یک کارشناس سیاسی؛
مواضع ترامپ موافق منافع ملی آمریکایی است/حمایت از رژیم غاصب صهیونیستی از اهداف ترامپ است
کارشناس مسائل سیاسی گفت: نهتنها مواضع ترامپ مبتنی بر منافع ملی آمریکاست، بلکه همهی روسای جمهور آمریکا از جرج واشنگتن گرفته تا اوباما همگی استراتژی واحدی را پیگیری کردند و انتظار میرود که از همه مسئولان نظام ما نیز علیرغم اختلاف سلایق و نگرشها به منافع ملی پایبند باشند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا یک کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با آوای سیدجمال؛ در خصوص تأکید ترامپ بر منفعت آمریکایی، اظهار کرد: نهتنها مواضع ترامپ مبتنی بر منافع ملی آمریکا (منافع لیبرال بورژوازی غربی با اضافه لابی صهیونیسم) تنظیم شده، بلکه همهی روسای جمهور آمریکا از جرج واشنگتن گرفته تا اوباما همگی استراتژی واحدی را پیگیری کرده و در این میان دکترین اتخاذی هر رئیسجمهور برای رسیدن به هدف واحد متفاوت بوده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال, ؛,وی ادامه داد: البته برای اینکه کاملاً" مشخص شود که ترامپ تا چه میزان به شعارهای انتخاباتی پایبند میتواند باشد، نیاز به سپری شدن زمان بیشتری است.
,این کارشناس میگوید: آمریکا از زمان استقلال، ورود به عرصهی قارهای، فرا قارهای و بینالمللی بر مبنای ایده اقتصاد امپریالیستی پا به عرصهی جهانی نهاده و بعد از جنگ جهانی دوم نیز محوریت نظام امپریالیستی را به کف گرفته و سپس یک مبارزه درونی و مداوم را با سایر اضلاع نظام امپریالیستی مانند فرانسه، انگلستان و پسازآن اتحادیه اروپا را تجربه کرده است.
,وی با بیان اینکه بعد از فروپاشی شوروی، آمریکا خود را یکهتاز عرصه بینالملل دانست و به دنبال نظام تکقطبی بود، افزود: سیاستهای طراحیشده دولت های قبلی در زمان بوش پسر و اوباما، درگیر سازی سایرین و پیگیری هژمون آمریکایی در فراتر از مرزهای ملی و طراحی مدلهای نوینی از جغرافیای سیاسی در سایر قارهها بهویژه در آسیا (ایجاد خاورمیانه جدید) و تأسیس داعش برای تغییر رژیمها و مرزهای عراق و شام با شکست روبرو شده و هژمون آمریکایی بهقدری تضعیف گردید تا جاییکه آمریکا به تعبیر روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز با سه کشور ترکیه ایران و روسیه در نشست اخیر آستانه آمریکا را منزوی کردند.
,نادری گفت: مجموعه این ناکامیها طراحان اصلی سیاستهای آمریکایی را بر آن داشته است تا دکترین تمرکز قوا از درون را پیگیری کنند؛ رؤسای جمهوری آمریکا به ایجاد و تقویت روح آمریکایی بسیار باور دارند و بر همین اساس بود که یکی از دکترینهای ریگان رمبواسیسم نام گرفت و ریگان میگفت هر آمریکایی باید یک "رمبوا" باشد.
,وی خاطرنشان کرد: آنان تقویت روح آمریکایی را برای تأمین برنامهها و حمایت ملی نیاز دارند و هر یک از ایشان که خواسته است اهداف بلند پروازانه ای داشته باشند ابتدا روح آمریکایی را تقویت کرده و با پشتوانه انسجام ملی به سمت اهداف از پیش تعیینشده گام برداشتند. مثلاً ریگان که دکترین قایقهای تویدار یا جنگ ستارگان را که میخواست پیگیری کند، ابتدا از طریق دکترین رمبوایسم به تقویت بنیادهای ملیگرایانه پرداخت؛ سپس وارد برنامههای بلند پروازانه ی خود گردید تا جایی که بعضیها معتقد هستند، علت فروپاشی شوروی تحمیل هزینههای رقابتی ای بوده که آمریکای زمان ریگان به شوروی متحمل ساخت.
,این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه در جنگ اول خلیجفارس که بوش پدر به آن وارد گردید، چون افکار عمومی جامعه آمریکایی نمیتوانست موضوع حمله صدام حسین به کویت را با منافع ملی خود پیوند بزند، بوش پدر مجبور بود برای حمله به صدام از شورای امنیت سازمان ملل مجوز بگیرد، کشورهایی را برای همپیمایی همراه سازد و هزینه آن را به عهده کشورهای منطقه مانند عربستان و کویت بگذارد، ولیکن وقتی با حمله به برجهای دوقلو افکار عمومی جامعه آمریکایی همراهی لازم را برای حمایت از ورود بوش پسر به جنگ دوم خلیجفارس محقق ساخت، بوش پسر ضرورتی نمیدید تا از شورای امنیت مجوز بگیرد و همراهی دیگران یا تأمین هزینههای مالی از اهمیت کمتری بهرهمند بود، وی ادامه داد: جنبش 99 درصد در مقابل یک درصد به روح آمریکایی ضربه زد، و سیاستهای غلط و بسیاری از مسائل دیگری باعث گردید تا طراحان آمریکایی به تأمین مطالبات درونی تمرکز داشته باشند، بازده واقعی نظام امپریالیستی از آنیک درصد سرمایهداران صاحبان قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی است ولیکن این نظام بهگونهای طراحیشده که نیازمند همراهی 99 درصد باقیمانده است؛ لذا به مدیریت افکار عمومی بهعنوان یک سرمایه اجتماعی بسیار اهمیت میدهد.
,نادری گفت: تهدیدات متعددی باعث شرایط فعلی است و از همین جهت سیاستهایی در پیشگرفته شده تا آن آسیبها را پوشش داده و ترمیم کند، اگر برنامه دارند تا از ورود مسلمانان ممانعت کنند برای آن است که حضور مسلمانان و رفتارهای مسالمت آمیز آنان دقیقا مغایر و متضاد با تبلیغات اسلامستیزان سیستم استعماری است، اگر مانع ورود مهاجران مکزیکی میگردند برای آن است که تعادل اسپانیولی زبانها در درون ایالت متحده به شرایط نامتوازن رسیده است یکی از جمعیتهایی که درون جامعه آمریکا هضم نشده و بهصورت کلونی زندگی میکنند، اسپانیولی زبانها هستند.
,وی ادامه داد: سیاست ترمیم آسیبها و تمرکز در درون با ورود ترامپ کلید نخورده است بلکه نشانههایی از این طرح را در زمان اوباما نیز شاهد بودیم، برخی طرح خروج انگلستان از اتحادیه اروپا را به دلیل قرار گرفتن نظام آمریکایی در شرایط ضعف در برابر اتحادیه اروپا و کاهش ارزش دلار در مقابل یورو معرفی میکردند یعنی انگلستان برای اینکه محوریت نظام امپریالیستی از دست آمریکا خارج نشده و به قاره اروپا منتقل نشود، برنامه خروج از اتحادیه اروپا را کلید زد.
,وی با بیان اینکه طراحی منافع ملی و پایبندی به منافع ملی از بدیهیات هر نظام هست،گفت: به اینکه ما انتظار داشته باشیم مسئولین کشورمان در مقابل دکترین مطرحشده از سوی ترامپ راهکارهای مناسبی را برای حفظ، تأمین و حداکثرسازی منافع ملی اتخاذ نمایند، امری لازم و بدیهی است؛ اصول" منافع ملی اقتدار ملی و امنیت ملی و.. پشتوانههای حاکمیتی محسوب میشوند و تأمین این اصول از لوازم سیاست ورزی محسوب میگردد و انقلاب اسلامی با وجود اینکه سقف آرمانها و ایدهالهایش در منافع ملی و اقتدار ملی خلاصه نمیشود ولیکن تأمین این اصول از واجبات بهحساب آمد و هیچگاه این امر را فدای ایده آلها ننموده است.
,نادری گفت: معمار انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به هنگامی که برخی برای کمک به لبنان قصد نیرو کشی به آن کشور و جنگ مستقیم با اسرائیل را داشتند فرمودند : «راه قدس از کربلا میگذرد» یعنی میتوان این برداشت را از فرمان حضرت امام ره داشت که، تأمین وتثبیت امنیت ملی برای ما در مرحله نخست هست و یا در جایی دیگر فرمودند: «حفظ نظام از اوجب واجبات است» یعنی با منافع ملی، اقتدار ملی، امنیت ملی و انسجام ملی میتوان نظام را محفوظ داشت؛ پس میتوان گفت اصول یادشده هرچند سقف اهداف انقلاب اسلامی نبوده است ولیکن محل استقرار و سکوی ارتقا انقلاب اسلامی بوده و خواهد بود.
,وی یادآور شد: از همه مسئولین و همه دستگاهها علیرغم اختلاف سلایق و حتی اختلاف در نگرش انتظار میرود به منافع ملی و سایر اصولی که شیرازه جامعه ایرانی اسلامی ما به شمار میرود، پایبند باشند.
,این کارشناس در پایان سخنانش خاطرنشان کرد: در آخر تائید میکنم باوجود تمامی تغییر رویکردهایی که ترامپ اتخاذ کرده یا شعار آن را داده است باید گفت که هیچکدام از آنها مغایر با منافع ملی آمریکایی نیست و شاهد مثال اینکه علیرغم اینکه جهت کلی سیاستهای ترامپ معطوف به تمرکز در درون طراحیشده است ولیکن همچنان حمایت از رژیم غاصب صهیونیستی را بهعنوان یک هدف استراتژیک در تعیین اهداف خود معرفی کرده و از انتقال سفارت آمریکا از تل اویو به بیتالمقدس رضایت داده است، حاصل کلام اینکه؛ مطابق آنچه که از دولتهای پیشین آمریکایی سراغ داریم بنظر میرسد مجموع سیاستهای اتخاذی ترامپ هدف غایی دولت وی نبوده و اهداف دیگری از تمرکز قوا در نظر است که آینده ای نه چندان دور جهت گیری کلی نظام آمریکایی را مشخص خواهد ساخت.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه