از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس:
نیروهای ضدانقلاب می خواستند با تیراندازی شبانه خودی نشان دهند
نیروهای ضد انقلاب از هر فرصتی برای نا آرام کردن شهر استفاده می کردند. شهر دیواندره در طول روز بسیار آرام بود و مردم به کسب و کار خود مشغول بودند، ولی همین که تاریکی شب فرا می رسید، نیروهای ضد انقلاب در کوچه پس کوچه های شهر حاضر می شدند و با تیراندازی خودی نشان می دادند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، در قسمت قبل از سلسله خاطرات پیشمرگ مسلمان کرد اسماعیل بُداغی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس داستان ظلم و ستم عمال رژیم پهلوی در حق مردم و در نهایت پایین کشیدن مجسمه محمدرضا شاه پهلوی را منتشر کردیم. در ادامه خاطرات این رزمنده هشت سال دفاع مقدس را منتشر می کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و حضور گروهک های ضد انقلاب در مناطق کردنشین به عضویت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد درآمدم. مدتی از عضویتم در سازمان می گذشت که به یگان شناسایی جهت ادامه خدمت معرفی شدم. من یکی از نیروهای حاج اسماعیل اسفندیاری در یگان اطلاعات و عملیات سپاه کردستان بودم. جمعی از نیروهای بومی و غیر بومی در یگان اطلاعات و شناسایی سپاه کردستان هم قسم شده بودیم که تا آخرین قطره خون خود از آرمان های انقلاب اسلامی دفاع کنیم.
,من از نیروهای سپاه دیواندره بودم و در شهرستان دیواندره خدمت می کردم. ولی به دلیل موقعیت خاص منطقه کردستان، هر گاه خبری از حضور نیروهای ضد انقلاب در منطقه به یگان شناسایی می رسید بدون معطلی به منطقه اعزام می شدیم و برای ما فرقی نمی کرد که اعضای کدام گروهک وارد کدام منطقه شده اند؛ ما به عزمی جزم برای شناسایی منطقه اعزام می شدیم. نیروهای یگاه شناسایی قبل از اعزام نیروهای گردان وارد صحنه می شدند و به شناسایی منطقه مشغول می شدند.
,در اوایل دهه شصت وضعیت شهرستان دیواندره به گونه ای بود نیروهای ضد انقلاب شبانه وارد شهر می شدند و برای مردم ایجاد مزاحمت می کردند. البته نیروهای ضد انقلاب از تاریکی شب به عنوان بهترین زمان برای اقدامات توطئه آمیز خود استفاده می کردند.
,نیروهای سپاه دیواندره هم با استفاده از گشت های شبانه مانع از اخلال گری نیروهای ضد انقلاب می شدند. بچه های سپاه به صورت شبانه روزی در مقرها و پایگاه های سطح شهر حاضر می شدند و در مواقع ضروری با گروهک های ضد انقلاب درگیر می شدند تا امنیت را در شهر برقرار نمایند.
,یک شب به اتفاق یکی از دوستانم که اتفاقاً او هم کاک اسماعیل نام داشت در پایگاه مشغول پست نگهبانی بودیم. نیروها برای انجام گشت شبانه از پایگاه خارج شده بودند و فقط من و کاک اسماعیل در پایگاه حضور داشتیم. من بر روی پشت بام بودم و کاک اسماعیل در محوطه پایگاه بود. به یک باره پایگاه مورد هجوم نیروهای ضد انقلاب قرار گرفت.
,نیروهای ضد انقلاب با خمپاره 60 و آر. پی. جی پایگاه را مورد حمله قرار دادند. بر اثر برخورد تیر و ترکش برق ساختمان قطع شد، تاریکی مطلق همه جا را گرفته بود. تعداد نفرات نیروهای ضد انقلاب قابل شمارش نبود، ولی آن قدر نیروی ضد انقلاب در اطراف پایگاه جمع شده بود که از هر طرف صدای تیراندازی می آمد.
,نزدیک به یک ساعت تیراندازی ادامه داشت. نیروهای ضد انقلاب می خواستند به هر نحو ممکن وارد پایگاه شوند و از طرف دیگر من و کاک اسماعیل هم با چنگ و دندان از پایگاه محافظت می کردیم. بر روی پشت بام چند سنگر درست کرده بودیم و من مدام از این سنگر به آن سنگر می رفتم و به طرف نیروهای ضد انقلاب تیراندازی می کردم، تا احدی به ساختمان پایگاه نزدیک نشود.
,مردمی که در اطراف پایگاه ساکن بودند خبر حمله نیروهای ضد انقلاب به محل پایگاه را به گوش نیروهای گشت شبانه رسانده بودند و به همین خاطر نیروهای گشت شبانه سریع خودشان را به پایگاه رساندند. با حضور به موقع نیروهای گشت شبانه در پایگاه، نیروهای ضد انقلاب پا به فرار گذاشتند.
,بعد از متواری شدن نیروهای ضد انقلاب از اطراف پایگاه، به اتفاق همرزمانم برای سرکشی به اطراف پایگاه رفتیم. خون زیادی بر روی در و دیوار خانه های مردم ریخته بود، ولی اثری از جنازه بر روی زمین نبود. آن شب علی رغم اینکه تعداد ما در برابر نیروهای ضد انقلاب بسیار انداک بود، اما هیچ آسیبی به ما نرسید و ما توانستیم از پایگاه محافظت کنیم. این هم از الطاف خداوند بود که اجازه نداد پایگاه سقوط کند.
,از این دست درگیری ها در شهر دیواندره زیاد اتفاق می افتاد. نیروهای ضد انقلاب از هر فرصتی برای نا آرام کردن فضای شهر استفاده می کردند. شهر دیواندره در طول روز بسیار آرام بود و مردم به کسب و کار خود مشغول بودند، ولی همین که تاریکی شب فرا می رسید، نیروهای ضد انقلاب در کوچه پس کوچه های شهر حاضر می شدند و با تیراندازی خودی نشان می دادند. اکثر مواقع هم این نیراندازی ها بی هدف بود و برای اینکه نیروهای ضد انقلاب ابراز وجود کرده باشند تیراندازی می کردند. همین که نیرهای سپاه در محل تیراندازی حاضر می شدند، نیروهای ضد انقلاب صحنه را ترک می کردند و از شهر خارج می شدند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه