روایتی از زندگینامه شهدای زن انقلاب؛
شهید بتول چراغچی را بیشتر بشناسید
شهید بتول چراغچی نیز از جمله شهیدانی بود که در قیام خونین نهم دی ماه 57 شهر مشهد حضور داشت و به دست مزدوران رژیم پهلوی به شهادت رسید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گوهرشادنیوز،خورشید نهم دی ماه 57 در حالی غروب کرد که عدهای از مردم انقلابی شهر مشهد به آسمان عروج کردند و طلوع انقلاب را ندیدند و این شنبه و یک شنبه خونین با شهادت هزاران نفر به پیروزی در 22 بهمن 57 انجامید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گوهرشادنیوز،, گوهرشادنیوز،, , ،,شهید بتول چراغچی نیز از جمله شهیدانی بود که در این قیام خونین حضور داشت و در چهل و دومین روز از شهادتش پیروزی انقلاب را ندید.
,این بانوی بسیار متواضع مادر شهید محمد روشن روان و عمه سردار شهید محمد چراغچی بود وی در مشهد و در خانوادهای مذهبی متولد شد. پدرش مسئول چراغهای مسجد گوهرشاد بوده و به همین جهت هم به آنها چراغچی میگفتند.
,این شهیده بزرگوار خانهدار و دارای 6 فرزند بود. وی در سن 51 سالگی ضمن شرکت در راهپیمائی ضد رژیم شاه بر اثر برخورد باتانک و مجروح شدن از ناحیة سر به شهادت رسید.
,روایت شهادت این بانوی بزرگوار از زبان دخترش
, روایت شهادت این بانوی بزرگوار از زبان دخترش, روایت شهادت این بانوی بزرگوار از زبان دخترش,بانو روشن روان دختر شهیده بتول چراغچی گفتگویی سال گذشته با خبرنگارگوهرشادنیوز داشته است که امروز با توجه به نزدیکی ایام دهه فجر و مرور نقش انقلابی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی، شایسته دانستیم اشاره ای کوتاه به بخشی از مصاحبه داشته باشیم.
, گوهرشادنیوز, گوهرشادنیوز,بانو روشن روان دختر شهیده بتول چراغچی در این گفتگو با اشارهای کوتاه به شخصیت مادرش کرد و گفت: مادرم در تمام زندگی در مسیر اسلام بود و خدا را بر کارهایش ناظر میدید و همین بود که دعاهای او و نمازهای شب او پذیرفته شد و خدا او را برگزید.
,روشن روان در توضیح خاطرهاش از روز نهم دی ماه 57 در مشهد می گوید: شنبه نهم دی ماه ۱۳۵۷ نیز به مناسبت سالگرد شهدای دی ماه ۱۳۵۶ قم و چهلمین روز فاجعه هجوم به حرم امام رضا(ع) دست به راهپیمایی آرام اما بسیار وسیع و پر شور زدیم.
,این بانوی انقلابی مشهد با بیان اینکه یکی از عوامل اصلی شکل دهنده این تظاهرات در روز نهم دی ماه اعلام عزای عمومی از سوی امام خمینی(ره) بود، تصریح کرد:در این روز استانداری خراسان در خیابان بهار به تصرف مردم درآمد و کارکنان استانداری نیز همبستگی خود را با مردم اعلام کردند.
,دختر شهیده چراغچی ادامه داد: تظاهرات تا چهارراهلشگر ادامه یافت و ماموران ستمشاهی به هیچکس رحم نمیکردند و علاوه برتیراندازی به سمت مردم با تانک ها با سرعت به سمت آنان می رفتند.
,وی با اشاره به ترس مردم از مواجهه با تانکها رژبم پهلوی ظهار داشت: عدهای از مردم ترسیده بودند و من چادرشان را میکشیدم و میگفتم " خانم ها زینب وار باشید نترسید دشمن دلیر میشود " و در این میان خانمی به من گفت " نرو اگر رفتی آیت الکرسی بخوان" با سرعت به سمت چهارراه لشگر رفتیم و ناگهان جمعیت مردم شکست و مثل بمب صدا کرد.
,این بانوی انقلابی تصریح کرد: من و مادرم به سمت پیاده رو رفتیم و تانکی به طرف ما چرخید، من و دختر کوچکم دست دردست مادرم داشتیم که تانک با سرعت به طرف ما آمد روی تانک بچههای انقلابی بودند اما داخل تانک فرمانده ارتش بود، در یک لحظه مادرم را ندیدم و پای دخترم را که رفته بود لای چرخهای تانک بیرون کشیدم تانک که برگشت مادرم را افتاده روی زمین دیدم.
,دختر شهیده می افزاید: عده ای از مردم مرا از روی جنازهاش برداشتند شیشههای ماشین و اثر چرخ تانک افتاده بود روی نصف صورتشان.
,وی ادامه داد: مادرم در یک لحظه رفت زیر تانک و حتی آخ نگفت و من تا 3 روز بعد از شهادتش میگفتم " مادرم حتی آخ نگفت."
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه