یادداشت
اقسام گناه و معیارهای شناخت آن
کسانى هستند که از گناهان بزرگ و زشتى ها، جز گناهان کوچک پرهیز مىکنند، بىگمان آمرزش پروردگارت وسیع است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از هرمز؛
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هرمز,اقسام گناهان
,گناهان کبیره و گناهان صغیره
,علماى اسلام از قدیم گناهان را بر دو گونه تقسیم نمودهاند: 1- گناهان کبیره (بزرگ). 2- گناهان صغیره(کوچک).
,این تقسیم بندى از قرآن و روایات سرچشمه گرفته است؛
,در قرآن چنین مىخوانیم:
,« وَ وُضـِعَ الْکِتابُ فَتَرَى الُمجْرِمینَ مُشْفِقینَ مِمّا فیهِ وَ یَقُولُونَ یا وَیْلَتَنا مالِ هذَا الْکِتابِ لایُغادِرُ صَغیرَةً وَ لاکَبیرَةً اِلاّ اَحْصیها »(1)
,«و کتاب (نامه اعمال) در آنجا گذارده شود، گنهکاران را مىبینى که از آنچه در آن است، ترسان و هراسناکند، و مىگویند: اى واى بر ما، این چه کتابى است که هیچ عمل کوچک و بزرگى نیست، مگر اینکه آن را شماره کرده است؟»
,و در جاى دیگر آمده است:
,« إنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَرِیماً »(2)
,«اگر از گناهان کبیرهاى که از آن نهى شدهاید، اجتناب کنید، گناهان کوچک شما را مىپوشانیم وشما را در جایگاه خوبى وارد مىسازیم.»
,و در آیهاى دیگر مىخوانیم:
,« الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّکَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ...»(3)
,«(نیکوکاران) کسانى هستند که از گناهان بزرگ و زشتى ها، جز گناهان کوچک پرهیز مىکنند، بىگمان آمرزش پروردگارت وسیع است.»
,و دربارهى بهشتیان مىخوانیم:
,«و الَّذینَ یَجتَنِبُون کبائِر الاِثمِ و الْفَواحِش»(4)
,«(مواهب آخرت، جاودانه است براى) آنانکه از گناهان بزرگ و کارهاى زشت پرهیز مىکنند.»
,و دربارهى مغفرت الهى مىخوانیم:
,از این آیات به روشنى استفاده مىشود، که گناهان، دو گونه اند: کبیره و صغیره و همچنین استفاده مىشود بعضى از گناهان، بدون توبه حقیقى بخشودنى نیست، ولى بعضى از آنها بخشودنى است.
,معیار شناخت گناهان کبیره از صغیره
,در اینکه معیار در شناخت گناهان کبیره از صغیره چیست، بین علما، گفتگو و اختلاف فراوان شده، که در مجموع 5 معیار را بیان کردهاند:
,1- هر گناهى که خداوند در قرآن، براى آن وعده عذاب داده باشد.
,2- هر گناهى که شارع مقدس، براى آن حد تعیین کرده، مانند شرابخوارى یا زنا و دزدى و مانند آن که تازیانه و کشتن و سنگسار از حدود آنها است و در قرآن به آن هشدار داده است.
,3- هر گناهى که بیانگر بى اعتنایى به دین است.
,4- هر گناهى که حرمت و بزرگ بودنش با دلیل قاطع (عقل و شرع و سیره مسلمین) ثابت شده است.
,5- هر گناهى که در قرآن و سنّت، انجام دهنده آن، شدیداً تهدید شده است.(5)
,تعداد گناهان کبیره
,در مورد شماره گناهان کبیره، برخى آن را 7 عدد و برخى 10 و برخى 20 و بعضى 34 و بعضى 40 عدد و بیشتر، ذکر نمودهاند. باید توجه داشت که این تفاوت از آیات و روایات مختلف، اقتباس و جمع آورى شده و بخاطر آن است که همه گناهان کبیره نیز یکسان نیستند.
,امام خمینی ره مىنویسند: گناهان کبیره، بسیار است که بعضى از آنها عبارتند از:
,1- نا امیدى از رحمت خدا. 2- ایمن شدن از مکر خدا. 3- دروغ بستن به خدا یا رسول خدا صلى الله علیه وآله و یا اوصیاى پیامبرعلیهم السلام 4- کشتن نا بجا. 5- عقوق پدر و مادر. 6- خوردن مال یتیم از روى ظلم. 7- نسبت زنا به زن با عفت. 8- فرار از جبهه جنگ با دشمن. 9- قطع رحم. 10- سحر و جادو. 11- زنا. 12- لواط. 13- دزدى. 14- سوگند دروغ. 15- کتمان گواهى. (در آنجا که گواهى دادن واجب است) 16- گواهى به دروغ. 17- پیمان شکنى. 18- رفتار بر خلاف وصیّت. 19- شرابخوارى. 20- رباخوارى. 21- خوردن مال حرام. 22- قمار بازى. 23- خوردن مردار و خون. 24- خوردن گوشت خوک. 25- خوردن گوشت حیوانى که مطابق شرع ذبح نشده است. 26- کم فروشى. 27- تعرّب بعد از هجرت. یعنى انسان به جایى مهاجرت کند که دینش را از دست مىدهد. 28- کمک به ستمگر. 29- تکیه بر ظالم. 30- نگهدارى حقوق دیگران بدون عذر. 31- دروغگویى. 32- تکبر. 33- اسراف و تبذیر. 34- خیانت. 35- غیبت. 36- سخن چینى. 37- سر گرمى به امور لهو. 38- سبک شمردن فریضه حج. 39- ترک نماز. 40- ندادن زکات. 41- اصرار بر گناهان صغیره.
,اما شرک به خدا و انکار آنچه را که خداوند دستور داده، و دشمنى با اولیاى خدا، از بزرگترین گناهان کبیره مىباشد.(6)
,همانگونه که بیان شد طبق فتواى امام خمینى قدس سره گناهان کبیره، بسیار است و آنچه در بالا ذکر شد فقط قسمتى از آنها است، مثلاً توهین به کعبه و قرآن و پیامبر صلى الله علیه وآله و امامان علیهم السلام یا ناسزا گفتن به آنها و بدعتگذارى و.... از گناهان کبیره است.
,(1). کهف / 49.
,(2). نساء / 31.
,(3). نجم / 32.
,(4) . شورى / 37.
,(5) . کافى مترجم، ج3 ص392. به نقل از علامه مجلسى که او این موارد را از شیخ بهائى نقل نموده است.
,(6) . تحریر الوسیله، ج1 ص 274-275.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه