نقدی بر کتاب برگزیده رهبر ؛
"من زنده ام" سندی بر حقانیت زنان مسلمان و حقارت زنان نظامی آمریکایی
کتاب من زنده ام به قلم خانم آباد از اسرای 8 سال دفاع مقدس، سند دیگری بر حقانیت زنان مسلمان و حقارت زنان نظامی آمریکایی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، چندی پیش مطلبی باعنوان آمار وسیع تجاوز به زنان نظامی آمریکایی را خواندم، اتفاقی که شاید تنها و تنها در کشوری هایی رخ می دهد که در آن زن به یک ابزار و آلت دست تبدیل شده است و ابزاری که دقیقا جایی در بین هوی و هوس و منافع مادی دارد به طوری که هر روز بر تنزل و زیر سوال بردن جایگاه واقعی و انسانی خود افزوده می شود.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, پایگاه خبری تحلیلی قم فردا،,کتاب من زنده ام به قلم خانم آباد که مدتی در زندان های بعث عراق بوده سندی بر لطافت و استحکام زنان مسلمان ماست.
وی در این کتاب به توصیف تمام روزهای سخت اسارت می پردازد و نوری در دل خواننده از استقامت زنان مسلمان می تاباند.
زنان نظامی امریکایی که 15 درصد ارتش امریکا در عراق وافغانستان را تشکیل داده اند به پاس این خوش خدمتی خود آثار افسردگی و بی آبرویی را به دوش می کشند.
اما چیزی که بانوان دلیر ما را از زنان نظامی امریکایی متمایز می کند, ارزش های وجودی مبارزه ایست که انتخاب می کنند.
زن امریکایی که در بیشتر موارد بعد از شکست های عاطفی از سوی مردان هوس باز خود به ارتش گرایش می یابند در جهت رفع ناکامی های گذشته خودتنها به پول و مقام می اندیشد و زن مسلمان به حفظ دیانت خودو آینده فرزندان مرز وبومش ودر سخت ترین شرایط, حفظ آرمان هایش بزرگترین جهادش محسوب می شود.
جنگ احساس نمی شناسد:
زنان به دلیل برخورداری از قوه احساسی تفاوت های زیادی با مردان داشته و به دلیل همین تفاوت ها مجبور به تحمل صحنه هایی می شوند که شاید هیچگاه از ذهنشان پاک نشود. اما بر کسی پوشیده نیست که خیل عظیمی از جنگ تحمیلی بر دوش زنان غیور بود چه زنی مانند سیده اعظم حسینی که پشت جبهه خدمت می کرد چه خانم آباد که در بطن قضیه قرار داشت.
خانم آباد نویسنده کتاب من زنده ام می گوید: در دوران اسارت در زندانهای مخوف صدام هیچوقت فکر نمیکردیم که روزی از این زندانها بیرون بیایم اما در نهایت وعده خدا محقق شد و ما آزاد شدیم.
مخوف بودن اسارت امری طبیعی است اما آنچه این دوران سخت را شیرین می کند اراده سهمگین بانوانی است که حتی سربازان عراقی را در مقابل این منش خدایی به زانو در می آورد.
در قسمتی از کتاب می خوانیم : وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آنها تشر زدند که چرا جا باز میکنید و روی دست و پای هم نشستهاید و با اسلحههایشان برادرها را از هم دور میکردند. نگاههای چندش آور و کشدارشان از روی ما برداشته نمیشد. یکباره یکی از برادرها که لباس شخصی و هیکل بلند و درشتی داشت با سر تراشیده و سبیلهای پرپشت، بلند شد و با لهجه غلیظ آبادانی جواد را صدا کرد و گفت: هرچی گفتم راست و حسینی براشون ترجمه کن تا شیرفهم بشن!
رو به سربازهای بعثی کرد و گفت: به من میگن اسمال یخی، بچه آخر خطم، نگاه به سرم کن ببین چقدر خط خطیه، هر خطش برای دفاع از ناموسمونه. ما به سر ناموسمون قسم میخوریم، فهمیدی؟ جوانمرد مردن و باغیرت و شرف مردن برای ما افتخاره.
این در حالی است که حجت الاسلام محمدی گلپایگانی در توصیف این زنان می گوید: این زنان اسوه و معلم جامعه ما هستند .
تقریظ زیبایی از رهبری به رنگ ایستادگی:
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از مطالعه کتاب «من زندهام» به قلم معصومه آباد در تقریظی بر این کتاب نوشتند: کتاب را با احساس دوگانه اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده اشک خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا و بر این هنرمندی در مجسم کردن زیبائیها و رنجها و شادیها آفرین گفتم. به چهار بانوی قهرمان این کتاب و به ویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام میفرستم.
برگی از اسارت های سازمان یافته:
اسارت زیباست اما اگر در بند دنیا نباشد. کلامی از بزرگی که نمی شناسمش اما به جان می نشیند. به خانم آباد های می اندیشم که کم نیستند در این ممکلت و پیش گام عرصه های مختلف هستند.
و صد البته زمانیکه به این آزادی هایی که یواشکی است و وجودی پوچ وتهی گشته از امیال غربی هایی که سرخورده از آزادی های بی نهایت هستند, می اندیشم و امید دارم ذکاوت زن ایرانی چنین توطئه هایی را خوب بشناسد و خوب آزموده شود چرا که راه سخت است و طولانی.
کتاب من زنده ام به قلم خانم آباد که مدتی در زندان های بعث عراق بوده سندی بر لطافت و استحکام زنان مسلمان ماست.
,وی در این کتاب به توصیف تمام روزهای سخت اسارت می پردازد و نوری در دل خواننده از استقامت زنان مسلمان می تاباند.
,زنان نظامی امریکایی که 15 درصد ارتش امریکا در عراق وافغانستان را تشکیل داده اند به پاس این خوش خدمتی خود آثار افسردگی و بی آبرویی را به دوش می کشند.
,اما چیزی که بانوان دلیر ما را از زنان نظامی امریکایی متمایز می کند, ارزش های وجودی مبارزه ایست که انتخاب می کنند.
,زن امریکایی که در بیشتر موارد بعد از شکست های عاطفی از سوی مردان هوس باز خود به ارتش گرایش می یابند در جهت رفع ناکامی های گذشته خودتنها به پول و مقام می اندیشد و زن مسلمان به حفظ دیانت خودو آینده فرزندان مرز وبومش ودر سخت ترین شرایط, حفظ آرمان هایش بزرگترین جهادش محسوب می شود.
,
جنگ احساس نمی شناسد:
,زنان به دلیل برخورداری از قوه احساسی تفاوت های زیادی با مردان داشته و به دلیل همین تفاوت ها مجبور به تحمل صحنه هایی می شوند که شاید هیچگاه از ذهنشان پاک نشود. اما بر کسی پوشیده نیست که خیل عظیمی از جنگ تحمیلی بر دوش زنان غیور بود چه زنی مانند سیده اعظم حسینی که پشت جبهه خدمت می کرد چه خانم آباد که در بطن قضیه قرار داشت.
,خانم آباد نویسنده کتاب من زنده ام می گوید: در دوران اسارت در زندانهای مخوف صدام هیچوقت فکر نمیکردیم که روزی از این زندانها بیرون بیایم اما در نهایت وعده خدا محقق شد و ما آزاد شدیم.
,
مخوف بودن اسارت امری طبیعی است اما آنچه این دوران سخت را شیرین می کند اراده سهمگین بانوانی است که حتی سربازان عراقی را در مقابل این منش خدایی به زانو در می آورد.
,در قسمتی از کتاب می خوانیم : وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آنها تشر زدند که چرا جا باز میکنید و روی دست و پای هم نشستهاید و با اسلحههایشان برادرها را از هم دور میکردند. نگاههای چندش آور و کشدارشان از روی ما برداشته نمیشد. یکباره یکی از برادرها که لباس شخصی و هیکل بلند و درشتی داشت با سر تراشیده و سبیلهای پرپشت، بلند شد و با لهجه غلیظ آبادانی جواد را صدا کرد و گفت: هرچی گفتم راست و حسینی براشون ترجمه کن تا شیرفهم بشن!
,رو به سربازهای بعثی کرد و گفت: به من میگن اسمال یخی، بچه آخر خطم، نگاه به سرم کن ببین چقدر خط خطیه، هر خطش برای دفاع از ناموسمونه. ما به سر ناموسمون قسم میخوریم، فهمیدی؟ جوانمرد مردن و باغیرت و شرف مردن برای ما افتخاره.
,
این در حالی است که حجت الاسلام محمدی گلپایگانی در توصیف این زنان می گوید: این زنان اسوه و معلم جامعه ما هستند .
,تقریظ زیبایی از رهبری به رنگ ایستادگی:
,حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از مطالعه کتاب «من زندهام» به قلم معصومه آباد در تقریظی بر این کتاب نوشتند: کتاب را با احساس دوگانه اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده اشک خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا و بر این هنرمندی در مجسم کردن زیبائیها و رنجها و شادیها آفرین گفتم. به چهار بانوی قهرمان این کتاب و به ویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام میفرستم.
,برگی از اسارت های سازمان یافته:
,اسارت زیباست اما اگر در بند دنیا نباشد. کلامی از بزرگی که نمی شناسمش اما به جان می نشیند. به خانم آباد های می اندیشم که کم نیستند در این ممکلت و پیش گام عرصه های مختلف هستند.
,و صد البته زمانیکه به این آزادی هایی که یواشکی است و وجودی پوچ وتهی گشته از امیال غربی هایی که سرخورده از آزادی های بی نهایت هستند, می اندیشم و امید دارم ذکاوت زن ایرانی چنین توطئه هایی را خوب بشناسد و خوب آزموده شود چرا که راه سخت است و طولانی.
,]
ارسال دیدگاه