. تودهای که آموزش آنها با مطالبی مثل همین «صندلیهای خالی» شروع شد و فردای انتخابات ریاست جمهوری 92 با شعار «پاقدم روحانی/ رفتیم جامجهانی» استعداد شگرفشان را در دریافت دقیق دورههای آموزشی خود به منصه ظهور گذاشتند.
,
4- اصلاحطلبان به جای آنکه به فکر چارهای برای این توده خطرناک باشند، حالا به مرور خود نیز در حال تبدیل شدن به این جماعت هستند. شاید این جماعت بیاطلاع و سطحی حالا دارای چنان قدرتی شدهاند که جریان اصلاحات ناگزیر از فرمانبری آنها شده است. فرزندان رام کلاس «ندانستن سهم مردم است» حالا شاید تبدیل به اژدهایی هفت سر شدهاند که اگر غذایشان دیر شود، ممکن است اولیای خود را ببلعند! تیترهای «غیرواقعی» و «تخیلی» و همچنین برخی اظهارات و استدلالهای شگفتانگیز لیدرهای اصلاحات شاهدی بر این بلیه است. بلیهای که حالا هزینهاش را دولت حسن روحانی باید بدهد. شکلگیری دولت روحانی البته مدیون این بیکلاسهای مدعی اصلاحطلبی است اما ماه عسل آقای روحانی با این جماعت مدتهاست به پایان رسیده است. با توجه به مختصات ذهنی و رفتاری این جماعت، اگر چارهای برای درمان آنها نشود، قطعا دردسرهای بزرگی برای آقایان در راه است.
,
غربیها آبرومندانه از غرب آسیا خارج شوند
دکتر یدالله جوانی در جوان نوشت:
مقامات کشورهای غربی و در رأس آنها امریکاییها، باید برای خروج آبرومندانه از منطقه راهبردی غرب آسیا (خاورمیانه) و به ویژه از خلیج فارس، شجاعانه تصمیمگیری و اقدام نمایند. اتخاذ چنین تصمیمی که آسان هم نخواهد بود، نشان از واقعبینی و دوراندیشی تصمیمسازان و تصمیمگیران آن خواهد داشت. بدیهی است که در غیاب تصمیمگیران شجاع برای خروج در آینده نهچندان دور، بیگانگان با یک آبروی کاملاً از دست رفته و در اوج ذلت و خواری و با پرداخت هزینههای سنگین مجبور به ترک این منطقه خواهند شد.
واقعیت آن است که جهان بر سر یک پیچ مهم تاریخی قرار گرفته و یکی از الزامات قطعی عبور از این پیچ، وقوع تحولات عظیم تمدنی در منطقه راهبردی غرب آسیاست. ملتهای منطقه غرب آسیا به برکت انقلاب اسلامی و به برکت الهامبخشی، ایستادگی، خودباوری، عزتطلبی و عدالتخواهی نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران، هماکنون بیدار شده و مصمم به ایجاد دگرگونی در وضعیت منطقه و کشورهای خود هستند.
اگر غربیها روند تحولات این منطقه را خوب نفهمند و تا فرصت باقی است، داوطلبانه و شجاعانه به زیادهخواهیها، ستمگریها، جنایات و غارتگریهای خود در این منطقه پایان ندهند، مطمئن باشند که ملتهای این منطقه به خاطر تمامی ظلمهایی که طی چند صدسال گذشته انجام دادهاند، انتقام سختی از آنان خواهند گرفت. سردمداران حکومتهای غربی و خصوصاً دول استعمارگری چون امریکا، انگلیس و فرانسه بدانند که ملتهای منطقه براساس یک سنت الهی در چنین مسیری به حرکت درآمدهاند. سردمداران رژیم صهیونیستی و حامیان این رژیم کودککش بدانند، زمان انتقام از تمامی ظلمها و جنایاتی که صهیونیستها طی هفت دهه گذشته مرتکب شدهاند، در حال فرا رسیدن است. آری، آنچه در آینده این منطقه رخ خواهد داد و بلایی که در این منطقه بر سر استعمارگران غربی خواهد آمد، نتیجه چیزی است که خود آنان در چندصد سال گذشته، بذر آن را پاشیدهاند.
تمامی ملتهای منطقه بر سر غربیها، آنگونه فرود خواهند آمد که 38 سال پیش ملت شجاع، مؤمن و انقلابی ایران بر سر امریکاییها فرود آمد.
ملت ایران با انقلاب خود، دهها هزار مستشار امریکایی را از ایران بیرون ریخت و سفارت رژیم کودککش صهیونیسم را به فلسطینیها داد. ملت ایران در این 38 سال، نشان داد که میتوان با استعانت از خداوند سبحان در برابر قدرتمندترین قدرتهای شیطانی ایستاد و راه عزت و سربلندی و رفتن به سمت قلههای پیشرفت و افتخار را طی کرد. مردم منطقه امروز در حال الگوبرداری از حرکت ملت ایران هستند. این از اقتضائات حتمی و قطعی یک منطقه است؛ زیرا، منطقه یک محدوده جغرافیایی است که دارای اشتراکات تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی بوده و تغییر و تحول در هر بخش آن بر دیگر بخشها تأثیر خواهد گذاشت. اکنون ملتهای غرب آسیا که منطقهای است بین مدیترانه و خلیج فارس، به خود آمده و با غلبه بر خوابها و غفلتهای تاریخی چندصد سال گذشته در مسیر همگرایی برای ایجاد تحولی بزرگ و سرنوشتساز به حرکت درآمدهاند. به طور قطع نظم آینده جهان و مختصات زندگی بشر در هزاره سوم، از تحولات امروزین غرب آسیا(خاورمیانه) سرچشمه میگیرد. این تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، دارای ابعاد انسانی و ژئوپلتیکی است و هیچ نیرویی نمیتواند این حرکت تحولی تعالیبخش را متوقف کند. غرب آسیا سه قاره مهم آسیا، اروپا و آفریقا را به یکدیگر پیوند میدهد. چندین آبراه مهم همانند خلیج فارس، دریای عمان، دریای عرب، دریای سرخ و مدیترانه در این منطقه است. وجود تنگههای استراتژیک مانند تنگه هرمز، جبلالطارق، بسفر، داردانل و بابالمندب و کانال سوئز باعث شده گردش اقتصادی دنیا به این تنگهها وابسته باشد. در این منطقه، جمعیتی بیش از 400 میلیون با ترکیب جمعیتی جوان زندگی میکنند. غرب آسیا مظهر و جایگاه پیدایش سه دین مهم اسلام، مسیحیت و یهودیت است. اکنون 93 درصد مردم این منطقه مسلمان هستند و اسلام سیاسی و انقلابی در میان آنان در حال احیا شدن است. غرب آسیا محل اصلی ذخایر نفت و گاز است و به همین دلیل اقتصاد جهان از نظر انرژی به این منطقه وابسته است. خلیج فارس نقطه کانونی منطقه و از نظر علم ژئوپلتیک به عنوان هارتلند(قلب زمین) شناخته میشود. همین ویژگیهای منطقه غرب آسیا، سبب شده قدرتهای سلطهگر پا به این منطقه نهاده و کشورها و ملتهای این منطقه را برای یک دوره طولانی تحت سلطه خود قرار دهند.
ورود غربیها به این منطقه، ورودی غاصبانه، ظالمانه و به همراه سرکوب و کشتار بود. غربیهایی که امروز دم از حقوق بشر میزنند، با سرکوب هر یک از ملتهای این منطقه، سرنوشت آنان را به دست گرفتند. در خلیج فارس به عنوان نقطه کانونی منطقه، اولین ورود غربیها در سال 1506 میلادی، برای پرتغالیها به ثبت رسیده است. پرتغالیها در این سال با فرماندهی شخصی به نام «آلفونس دالبوکرک» همراه با کشتیهای جنگی به جزیره هرمز یورش بردند و بعد از آن، دیگر جزایر را اشغال کردند و در سواحل مسقط، با گلولهباران شهر و سرکوب مردمی که دست به مقاومت زده بودند، به کشتار بزرگ دست زده و شهر را غارت کردند. آری این اولین ورود غربیها به منطقه خلیج فارس است که با کشتار منطقه و سرکوب آنان همراه است. در ادامه چنین ورود ظالمانهای، هلندیها، فرانسویها، آلمانیها، انگلیسیها و سپس امریکاییها به منطقه ورود پیدا میکنند. در طول این چندصد سال، هزینه رقابتهای سنگین قدرتهای فرامنطقهای را در این منطقه راهبردی، ملتهای منطقه پرداختهاند. انگلیسیها در این منطقه بیشترین جنایات را بر مبنای سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن، در حق ملتهای منطقه روا داشتند و اکنون آنچه در کشورهای منطقه چون سوریه، عراق و یمن مشاهده میشود ادامه همان سیاستهای شیطانی پیشین است اما اکنون شرایط تغییر کرده و مهمترین کشور این منطقه به لحاظ ژئوپلتیکی یعنی ایران، با انقلاب اسلامی از چنگال غرب و امریکا خارج شده است.
غربیها از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز، تمام تلاش خود را برای نابودی جمهوری اسلامی به کار گرفتند؛ لکن امروز جمهوری اسلامی به یک قدرت الهامبخش و تعیینکننده در این منطقه راهبردی تبدیل شده است. اکنون منطقه راهبردی غرب آسیا، صحنه رویارویی دو جریان با دو هویت متفاوت است. یک هویت ریشه در اسلام سیاسی و انقلابی و آموزههای انقلاب اسلامی و هویت دیگر، ریشه در سیاستهای دول استعماری غرب دارد. جمهوری اسلامی و امریکا، پرچمدار این دو هویت در صحنه نبرد غرب آسیا هستند. تحلیل میدانی این صحنه نبرد با تمرکز بر: تحلیل جنگ هشت ساله و رژیم بعث عراق به نمایندگی از نظام سلطه علیه ملت ایران، تحلیل اشغال افغانستان و عراق از سوی امریکا، تحلیل جنگهای 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه حزبالله و 22 روزه، هشت روزه و 51 روزه علیه غزه قهرمان، تحلیل جنگهای نیابتی غرب در سوریه و عراق با ابزار گروهکهای تکفیری و تروریستی و همچنین تحلیل جنگ یمن، همگی نشان میدهد که جبهه مردم پایه با محوریت جمهوری اسلامی، در حال غلبه بر جبهه مستکبرین است.
اکنون جمهوری اسلامی با برخورداری از قدرت بازدارندگی نظامی، تمامقد در برابر مداخلهگران در منطقه ایستاده و از ملتهای منطقه در برابر قدرتهای شیطانی و عوامل منطقهای آنان حمایت میکند. تحلیل نیروهای عظیم اجتماعی سامانیافته با رویکرد اسلام سیاسی و انقلابی با عناوینی چون حزبالله در لبنان، قوات وطنی در سوریه، حشدالشعبی در عراق و انصارالله در یمن، نشان میدهد که آینده منطقه را کدامین هویت رقم میزند. آری این تحولات عظیم در منطقه غرب آسیا، به برکت انقلاب اسلامی رخ داده و اینک، جمهوری اسلامی به عنوان راهبردیترین کشور منطقه با توانایی و قدرت بالای ائتلافسازی در منطقه مقاومتی را در برابر شبکه استکبار و صهیونیسم پدید آورده که آینده روشنی را برای ملتها نوید میدهد. در این آینده روشن، بیگانه ظالم و ستمگر در منطقه جایی نخواهد داشت. ملتهای منطقه همگی، از امریکاییها، صهیونیستها، انگلیسیها و هر دولت با سابقه استعمارگری در این منطقه متنفر هستند. در چنین شرایطی اگر دولتهای غربی و خصوصاً امریکاییها، آبرومندانه برای خروج نیروهای نظامی خود از منطقه برنامهریزی کنند، بهتر از آن خواهد بود که روزی با یک نبرد خونین، جنازههای این نیروها را در اوج خفت و خواری ببرند. البته اگر فرض اخیر رخ دهد، جز خود کس دیگری را ملامت نکنند؛ زیرا آنچه رخ خواهد داد تاوان تمامی ظلمها و جنایاتی است که طی 500 سال گذشته و خصوصاً در دهههای اخیر در حق ملتهای مظلوم منطقه روا داشتهاند.
, غربیها آبرومندانه از غرب آسیا خارج شوند,
,
, دکتر یدالله جوانی در جوان نوشت: ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
غلبه اعتدال بر افراط
سیدرضا صالحی امیری در ایران نوشت:
سخنرانی رئیس جمهوری کشورمان در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد همچنان که انتظار میرفت، حائز نکات پر اهمیتی پیرامون وضعیت کنونی جهان بویژه منطقه پرالتهاب خاورمیانه بود. دکتر روحانی به نمایندگی از کشوری سخن گفت که در شرایط ملتهب و پرآشوب منطقه، ثبات، امنیت و آرامش آن زبانزد همه کشورها و مورد توجه قدرتهای جهانی است. نگاهی به وضعیت کشورهای پیرامون و همسایگان ایران بیانگر این واقعیت است که استراتژی دولت یازدهم در عرصه دیپلماسی بینالمللی موفق بوده و همین الگو میتواند به کمک حل سایر مشکلات نیز بیاید. چنان که رویکردها، سیاستها و اقدامات نادرست مداخلهگران فرامنطقهای، زمینهساز گسترش ناامنی در سراسر جهان شده است. در عراق علاوه بر جولان نیروهای داعش و امریکاییها، سایر قدرتهای فرامنطقهای هم در پی تأمین منافع خود هستند. در این میان عربستان سعودی هم تحرکاتی را در خاک عراق دنبال میکند. هزینه همه این مداخلات را مردم مظلومی میپردازند که هنوز از فشار ناشی از سالهای استبدادی حکومت صدام خارج نشدهاند. این وضعیت بی تردید نشأت گرفته از بی ثباتی ساختار سیاسی در عراق است که باعث بروز و ظهور تروریسم و جولانگاه کشمکش قدرتهای خارجی گشته است.
, غلبه اعتدال بر افراط, سیدرضا صالحی امیری در ایران نوشت:
سخنرانی رئیس جمهوری کشورمان در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد همچنان که انتظار میرفت، حائز نکات پر اهمیتی پیرامون وضعیت کنونی جهان بویژه منطقه پرالتهاب خاورمیانه بود. دکتر روحانی به نمایندگی از کشوری سخن گفت که در شرایط ملتهب و پرآشوب منطقه، ثبات، امنیت و آرامش آن زبانزد همه کشورها و مورد توجه قدرتهای جهانی است. نگاهی به وضعیت کشورهای پیرامون و همسایگان ایران بیانگر این واقعیت است که استراتژی دولت یازدهم در عرصه دیپلماسی بینالمللی موفق بوده و همین الگو میتواند به کمک حل سایر مشکلات نیز بیاید. چنان که رویکردها، سیاستها و اقدامات نادرست مداخلهگران فرامنطقهای، زمینهساز گسترش ناامنی در سراسر جهان شده است. در عراق علاوه بر جولان نیروهای داعش و امریکاییها، سایر قدرتهای فرامنطقهای هم در پی تأمین منافع خود هستند. در این میان عربستان سعودی هم تحرکاتی را در خاک عراق دنبال میکند. هزینه همه این مداخلات را مردم مظلومی میپردازند که هنوز از فشار ناشی از سالهای استبدادی حکومت صدام خارج نشدهاند. این وضعیت بی تردید نشأت گرفته از بی ثباتی ساختار سیاسی در عراق است که باعث بروز و ظهور تروریسم و جولانگاه کشمکش قدرتهای خارجی گشته است.
,
, سیدرضا صالحی امیری در ایران نوشت:,
,
در سوی دیگر سوریه به کانون اصلی رقابت دو قدرت بزرگ یعنی امریکا و غرب از یکجانب و روسها و همپیمانانش از جانب دیگر تبدیل شده است. بیش از 12 میلیون آواره و مهاجر و قریب به یک میلیون کشته و مجروح و از بین رفتن زیرساختهای کشور و ویرانی و خرابی شهرها، سوریه را به بزرگترین قربانگاه بشریت بعد از جنگ جهانی دوم تبدیل کرده است.
,
وضعیت لبنان و فلسطین کماکان در شرایط متزلزل و ناامنی است و تهاجمات وحشیانه اسرائیل همچنان درد بزرگ و معضل جهان اسلام است. لیبی در اثر بی کفایتی نظامهای غربی نتوانسته به یک نظام سیاسی جدید دست یابد و اوباما از آن به عنوان بزرگترین اشتباه خود یاد کرده است. امروز لیبی کانون جولان تروریسم است.
,
سیاستهای کودکانه عربستان سعودی و تهاجم ددمنشانه به یمن در حالی صورت میگیرد که دبیرکل سازمان ملل تحت تأثیر دلارهای نفتی، کوچکترین حمایتی از کودکان مظلوم و مردم بی پناه یمن نکرده و از معرفی عربستان به عنوان جنایتکار جنگی سر باز زد. امروز مهمترین مانع تحقق امنیت در منطقه بخشی از دولتهای مرتجع عربی و در رأس آنها عربستان است. در بحرین جمعیتی محدود با حمایت خارجی و دست بردن به سلاح بر اکثریت شیعی این کشور که خواستار شکلگیری نظام مردمی هستند، فشار می آورند.
,
در پس همه این ناامنیها ردپای افزونخواهی قدرتهای فرامنطقهای و مداخله در امور کشورها به چشم میخورد. آقای روحانی از تریبون سازمان ملل بخوبی در ترسیم این وضعیت گفت: «امنیت در شرایطی بهصورت یک مسأله جهانی درآمده که در این سالها، عمده تلاش قدرتهای بزرگ جهانی، استفاده از شیوههای مختلف سرکوب و مداخلات نظامی، به بهانه رفع نگرانی از ناامنی شهروندانشان بوده است. پدیده تروریسم بدون مرز و خشن و افراطی را شاید بتوان نتیجه استراتژیهای امنیتی قدرتهای بزرگ طی 15 سال گذشته دانست.کار بدانجا کشید که تروریستها در سرزمینهای شام، عراق و لیبی، ادعای تشکیل حکومت کردند و اندوهبارتر آنکه نیات پلید خود را پشت ادبیات دینی پنهان نموده و با ترویج آموزههای افراطی و تکفیری، دین رحمت و محبت را به ابزاری برای خشونت و وحشت تبدیل نمودند.»
دکتر روحانی در تحلیل شرایط منطقهای امروز بدرستی گفت: «درس بزرگی که از تحلیل این روند باید آموخت، این است که تأمین امنیت در یک نقطه جهان به قیمت ناامن کردن نقاط دیگر، نه تنها ممکن نیست بلکه به ناامنی بیشتر نیز دامن میزند.»
,
,
در چنین شرایطی ایران اسلامی با هدایت داهیانه رهبر معظم انقلاب، استراتژی هوشمندانه دولت دکتر روحانی و تکیه بر نیروی مقتدر نظامی، کشوری امن و باثبات است که از گزند خشونت و تروریسم به دور است. آنچه توانسته ما را در شرایط کنونی منطقه از خطرات افراطیگری مصون نگه دارد، رویکرد اعتدالی دولت دکتر روحانی است وگرنه هر نوع سیاست مداخلهجویانه و تقابل غیر ضرور میتوانست شرایط متفاوتی را پیش روی ما بگذارد. لازمه تداوم اقتدار ایران در منطقه و تحقق استراتژی امنیت و ثبات پایدار منطقهای، وحدت و انسجام داخلی است. آنچه مسلم است فضای پر مناقشه منطقهای مطمئناً ظرفیت و انرژی دولتها را از مسائل اصلی جهان اسلام دور خواهد کرد. اگر فضای روابط بینالملل براساس تفاهم و یافتن دغدغههای مشترک باشد، آنگاه ثبات و امنیت یک بار دیگر با منطقه آشتی خواهد کرد و دستیابی به چنین وضعیتی با درک درست از شرایط و غلبه عقلانیت بر احساسات و اعتدال بر افراط دور از ذهن نیست؛ چنانکه رئیس جمهوری روحانی نیز در پایان نطق خود در نشست مجمع عمومی سازمان ملل امیدوارانه گفت: «من عمیقاً بر این باورم که اعتدال بر افراط، صلحطلبی بر خشونتگرایی، دانایی بر نادانی و نهایتاً عدالت بر ظلم و بیداد غلبه خواهد کرد. «لینصرنّالله من ینصرُه انَّالله لقوی عزیز.»
,
عاشقی لب مرز
, عاشقی لب مرز, علی ربیعی در شرق نوشت:
معمولا در هفته دفاع مقدس یاد روزهایی که سایه آنها تا عمر داری بر زندگیات سایه میافکند و یاد دوستانی که همیشه در جان قلب و ذهن جای دارند، در خاطرات مرور میشود. با اینکه فقط سه دهه از آن ایام میگذرد، گویی بهدرازای تاریخ از آن فاصله گرفتهایم و برخی حوادث آن برای بعضیها به افسانه میماند. نوجوانانی که شناسنامه را تغییر میدادند، پیرزنانی که همه داراییشان را به جبهه میفرستادند، کارگرانی که هفت سال حقوق آنها افزایش نیافت اما سالها در جبههها حاضر میشدند و...؛ هنوز دورانی را به خاطر دارم که جنگ بود و تروریستها (از جنس آدمهایی که کور و چشمبسته با توهمات فرقهای در خدمت نه یک آرمان...
... بلکه قدرتطلبی جریان رجوی بودند) در هر گوشهای کمین کرده بودند. در آن دوران هرکس لباس خاکستری به تن داشت، در خطر ترور قرار میگرفت و ترور میشد. هرکس عکس یک شهید یا امام شهیدان را به دیوار داشت (حتی در دکه یک یخفروش در جنوب شهر تهران) ترور میشد. حتی کارگری (شهید صفدری کارگر کارخانه جنرالموتور) که چند ماه در جبهه بود (فقط به این جرم) وقتی در ماه مبارک رمضان به خانه محقر و کوچکش در محله نواب برگشت، تروریستها در زمان افطار به بهانه دادن آش، به خانه او تهاجم کردند و خانهاش به آتش کشیده شد. هر بار هر نشانه و نقشهای در خانه تیمی تروریستها کشف میشد، اسبابکشی با اثاثیهای که همه آنها در یک وانت جا میشد، شروع میشد؛ یادش بخیر هر بار در این اوضاع به خانه میرفتم، «نرگس» درک کرده بود که آرام بگوید باز هم باید اسبابکشی کنیم؛ (او در ١٥ ماه ١١ بار اسبابکشی کرد). باز هم یادش بخیر، سال ٦١ بود که محمد مقدم١ به سپاه تهران آمد و گفت: «صادق، مسئول اطلاعات منطقه سه سپاه شهید شده و تو باید بهجای او بروی»؛ به منطقه سه رفتم؛ برادر عبدالوهاب، فرمانده منطقه سه بود و اتفاقا آقای درویشی٢ هم آنجا بود. در منطقه سه از منجیل تا ترکمنصحرا و آققلا روزها و شبهایی پرتلاطم سپری شد تا روح جنگل از خشونت و تروریسم کوری که با توهمات ایدئولوژیک در آنجا پناه گرفته بودند و خون مردم بیگناه را میریختند، پاک شود و آرام بگیرد. هنوز زلزدن آن گاو با چشمهای مهربان و زیبایش به جنازه سربریده یک گالش (گاوچران) در مازندران در خاطرم مانده است، گویی او هم بهتزده از خشونت و آدمکشی برای گالش خود میگریست. در این میان دکتر سنجقی٣ در اواسط سال ٦٢ برایم پیغام فرستاد که به منطقه ١١ سپاه قرارگاه حمزه سیدالشهدا بروم. با همه خاطرات جادههای پرپیچو خم، از شمال به تهران برگشتم؛ رفتم ١٠ متری سوم جوادیه، منزل مرحوم پدرم، نرگس و حسن و صالح را در خانه پدری گذاشتم. من با بوسیدن پدر و مادرم، خسته سوار ماشین رضا نقدی٤ شدم. (نمیدانم چه شد که در این ایام از میان همه آدمهایی که آن روزها درکشان کرده بودم، یاد شهید علیرضا هاشمی، بچه یکی از روستاهای قائمشهر افتادم و یاد او بهانه نوشتن این یادداشت شد). در منطقه ١١، من و علیرضا٥ از سمت مریوان به سمت بانه، از مسیر شیلر به سمت حاج عبدل و هرمیدول حرکت کردیم. نزدیک ظهر بود گفتیم زودتر برویم که به غروب و کمینهای ضدانقلاب نخوریم. علیرضا گفت از کجا مطمئنی به آن طرف میرسیم؟ بهتر است نماز واجبمان را بخوانیم که واجب بر ذمه ما نماند. آنروز با هم به بانه رسیدیم، شهید هاشمی یکی از بچههای اطلاعات سپاه بانه من را به کناری کشید و گفت: «کار خصوصی با تو دارم!» من به خیال اینکه او قصد ترخیص از منطقه را دارد، سر به سرش گذاشته و گفتم از ترخیص خبری نیست. گفت من قصد ماندن دارم، ماندن از نوعی دیگر، جلوی جمع نمیخواهم صحبت کنم. با او به محوطه باز رفتم، حس عجیبی در او میدیدم؛ سرشار از شرم بود و با سری رو به پایین، گفت: «برادر علی، من عاشق شدم»؛ با خنده گفتم مبارک است، باید چه کار کنم؟ گفت: «باید کمکم کنی»، گفتم کمک مالی میخواهی؟ گفت: نه. گفتم: پس چه؟ گفت: من عاشق دختر ماموستا... (نام ماموستا را فراموش کردهام) شدهام که امام جماعت یکی از مساجد شهر است. چند بار او را دیدهام و دلم پیش اوست؛ اما هم پدر دختر و هم والدین خودم مخالف هستند و میترسم حفاظت اطلاعات نیز مانع شود. من او را میخواهم؛ حساسیتهای فرهنگی و مذهبی مانع بزرگی برایش ایجاد کرده بود، با او در سنندج قرار گذاشتم، در اتاق برادر صادقی٦ با او گفتوگو کردم. با تماسها و گفتوگوهای مکرر، حفاظت را متقاعد کردم؛ من و علیرضا با واسطه و مستقیم با خانواده هر دو طرف گفتوگو کردیم و بالاخره زمینههای وصال حاصل شد. درست حدود یک ماه بعد بود که از مسئول اطلاعات بانه شنیدم، بالاخره پدر و مادر هاشمی برای انجام مراسم عقد به بانه آمدهاند؛ فامیلهای محدود هاشمی و اقوام عروس در خانه کوچک دختر، گرد هم آمده بودند؛ داماد، شناسنامهاش را در پایگاه سپاه جا گذاشته بود؛ او عجولانه سوار موتور شد تا شناسنامه را به مراسم عقد برساند، حتما در دلش غوغایی به پا بود، در فکر اینکه بالاخره پس از یک سال، محرم دل خود را در کنارش خواهد دید. نمیدانم به چه چیزهایی فکر میکرد؛ اما آغوشِ شهادت در مسیرش کمین کرده بود، تروریستهای کومله او را در میانه راه به رگبار بستند. مادر شهید بههمراه عروسش به شمال برگشت. بعدها شنیدم که این نوعروس در یکی از روستاهای قائمشهر سکنی گزید و درس طلبگی پیشه کرد. آنچه گفته شد داستان و روایتی بود از شهادت و عاشقی، از کنارهمبودن شیعه و سنی، از پاکی و حیا، از مقاومت در مقابل ناپاکی و ترور، تجاوز و ناجوانمردی؛ ائتلاف شوم همه قدرتهای بزرگ علیه ملت ایران. نمیدانم چرا آن روزها با وجود آنکه نداری بود، ترور بود، سختی بود، زندگی پررنج و خانهبهدوشی بود؛ اما چشمهایمان از امید به آینده میدرخشید. ای کاش کاری کنیم که روزهای عاشقیمان ادامه داشته باشد.
١. محمد مقدم، برادر بزرگ شهید حسن تهرانیمقدم، فرمانده موشکی سپاه
٢. اسدالله درویشامیری استاندار فعلی زنجان
٣. فرمانده وقت قرارگاه حمزه و استاد مدیریت دانشگاه درحالحاضر
٤. سردار نقدی، فرمانده فعلی سازمان بسیج مستضعفین
٥. علیرضا رشیدیان، استاندار فعلی خراسان رضوی
٦. مهدی صادقی، استاندار فعلی قم
, علی ربیعی در شرق نوشت:,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
بمان استاد دنیا با شما زیباتر است
, بمان استاد دنیا با شما زیباتر است,
سید طه هاشمی در اعتماد نوشت:
مهر که میآید شور و طراوتی نو سالِ ایرانی را فرامیگیرد. طراوتی از جنس نوروز. با بازگشایی مدارس و دانشگاهها شور و هیجان و سرخوشی جوانی بیشتر به چشم میآید؛ جامعه از رخوت و گرمازدگی تابستان به در میآید و برمیخیزد، انگار پاییز خود بهار دیگری است. گویی سال ایرانی دو مبدا دارد؛ نوروز و مهرگان.
مهر پر از زیبایی است. از واژهاش گرفته که پر از راز و رمز آیین قدیم میترا و سرشار از لطافت و محبت است تا پیشقراولیاش در کوکبه «پادشاه فصلها پاییز»، همه پر از زیبایی است. جز این مهر، ماه پربار دغدغههای من است. دغدغه من این سالها پاسداشت مفاخر ایران بوده و هست. مهر ماه فرهنگ ایرانزمین، ماه ایرج افشار و شفیعیکدکنی است. مهر ماه عشق و غزل، ماه حسین منزوی و منوچهر آتشی است. ماه تلاقی شعر و رنگ است، ماه سهراب است. مهر ماه آزادی و خردورزی و اندیشه، ماه خمینی بزرگ و سیدمحمد خاتمی است. مهر ماه شمس و مولانا، ماه عرفان است. با این همه امروز غرض من تویی که نامت بر پیشانی مهر خودنمایی میکند، نام مبارک تو. مهر ماه توست. ماه خسرو خوبان، ماه شجریان.
شنیدهام که به جهانت، به سرای امیدت، به ایران بازگشتهای.
در صد هزار سال سپهر پیادهرو
نارد چو تو سوار به میدان روزگار
دلمان برایت تنگ بود. خوش آمدی. برخیز و بخوان استاد، برخیز. بغضهای فروخورده قرون و اعصار خطه خراسان در نوای سحرانگیز تو میشکفد. جوانها با تو عاشق میشوند و پیران با نوای داوودیت طی طریق میکنند. باران با صدای تو شوریدهتر میبارد و فصلها با تو زیباتر میشوند. حتی زمستان با تو زمستان است. نه اخوان که سعدی و مولانا و حافظ ٥٠ سال است که وامدار هستند. ادب فارسی وامدار توست. نه من که ایرانیان نیز شنیدن فارسی را از نای تو خوشتر میدارند. خاطره اصغر فرهادی را که شنیدهاید؛ از رانندگان مراکشی تا کوچههای بارانخورده پاریس همه عاشق تواند. عبدالرحمان ترک هم عاشق تو بود.چندی پیش میزبان دانشجویان برتر دانشگاههای ترکیه بودیم.
, سید طه هاشمی در اعتماد نوشت:, مهر که میآید شور و طراوتی نو سالِ ایرانی را فرامیگیرد. طراوتی از جنس نوروز. با بازگشایی مدارس و دانشگاهها شور و هیجان و سرخوشی جوانی بیشتر به چشم میآید؛ جامعه از رخوت و گرمازدگی تابستان به در میآید و برمیخیزد، انگار پاییز خود بهار دیگری است. گویی سال ایرانی دو مبدا دارد؛ نوروز و مهرگان.
مهر پر از زیبایی است. از واژهاش گرفته که پر از راز و رمز آیین قدیم میترا و سرشار از لطافت و محبت است تا پیشقراولیاش در کوکبه «پادشاه فصلها پاییز»، همه پر از زیبایی است. جز این مهر، ماه پربار دغدغههای من است. دغدغه من این سالها پاسداشت مفاخر ایران بوده و هست. مهر ماه فرهنگ ایرانزمین، ماه ایرج افشار و شفیعیکدکنی است. مهر ماه عشق و غزل، ماه حسین منزوی و منوچهر آتشی است. ماه تلاقی شعر و رنگ است، ماه سهراب است. مهر ماه آزادی و خردورزی و اندیشه، ماه خمینی بزرگ و سیدمحمد خاتمی است. مهر ماه شمس و مولانا، ماه عرفان است. با این همه امروز غرض من تویی که نامت بر پیشانی مهر خودنمایی میکند، نام مبارک تو. مهر ماه توست. ماه خسرو خوبان، ماه شجریان.
شنیدهام که به جهانت، به سرای امیدت، به ایران بازگشتهای.
در صد هزار سال سپهر پیادهرو
نارد چو تو سوار به میدان روزگار
دلمان برایت تنگ بود. خوش آمدی. برخیز و بخوان استاد، برخیز. بغضهای فروخورده قرون و اعصار خطه خراسان در نوای سحرانگیز تو میشکفد. جوانها با تو عاشق میشوند و پیران با نوای داوودیت طی طریق میکنند. باران با صدای تو شوریدهتر میبارد و فصلها با تو زیباتر میشوند. حتی زمستان با تو زمستان است. نه اخوان که سعدی و مولانا و حافظ ٥٠ سال است که وامدار هستند. ادب فارسی وامدار توست. نه من که ایرانیان نیز شنیدن فارسی را از نای تو خوشتر میدارند. خاطره اصغر فرهادی را که شنیدهاید؛ از رانندگان مراکشی تا کوچههای بارانخورده پاریس همه عاشق تواند. عبدالرحمان ترک هم عاشق تو بود.چندی پیش میزبان دانشجویان برتر دانشگاههای ترکیه بودیم.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
فرصتهای انتخابانی جریان انقلابی
, فرصتهای انتخابانی جریان انقلابی,
در سرمقاله روزنامه صبح نو آمده است:
کارزارهای انتخاباتی ماحصل برخورد اهداف سیاسی، با نیازهای اقتصادی در زمینههای فرهنگی و اجتماعی است؛ راز و رمز پیروزی جریانهای گوناگون در انتخابات گوناگون را در این سهگانه باید جست، چرا که فهم روشن از عملکرد مردم در قبال این شعارهاست که ترکیب نهایی صندوق رأی در 2 هفته پایانی موکول به اردیبهشت 96 را رقم خواهد زد.
, در سرمقاله روزنامه صبح نو آمده است: , کارزارهای انتخاباتی ماحصل برخورد اهداف سیاسی، با نیازهای اقتصادی در زمینههای فرهنگی و اجتماعی است؛ راز و رمز پیروزی جریانهای گوناگون در انتخابات گوناگون را در این سهگانه باید جست، چرا که فهم روشن از عملکرد مردم در قبال این شعارهاست که ترکیب نهایی صندوق رأی در 2 هفته پایانی موکول به اردیبهشت 96 را رقم خواهد زد.
,
تاکنون در هیچ انتخاباتی اهداف سیاسی تغییردهنده صحنه نبوده و با آنکه اصلاحطلبهای امروز و جریان چپ آنروز کوشیدند تا پس از دوم خرداد، توسعه سیاسی را دائرمدار تحول سازند، اما شکست سنگین آنها در سالهای 82،81، 84 و 88 نشانگر ناکارآمدی اهداف سیاسی است. تمرکز روی نیازهای اقتصادی هم اصولگرایان را تاکنون به پیروزی قابلتوجهی نرسانده، چه اینکه انتخابات 81، 82 و 84 را در پسزمینه آرامشآفرینی و همگراییبخشی به مردم بهدست آوردند. مردمی که با نظام سیاسی همراهند و در تمامی گلوگاههای 30 و چند ساله اقتصادی نیز فروتنانه تحمل کردهاند؛ حتی در این رکود عمیق چند ساله که در دهههای اخیر کمسابقه بودهاست. سرّ پیروزی، تمرکز روی زمینههای اجتماعی و فرهنگی است؛ آنجایی که اصولگرایان حرف چندانی برای گفتن ندارند و اصلاحطلبان همچون همیشه داعیههای سیاسی دارند، با نقاب فرهنگ به پیروزی میرسند و بعد با گردش سیاسی تندروانهای، اقبال عمومی را از دست میدهند. فضاسازیهای فرهنگی اصلاحطلبان در ماههای اخیر درباره کنسرتها، فضای مجازی، دوچرخهسواری زنان و... را باید بسترسازی برای انتخابات آتی به حساب آورد و رفتارهای غلط نشریاتی چون یالثارات نیز به پای اصولگرایان نوشته میشود. جریان انقلابی میتواند با رفتار عقلانی و برنامهریزی درست، تهدیدهای موجود را به فرصت تبدیل کند.
,
منبع:مشرق
]
ارسال دیدگاه