شب بیدارهای دانشجویان به امید صبح سپید امتحان
این روزها حافظه دانشگاه ها و خوابگاه ها، روز و شب های متفاوتی را از سر می گذرانند, در و دیوار، سالن ها، راهروها و محوطه خوابگاه ها همه شاهد این تغییر فصل دانشگاهی هستند, شب هایی که بسیاری به آن دل خوش کرده اند تا در پناه بلندی آن درس هایی را بخوانند که هیچگاه در طول ترم به آنها نگاه هم نکرده اند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کرددانش، این روزها حافظه دانشگاه ها و خوابگاه ها، روز و شب های متفاوتی را از سر می گذرانند, در و دیوار، سالن ها، راهروها و محوطه خوابگاه ها همه شاهد این تغییر فصل دانشگاهی هستند, شب هایی که بسیاری به آن دل خوش کرده اند تا در پناه بلندی آن درس هایی را بخوانند که هیچگاه در طول ترم به آنها نگاه هم نکرده اند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کرددانش,,
به این روزها میگویند، روز و شبهای امتحان! سه ماه و نیم تلاش برای تجربه کردن چنین روزها و شبهایی تا در نهایت به یک نمره پایان ترم و دریافت یک مدرک تحصیلی منجر شود، بنابراین هر کس دانشجو میشود، باید بخواند, فرقی نمیکند در مقطع کاردانی باشند یا دکتری، وقت امتحان که فرا برسد، درس میخوانند، حالا با چه مشقتی این شبهای پر استرس را پشت سر میگذارند بماند.
,,
عده ای از ابتدای ترم , کمر همت بستند که با تلاش و کوشش بتوانند معدل خود را بالا ببرند و این روزها و شب ها به مرور درس های خود مشغول اند و فشار زیادی را متحمل نمی شوند اما عده ای دیگر، که از ابتدای ترم به دنبال خوش گذرانی و استراحت بودند مطالعه درس های خود را به شب های امتحان موکول کرده اند که بعضاً شب ها تا صبح بیدارند و فشار زیادی را تحمل می کنند.
,,
دردسرهای رنگارنگ دانشجوها در شبهای امتحان خودش یک کتاب خاطره است, دانشجویانی که برای کم کردن استرس با صدای بلند درس می خوانند و راه می روند، دانشجویانی که آرام و با طیب خاطر یادگیری های قبلی را مرور می کنند، دانشجویانی که شب را بیدار می مانند به امید صبح سپید امتحان، دانشجویانی که تازه شب امتحان تصمیم می گیرند درسشان را حذف کنند، دانشجویانی که تازه شب امتحان دنبال جزوه و کتاب می گردند، دانشجویانی که از فرط استرس خوابشان نمی برد، دانشجویانی که اشک می ریزند، دانشجویانی که می خندند و درس خواندن عده ای را به سخره می گیرند و یا تلاش می کنند با ایجاد فضایی با نشاط استرس را از چهره هم کلاسی ها و هم خوابگاهی هایشان کمرنگ تر کنند ... اینها همه برای سالیان سال در خاطره دانشجویان ثبت می شود و به یادگار می ماند.
,,
اضطراب شب های امتحان و آخر ترم را دانشجویی نیست که تجربه نکرده باشد که البته میزان آن هم بستگی دارد به حجم باقی مانده جزوه یا کتاب هایی که نخوانده, به جمع تعدادی از دانشجویان شهر سنندج رفتیم تا درباره شب های امتحانات و نحوه درس خواندن و نمره گرفتنشان بپرسیم:
,,
یکی از دانشجویان دانشگاه کردستان که خودش را حمیدی معرفی می کند میگوید: تلنبار کردن درس ها مهترین معضل دانشجویان در شب امتحان است که باید تمام جزوات را جمع بندی و مطالعه کنند حتی درس هایی که تا حالا یک بار هم نخواندند, البته من خودم به شخصه شب امتحانی هستم و در طول ترم درس نمی خوانم .
,,
ادامه می دهد: در طول ترم اصلا درس نمی خوام اما یک هفته الی ده روز قبل از امتحانات درس هایی که پشت سر هم هستند یا مباحث شان زیاد است را یک برنامه ریزی می کنم و می خوانم خوشبختانه با این روش تا حالا تمام دروسم را با موفقیت پاس کردم.
,,
الله ویسی دانشجوی خوابگاهی است که میگوید: خوابگاه ها، انگار دنیای دیگری اند, شب های امتحان هم, بچه ها دست از شب نشینی ها بر نمی دارند, بی خیال دنیا و امتحان فردا، چای دم می کنند و صدای خنده هایشان تا ده اتاق آن طرف تر هم شنیده می شود و چیزی که این وسط هیچ اهمیتی ندارد، همین درس و کتاب است و بیچاره دانشجویانی که می خواهند وسط این بازار شام، تمرکز کنند و درس بخوانند.
,,
وی ادامه می دهد: در خوابگاههای دانشجویی آرامش فکری ای که مورد نیاز دانشجویان برای امتحانات و شب امتحان است، وجود ندارد چون افرادی که در یک اتاق ساکن هستند دارای اخلاق متفاوت، فرهنگ متفاوت و … هستند لذا من همیشه در طول ترم کمی مطالعه می کنم تا اگر شب امتحان نتوانستم با مشکلات خوابگاه درس بخوانم دچار مشکل نشوم.
,,

, ,
به سراغ دانشجوی دانشگاه پیام نور میروم در مقطع کارشناسی ارشد درس میخواند و همزمان با آن سرکار می رود, از امتحانات میپرسم جواب می دهد: این شبها را به سختی پشت سر میگذارم و هیچ کس جز خودم و خدا حالم را در این شبها نمیداند: «دقیقاً دو هفته باید شبها تا صبح بیدار باشم و درس بخوانم، صبحها برم سرکار تا شب و باز این دور باطل تا دو هفته ادامه دارد! سخت است، اما مجبورم, مجبورم بکوب درس بخوانم و فکر میکنم سخت تر از من کسی برای شب امتحان درس نمیخواند, درس را بفهمم یا نفهمم دیگر مهم نیست، فقط همین را میدانم که باید حفظ کنم! راه دیگری ندارم.
,,
یکی دیگر از دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور میگوید: ما چون اکثر درس هایمان خواندنی و حجم درس هایمان زیاد است باید در طول ترم بخوانیم و شب امتحانی نیستم لذا در طول ترم برنامه ریزی می کنم و شب امتحان فقط درسهایم را مرور می کنم. معضل اصلی برای دانشجویانی است که فقط شب امتحان مطالعه می کنند آنوقت ذهن دیگر کشش ندارد.
,,
ادامه می دهد: خیلی ها فکر می کنند که برنامه ریزی، مال همان بچه زرنگ هایی است که از اول ترم درس هایشان را خوانده اند! روی همین حساب هم شب امتحان، همین جوری و بدون برنامه شروع به خواندن می کنند و بعد از این که نصف زمان شان را فقط برای مقدمه ی کتاب از دست دادند، تازه می فهمند که ای دل غافل…
,,
دانشجوی دیگری یادآور می شود: اهل زیاد درس خواندن نیستم و اکثر اوقات از روش «بیشترین بازده درکوتاه ترین زمان»! استفاده می کنم انصافا هم مشکل گشای امتحانات حفظی است که شب امتحانی باید پاس شوند. همیشه اولین سوالی که در اولین جلسه درس، از استاد می پرسم همین است، این که لطف بفرماید و ریزنمرات یا همان بارم بندی که برای هر فصل در امتحان در نظر گرفته شده است را بگوید. شب امتحان که می شود، دست می گذارم روی چندتا فصل فول نمره، با یک حساب و کتاب سرانگشتی، فصل هایی را انتخاب می کنم که نمره دلخواهم را تامین کنند آن هم با ضمانت! آدم های شب امتحانی، معمولا تا خود امتحان، 10 الی 12 ساعت بیشتر زمان ندارند، پس می توان با یک برنامه ریزی درست و حسابی، قلب همین چند فصل را نشانه گرفت و به اندازه کل ترم از خجالت شان درآمد.
,,
وی ادامه می دهد: البته «نگات به ورقه خودت باشه»، «چی زیر برگت قایم کردی؟»، «از جلسه بیرونت میکنما»، «برگتو میگیرم صفر میزنم روش»، «هندزفیری تو گوشته؟» این کلمات را زیاد سر جلسه امتحان می شنوم اما گوشم به این حرفا بدهکار نیست و همکلاسی ها مطالب امتحانی را میرسانند و خوشبختانه با این روش تا حالا تمام دروسم را با موفقیت پاس کردم.
,,
]
ارسال دیدگاه