اصلاً انتظار نداشتم، از ماشین که پیاده شدیم، یه پیرزن مهربون اسفند دودکنان بهمون خوش آمد، گفت، همه دِه آمده بودند، انگار صد سال است ما را میشناسند. انگار اعضای خان…
صفحه 1 از 1