یادواره سرلشکر شهید دکتر مجید بقایی در بهبهان + تصاویر
مراسم یادواره شهید دکتر مجید بقایی با حضور مسئولان لشکری و کشور و سخنرانی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصر بهبهان :شهید دکتر مجید بقایی در عملیات فتح المبین به عنوان فرمانده قرارگاه در طرح ریزی و هدایت یگانهای عمل کننده جهت آزاد سازی ارتفاعات ابوصلبی خات نقش بسیار موثر و مهمی داشت د رواقع آزاد سازی این محور حساس و با اهمیت با همکاری و هماهنگی و هدایت مناسب این شهید بزرگوار و شهید حسن باقری در فرماندهی قرارگاه نصر محقق شد .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, عصر بهبهان :, شهید دکتر مجید بقایی در عملیات فتح المبین به عنوان فرمانده قرارگاه در طرح ریزی و هدایت یگانهای عمل کننده جهت آزاد سازی ارتفاعات ابوصلبی خات نقش بسیار موثر و مهمی داشت د رواقع آزاد سازی این محور حساس و با اهمیت با همکاری و هماهنگی و هدایت مناسب این شهید بزرگوار و شهید حسن باقری در فرماندهی قرارگاه نصر محقق شد,در شناسایی و طراحی عملیات بیت المقدس در کنار شهید حسن باقری همچون دیگر نبردها نقش به سزایی داشت . در این عملیات او با برنامه ریزی دقیق و هماهنگ توانست نیروهای تحت امر خودرا با همیاری برادران جان بر کف هوانیروز از شمال فکه به جنوب انتقال داده و قرارگاه تحت فرماندهی ایشان (فجر) در کنار قرارگاه نصر و فتح ، مسئولیت شکستن حصر دفاعی خرمشهر را به عهده گرفت و با نبرد دلاورانه تاریخی و با هماهنگی کامل ، خونین شهر را به دامان میهن اسلامی بازگرداند.
ایشان پس از عملیات رمضان به سمت معاونت شهید باقری در فرماندهی قرارگاه کربلا منصوب شد .
زندگی پر افتخار این شهید بزرگوار پیوسته قرین با عبادت و زهد و خدا جویی بود . از کودکی با خداجویی مانوس بود و در جلسات قرائت قرآن شرکت می کرد و توجه زیادی به دعا و زیارت ائمه اطهار(ع)داشت و می گفت: « همین مراسم روضه خوانی ما رانگه داشته است .» برای اقامه نماز اهمیت فوق العاده ای قائل بود . که نماز جماعت خوانده شود . در هنگام نماز آنقدر خشوع داشت که دیگر برادران به حالش غبطه می خوردند . علاقه ی زیادی به امام خمینی(ره) و روحانیت داشت . معتقد بود گروه گرایی برای انسان تعصب و عجز فکری می آورد . و می گفت: « شما فقط ببینید که امام خمینی (ره) چه میگوید و از او تبعیت کنید.» و خود سعی میکرد مبارزات سیاسی و مذهبی در مسیر مکتب باشد و با جواز شرعی عمل کند . علاقه ی عجیبی به نیروهای بسیج مردمی داشت . و هر جا مشکلی پیش می آمد از آنها دفاع می کرد . با آنها نشست و برخاست میکرد . با آنها غذا می خورد . بارها دیده شده بود در مسیرش بسیجی ها را می دید ، از ماشین پیاده می شد و با آنها مصافحه می کرد . او می گفت یکی از رمز های موفقیت ما قدر دانی از نیروهای مردمی است . شهید بقایی به همراه عده ای دیگر از جمله شهید حسن باقری در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی برای شناسایی منطقه همانجا ماند . به همین علت دیداری که از امام خمینی داشتند انجام نگرفت . صبح روز بعد ، به اتفاق ایشان و چند تن از فرماندهان دیگر با دو دستگاه جیپ جهت شناسایی منطقه به سمت محل مورد نظر حرکت کردند . شهید بقایی در طی مسیر در حال خواندن قرآن و حفظ سوره والفجر بودند. او به کمک یکی از دوستانش این سوره ی شریفه را از حفظ می خواند . پس از رسیدن به مقصد همگی پیاده شدند . و به طرف سنگر دیده بان حرکت کردند. ایشان در بین راه به برادران همراه می گوید : « آیا می شود انسان به درجاتی که می خواهند در قرآن فرموده است برسد .» « یاَ اَیَتُهاَ النَفسُ المُطمَئِنهِ اِرجِعیِ الیِ رَبِکَ راضیِهً مَرضیِهً...»
و آیا خداوند توفیق این امر مهم را به انسان می دهد که به آن مرحله عالی نائل شود ؟
هنوز کلام مجید به انتها نرسیده بود که خمپاره دشمن به نزدیکی آنان اصابت کرد و او جواب سوال خود را با فوران خون مطهر و قطع پاهایش دریافت نمود و به درجه قرب و رضوان الهی دست یافت .
در شناسایی و طراحی عملیات بیت المقدس در کنار شهید حسن باقری همچون دیگر نبردها نقش به سزایی داشت . در این عملیات او با برنامه ریزی دقیق و هماهنگ توانست نیروهای تحت امر خودرا با همیاری برادران جان بر کف هوانیروز از شمال فکه به جنوب انتقال داده و قرارگاه تحت فرماندهی ایشان (فجر) در کنار قرارگاه نصر و فتح ، مسئولیت شکستن حصر دفاعی خرمشهر را به عهده گرفت و با نبرد دلاورانه تاریخی و با هماهنگی کامل ، خونین شهر را به دامان میهن اسلامی بازگرداند.
ایشان پس از عملیات رمضان به سمت معاونت شهید باقری در فرماندهی قرارگاه کربلا منصوب شد .
زندگی پر افتخار این شهید بزرگوار پیوسته قرین با عبادت و زهد و خدا جویی بود . از کودکی با خداجویی مانوس بود و در جلسات قرائت قرآن شرکت می کرد و توجه زیادی به دعا و زیارت ائمه اطهار(ع)داشت و می گفت: « همین مراسم روضه خوانی ما رانگه داشته است .» برای اقامه نماز اهمیت فوق العاده ای قائل بود . که نماز جماعت خوانده شود . در هنگام نماز آنقدر خشوع داشت که دیگر برادران به حالش غبطه می خوردند . علاقه ی زیادی به امام خمینی(ره) و روحانیت داشت . معتقد بود گروه گرایی برای انسان تعصب و عجز فکری می آورد . و می گفت: « شما فقط ببینید که امام خمینی (ره) چه میگوید و از او تبعیت کنید.» و خود سعی میکرد مبارزات سیاسی و مذهبی در مسیر مکتب باشد و با جواز شرعی عمل کند . علاقه ی عجیبی به نیروهای بسیج مردمی داشت . و هر جا مشکلی پیش می آمد از آنها دفاع می کرد . با آنها نشست و برخاست میکرد . با آنها غذا می خورد . بارها دیده شده بود در مسیرش بسیجی ها را می دید ، از ماشین پیاده می شد و با آنها مصافحه می کرد . او می گفت یکی از رمز های موفقیت ما قدر دانی از نیروهای مردمی است . شهید بقایی به همراه عده ای دیگر از جمله شهید حسن باقری در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی برای شناسایی منطقه همانجا ماند . به همین علت دیداری که از امام خمینی داشتند انجام نگرفت . صبح روز بعد ، به اتفاق ایشان و چند تن از فرماندهان دیگر با دو دستگاه جیپ جهت شناسایی منطقه به سمت محل مورد نظر حرکت کردند . شهید بقایی در طی مسیر در حال خواندن قرآن و حفظ سوره والفجر بودند. او به کمک یکی از دوستانش این سوره ی شریفه را از حفظ می خواند . پس از رسیدن به مقصد همگی پیاده شدند . و به طرف سنگر دیده بان حرکت کردند. ایشان در بین راه به برادران همراه می گوید : « آیا می شود انسان به درجاتی که می خواهند در قرآن فرموده است برسد .» « یاَ اَیَتُهاَ النَفسُ المُطمَئِنهِ اِرجِعیِ الیِ رَبِکَ راضیِهً مَرضیِهً...»
و آیا خداوند توفیق این امر مهم را به انسان می دهد که به آن مرحله عالی نائل شود ؟
هنوز کلام مجید به انتها نرسیده بود که خمپاره دشمن به نزدیکی آنان اصابت کرد و او جواب سوال خود را با فوران خون مطهر و قطع پاهایش دریافت نمود و به درجه قرب و رضوان الهی دست یافت .
در شناسایی و طراحی عملیات بیت المقدس در کنار شهید حسن باقری همچون دیگر نبردها نقش به سزایی داشت . در این عملیات او با برنامه ریزی دقیق و هماهنگ توانست نیروهای تحت امر خودرا با همیاری برادران جان بر کف هوانیروز از شمال فکه به جنوب انتقال داده و قرارگاه تحت فرماندهی ایشان (فجر) در کنار قرارگاه نصر و فتح ، مسئولیت شکستن حصر دفاعی خرمشهر را به عهده گرفت و با نبرد دلاورانه تاریخی و با هماهنگی کامل ، خونین شهر را به دامان میهن اسلامی بازگرداند.
ایشان پس از عملیات رمضان به سمت معاونت شهید باقری در فرماندهی قرارگاه کربلا منصوب شد .
زندگی پر افتخار این شهید بزرگوار پیوسته قرین با عبادت و زهد و خدا جویی بود . از کودکی با خداجویی مانوس بود و در جلسات قرائت قرآن شرکت می کرد و توجه زیادی به دعا و زیارت ائمه اطهار(ع)داشت و می گفت: « همین مراسم روضه خوانی ما رانگه داشته است .» برای اقامه نماز اهمیت فوق العاده ای قائل بود . که نماز جماعت خوانده شود . در هنگام نماز آنقدر خشوع داشت که دیگر برادران به حالش غبطه می خوردند . علاقه ی زیادی به امام خمینی(ره) و روحانیت داشت . معتقد بود گروه گرایی برای انسان تعصب و عجز فکری می آورد . و می گفت: « شما فقط ببینید که امام خمینی (ره) چه میگوید و از او تبعیت کنید.» و خود سعی میکرد مبارزات سیاسی و مذهبی در مسیر مکتب باشد و با جواز شرعی عمل کند . علاقه ی عجیبی به نیروهای بسیج مردمی داشت . و هر جا مشکلی پیش می آمد از آنها دفاع می کرد . با آنها نشست و برخاست میکرد . با آنها غذا می خورد . بارها دیده شده بود در مسیرش بسیجی ها را می دید ، از ماشین پیاده می شد و با آنها مصافحه می کرد . او می گفت یکی از رمز های موفقیت ما قدر دانی از نیروهای مردمی است . شهید بقایی به همراه عده ای دیگر از جمله شهید حسن باقری در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی برای شناسایی منطقه همانجا ماند . به همین علت دیداری که از امام خمینی داشتند انجام نگرفت . صبح روز بعد ، به اتفاق ایشان و چند تن از فرماندهان دیگر با دو دستگاه جیپ جهت شناسایی منطقه به سمت محل مورد نظر حرکت کردند . شهید بقایی در طی مسیر در حال خواندن قرآن و حفظ سوره والفجر بودند. او به کمک یکی از دوستانش این سوره ی شریفه را از حفظ می خواند . پس از رسیدن به مقصد همگی پیاده شدند . و به طرف سنگر دیده بان حرکت کردند. ایشان در بین راه به برادران همراه می گوید : « آیا می شود انسان به درجاتی که می خواهند در قرآن فرموده است برسد .» « یاَ اَیَتُهاَ النَفسُ المُطمَئِنهِ اِرجِعیِ الیِ رَبِکَ راضیِهً مَرضیِهً...»
و آیا خداوند توفیق این امر مهم را به انسان می دهد که به آن مرحله عالی نائل شود ؟
هنوز کلام مجید به انتها نرسیده بود که خمپاره دشمن به نزدیکی آنان اصابت کرد و او جواب سوال خود را با فوران خون مطهر و قطع پاهایش دریافت نمود و به درجه قرب و رضوان الهی دست یافت .
در شناسایی و طراحی عملیات بیت المقدس در کنار شهید حسن باقری همچون دیگر نبردها نقش به سزایی داشت . در این عملیات او با برنامه ریزی دقیق و هماهنگ توانست نیروهای تحت امر خودرا با همیاری برادران جان بر کف هوانیروز از شمال فکه به جنوب انتقال داده و قرارگاه تحت فرماندهی ایشان (فجر) در کنار قرارگاه نصر و فتح ، مسئولیت شکستن حصر دفاعی خرمشهر را به عهده گرفت و با نبرد دلاورانه تاریخی و با هماهنگی کامل ، خونین شهر را به دامان میهن اسلامی بازگرداند.
, در شناسایی و طراحی عملیات بیت المقدس در کنار شهید حسن باقری همچون دیگر نبردها نقش به سزایی داشت . در این عملیات او با برنامه ریزی دقیق و هماهنگ توانست نیروهای تحت امر خودرا با همیاری برادران جان بر کف هوانیروز از شمال فکه به جنوب انتقال داده و قرارگاه تحت فرماندهی ایشان (فجر) در کنار قرارگاه نصر و فتح ، مسئولیت شکستن حصر دفاعی خرمشهر را به عهده گرفت و با نبرد دلاورانه تاریخی و با هماهنگی کامل ، خونین شهر را به دامان میهن اسلامی بازگرداند,ایشان پس از عملیات رمضان به سمت معاونت شهید باقری در فرماندهی قرارگاه کربلا منصوب شد .
, ایشان پس از عملیات رمضان به سمت معاونت شهید باقری در فرماندهی قرارگاه کربلا منصوب شد,زندگی پر افتخار این شهید بزرگوار پیوسته قرین با عبادت و زهد و خدا جویی بود . از کودکی با خداجویی مانوس بود و در جلسات قرائت قرآن شرکت می کرد و توجه زیادی به دعا و زیارت ائمه اطهار(ع)داشت و می گفت: « همین مراسم روضه خوانی ما رانگه داشته است .» برای اقامه نماز اهمیت فوق العاده ای قائل بود . که نماز جماعت خوانده شود . در هنگام نماز آنقدر خشوع داشت که دیگر برادران به حالش غبطه می خوردند . علاقه ی زیادی به امام خمینی(ره) و روحانیت داشت . معتقد بود گروه گرایی برای انسان تعصب و عجز فکری می آورد . و می گفت: « شما فقط ببینید که امام خمینی (ره) چه میگوید و از او تبعیت کنید.» و خود سعی میکرد مبارزات سیاسی و مذهبی در مسیر مکتب باشد و با جواز شرعی عمل کند . علاقه ی عجیبی به نیروهای بسیج مردمی داشت . و هر جا مشکلی پیش می آمد از آنها دفاع می کرد . با آنها نشست و برخاست میکرد . با آنها غذا می خورد . بارها دیده شده بود در مسیرش بسیجی ها را می دید ، از ماشین پیاده می شد و با آنها مصافحه می کرد . او می گفت یکی از رمز های موفقیت ما قدر دانی از نیروهای مردمی است . شهید بقایی به همراه عده ای دیگر از جمله شهید حسن باقری در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی برای شناسایی منطقه همانجا ماند . به همین علت دیداری که از امام خمینی داشتند انجام نگرفت . صبح روز بعد ، به اتفاق ایشان و چند تن از فرماندهان دیگر با دو دستگاه جیپ جهت شناسایی منطقه به سمت محل مورد نظر حرکت کردند . شهید بقایی در طی مسیر در حال خواندن قرآن و حفظ سوره والفجر بودند. او به کمک یکی از دوستانش این سوره ی شریفه را از حفظ می خواند . پس از رسیدن به مقصد همگی پیاده شدند . و به طرف سنگر دیده بان حرکت کردند. ایشان در بین راه به برادران همراه می گوید : « آیا می شود انسان به درجاتی که می خواهند در قرآن فرموده است برسد .» « یاَ اَیَتُهاَ النَفسُ المُطمَئِنهِ اِرجِعیِ الیِ رَبِکَ راضیِهً مَرضیِهً...»
, زندگی پر افتخار این شهید بزرگوار پیوسته قرین با عبادت و زهد و خدا جویی بود . از کودکی با خداجویی مانوس بود و در جلسات قرائت قرآن شرکت می کرد و توجه زیادی به دعا و زیارت ائمه اطهار(ع)داشت و می گفت: « همین مراسم روضه خوانی ما رانگه داشته است .» برای اقامه نماز اهمیت فوق العاده ای قائل بود . که نماز جماعت خوانده شود . در هنگام نماز آنقدر خشوع داشت که دیگر برادران به حالش غبطه می خوردند . علاقه ی زیادی به امام خمینی(ره) و روحانیت داشت . معتقد بود گروه گرایی برای انسان تعصب و عجز فکری می آورد . و می گفت: « شما فقط ببینید که امام خمینی (ره) چه میگوید و از او تبعیت کنید.» و خود سعی میکرد مبارزات سیاسی و مذهبی در مسیر مکتب باشد و با جواز شرعی عمل کند . علاقه ی عجیبی به نیروهای بسیج مردمی داشت . و هر جا مشکلی پیش می آمد از آنها دفاع می کرد . با آنها نشست و برخاست میکرد . با آنها غذا می خورد . بارها دیده شده بود در مسیرش بسیجی ها را می دید ، از ماشین پیاده می شد و با آنها مصافحه می کرد . او می گفت یکی از رمز های موفقیت ما قدر دانی از نیروهای مردمی است . شهید بقایی به همراه عده ای دیگر از جمله شهید حسن باقری در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی برای شناسایی منطقه همانجا ماند . به همین علت دیداری که از امام خمینی داشتند انجام نگرفت . صبح روز بعد ، به اتفاق ایشان و چند تن از فرماندهان دیگر با دو دستگاه جیپ جهت شناسایی منطقه به سمت محل مورد نظر حرکت کردند . شهید بقایی در طی مسیر در حال خواندن قرآن و حفظ سوره والفجر بودند. او به کمک یکی از دوستانش این سوره ی شریفه را از حفظ می خواند . پس از رسیدن به مقصد همگی پیاده شدند . و به طرف سنگر دیده بان حرکت کردند. ایشان در بین راه به برادران همراه می گوید : « آیا می شود انسان به درجاتی که می خواهند در قرآن فرموده است برسد .» « یاَ اَیَتُهاَ النَفسُ المُطمَئِنهِ اِرجِعیِ الیِ رَبِکَ راضیِهً مَرضیِهً,و آیا خداوند توفیق این امر مهم را به انسان می دهد که به آن مرحله عالی نائل شود ؟
, و آیا خداوند توفیق این امر مهم را به انسان می دهد که به آن مرحله عالی نائل شود ؟,هنوز کلام مجید به انتها نرسیده بود که خمپاره دشمن به نزدیکی آنان اصابت کرد و او جواب سوال خود را با فوران خون مطهر و قطع پاهایش دریافت نمود و به درجه قرب و رضوان الهی دست یافت .
, هنوز کلام مجید به انتها نرسیده بود که خمپاره دشمن به نزدیکی آنان اصابت کرد و او جواب سوال خود را با فوران خون مطهر و قطع پاهایش دریافت نمود و به درجه قرب و رضوان الهی دست یافت,]
ارسال دیدگاه