پدرم به زحمت خودش را به ما رساند و کنار ما نشست. چند لحظه بعد متوجه جوراب های خونی پدرم شدیم. دلیلش را پرسیدم و در نهایت پدرم با اکره فراوان گفت: نیروهای گروهک کومل…
صفحه 1 از 1