یادداشت؛

من یک دانشجوی حقوقم

من یک دانشجوی حقوقم
اگر قرار بود هر کسی از راه برسد و با یک دوره دیدن، با داشتن یک مدرک دانشگاهی بدون آزمون وکالت وکیل شود، دیگر من چرا درس بخوانم؟دیگر کدام وکیل که برای وکالتش زحمت کشیده، می تواند باخیال راحت از موکلش دفاع کند؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سرویس یادداشت «لاهیجان»، فاطمه محمددوست؛ فعال دانشجویی دانشگاه آزاد لاهیجان نوشت: من یک دانشجوی حقوقم؛ درس می خوانم که به هدفم برسم، تلاش می کنم هدف در ذهنم را محقق کنم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, «لاهیجان», «لاهیجان»,

از کودکی در ذهن ما این بوده که درس بخوانیم تا شغلی بدست آوریم و برای جامعه مفید باشیم، الان که بزرگ شده ام می بینم اینطور ها هم نیست.
می بینم جامعه، دیگر مفید نمی خواهد.
افرادی پایشان را، روی گلوی ما گذاشتند و فقط با سمت هایشان امیدمان را کور کردنده اند.
من که با قانون سرو کار دارم، همین قانون مانند دیواری در مقابلم می ایستد. من در برابر رویارویی با آنچه می خواستم بشوم، دیگر فقط خاکستری از رویاهایم باقی مانده است.
نمی خواهم با صراحت مقصری را در بیانم بیاورم ولی وقتی افراد خاصی بواسطه شغل و جایگاهشان در جامعه از آن استفاده سوء می کنند و براحتی و بدون هیچ دغدغه ای، بدون هیچ زحمتی و مهمتر از همه بدون توانمندی قابل توجهی می توانند تکیه بر کسوت وکالت بزنند، من بعنوان دانشجوی حقوق به چه امید و پشتوانه ای به درس خواندن ادامه دهم تا هدف وکیل شدن را برای خود محقق کنم.
هدفی که در جامعه ام از کثرت و ازدیاد روز به روز آن، به بی ارزشی نزدیک می شود و آن جایگاه شرافتمندانه ی خود را از دست می دهد.
اگر قرار بود هر کسی از راه برسد و با یک دوره دیدن، با داشتن یک مدرک دانشگاهی بدون آزمون وکالت وکیل شود، دیگر من چرا درس بخوانم؟دیگر کدام وکیل که برای وکالتش زحمت کشیده، می تواند باخیال راحت از موکلش دفاع کند؟
مشکلات اقتصادی وکلا به کنار، حرفی از آن بیان نمی کنم، چرا وقتیکه یک وکیل می بیند که مشکلاتی بنیان شغلش را تهدید می کند، مسائل اقتصادیش از یادش می رود.
حال شاهد آن هستیم که از جاهای مختلف تقاضا می نویسند: “در مجلس مطرح کنید که ما زحمت زیاد می کشیم، تلاش زیاد می کنیم، تقاضا شود که به ما بدون آزمون پروانه وکالت تعلق گیرد”
این یعنی چه؟؟
دیدن اینها آیا شوق و اشتیاقی باقی می گذارد؟ آیا دیدن این ها آسوده خاطری با خود دارد؟
حالا یک استرس دیگر به جامعه ی وکلای کشور وارد شده؛ هر چند وکلا همیشه از جان و دل، از روح و روان خود، با تمام وجود خود از موکلشان دفاع می کنند و از زندگی خودشان در مقابل آن مسئولیتی که قبول کرده اند می گذرند چون قسم شان را هیچگاه فراموش نمی کنند.
واقعا نمی دانم چرا کاری می کنیم که علم بی ارزش شود مگر کم بیکاری در جامعه وجود دارد؟ مگر کم مشکلات اقتصادی وجود دارد؟
دلیل ندانم کاری های افراد را درک نمی کنم، وقتی یک دانشجوی حقوق برای دستیابی به وکیل شدن باید سد آزمونی سخت را بشکند، سدی که روز به روز بر سختییش اضافه می شود چطور میتوانند بدون آزمون پروانه وکالت پخش کنند؛ حال درصدد براشتن سهمیه هم هستند، چه میخواهد بشود خدا می داند.
احتمالا هدفشان این است که دوفردای دیگر شهر پر شود از وکیل و مردم هاج و واج بمانند کدام علم دارد؟ کدام مهارت دارد؟ به کدام می شود اعتماد کرد؟
در آن موقع آیا کسی هست پاسخگو باشد؟
کتب علمی و افراد بظاهر عالم به اندازه کافی وجود دارد ولی آن اعلم واقعی را دیگر کم میتوان پیدا کرد.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

پایان پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه