دلنوشته ای به یک آتشنشان
«آتش نشانی شغل نیست، عشق است»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سیمای مه ولات، پیشانی تورامی بوسم که خطهای سرنوشت بسیاری ازانسان هابه پیشانی توگره خورده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیمای مه ولات, سیمای مه ولات, خطهای, ازانسان, هابه, توگره,
سرنوشتهای سوخته راباابرهای عشق، به بهارپیوندمی زنی وهرکجاکهقدم میگذاری، امیدجوانه می زند.
تومی توانی عشق وامیدرازیرانبوهی ازخاکستربیرون بکشی وآسمان آبیرابه پنجرههای دودگرفته نشان بدهی.
دستهای تو، نشانه آخرین ثانیههای ناامیدیاند ولبخندت، آغاززندگیوشروعی دوباره است.
تنهادشمنی که میشناسی، آتشی است که چشم به خاکسترکردنخانه امیددیگران دلبسته است.
تومهربانترین آشنایی هستی که به یاری امیدهایی میشتابی که تاخاکسترشدن، زمانی بیش، فاصله ندارند.
سرنوشت خانههای بزرگ به دستهای کوچک توگره خورده است. ثانیهای نمیتوان به شعلههای سرکش آتش اندیشید؛وقتی که نامی ازتونباشد.
خوب می دانم که هیچ شبی، بی دلهره واضطراب پشت سرنگذاشته ای.شبهایت راپاس میداری تاخواب شهر، به آرامش بگذرد.
پشت پلکهای توآرامش جریان دارد. توازهزاران فرشته نجات زمین این شهرهای دورونزدیکی که من میشناسم.
همیشه باشی تا آتش، خاکسترنشین شود.
, وامیدرازیرانبوهی, ازخاکستربیرون, وآسمان, رابه, پنجرههای,
, دستهای, نشانه, ثانیههای, ناامیدیاند, ولبخندت, آغاززندگی, وشروعی,
, تنهادشمنی, میشناسی, آتشی, خاکسترکردن, امیددیگران, دلبسته,
, تومهربانترین, میشتابی, تاخاکسترشدن, زمانی, فاصله,
, خانههای, به, , دستهای, توگره, ثانیهای, نمیتوان, شعلههای, وقتی, , که, ازتونباشد,
, می, , دانم, واضطراب, سرنگذاشته, شبهایت, راپاس, میداری, تاخواب, به,
, پلکهای, توآرامش, توازهزاران, دورونزدیکی, میشناسم,
, خاکسترنشین,
****لیلا خداشناس****
]
ارسال دیدگاه