گفتوگوی آناج با کارشناس روابط بینالملل؛
آمریکا و اسرائیل مطالبات قومی را سیاسی میکنند تا جهان اسلام را تکهپاره کنند/ تُرکها دیگر رویای براندازی نظام سوریه را در سر نمیپرورانند/ کردستان عراق مستقل شود، دود آن به چشم ترکیه میرود
حاجیزاده گفت: آمریکاییها از تروریسم به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده کردند و در کنار آن با ایجاد تشنج در بین قومیتها درصدد تکه تکه کردن جهان اسلام برآمدند اما بالاخره ترکیه متوجه این موضوع شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، در راستای آگاهی از پیامدهای مذاکرات آستانه و تحلیل نقش ترکیه در بحران سوریه گفتوگویی با آصف حاجیزاده، کارشناس مسایل بینالملل داشتیم که در آن خوب و بد تغییر قانون اساسی ترکیه و علت عدم حضور آمریکاییها در مذاکرات مورد بحثوبررسی قرار گرفت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,مشروح گفتوگوی آناج با استاد دانشگاه تبریز را در ادامه میخوانید:
,اردوغان میخواهد دولتی منسجم داشته باشد/ با تغییر قانون اساسی جمهوریخواهان تنها میمانند و با احزاب برتر همراه میشوند
,آناج: تغییر قانون اساسی را چگونه ارزیابی میکنید و آیا ملیگراها حذف خواهند شد؟
,اگر به کمی زمان قبلتر از حزب توسعه عدالت نگاه کنیم، حزب جمهوریخواه، سالهای سال در ترکیه بوده است و دورانی که حاکم بوده از خودش کارنامه مطلوبی منعکس نکرده است. در کنار آن، خفقان و سرکوب جامعه مدنی، سرکوب مخالفان و در مقاطع مختلف همراهی کردن کودتا و غیره... پروندههایی هستند که به قول خودشان «آنا مخالفت» یا به اصطلاح حزب مخالف برتر در ترکیه از خودش کارنامه جوشن و روشنی ندارد که بخواهیم بگوییم مردم به آنها اعتماد خواهند کرد. یک خواستگاه اجتماعی از طبقه متوسط دارد که تقریبا سکولار جامعه ترکیه است. یک مقدار چپیهایی که در ترکیه هستند از او حمایت کردهاند. بعد از آن دومین حزب مخالفی که در ترکیه وجود دارد به نام م.ح. پ، که از لحاظ ایدولوژیکی اسلامگرا است گر چه یک مقدار ملیگرایی هم دارد ولی اسلامگرایی در آن غالب است که در رابطه با قانون اساسی مسیرش را از ج.پ جدا کرده است.
,یعنی مطمئنا با آن در یک ائتلاف نخواهد بود. ولی آ. ک. پ به عنوان یک اسلامگرا که محورش هم توسعه است و در این زمینه هم تا حدودی موفق عمل کرده است، توانسته است قشرهای مختلف جامعه ترکیه، خصوصا در حاشیهها و داخل تولید کنندگان داخلی و در داخل اسلامگراها برای خودش یک یک پایگاه قوی به دست آورد که این پایگاه قوی را در ده ـ پانزده سال نشان داده است. ما شاهد هستیم که بالای 50 درصد همیشه از این حمایت کردهاند. وقتی بحث قانون اساسی را مطرح میکند؛ هدف از این مطرح کردن قانون اساسی، مثل سایر کشورهایی که در خاورمیانه هستند، به این پی بردهاند که به جای تکثر، وقتی در جامعه کثرت وجود دارد، این کثرت پیوسته خودش را بازتولید میکند و مدام میخواهد که این کثرت به تفرقه و رودررویی تبدیل شود، به یک حالت دو یا چندگانگی که حاوی رودررویی است تبدیل شود و این را از بین ببرد و جامعه را متلاشی کند.
,اینها برای اینکه این حالت را کنترل کنند روی آوردهاند به اتخابات سیستم ریاستی و میخواهند ساختار پارلمان را تبدیل کنند به ساختار ریاستی. منظور از تبدیل کردن به ساختار ریاستی این است که حکومت یا دولت را یک مقدار منسجمتر کنند و در این انسجام بخشی به نظر میرسد که حزب جمهوریخواه تنها خواهد ماند و اعلام کرده است که ما از حزب اعتدال و توسعه حمایت خواهیم کرد تا این قانون اساسی به ساختار ریاستی تغییر یابد. من فکر میکنم که اینها نتیجه خواهند گرفت.
,

, رئیس جمهور ترکیه میخواهد تمدنسازی کند/ اردوغان دیگر برای ورود به اتحادیه اروپا التماس نمیکند
,آناج: اردوغان دقیقا چه اهدافی را دنبال میکند؟
,بهتر است که ما اینجا شخص اردوغان را نبینیم. ما الزامات و اقتضائات سیستم ترکیه را ببینیم. سیستم ترکیه میخواهد خودش را متمرکز کند و مهمتر از آن اینکه اینها از جمهوری اسلامی الگو گرفتهاند و درک کردهاند که اگر در حوزه تمدنسازی کار نکنند، نخواهند توانست وارد فرآیند تغییر شوند و در فرایند توسعه موفق شوند و همین طور نخواهند توانست در عرصههای منطقه جهانی ایفای نقش کنند.
,زمانی بود که ترکیه عاجزانه در مقابل غرب مخصوصا اروپا التماس میکرد که ما را در اتحادیه اروپا عضو کنید و از لحاظ اقتصادی هم واقعا نیاز داشت. ولی الان خودش از لحاظ اقتصاد درونی و بیرونی به یک موقعیتی رسانده که میتواند در مقابل اروپا از مواضع مستقل برخوردار باشد و اهداف و منافع خود را جلو ببرد و خودش را به عنوان یک بازیگر منطقه معرفی کند. یعنی امروزه ترکیه آنقدر محتاج نیست که بیاید در غرب و خصوصا در اتحادیه اروپا استحاله شود.
,آناج: با این اوصاف آینده این تغییر قانون را در داخل ترکیه خوب میبینید و فکر میکنید از لحاظ قدرت سیاسی برایشان خوب خواهد شد؟
,بله. ما تحلیل خود را از منظر حکومت داری و دولت ترکیه باید تنظیم کنیم و از آن منظر بنگریم این تغییر در راستای منافع و مصالح مردم و دولت ترکیه است.
,اردوغان نمیتواند احزاب مخالف را از سپهر سیاسی ترکیه حذف کند
,آناج: طبق قانون جدید در مواقع خاص اردوغان میتواند پارلمان را منحل کند، آیا وقتی با نظام کشورهای دیگر مقایسه میکنیم این برای یک ریاست جمهوری خوب است؟
,البته این اتفاق افتاده است. یک دوره در بحث نخست وزیری که آقای داوود اوغلو نخست وزیر بود و پارلمان تشکیل یافت. آ. ک. پ نتوانست اکثریت رای را برای تشکیل دولت به دست بیاورد. بعد از آن رئیس جمهور از اختیاراتش استفاده و پارلمان را منحل کرد و به اتنخابات مجدد رفتند. یعنی این اختیارات وجود داشت اینطور نبود که بعدها ایجاد شده باشد. در انتخبات مجدد مردم به اینها آن رایی را که لازم داشتند دادند و اینها توانستند بیایند و در پارلمان دولت را تشکیل دهند و بتوانند حکومت را به دست گرفته و اداره کنند.
,به نظر من ما باید نگاه کنیم ببینیم بعضی تحلیلها بیشتر در کدام موضع و از چه موقعیتی مطرح میشود. منشا و مبدأ آن تحلیلها خیلی مهم است. باید دید که آیا این یک تحلیل درونزا است؟ آیا اگر اختیارات ریاست جمهوری به این شکل باشد وضعیت ترکیه را به سوی یک وضعیت استبدادی خواهد برد یا این تحلیل غرب و خصوصا اروپا است که میخواهد که هر موقع که توانست از طریق حامیانش از درون به حکومت فشار بیاورد و خواستهها و مطالبات خود را در درون مردم تحمیل کند؟ به نظر من اگر یک مقدار از این منظر نگاه کنیم شاید زاویهها فرق کند.
,من فکر نمیکنم اردوغان یا هر کس؛ در ج.پ که در ترکیه «آنا مخالفت» است را از عرصه سیاست حذف کند چون آن قدرت و توان را ندارد که بتواند این اقتدار را تماما در دست بگیرد و نخواهد توانست. چه سیستم پارلمانی باشد چه ریساست جمهوری باشد. اینها یک سری فشارهایی از طرف غرب است. یک مخالفتی که همیشه میتواند بر حکومت و اقتدار فشار بیاورد و در یک حالت دوگانگی نگه دارد و از این ظرفیتهای دوگانگی در راستای منافع و مصالح خودش استفاده کند. این فقط مختص ترکیه نیست. اگر خوب نگاه کنید متوجه میشوید که در مورد ایران هم این تحلیلها را دارند، در مورد عراق و مصر و روسیه هم این تحلیل را دارند. بنابراین ما باید به آن منظرها حساسیت بیشتری داشته باشیم.
,ترکیه بیشتر در راستای منافع جمهوری اسلامی ایران حرکت کرده است
,بحث بعدی این است که ما باید از نقطه نظر ایران و مهمتر از آن از نقطه نظر اسلام بنگریم که آیا وضعیتی که در ترکیه حاکم است به نفع جهان اسلام هست یا نیست؟ این خیلی مهم است. و اینکه موقعیت ایران در اینجا چگونه است؟ یعنی آ. ک. پ که در این مدت در حکومت ترکیه بوده، آیا ایران را همراهی کرده یا پیوسته با ایران در تقابل بوده؟ یا اگر نسبی در نظر بگیریم آیا بیشتر در راستای منافع جمهوری اسلامی ایران بیشتر حرکت کرده یا در مقابل آن مقاوت یا مخالفت یا تقابل کرده است؟ ما اگر اینها را ارزیابی کنیم به نظر من چنین میرسد که آ. ک. پ به عنوان یک حزب اسلامگرا عملکردش بیشتر در راستای منافع جمهوری اسلامی بوده است تا تقابل با آن.
,تُرکها فهمیدند که آمریکا و غربیها قابل اتکا نیستند/ آمریکاییها از تروریسم به عنوان اهرم فشار استفاده میکنند
,آناج: آیا سیاست ترکیه در قبال بشار اسد بعد از کودتا تغییر یافت؟
,در مهمترین نقطهای که موضوع اردوغان با جمهوری اسلامی ایران به تضاد برخورده بود، بحث سوریه بود. در بحث سوریه ما باید سیاستهای اردوغان یا آ. ک. پ را به دو مرحله تقسیم کنیم. یکی قبل از کودتا و دیگری بعد از کودتا. قبل از کودتا اتکای اردوغان به آمریکا خیلی بیشتر بود، گرچه از اتحادیه کشورهای اروپا و غرب کمی فاصله باز کرده بود ولی اتکایش به آمریکا قبل از کودتا خیلی بیشتر بود و اینکه اصلا ترکیه وارد سوریه شد و به آنجا نیرو وارد کرد و با اسد شدیدا مخالفت کرد و حتی شعار قبل از کودتای آنها این بود که اسد باید از آنجا برود.
,

, آن زمان که ترکیه بیشتر از قبل به مسئله سوریه مشغول شد و بیشتر تاکید و حضور داشت ولی دید که آمریکا و غرب از او حمایت نکرد. در واقع ترکیه در سوریه، در مخالفت با حکومتی که آنجا حاکم بود؛ در مخالفت با جبهه مقاومتی که آنجا بود و ایران و روسیهای که آنجا از جبهه مقاومت پشتیبانی میکردند تنها ماند، وقتی دید غرب از او حمایت نمیکند متوجه این قضیه شد. در کودتا هم آ. ک. پ کاملا متوجه شد که غرب یک نقطه قابل اتکا نیست و خصوصا مخالفت آنها با جهان اسلامی که مبتنی بر یک سری اصول و حرکتهای حق طلبانه است مخالفت دارند. به اضافه اینکه دغدغه غرب مبارزه با تروریسم نیست. در غرب به این فکر میکنند که چگونه از عناصر تروریزم در موازنه قوا به نوعی به نفع خود استفاده کنند تا اینکه بیایند به تقابل با تروریسم و داعش و النصره و غیره فکر کنند. اصلا دغدغه آنها تقابل با تروریسم نیست. بلکه مسئله اینها این است که چگونه از گروههای تروریسم به عنوان اهرم فشار در مقابل حکومتها استفاده کنیم و امتیاز بگیریم و منافعمان را در آن رابطه تضمین کنیم.
,آمریکا و اسرائیل مطالبات قومی را سیاسی میکنند تا جهان اسلام را تکهپاره کنند
,آناج: آیا آمریکاییها به خاطر عدم حضور کُردهای مسلح سوریه در مذاکرات، در این نشست حضور پیدا نکردند؟ سیاست دولت ترامپ را در این باره چگونه ارزیابی میکنید؟
,به نظر من در خاورمیانه سیاست آمریکا در قبال اسرائیل هیچگونه فرق نخواهد کرد و همچنان حامی اسرائیل خواهد بود و استراتژی اسرائیل هم در خاورمیانه این است که جهان اسلام را تکه پاره کند و به دولتهای کوچکتر تبدیل کند. خواه ترکیه باشد خواه ایران، خواه عراق باشد خواه مصر و عربستان باشد. این استراتژی کلی اسرائیل است. در جلو بردن این استراتژی اولین تکه دومینو کریدور کردستان بزرگ است که روی آن خیلی سرمایهگذاری میکنند. چرا که خیلی قبلتر از این، اسرائیلی ها با کردها ارتباط خاص داشتند و سعی کردهاند که این ارتباط را مدیریت و حفظ کند و برعلیه چندین حکومت که میتوانست به اسلام گرایش داتشته باشد استفاده کند مثل عراق و ترکیه و ایران که طبیعتا از اول با جمهوری اسلامی روی این مسئله تقابل دارد. بعد از آن هم دارد روی سایر گروههای ناسیونالیستی کار میکند. یعنی این نیست که کار نکند. سعی میکند که حتی مطالبات و حقوق هویتی و قومی را تبدیل کند به موضوعات و پروژههای سیاسی که میتواند تقابل و کثرت ایجاد کند. کثرتی که میتواند تفرقه بیاندازد.
,ترکیه متحول نشده اما سیاستهای خود را تغییر داده است/ تُرکها دیگر رویای براندازی نظام سوریه را در سر نمیپرورانند
,در این رابطه ترکیه از قدیمالایام با این مسئله درگیر است و میداند یکپارچه شدن کردها در سوریه و عراق، در ترکیه هم باعث تجزیه شدن یک بخشی مهمی از ترکیه خواهد شد. بنابراین از اول با آن مخالف است. من فکر میکنم آمریکا در این رابطه در کنار اسرائیل خواهد بود و آمریکا سعی خواهد کرد از گروههای تروریستی و قومی که میخواهند با وضعیت کثرت گرایانه خود را مستقل و خودمختار کنند حمایت کند. مطمئنا پشتیبان این موضع و موقعیت اسرائیل خواهد بود. من فکر نمیکنم ترکیه مثل سابق به آمریکا اعتماد داشته باشد. بعد از کودتا بیشتر از قبل به ایران نزدیک شده و متوجه شده که غرب و آمریکا قابل اتکا نیستند و اینها پیوسته برعلیه جهان اسلام هستند. هم به روسیه نزدیکتر شده و هم به ایران نزدیکتر شده و عملکرد و تاکتیکهایش در سوریه خیلی فرق کرده است. نمیگویم کاملا متحول و متغییر شده؛ ولی خیلی فرق کرده است. ولی در آنجا در اپوزیسیون، خصوصا از ارتش و آزاد و غیره که میخواست حمایت کند، همچنان دغدغه این را دارد که آنها را بیپشتیبان نگذارد. منتها تلاشش بر این است که دولت سوریه که میخواست براندازی شود از این عدول کرده و میخواهد بین دولت سوریه و مخالفت یک نزدیکی ایجاد کند و این دو را بگذارد در مقابل گروههای تروریستی و در این زمینه تلاشش را میکند.
,اگر ما بخواهیم باز هم ارزیابی کنیم و نسبت بگیریم، باز هم نسبت سنجیمان باید از این منظر باشد که ترکیه و یا گروههایی که در منطقه بودند حتی خود روسیه چقدر میتواند به وحدت جهان اسلام کمک کند و ما باید ببینیم آنترناتیوهایی که در داخل ترکیه وجود دارند، نسبت به آ. ک. پ با جهان اسلام چه نسبتی دارند. باید اینها را هم در نظر بگیریم. به نظر من چنین میرسد که آ. ک. پ بیشتر از تمام گروههای آنترناتیو میتواند به وحدت جهان اسلام کمک کند.
,آنهایی که دغدغهی حل بحران سوریه را دارند به پشت پرده سنگاندازی آمریکاییها پی بردهاند/ اجلاس آستانه نتایج خوبی درپی داشت
,آناج: در ابتدا دهها کشور در مذاکرات صلح سوریه حاضر میشدند اما اکنون مذاکرات محدود به چند کشور شده است، آیا تصمیمگیر نهایی روسیه، ترکیه و ایران است؟
,اولا اینکه اینجا کشورهای خاورمیانه به آمریکا و غرب اعتماد میکردند؛ یک عامل این بود که اینها با هم منسجم شده بودند. دوم اینکه نقش ترکیه در مدیریت کردن اینها قبل از کودتا خیلی خیلی مهم بود. عمدهترین فشار دیپلماسی بر روی این بود که کشورهای سنی یا کشورهای غیر جبهه مقاومت را به یک ائتلاف دعوت و وارد کند و با غرب هماهنگ شوند که این جبهه مقاومت را آنجا بشکنند. ولی بعد ازکودتا هم ترکیه متوجه شد و هم جنگ فرسایشی که در سوریه به وجود آمد و غرب از گروههای تروریستی به عنوان اهرمهای فشار استفاده کرد، تقریبا کشورهای منطقه متوجه شدند که اینها نمیخواهند موضوع حل شود. اینها با تروریسم مشکلی ندارند؛ دغدغه مردم سوریه را ندارند. اینها برای خودشان یک سری اهداف دارند که به دنبال آنها هستند و نمیخواهند اینجا هزینه کنند و وقت بگذارند و به این موضوع فکر کنند. ولی رژیمی مثل اسرائیل هم میخواست که اینجا با از هم پاشی سوریه و عراق به تدریج این را تسری دهد به سایر مملکتها که مملکتهای هدف اسرائیل میباشند. ولی خوشبختانه دیدگاه وسیع و استراتژیک جمهوری اسلامی در این رابطه و حمایت روسیه از این دیدگاه ایران و پشتیبانیاش تا این لحظه، در نهایت این مسئله را نشان میداد که این موضوعات اینگونه نیست که هر کس هر لحظه که خواست متواند یک حکومت را فوری پایین بیاورد و گروههای تروریستی را بیاورد و در منطقه حاکم کند.
,

, یعنی روی این اصولها و چهارچوبها، حقوق افراد وجود دارد که خیلی مهم و ارزشمند است و افراد از این حقوق عدول نخواهند کرد و جمهوری اسلامی هم بر اساس آن دیدگاه حقمدارانه خود، سعی خواهد کرد که در جهان اسلام پشتیبان حق و مقمداری باشد. نتیجه این عملکرد، پیروزی جبهه مقاومت است. اخیرا در قزاقستان اجلاسی برپا شد و ایران و روسیه و ترکیه و سوریه تصمیمات اساسی گرفتند، این یعنی آنها میتوانند به یک راهحل منطقی و معقول و مشترک برسند و فکر میکنم به نتایج خوبی هم دست پیدا خواهند کرد.
,آمریکاییها دچار تناقضهای استراتژیک شدند و آبروی خود را بردند
,آناج: آیا آمریکا پای خود را از سوریه بیرون خواهد کشید؟
,قبل از این همانطور که میدانید سیاستهای اوباما استفاده کردن از آن اهرمهای فشار بود که نتایجش خیلی بد شد و اصلا اعتبار آمریکا را در منطقه به هیچ تبدیل کرد. یعنی در منطق استراتژیک نظامی و سیاسی آمریکا تناقض وجود داشت. از یک طرف میگفت من میخواهم جلوی خشونت را بگیرم، میخواهم دموکراسی حاکم باشد، میخواهم مردم بر سرنوشت خودش حاکم باشد، از یک طرف هم فضا را باز کرده بود برای گروهی مثل داعش که میتوانست کلی مرگ و جنایت بار بیاورد و حقوق مردم را نقض کند. بین اینها یک تناقض وجود داشت. رئیس جمهور جدید در واقع میخواست به افکار عمومی آمریکا جواب بدهد که همه متوجه این تناقض بودند. این را به زبان آورد که ما در اینجا در تناقض به سر میبریم. ما باید در کنار حکومت سوریه، در کنار ایران و روسیه بودیم و با تروریسم جنگ میکردیم نه اینکه در مقابل اینها میایستادیم و با آنها تقابل میکردیم. به نظر من این سکوت ناشی از همان تناقضهای استراتژیک آمریکا است که باعث شده که در این مسئله بیش از این خودش را مفتضح نکند و آبروی خودش را نبرد.
,ترامپ سیاستهای آمریکا را در خاورمیانه تغییر میدهد
,آناج: یعنی میگویید ترامپ نقش آمریکا را در سوریه کمرنگتر خواهد کرد؟
,من فکر میکنم ترامپ میخواهد آمریکا را از آن منجلاب و تناقضی که وارد آن شده بیرون بکشد. یعنی سکوت یک قدم حرکت است برای بیرون کشیدن از آن منجلاب. البته معلوم نیست که بعدها این سیاست عوض شود یا نه.
,اینطور به نظر میرسد که تضاد اساسی آمریکا در خاورمیانه نیست. در شرق دور و در شمال آسیا و روسیه و چین است. این در رفتار و گفتار اوباما دیده میشود. و افکار عمومی آمریکا و تصمیم سازان سیاسی آمریکایی متوجه شدهاند که امریکا در فضای خاورمیانه خودش را خیلی درگیر کرده و این درگیری برایش فقط هزینه و بیآبرویی کسب کرده است. چیزی دیگری برایش به همراه نیاورده است. ترامپ در خاورمیانه سعی خواهد کرد که یک مقدار سیاستهایش را تعدیل کند. البته بستگی دارد به فشارها و لابیها و گروههایی که هست. عملکرد خود اسرائیل در خاورمیانه و کشورهایی که در حوزه خلیج فارس بودند، مجموع این بازیگران چگونه عمل کنند و به چه شکلی جلو بروند. ولی من اینطور فکر میکنم که گفتگوهای ترامپ نشان میدهد که قصد دارد سیاستهایش را در مورد خاورمیانه تغییر دهد.
,ایران و ترکیه با تجزیهی سوریه و استقلال کُردها مخالف هستند
,آناج: آینده کردهای سوریه چگونه خواهد بود؟
,ایران و ترکیه و تا حدودی خود غرب تجزیه را مقوله خوبی نمیبینند. از روز اول هم جمهوری اسلامی نه فقط در رابطه با بحث سوریه و بحث عراق؛ حتی اگر خوب نگاه کنید در رابطه با قضیه کریمه، در رابطه با مثلا گرجستان یا هر نقطه دنیا موضع جمهوری اسلامی این است که به آن جغرافیای سیاسی که حکومتها را تشکیل میدهد احترام گذاشته شود و حفظ شود. چون اگر ما این قاعده را به هم بزنیم که هر کس هر وقت که دلش خواست، از هر جا که دلش خواست میتواند کشورها را تکه پاره کند، این اگر تبدیل به بدعت شود دیگر نمیتوان جلوی دنیا را گرفت. دنیا به یک وضعیت آشفته دچار میشود. برای همین جمهوری اسلامی و همین طور ترکیه در این زمینه پافشاری محکم دارند و گرچه اروپا و اسرائیل و آمریکا پیوسته در مسئله کردها، به جای اینکه سعی کنند از حقوق کردها دفاع کنند و اینها را در موقعیتهای سیاسی مشارکت جویانه قرار دهند، تمام تلاششان این بوده که از کردها به عنوان اهرم فشار در راستای خواستههای خودشان به صورت ابزاری استفاده کنند. هم ایران متوجه این قضیه هست هم سوریه و هم ترکیه. به نظر میرسد که هم ترکیه و هم ایران و هم سوریه و حتی روسیه تلاش خواهند کرد که گروههای سیاسی که در سوریه هستند و به تجزیه فکر نمیکنند و میخواهند که در اقتدار مشارکت داشته باشند، به نوعی بین آنها آشتی و وحدت ملی ایجاد کنند. مگر آن تیپ گروههایی که به تجزیه فکر میکنند. مطمئنا اگر چنین مقولههایی وجود داشته باشد که ترکیه در قبال کردها بیشتر از همه حساسیت نشان خواهد داد و حتی ورودش به سوریه را هم در این راستا توجیه کرده است. اگر این تهدید برطرف شود، من فکر میکنم که سریعا میتوان بر ترکیه فشار آورده و از آنجا خارج کرد و ایران و سوریه هم حتما این کار را خواهند کرد و خواهند خواست که ترکیه سریعا از سوریه خارج شود.
,

, کردستان عراق مستقل شود، دود آن به چشم ترکیه میرود/ تُرکها با تهدید میخواهند نقش سنیها را در حکومت عراق افزایش دهند
,آناج: ترکیه اخیرا مباحثی پیرامون استقلال کردستان عراق مطرح کرد، آیا این یک تهدید سیاسی بود و یا اینکه تُرکها در عمل نیز خواستار تجزیه هستند؟
,من فکر نمیکنم. یعنی این را نشان نداده است. در سیاستهای رسمی ترکیه نمیتوانم این را ببینم که بخواهد که کردستان عراق یک حکومت مستقل شود. هر قدر که رابطه اینها با بارزانی خوب باشد بعید میدانم که اینها بخواهند کردستان عراق یک حکومت مستقل یا خود مختار باشد. برای اینکه اولین آثار و تبعات این امر بر روی ترکیه خواهد بود. مطمئنا این مستقیما اثر خواهد گذاشت بر روی کردستان ترکیه که آنها هم بخواهند در این زمینه فکر کنند و انسجام پیدا کنند و حرکت کنند و عمل کنند و این یک حرکت شدید خواهد بود. من فکر میکنم در مسئله کردستان ترکیه یک بازی راه انداخته که در این بازی میخواهد مشارکت و سهم سنیهای عراق را در اقتدار افزایش دهد برای همین این تلاشها و بحثها را مطرح میکند و در نهایت من کاملا بعید میبینم که ترکیه بخواهد که چیزی به نام کردستان عراق تشکیل پیدا کند و مستقل و خودمختار شود چون اولین دود در چشم آنها خواهد رفت و این موضوع برای آنها یک تهدید امنیتی خواهد بود که در خاورمیانه تبدیل به یک دغدغه پرچالش و اساسی خواهد شد. فقط دغدغه ترکیه در عراق این است که مشارکت کردها در اقتدار بیشتر باشد. منتهی ترکیه هم باید این را بفهمد و به این قانع باشد که در آنجا هم بر حسب ترکیب جمعیتی و هم بر حسب توان گروههای سیاسی هر کس باید در محدوده و چهارچوب خودش خواستهها و مطالبات و سهم خودش را بخواهد و نباید بیش از حقوق خودش نباید زیاده خواهی کند و این زیاده خواهی باز منجر به تنشها و تقابل و کثرت در کشور عراق بشود.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه