یادداشت/
قرابت سینمای امروز و اهداف انقلاب
به راستی کدامین راه؟ آیا سینمای امروز که به عنوان سینمای جمهوری اسلامی میشناسیم، قرابتی با آرمانها و اهداف والای انقلاب دارد ؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان، /مهدی محمدی؛ در یادداشتی نوشت،انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ به عنوان ایدئولوژیکترین انقلاب در قرن گذشته، منشأ تحولات بنیادین در تمامی ابعاد زندگی ایرانیان گردید. انقلابی که به وسیلهی رهبریِ کاریزماتیک امام روح الله (ره) و به واسطهی پشتیبانی باشکوه و طاغوت شکن مردم ایران صورت گرفت، همهی شئون زندگی جامعه، اعم از اقتصاد، فرهنگ و هنر و سیاست را تحت تأثیر امواج اسلام قرار داد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان,هنر نیز به عنوان یکی از پرکاربردترین وجوه زندگی در تمامی جوامع که به طور مستقیم با روح و نهاد فطری بشر در ارتباط است، تعاریف و مفاهیم جدیدی یافت.
,هنری که در سالهای قبل از انقلاب عمدتاً هنری غفلت زده، سطحی نگر و مبتنی بر غرائز نفسانی بود، پس از انقلاب بر پایهی مفاهیم تازه از این حوزهها، تئوریسینهایی قد برافراشتند که براساس دیدگاه دینی و فطری، مفاهیم مدرن و به روزی همچون سینما را کالبد شکافی کردند.
,اما به راستی سینما به عنوان جادوی تصویر در هزارهی سوم چیست که امروزه حتی کارکردی فراتر از رسانه پیدا کرده و به عنوان ابزاری استراتژیک یا با عنوانی بهتر، سلاحی استراتژیک در خدمت اغراض سیاسی درآمده است؟ هنر است یا صنعت؟ تجارت است یا ابزار؟ یا تمامی اینها؟ ما امروزه در مقابل سینما به عنوان مهمترین ابزار رسانهای و تبلیغات جنگ نرم بر ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی چگونه باید موضعگیری داشته باشیم؟ و اصولاً آیا باید موضعگیری داشته باشیم؟ مراکز آموزشی ما، از قبیل دانشگاهها و مراکز تربیت هنرجو، صداوسیما و مراکزی از این دست چگونه و براساس کدام معیار افراد تحت تکفل را آموزش میدهند، براساس کدامین متد و با چه رویکرد و فرهنگی؟
,در مدیریت فرهنگی قبل از انقلاب که عموماً وابسته به دربار و اشخاص نزدیک به شاه معدوم مثل «اشرف پهلوی»، «فرح دیبا» و «بنیاد پهلوی» و مانند آنها بود رویکرد، رویکردی صرفاً مبتنی بر تفنن و سرگرمی در قالب هنر بود. هنر سینما نیز از این منجلاب بیبهره نبود که فراوانند آثاری که بر پایهی خشونت، استعمال مسکرات و مخدرات، سکس و روابط جنسی، رقص و آواز و مواردی از این دست در پی جلب نظر مردم، گیشه و در نتیجه پولهای آن چنانی در جیب تهیه کنندگان و استودیوهای فیلمسازی بودند.
,آوینی این نوع سینما را وامدار تفکری میداند که شجرهی آن ریشه در خاک غرب دارد و آن چیزی نیست جز اومانیسم. هنر اومانیستی که براساس تفکرات غیرالهی فیلسوفان و متفکران غربی پایهریزی شده با آن چه که آوینی براساس مطالعات و تجربیات خود از هنر و ادغام آن با فلسفه و حکمت و عرفان اسلامی دریافته بود، در تعارض بود.
,آوینی مینویسد: «آغاز دوبارهی فیلمسازی در ایران و رونق سینماداری، همساز با ظهور مصرفگرایی در ایران بود. رابطهی سینما و مصرف با قابلیت فیلمها در نمایش شیوههای نو زندگی و استفاده از ابزار عناصر نو تشدید میشد. وسوسهی زندگی تجملاتی و جامه و آرایش ستارهها که صحنه به صحنه و فیلم به فیلم تغییر میکرد، تماشاگر را به پذیرش الگویی جدید فرا میخواند… مدلهای جدید موی سر، نوع لباس پوشیدن، شیوهی حرف زدن و نگاه کردن ستارههای سینما، خوانندگان و تماشاگران را نشانه میرفت».
,سیدمرتضی آوینی مبانی و دنیای محقر این نوع سینما را به سخره میگرفت و نقدی جدّی و بنیادین بر این سینما داشت.
,تجارت در سینمای قبل از انقلاب حرف اول را میزد و اصولاً هنر-البته نه به معنای واقعی آن- ذیل خواستههای تهیه کنندگان بود.
,آوینی در مقالهی «تجدد یا تحجر؟» مینویسد: «اشتباه دیگر دوستان ما که ریشه در مرعوبیت آنها در برابر غرب دارد آن است که آنها افق حرکت انقلاب و شرایط آمادهی جهانی را در این عصر احیای معنویت و اضمحلال غرب نمیبینند و بالتَبع هرگز برای وصول به این غایت تلاش نمیکنند… دوستان ما توجه ندارند که واقعیت متعارف در جهت وصول به غایات ما دچار تحولاتی بنیادین شده است و اکنون تاریخ کره زمین آمادگی پذیرش یک انقلاب جهانی را دارد.
,آوینی با طرح این سؤال که ما سینمای جمهوری اسلامی را در کدام افق نگاه خواهیم کرد، پرسشی چالشی و اساسی را مطرح میکند که بسیار حائز اهمیت است.
,به راستی کدامین راه؟ آیا سینمای امروز که به عنوان سینمای جمهوری اسلامی میشناسیم، قرابتی با آرمانها و اهداف والای انقلاب دارد ؟
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه