یادداشت
تاملی در جایگاه علوم انسانی در جامعه
تأثیر علوم انسانی به معنای عام آن ، به جهانبینی، باورها، اعتقادات و فرهنگ مربوط می شود و این علوم است که تاثیر گذار بر ذهنیت ها و علائق و باورهای مردم است .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از هرمز، برای اینکه بتوانیم جایگاه علوم انسانی در جوامع علمی و فکری و فرهنگی را فهمید ، بهتر است اول یک تعریفی راجع به این دسته از علوم داشته باشیم تا بر اساس این تعریف بهتر بتوانیم تاثیر این علوم در جامعه را مورد بررسی و کنشکاش قرار دهیم .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هرمز,علوم انسانی دسته ای از علوم هستند که در رابطه با انسان از ان جهت که با ویژ گی های روحی ، روانی و فکری انسان سرکار دارند به مطالعه می پردازد .
,
یعنی در علوم انسانی ، انسان و احوالات انسان و نیازهای انسان مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد به عبارت دیگر در این نوع علوم علاوه بر اینکه مطالعه گر انسان است، موضوع مطالعه هم روح و روان انسان است.
علوم انسانی علومی هستند که علاوه بر شناخت جنبه های انسانی اعم از جنبه روحی ، روانی ، معیشتی و اجتماعی انسان ها، ظرفیت ها ، استعدادها و پتانسیل های درونی انسان را هم شناخته و ان ها را پرورش ، تربیت و رشید کرده و به حالت بالفعل تبدیل می کند ودر مسیر اصلی خود قرار می دهند.
به همین جهت است که می گویند علوم انسانی اشرف علوم وتعیین کننده مسیر سعادت انسانی است . این دسته از علوم حکم یک چراغی دارد که مسیر پیش رو را برای انسانها روشن می کند یعنی نوع و سمت و سوی استفاده از سایر علوم را برای انسانها اشکار کرده و راه استفاده درست از دانش و علم بشری را برای انسانها تشریح می کند. چرا که مهندسی فکری و علمی جوامع بشری وظیفه علوم انسانی است.
لذا در بیانات ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای( سلم الله تعالی) بر تغییر مبنای این علوم بر اساس قران و اسلام خیلی تاکید شده است .
ایشان در دیدار جمعی از بانوان دین پژوه در سال ۸۸ فرمودند:
من دربارهى علوم انسانى گلایهاى از مجموعههاى دانشگاهى کردم -بارها، این اواخر هم همین جور- ماعلوم انسانى مان بر مبادى و مبانى متعارض با مبانى قرآنى و اسلامى بنا شده است. علوم انسانى غرب مبتنى بر جهانبینى دیگرى است؛ مبتنى بر فهم دیگرى از عالم آفرینش است و غالباً مبتنى بر نگاه مادى است. خوب، این نگاه، نگاه غلطى است؛ این مبنا،مبناى غلطى است. این علوم انسانى را ما به صورت ترجمهاى، بدون اینکه هیچگونه فکرتحقیقىِ اسلامى را اجازه بدهیم در آن راه پیدا کند، میآوریم تو دانشگاههاى خودمان و در بخشهاى مختلف اینها را تعلیم می دهیم؛ در حالى که ریشه و پایه و اساس علوم انسانى را در قرآن باید پیدا کرد. یکى از بخشهاى مهم پژوهش قرآنى این است. باید درزمینههاى گوناگون به نکات و دقائق قرآن توجه کرد و مبانى علوم انسانى را در قرآن کریم جستجو کرد و پیدا کرد. این یک کار بسیار اساسى و مهمى است. اگر این شد، آنوقت متفکرین و پژوهندگان و صاحب نظران در علوم مختلف انسانى می توانند بر این پایه و براین اساس بناهاى رفیعى را بنا کنند. البته آن وقت می توانند از پیشرفتهاى دیگران،غربىها و کسانى که در علوم انسانى پیشرفت داشتند، استفاده هم بکنند، لکن مبنا باید مبناى قرآنى باشد.
(بیانات در دیدار جمعى از بانوان قرآنپژوه کشور ۲۸/۷/۱۳۸۸)
,
,
,
,
,
,
و یا در دیدار ایشان با جمعی از اساتید دانشگاهها در سال ۸۸ بازم به این نکته تاکید کرده و مسولین را مخاطب قرار داده بر اصلاح این علوم و فرمودند :
طبق آنچه که به ما گزارش دادند، در بین این مجموعهى عظیم دانشجوئى کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلاً دانشجوى دولتى ، آزاد ، پیام نور و بقیهى دانشگاههاى کشور داریم، حدود دو میلیون اینها دانشجویان علوم انسانىاند! این به یک صورت، انسان را نگران میکند. ما در زمینهى علوم انسانى، کار بومى، تحقیقات اسلامى چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینههاى علوم انسانى مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزى که معتقد به جهانبینى اسلامى باشد و بخواهد جامعهشناسى یا روانشناسى یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، که این همه دانشجو براى این رشتهها میگیریم؟
این نگران کننده است. بسیارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفههائى هستند که مبنایش مادیگرى است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانى را ترجمه کنیم، آنچه را که غربىها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بىاعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزشهاى خودمان را در قالبهاى درسى به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلى مطلوبى نیست. این از جملهى چیزهائى است که بایستى مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعههاى دولتى مثل وزارت علوم، هم در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، هم در هر مرکز تصمیمگیرى که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاهها و بیرون دانشگاهها.
,
,
(بیانات در دیدار اساتید دانشگاهها ۸/۶/۱۳۸۸)
,
گستره حوزه علوم انسانی
گستردگی حوزه علوم انسانی از لحاظ تاریخی به وسعت حیات بشری بوده است و انسان از اولین روزهای خلقتش تا روزهای پایانی عمر خود با این علوم مواجه داشته ومحتاج ان می باشد. انسان تلاش می کند تا بر اساس این نوع علوم بفهمد که مبدا فاعلی و علت نهایی مسیرش در زندگی کجاست و این مسیر را چگونه طی کند . به عبارت دیگر علوم انسانی علوم جهت دهنده سعادت فرد و اجتماع است غقلت از این علوم به معنای دوری از سعادت انسانهاست.
تأثیر علوم انسانی به معنای عام آن ، به جهانبینی، باورها، اعتقادات و فرهنگ مربوط می شود و این علوم است که تاثیر گذار بر ذهنیت ها و علائق و باورهای مردم است .لذا می بیند در کلام برخی از اندیشمندان این علوم ، علوم انسانی را علوم فرهنگی هم نامیده اند این تعریف نشان از رابطه ی نزدیک این علوم و فرهنگ دارد یا به عبارت دیگر هیچ تفاوتی بین این دو وجود ندارد اگر هم است نتیجتا به یک چیز ختم می شوند.
لذا برایند این علوم متاثر در فرهنگ جامعه و مردم است . یعنی اگر شما در جامعه تان علوم انسانی مطلوب را داشته باشید و این علوم و شاخه های ان در جامعه رایج شده باشد اینها شاکله اصلی فرهنگ را تشکیل می دهند به عنوان مثال اینکه شما رواشناسی مطلوب را پیدا کرده باشید و این روانشناسی هم در فضای اکادمیک کشور و هم در بین مردم و جامعه پذیرفته باشد و و در خال اجرا باشد این در کنار علوم دیگر انسانی اعم ازاقتصاد و جامعه شناسی و علوم اجتماعی و تاریخ و فلسفه و دیگر شاخه های این علوم ، باعث ساختن فرهنگ ان جامعه می شود.
اگر فرهنگ را طبق فرمایش امام خامنه ای یک تعریف عام ازش داشته باشیم . طبق تعریف عام فرهنگ می شود ذهنیت های افراد جامعه … این ذهنیت ها است که به انسانها جهت می دهد و باعث رشد و رسیدن به کمال انسانها و یا برعکس باعث ضلالت . گمراهی انها می شود .
پس علوم انسانی چون با جنبه های روحی و روانی و فکری انسانها در رابطه است . برای انسان خوراک روحی و فکری تولید کرده و ان را در قالب های مختلف امروزی ارائه می دهد . مثلا در روانشناسی با بررسی و تحلیل روحی و روانی یک انسان ، مشکل را فهمیده و بعد از کشف شدن مشکل ، بر اساس نوع بینش خود دست به مرتفع کردن مشکلات انسانها می زند. این بخش از علوم انسانی با روان و ذهن و فکر انسان و یا به عبارتی دیگر با نیازهای معنوی انسان سرو کار دارد. بخش دیگری از علوم انسانی وجود دارد که می توان به آن علوم اجتماعی گفت که ما در ایران وقتی می گوییم علوم انسانی هر دو را با هم استفاده می کنیم. آنها هم به انواع مختلف رفتارهای انسان از جمله رفتارهای اقتصادی، ا جتماعی، سیاسی و غیره توجه می کنند؛ هدف آنها فهمیدن علل و عوامل چنین رفتارهای مختلفی است که از انسان سر می زند و همه آنها در راستای بهبود زندگی انسان قرار دارند. مثلا جامعه شناسی دانشی است که بنا به یک اعتبار زیر مجموعه علوم اجتماعی قرار دارد به تحلیل و بررسی پدیده های اجتماعی پرداخته و در صدد بررسی علل و دلایل به وجود اوردن این پدیده در سطح جامعه می شود. با توصیف این پدیده دانش مردم را بالا می برد و مردم را در رسیدن به زندگی اجتماعی مطلوب خود رهنمود می کند.
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه