وقتی بچه ها نماز ظهر و عصرشان را می خواندند ، یکی از افسران که جانشین فرمانده دژبان ها بود وارد بازداشتگاه شد به من که نمازم را شکسته می خواندم گفت: انتم تصلون؟ شما…
صفحه 1 از 1