علی نگاهی به من کرد و گفت: سرنیزه اسلحه ات را بده. بدون اینکه بپرسم می خواهی چه کار کنی سرنیزه را دراوردم و دادم. علی سر نیزه خودش را هم در آورد سپس با کششی که به ب…
صفحه 1 از 1