«عالیجناب سایه» کیست؟ پرونده ای برای موسوی خوئینی ها
موسوی خوئینیها در فضای سیاسی ایران با عنوان مرد خاکستری اصلاحات شناخته میشود. حرف و حدیثهای فراوانی دربارهی سابقهی سیاسی او در رسانهها منتشر شده است ولی آنچه که در ورای این چهرهی خاکستری حائز اهمیت است نقش وی در فتنه ۸۸ است...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، یکی از بازیگردانان سیاست ایران که از وی بهعنوان پدر خوانده، پدر معنوی و مرد خاکستری جریان اصلاحات نامبرده میشود سید محمّد موسوی خوئینیهاست. «سیدمحمّد» فرزند «سیدحسین» در ۳۱ فروردین ۱۳۲۰ در قزوین به دنیا آمد و در همان قزوین درس طلبگی را آغاز کرد (شایعه تحصیل و اخذ مدرک لیسانس او در دانشگاه پاتریس لومومبای مسکو نیز بسیار معروف است). وی مانند بسیاری دیگر در سالهای منتهی به انقلاب به مخالفت با نظام شاهنشاهی پرداخت و در دههی پنجاه در مسجد جوزستان به تفسیر قرآن مشغول شد که این کلاسهای وی با دستگیری او توسط ساواک پایان یافت. پس از آزادی از زندان به فرانسه مسافرت کرد و از جمله همراهان امام خمینی گردید. ۱۲ بهمن با همان هواپیمای امام (ره) و همراه با بنیصدر و قطبزاده و شهید مطهری و حاج احمدآقا به ایران آمد. پس از پیروزی انقلاب نیز عهدهدار مسؤولیت های نمایندگی حضرت امام و عضویت در شورای سرپرستی صدا و سیما، عضو مجلس خبرگان، نمایندگی امام در بررسی صلاحیت داوطلبان اوّلین دورهی ریاست جمهوری، نمایندهی مجلس شورای اسلامی و عضو هیأت رئیسهی مجلس اوّل، نمایندهی امام خمینی و سرپرست حجّاج ایرانی، دادستان کل کشور، عضو منتخب امام (ره) در نخستین دورهی مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو منتخب امام در شورای بازنگری قانون اساسی، همچنین ریاست مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری، مدیر مسؤول روزنامه ی سلام و رئیس مجمع روحانیون مبارز بود، در ادامه به بررسی نقش وی در برخی از حوادث مهم انقلاب می پردازیم.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, صاحب نیوز, در ادامه به بررسی نقش وی در برخی از حوادث مهم انقلاب می پردازیم., ,
,
, موسوی خوئینی ها- عالیجناب سایه
,
سالهای پیش از انقلاب؛ تشکیل حلقهی یاران
مهمترین فعّالیت موسوی خوئینیها پیش از انقلاب مربوط به جلسات تفسیر وی در مسجد جوزستان نیاوران بود که جمعیت قابل توجّهی در این جلسات حاضر میشدند. جلسات تفسیر وی از دو جنبهی محتوا و ثمره حائز اهمّیت بود. در بعد محتوا روشی که موسوی خوئینیها در تفسیر قرآن بهکار میگیرد، متأثّر از ادبیات حاکم آن زمان و نتیجهی نوع تفکّر وی بوده است. او نزاع و درگیری و مبارزه را بهعنوان اصل حاکم و جاری در آیات قرآن میدانست و سعی میکرد تمام آیات قرآن را بر همین اصل تفسیر نماید. از اینرو به دام تفسیرهای مادّی، تفسیرهای کمونیستی و تفسیر به رأی میافتد تا جایی که حتّی خودش هم به این نتیجه میرسد که نمیتوان بر این اساس، آیات را تفسیر کرد. در همان زمان وقتی روش تفسیر و آنچه در تفاسیر خود عنوان میکرد به شهید مطهری و شهید بهشتی میرسد هر دوی آن بزرگواران به شیوه و محتوایی که ایشان در جلسات تفسیر خود ارائه میدادند اعتراض مینمایند؛ امّا او توجّهی به این اعتراضات نمیکند و ثمرهی این جلسات را باید در روش حاضرین در آن جستجو کرد. افرادی مانند گودرزی (سرکرده گروهک تروریستی فرقان)، حبیبالله پیمان، محمّد ملکی، محسن میردامادی، عباس عبدی، جواد روشنضمیر، ناصر خالقی، محسن مخملباف و برخی از جوانان دیگری که بعدها به عنوان حلقهی اصلی دانشجویان پیرو خط امام و سپس در سایر حوادث نیز همراه موسوی خوئینیها و همسوی وی عمل میکنند. جلسات تفسیر تا زمان دستگیری وی در سال ۱۳۵۵ ادامه یافت و ایشان توسط ساواک به اتّهاماتی از جمله همکاری و کمک به سازمان مجاهدین خلق دستگیر میشود. نکتهی حائز اهمّیت این است که در این سال، خوئینیها به اتّهام همکاری با مجاهدین خلق دستگیر میشود و این سالها بعد از تغییر ایدئولوژیک سازمان و اعلام رسمی ایدئولوژی مارکسیستی است هر چند که او این موضوع را رد میکند، امّا با توجّه به دقّت ساواک در این مسائل به سادگی قابل رد نیست.
,
تسخیر سفارت؛ اوّلین فعّالیت عملی
یکی از حوادث بسیار مهم و پُر ابهام دههی اوّل انقلاب حادثهی تسخیر لانهی جاسوسی بود. این حادثه چه از نظر افراد برنامهریز که حتّی تا امروز نیز کاملاً شناخته شده نیستند و چه از نظر اسناد کشف شده و مسائل پیرامون آن پر ابهام است. برای بررسی تسخیر سفارت باید به انجمن اسلامی توجّه نمود که امام خمینی (ره) عدّهای را بهعنوان رابطین با انجمن انتخاب میکنند؛ از جمله موسوی خوئینیها، بعد از اینکه پیشنهاد تسخیر سفارت در انجمن اجماع عمومی پیدا نمیکند، گروه طرفدار تسخیر سفارت، تصمیم میگیرند به تنهایی این کار را انجام دهند و با حذف و چشمپوشی از سایر گزینههایی که از طرف امام برای مشورت به دانشجویان معرّفی شده بود نزد استاد تفسیر سابق خود میروند، ولی موسوی خوئینیها نیز بدون در میان گذاشتن این موضوع با امام خمینی و حتّی با علم به اینکه امام با این امر مخالف هستند پیشنهاد دانشجویان را میپذیرد و ایشان را ترغیب به این امر میکنند. از سوی دیگر نیز اگر به سخنان امام در آن دوران رجوع کنیم به صراحت امام موضوع حفظ نظم را مطرح میکنند و از مردم و دانشجویان میخواهند که به کارهای خودسرانه دست نزنند. با تمام این احوال دانشجویان تصمیم خود را برای تسخیر سفارت عملی میکنند. یکی از موضوعات جالب دیگر در ماجرای تسخیر سفارت مقاومت نکردن محافظان سفارت است، در حالی که پیش از این نیز حمله به سفارت آمریکا صورت گرفته بود و منطقاً باید حفاظت بیشتری از سوی محافظین انجام میشد، امّا با کمترین مقاومت سفارت تقدیم دانشجویان میشود که این ماجرا با مدیریت فوقالعادهی امام خمینی تبدیل به یک فرصت برای انقلاب نو پا میشود.
,
پس از تسخیر سفارت افشای اسناد آغاز میشود. امام خمینی از دانشجویان میخواهد که تمام اسناد بیکم و کاست افشا شوند، امّا در عمل چنین کاری از سوی دانشجویان پیرو خط امام صورت نمیگیرد. آنچه در افشای اسناد قطعی است نقش کلیدی موسوی خوئینیهاست که اسناد تا به تأیید وی نمیرسید افشا نمیشد و این اسناد کاملاً بهصورت جهتدار افشا شدند. همچنین بسیاری از اسناد از لانه خارج میشود تا اینکه برخی از اسناد سالها بعد در منزل شخصی یکی از افراد اصلی دانشجویان پیرو خط امام و نزدیکترین افراد با موسوی خوئینیها کشف شد (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد خبر ۱۸۷۱۲). یکی از ابهامات مربوط با تسخیر لانهی جاسوسی در ماجرای تأیید صلاحیت بنیصدر خودنمایی میکند؛ اسناد مربوط به بنیصدر از اوّلین اسنادی بود که کشف شد زیرا در گاوصندوق سفارت و یا بنا به نقلی بر اثر سهلانگاری کارمندان سفارت روی میز باقی مانده بود و کاملاً سالم به دست دانشجویان افتاد. اندکی بعد از این ماجرا موسوی خوئینیها بهعنوان نمایندهی امام در بررسی صلاحیت کاندیداها معرّفی میشود و بنیصدر نیز برای کاندیداتوری اوّلین دورهی ریاست جمهوری ثبت نام میکند و بدون هیچ واکنشی از موسوی خوئینیها تأیید صلاحیت می شود و پس از اتّفاقات مختلف به ریاست جمهوری انتخاب میشود و بهترین روابط را نیز با گروهک مجاهدین خلق برقرار میکند، امّا اندکی نمیگذرد که در زمان مطرح شدن عدم کفایت بنیصدر در مجلس ایشان به مخالفت با بنیصدر با استناد به اسناد لانهی جاسوسی میپردازد!!! و عنوان میکند: «که اینجانب پیش از شروع انتخابات ریاست جمهوری به بسیاری از دوستان، نظر خودم را دربارهی آقای بنیصدر گفتهام، بنده به بسیاری از دوستان روحانی گفتم که آقای بنیصدر خطری برای اسلام و انقلاب است و ایشان (بنیصدر) را ترویج نکنید!؟» (هفته نامه ایران، شماره ۵۴). امّا سؤال اینجاست که چرا بنیصدر همان زمان به استناد همان مدارکی که در دست خوئینیها وجود داشت، ردّ صلاحیت نشد و چرا این مطالب به این مهمّی به امام گفته نشد ولی به هاشمی رفسنجانی گفته شد!؟
, امّا اندکی نمیگذرد که در زمان مطرح شدن عدم کفایت بنیصدر در مجلس ایشان به مخالفت با بنیصدر با استناد به اسناد لانهی جاسوسی میپردازد!!! و عنوان میکند, امّا سؤال اینجاست,
موسوی خوئینیها و مجمع روحانیون مبارز و بزرگداشت حرکت مسلّحانهی منافقین در۳۰/۳/۱۳۶۰
در این میان اقدام تأمّل برانگیز مجمع روحانیون مبارز نیز نقش بسزایی در تداوم اغتشاشات و درگیریهای بعد از نماز جمعهی مقام معظّم رهبری داشت. طیّ این اقدام مجمع روحانیون روز سه شنبه (۲۶/۳/۸۸) درخواست راهپیمایی را برای روز شنبه ۳۰ خرداد (مصادف با سالروز آغاز حرکت تروریستی منافقین در سال ۱۳۶۰) از میدان انقلاب تا میدان آزادی، به فرمانداری تهران ارسال کرد. این در حالی بود که روز قبل از آن خبرگزاریها از برگزاری نماز جمعهی تهران به امامت حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای(مدّظلّه العالی) خبر داده بودند.
مردم ایران که در این ایّام سخت نگران وضعیت کشور بودند، همگی منتظر بودند تا رهنمودهای رهبری را به گوش جان بشنوند و در این میان خبر اقامهی نماز جمعه به امامت ایشان، پایانی بر این انتظار بود. در حالی که انتظار میرفت گروهها و جریانهای سیاسی نیز همسوی با ملّت به استقبال رهنمودهای حکیمانهی رهبر معظّم انقلاب بروند و تا برگزاری نماز جمعه و شنیدن سخنان ایشان از هرگونه اقدام نسنجیده دوری کنند؛ امّا مجمع روحانیون مبارز در اقدامی مشکوک و پر ابهام، پیشاپیش برای روز شنبه ـ فردای برگزاری نماز جمعه ـ درخواست راهپیمایی کرد.
پخش این خبر از شکلگیری سناریویی جدید خبر میداد و این بار بازیگر صحنه، گروهی بود که خود را وابسته به خطّ امام و نزدیکترین گروه به اندیشههای امام معرّفی مینمود. روز پنجشنبه مجمع روحانیون ضمن تأکید بر درخواست پیشین حتّی گسترش سطح آن، برای برگزاری راهپیمایی و تجمّع در شهرها و میادین سراسر کشور درخواست مجوّز کرد. این کار که به نظر کارشناسان سیاسی اقدامی فتنهانگیزانه و به قصد تحتالشعاع قراردادن سخنان رهبر معظّم انقلاب اسلامی در نماز جمعه تهران، ارزیابی میشد، در کارنامهی مجمع مدّعی خطّ امام و ولایت مطلقه فقیه، ثبت گردید.
,
,
,
دادستان کل؛ حفظ مهره ها
موسوی خوئینیها در سال ۱۳۶۴ به سمت دادستان کل انقلاب اسلامی منصوب شد. مسألهای چالشی که در این زمان مطرح است، پروندهی انفجار دفتر نخست وزیری است که تا آن زمان با گذشت چندین سال به خاطر اعمال فشارها همچنان به نتیجهی نهایی نرسیده بود. وی از همان آغاز کار اعلام کرد از نظر وی به دلیل اینکه به پرونده انفجار حزب جمهوری رسیدگی نشده است، رسیدگی به این پرونده صرفاً اهداف سیاسی دارد، امّا او پس از استماع نظرات مخالفین دیدگاهش، دستور رسیدگی به پرونده را صادر نمود. در همین راستا، خسرو تهرانی و حسن کامران (نماینده مجلس فعلی شهر اصفهان) دستگیر و بازجویی از آنها آغاز گردید. در این بین بود که تقی محمّدی از متّهمین پرونده که اطّلاعات خوبی را در اختیار بازجوی خود گذاشته بود، قبل از آنکه اقاریر خود را مکتوب کند، در اتاق محلّ بازداشت خود، خودکشی مینماید. خوئینیها پس از دریافت گزارش خودکشی تقی محمّدی مسؤولین پرونده را تحت فشار میگذارد که «وضعیت به این صورت زیاد قابل دوام نیست» (روزنامه اطلاعات). در ادامهی مسیر رسیدگی، نیاز به حضور سعید حجّاریان و بهزاد نبوی برای بازجویی به موسوی خوئینیها اعلام میگردد، امّا موسوی خوئینیها به شدّت موضعگیری میکند و دوباره ادّعای سیاسی بودن این ماجرا را مطرح میکند و بیان میکند: «شما قصد دارید سازمان مجاهدین انقلاب را محاکمه کنید»، همچنین میگوید: «اجازه نخواهم داد که بهزاد نبوی به اینجا بیاید، شما میخواهید همهی مسؤولین را دستگیر کنید، خودم از وی تحقیق میکنم». جالب آنکه علیرغم اصرار خوئینیها به تعجیل در کار چهار کیفرخواستی که به او تحویل میشود به دادگاه ارجاع نمیگردد. در این میان از سوی یکی از مطّلعین اطّلاعات جالبی ارائه میگردد که با در میان گذاشتن آن با متّهمین، موارد بسیار مهمّی کشف می گردد. این اقدام موجب عصبانیت خوئینیها میشود و میگوید: «دستور من این بود که تحقیق نکنید، به چه علّت تحقیق کردهاید؟» سپس گفتگو میان عوامل پرونده و او به جایی میرسد که او ادّعا میکند این اطّلاعات را همهی مسؤولین از اوّل میدانستند و شما بیهوده طولش میدهید، او در پاسخ اینکه شما هم از اوّل میدانستید جواب مثبت میدهد و پس از آنکه توضیح داده میشود این مطالب در جلسات مکرّر با مسؤولین قضایی همچون شهید ربّانی املشی، صانعی و …. و رئیس جمهور و رئیس مجلس و… بررسی شده و هیچیک چنین چیزهایی را نمیدانستهاند و اگر شما میدانستهاید چرا زودتر نگفتید که زودتر به نتیجه برسیم، خوئینیها حرف قبلی خود را پس میگیرد و میگوید: «من گفتم فرض کنیم مسؤولین میدانستهاند، به هر حال این تحقیقات شما فقط به درد تاریخنویسی میخورد! اینها چیزی نیست و ما بیهوده تعدادی را بازداشت نمودهایم! من از اوّل میدانستم که هیچ چیز نیست. منتها گفتم که شماها برسید و معلوم شود که چیزی نیست و آن وقت گریبان شماها را بگیرم و بگویم که همینها بودند که به مسؤولین تهمت میزدند.» او سپس دستور می دهد متّهمین کنار هم باشند که علیرغم توضیح در این خصوص که موارد اتّهامی اینها یکی است و هنوز تحقیقات تمام نشده و دادگاه نیز در پیش است و این امر میتواند باعث تبانی شده و در روند رسیدگی اخلال ایجاد کند؛ او تأکید میکند که این دستور همین امشب انجام گردد که این امر موجب اعلام استعفای مسؤولین پرونده میشود. در نتیجه این اقدامات با کنارهگیری مسؤولین وقت پرونده و به علّت سلب استقلال قضایی از آنها، پرونده ای که به دلیل کارشکنیهای موسوی خوئینیها مکرّر نزدیک به پنج سال طول کشیده بود، سرانجام متوقّف گردید. دادستان کل در تلاش برای احالهی پرونده به شعبهای دیگر وارد مذاکره با دیگر قضات میگردد و بحث به درازا کشیده میشود. در این میان موسوی خوئینیها خواستار آزادی متّهمین با قرار وثیقه و تأمین میگردد (مرکز اسناد انقلاب اسلامی ۱۳۶۰/۷/۲۵) که با توجّه به محرز بودن جرم، جز دربارهی دو تن از متّهمین محقّق نمیگردد. به همین جهت بحث بالا میگیرد. در این میان شصت و یک تن از وزرا، نمایندگان و مسؤولین طوماری به دفاع از متّهمین امضا مینمایند و به محضر حضرت امام ارسال مینمایند و همزمان شصت و دو نمایندهی مجلس نیز به قوّهی قضائیه تذکّر داده و خواستار پیگیری جدّی پروندهی نخست وزیری میشوند. این طومار و تذکّر مورد توجّه رسانهها قرار گرفت و متعاقب ارسال طومار به حضرت امام، ایشان آقای اردبیلی (رئیس وقت شورای عالی قضایی)، موسوی خوئینیها دادستان کلّ وقت و دادستان انقلاب وقت تهران را به حضور میطلبند. و از کم و کیف قضایا سؤال میکنند و آقای موسوی اردبیلی نیز توضیح پرونده و اعترافات را میدهند. در این میان خوئینیها بیان میکند: «نه آقا! من پرونده را دیدم و چیزی نبوده است. امّا آقای رئیسی مخالف نظر وی را عنوان میکند و بیان میدارد که پروندهای است و افراد اعتراف کردند حتّی متّهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است، امّا با اصرار موسوی خوئینیها امام دستور به بسته شدن پرونده یا مسکوت ماندن آن در آن برهه میدهند. سپس خوئینیها بهعنوان دادستان کل از آقای رئیسی میخواهد رسماً اعلام کند که پرونده مختومه شده است. امّا آقای رئیسی زیر بار نمیرود و خوئینیها نیز میگوید «تو اعلام نمیکنی من اعلام میکنم». فردای آن روز روزنامههای تهران اطّلاعیهای را به نقل از روابط عمومی دادستانی کلّ کشور، با همان مضمون مورد علاقهی خوئینیها درج نمودند و اینگونه این پرونده با مساعدت موسوی خوئینیها و دیگر همفکران نبوی و حجّاریان مختومه شد. میتوان گفت: موسوی خوئینیها فردی است که در انفجار ساختمان نخست وزیری نقش مهم و بزرگی داشته که نخواسته است هم دست وی مورد محاکمه قرار گیرد و متأسّفانه در حال حاضر هم رسیدگی نشده است.
, امّا موسوی خوئینیها به شدّت موضعگیری میکند و دوباره ادّعای سیاسی بودن این ماجرا را مطرح میکند و بیان میکند: «شما قصد دارید سازمان مجاهدین انقلاب را محاکمه کنید», در این میان از سوی یکی از مطّلعین اطّلاعات جالبی ارائه میگردد که با در میان گذاشتن آن با متّهمین، موارد بسیار مهمّی کشف می گردد. این اقدام موجب عصبانیت خوئینیها میشود و میگوید: «دستور من این بود که تحقیق نکنید، به چه علّت تحقیق کردهاید؟» سپس گفتگو میان عوامل پرونده و او به جایی میرسد که او ادّعا میکند این اطّلاعات را همهی مسؤولین از اوّل میدانستند و شما بیهوده طولش میدهید, میتوان گفت:,
مرکز تحقیقات استراتژیک؛ شکلگیری بنیاد تئوریک
, مرکز تحقیقات استراتژیک؛ شکلگیری بنیاد تئوریک,یکی دیگر از قطعات مهم که باید مورد بررسی قرار گیرد سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۲ است: در این سالها آقای موسوی خوئینیها از سوی هاشمی رفسنجانی عهدهدار ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری میشود. این سالها که طیف چپ عموماً از کارهای سیاسی کنار ماندهاند توسط موسوی خوئینیها در این مرکز جمع میشوند. دو مسأله در فعّالیتهای این مرکز قابل توجّه است:
, دو مسأله در فعّالیتهای این مرکز قابل توجّه است,۱ـ پرداختن به مباحث تئوریک ۲ـ تجمّع نیروهای سابق و ایجاد نیروهای جدید: در این راستا معاونت سیاسی توسط سعید حجّاریان معاونت اجتماعی توسط عباس عبدی و معاونت اندیشه توسط محسن کدیور راهاندازی میشود و افرادی مانند هاشم آقاجری، علیرضا علوی تبار، عماد افروغ ـ مجید محمّدی ـ مصطفی تاجزاده ـ بهزاد نبوی، سازگارا، امینزاده، آرمین و… در آن حاضر میشوند. مهمترین موضوعاتی که در این مرکز بر روی آن تأکید میشود پروژهی توسعهی سیاسی بود و نتیجهای که طیّ تحقیقات مختلف گرفته شده بود این بود که توسعهی سیاسی در ایران در مرحلهی اوّل نیازمند ایجاد برخی تغییرات در ساختار سیاسی کشور است و در مرحلهی بعد باید فرهنگ سیاسی ایران متناسب با فرهنگ یک جامعهی توسعه یافته تغییر کند که با مطالعهی روزنامههایی که افراد حاضر در مرکز مطالعات استراتژیک سردبیری یا مدیرمسؤولی آن را در سالهای بعد بر عهده میگیرند، به راحتی میتوان فهمید چه تغییراتی باید در ساختار سیاسی و فرهنگ سیاسی ایجاد شود. امّا در جهت کادرسازی نیز مرکز یاد شده بیش از پانصد نفر از نیروهای همسوی خود را با «بورس دولتی» به خارج اعزام کرد که به نیروهای مطبوعاتی و اجرایی دورهی اصلاحات تبدیل شدند. برنامههای این گروه تا زمان استعفای موسوی خوئینیها در مرکز ادامه داشت که با آمدن حسن روحانی برخی از برنامههای ساختارشکن از سوی وی تعطیل شد، امّا همچنان برخی از افراد همسو با گروه موسوی خوئینیها در مرکز باقی میمانند.
,
۱۸ تیر؛ مدیریت فرماندهی حضور پیاده نظام
بعد از حاکمیت جریان اصلاحات از اوّلین ثمرات این جریان انتشار روزنامههای متعدّد موسوم به روزنامه های زنجیرهای با ویژگیهای مشترکی نظیر ساختارشکنی سیاستبازی، عوامفریبی و تهییج مردم، تندروی، افراطیگری، ایجاد روحیهی ناامیدی، توهین به مقدّسات و ارکان نظام که با تعطیلی یکی از روزنامههایی که با نام دیگری با همان کادر منتشر میشد. از اینرو طرح اصلاح قانون مطبوعات در تیرماه ۱۳۷۸، در کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم، مطرح و در چهار بند به تصویب رسید.
که از جملهی موارد آن عبارت بودند از:
الف) ممنوعیت فعّالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه، اعضای گروهکهای تروریستی و ضدّ انقلاب، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و…
ب) منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه
ج) ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی که نشریات را برای چاپ مطلب یا مقالهای زیر فشار قرار داده یا آنها را وادار به سانسور نمایند.
د) لزوم التزام عملی مدیران مسؤول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. روزنامههای زنجیرهای که منافع خود را در مقابل این طرح در خطر دیده بودند شروع به جوسازی علیه این طرح کردند و این موضوع را به تیتر هر روز روزنامههای خود تبدیل کردند. روز ۱۵ تیر، یک روز پیش از تصویب قانون مطبوعات در مجلس، روزنامهی سلام با مدیر مسؤولی موسوی خوئینیها با توجّه به افشا شدن قتلهای زنجیرهای و شناختن کل ماجرای قتلها به اسم سعید امامی برای متأثّرکردن مجلس و جامعه، دست به انتشار یک سند جعلی وزارت اطلاعات زد. با این عنوان که سعید امامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است، امّا این عمل مانع تصویب قانون مطبوعات نشد و از سوی دیگر به تعطیلی روزنامهی سلام منجر شد. با توقیف سلام، یاران مطبوعاتی خوئینیها با تیترهایی نظیر: آیا محافظهکاران هزینهی به صحنه آوردن آقای موسوی خوئینیها را محاسبه کردهاند؟ و بازی دموکراسی بازی نیست، تعطیلی سلام را اقدامی غیرقانونی، مقابله با دولت و مخالفت با توسعهی سیاسی که هزینهی بسیاری برای نظام خواهد داشت، یاد کردند. موسوی خوئینی ها و یارانش در داخل دانشگاهها نیز پیاده نظام اصلاحطلبان، شروع به تحریک دانشجویان برای اعتراض کردند که مورد توجّهی غالب دانشجویان قرار نگرفت، امّا در جریان این اعتراضات سنگپرانی به نیروی انتظامی و گروگان گرفتن یکی از افراد نیروی انتظامی باعث تحریک و ورود نیروی انتظامی به داخل کوی شد و از سوی دیگر نیز حملهی مشکوک لباس شخصیها به خوابگاه دانشجویان، همچنین حضور برخی از مسؤولان دولت باعث تحریک دانشجویان شد، بر شدّت ماجرا افزود. روزنامههای زنجیرهای به رهبری موسوی خوئینیها نیز به پوشش این موضوع و بزرگنمایی آن با شگردهای مختلف مانند کشتهسازی و انتشار تصاویر جعلی، سعی در تحریک جامعه نمودند. این روزنامهها حتّی از ترس خاموششدن این فتنه، سخنرانی مقام معظّم رهبری و همچنین پیام ایشان را به شکل قابل تأمّلی سانسور نمودند. امّا سرانجام بعد از چند روز آشوب، دلجویی مقام معظّم رهبری از دانشجویان و همچنین پیام ایشان که با حضور مردم در صحنه همراه شد، این فتنه را نیز ناکام گذاشت.
,
, که از جملهی موارد آن عبارت بودند از:,
, الف),
, ب),
, ج),
, د), با توقیف سلام، یاران مطبوعاتی خوئینیها با تیترهایی نظیر,
انتخابات ۲۲ خرداد تمام سناریوهای پدر
اواخر دورهی اوّل ریاست جمهوری خاتمی بود که پروژهی عبور از خاتمی مطرح شد و عنوان شد خاتمی دیگر پاسخگوی مطالبات رادیکال جبههی اصلاحات نیست؛ زیرا در این برهه واکنشهای مقتدرانهی جناح رقیب، یأس و سرخوردگی را در جناح دوم خرداد حاکم نموده است. بنابراین ضروری است که از تز «آرامش فعّال» به «مقاومت مدنی» که هدف، کشاندن چالشهای سیاسی یا مقاومتهای افراطیون به شهرها و خیابانها توسط پتانسل باقیماندهی دانشجویی است، اجرا شود و از سوی دیگر نیز نهادهای حکومتی با خصلت دموکراتیک نظیر مجلس و دولت فتح شده ولی «قدرت» در نهادهای دیگر مجتمع شده است. بنابراین اقدامات دموکراتیک بیش از این جواب نمیدهد. شخصیت آلترناتیو خاتمی که بتواند این پروژه را عملی کند کسی نبود جز نخست وزیر دوران امام، یعنی میرحسین موسوی که قرار بود بهعنوان شاخص اصلاحات مطرح شود و رهبری و شیخوخیت اصلاحات نیز به موسوی خوئینیها میرسید. در حالی که هر دو نفر این شؤون تا آن روز در اختیار خاتمی بود و قرار بر این بود که در انتخابات بعدی ریاست جمهوری میرحسین موسوی کاندیدای ریاست جمهوری شود تا عملاً نیز به شخصیت و شاخص اصلاحات تبدیل شود. امّا در شرایط آن زمان این طرح بهطور کامل اجماع نیافت و خاتمی برای دورهی دوم به ریاست جمهوری انتخاب شد. شاید کسی در دوران انتخاب وقتی شعار عبور از خاتمی داده میشد این شعار را جدّی نمیگرفت و یا اگر جدّی میگرفت اصلاً به ذهن او خطور نمیکرد که گزینههای «آلترناتیو» خاتمی کیستند. با گذشت هشت سال از این موضوع این طرح به سوی عملیاتی شدن پیش رفت و پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری موسوی خوئینیها با تکیه بر دبیرکلّی مجمع روحانیون مبارز دیگر بهطور کامل پدر معنوی اصلاحات بود و اصلاحطلبان که چهار سال از قدرت به دور بودند با همراهی افرادی که وجه مشخّصهی آنها از دست رفتن قدرت و نارضایتی از آقای احمدی نژاد بود این بار تحت لوای حذف آقای دکتر احمدی نژاد به دنبال اجرایی کردن هر چه بیشتر اهدافی بود که در مرکز تحقیقات استراتژیک بدان رسیده بودند و اهدافی که در طرح عبور از خاتمی در نظر داشتند «آلترناتیوی» که برای خاتمی در نظر گرفته بودند را وارد میدان بازی کردند و حداکثر استفاده را از فضای انتخابات نمودند و با مطرح نمودن انواع اتّهامات و اجرای عملیات روانی تمام تلاش خود را برای پیروزی کاندیدای خود نمودند. امّا وقتی در اندک روزهای مانده به انتخابات از عدم کامیابی خود مطمئن شدند، سناریوی تقلّب را در جهت عملی نمودن اهداف خود آغاز نمودند. برای درک بهتر نقش موسوی خوئینیها در حوادث پس از انتخابات کافی است به بررسی عملکرد مجمع روحانیون مبارز که موسوی خوئینیها در آن حوادث نقش محوری دارد و همچنین عملکرد یاران و همکاران خوئینیها مورد بررسی قرار گیرد.
, ,
,
, موسوی خوئینی ها در حلقه سران فتنه ۸۸
,
دو روز پیش از انجام انتخابات موسوی خوئینیها با هماهنگی کامل با رهبر فتنهگران (هاشمی رفسنجانی) در اطّلاعیهای از شائبهی تقلّب در انتخابات گفت تا سناریویی طرّاحی شده برای بعد از انتخابات در صورت عدم پیروزی کاندیدای اصلاحات رسماً کلید بخورد و در همین راستا نیز مجمع روحانیون مبارز، روز پس از انتخابات از انتخابات مهندسی شده سخن میگوید و خواستار ابطال انتخابات میشوند. در ادامه نیز این مجمع نقش اساسی خود را در پروژهی تشدید ناآرامیها اجرا میکند. در حالی که پنج روز پیش از اقامهی نماز جمعهی مقام معظّم رهبری در این مورد اطّلاع رسانی شده بود و مردم و بسیاری از گروههای سیاسی از فصلالخطاب بودن سخنان رهبری سخن میگفتند؛ مجمع روحانیون مبارز در روز ۲۷ خرداد برای روز شنبه (فردای برگزاری نماز جمعه) درخواست راهپیمایی کرد، انتظار میرفت بعدازظهر جمعه خبر لغو تجمّع غیرقانونی مجمع روحانیون مبارز در صدر اخبار قرار گیرد، امّا سکوت مجمع نشان از خواست آنها مبنی بر ادامهی اغتشاشات حکایت داشت و تنها چند ساعت پیش از آغاز اغتشاشات مجمع با صدور بیانیه اعلام کرد به خاطر صادر نشدن مجوّز از برگزاری این تجمّع صرفنظر کردهاند! امّا قطعاً این بیانیه در آن ساعات تأثیر قابل ملاحظهای نخواهد داشت. آنچنان که منابع رسمی گزارش دادند در آن روز، علاوه بر خسارتهای میلیاردی به اماکن خصوصی و عمومی و به آتش کشیده شدن مسجد لولاگر در نزدیکی خیابان آزادی، عدّهای از شهروندان توسط عناصر مسلّح منافقین و اشرار به ضرب گلوله کشته و صد نفر نیز زخمی شدند. این در حالی بود که جانشین نیروی انتظامی اعلام کرد این نیرو به هیچ وجه از سلاح گرم استفاده نکرده است. سناریوی قتل مشکوک «ندا آقاسلطان» که به سوژهای تبلیغاتی علیه نظام اسلامی مبدّل گردید نیز در این روز صورت گرفت. بررسی عملکرد یاران و همکاران موسوی خوئینیها خود نیازمند نگارش مطلب دیگریست و در اینجا تنها نام افرادی که از ابتدا همراه وی بودند را در ذهن خود مرور کنیم. نامهایی مانند: بهزاد نبوی، سعید حجّاریان، تاجزاده، امینزاده، عباس عبدی، آرمین، سازگارا، علوی تبار، میردامادی، محسن کدیور که هر یک شخصیت مؤثّری در نزد افکار ضدّ انقلاب هستند. شاید با دقّت در این روابط بتوان نحوهی اتّصال و هماهنگی طیف داخل کشور با برخی از طیفهای خارج کشور را نیز بهتر درک کرد.
آری این گوشه ای از اقدامات مرد خاکستری اصلاحات و یارانش بود. آنهایی که همچنان در فکر براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.
, آنهایی که همچنان در فکر براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.,
____________________________________
,امیر قنبری (نویسنده و کارشناس سیاسی)
, امیر قنبری (نویسنده و کارشناس سیاسی)]
ارسال دیدگاه