خودمدیریتی جوامع
یادداشت پیشرو با موضوع خودمدیریتی جوامع به قلم ارسلان برنا به رشته تحریر در آمده و در اختیار مُکریان قرار گرفته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مُکریان؛ پس از انقلاب صنعتی و قرارگرفتن جهان بر روی ریل دموکراسی و معیارهای مطلوب تر برای آزاد زیستن تغییرات قابل توجهی در مدیریت اجتماعی جوامع مدرن پدید آمد. اگرچە جوامع انسانی دارای نظمی طبیعی هستند اما با ظهور قدرت های کوچک و قرار گرفتن قشر خاصی در رأس امور انحراف از معیارهای انسانی و طبیعی بروز کرد. ایجاد چنین شکافی از همان اوان پیامدهای متفاوت و ناخوشایندی بە همراە داشت کە تا بە امروز نیز ادامە دارد. با این همە، بە نظر می رسد دو رویکرد آشکارا و در تضاد هم – مدیریت های محلی بر پایەی معیارهای دموکراتیک و اشکال قدرت دولتی – می توانند بر آیندەی جوامع تأثیرگذار باشند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مُکریان,از آنجا کە اشکال مختلف قدرت در دورەهای تاریخی با نقاب های متفاوت خودنمایی کردەاند کە هر کدام بە شیوەای خواهان بە تسلیم واداشتن و پرورش بردەهای تحت امر خود بە منظور اهداف تعیین شدە بر روی جوامع بودەاند؛ بنابراین تأکید بر تمایزهای برجستەی میان اشکال قدرت دولتی و مدیریت های محلی دارای ریشەهای دموکراتیک در جوامع انسانی ضروری است. هر چند مدیریت های مورد اشارە در جدالی تاریخی زیستەاند ولی در این مقطع زمانی لازم است بە تأسیس جامعە بر مبنای مدیریت های محلی کە دموکراتیک هم باشند، بیشتر توجە گردد.
,ادغام این دو پارادایم مدیریتی در تضاد هم، بدون در نظر گرفتن بنیاد و ریشەهای آنها پیامدهای ویرانگر و معضلات زیادی در بر خواهد داشت. توجە بە ذات جوامع آزاد و طبیعی از ضروریاتست و باید مدیریت های اجتماعی بە گونەای تعیین شوند کە از مدیریت واحدهای اقتدارگرا و قدرت محور مبرا باشند. امروزە یکی از پیامدهای ویرانگر چنین بحرانی از سوی سیستم دولت – ملت ها این است کە با افزایش فشار از راە استثمار همە جانبە برای بە بردگی کشاندن شخص و محدود کردن جوامع تمام شالودەهای مدیریتی را مورد هدف قرار دادەاند.
,نظم طبیعی جوامع با این شیوە از حکومتداری بە گونەای دچار دگرگونی شدە است کە سقوط آنها بە یک دور باطل و بی اخلاقی دور از انتظار نیست. در واقع، تمرکز قدرت در مراکز مسائل و مشکلات زیادی برای مردمان و فرهنگشان پدید آوردەاند کە گاە منجر بە نابودی هویت آنها می شود. این فراگرد ناقص و متناقض ریشەای چند هزار سالە دارد کە با توجە بە دستاوردهای جامعە مدنی در عصر کنونی امکان گذار آن منطقی تر بە نظر می رسد.
,امروزە بیشتر از هر مقطع دیگری بە سوی اجتماعی شدن و ادغام فرد و جامعە گام بر می داریم اما شاهد مقاومت یا ایجاد انحراف از سوی مراکز قدرت هستیم. بیشتر درگیری ها و اختلافات موجود، منفعت طلبانە می باشند کە بر پایەی سود – سرمایە شکل گرفتەاند. جوامع هیچ گاە بە قدرت مطلق آلودە نشدەاند پس باید نهادهای مدنی و دموکراتیک پیشگامان دورەای نوین باشند. پارادایم خودمدیریتی یکی از نیازهای بنیادین طبیعت اجتماعی محسوب می گردد کە جوامع را بە سوی آزادی سوق می دهد. همچنین، دست کشیدن از آن و حرکت بە سوی مراکز قدرت بە معنی بە بردگی کشاندن و نابود ساختن شاخص های مهم هویت انسانی می باشد.
,ارسلان برنا ( تحلیلگر سیاسی )
,انتهای پیام/ ی
]
ارسال دیدگاه