شهید عثمان احمدی/

اهدا خون به مجروحان تیرباران دژخیمان پهلوی

اهدا خون به مجروحان تیرباران دژخیمان پهلوی
همسرم چند روز قبل از شهادتش، به سه تن از افرادی که در راهپیمایی هدف گلوله دژخیمان پهلوی قرار گرفته بودند و نیازمند خون بودند، خون اهدا کرده بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، شهید عثمان احمدی در روز دهم خردادماه سال 1330 در روستای آرندان سنندج در خانواده ای کشاورز دیده به جهان گشود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,

 

,

عثمان کودکی بیش نبود که پدرش الله مراد بدرود حیات گفت و به دیار باقی شتافت و مادرش بانو زینب سرپرستی عثمان را عهده دار شد. با توجه به شرایط خاص تحصیل علم در زمان حکومت ستم شاهی و هم چنین محرومیت از از نعمت پدر و نداشتن سرپرست و حامی مالی، امکان تحثیل علم برای عثمان فراهم نشد. هرچند عثمان توانست در حد خواندن و نوشتن را در مکتب خانه بیاموزد.

,

 

,

به دلیل شرایطی بسیار بدی که بر خانواده عثمان و بیشتر اهالی زادگاهش حاکم بود، عثمان خیلی زود با سختی زندگی روبرو شد و از همان دوران نوجوانی شروع به کار کرد تا گوشه ای از نیازهای زندگی خود و خانواده اش را تأمین نماید.

,

 

,

عثمان که بعد از فوت پدرش، مادر صبور و مهربانش سرپرستی اش را به عهده گرفته بود؛ امروز می بایست عصای دست مادرش می شد. عثمان با تمام وجود به مادرش خدمت می کرد و قدر دان زحمات مادرش بود. عثمان بعد از معافیت از خدمت سربازی در سال 1352 در شبکه بهداشت و درمان سنندج مشغول به کار شد.

,

 

,

چند صباحی از استخدام عثمان در شبکه بهداشت و درمان سنندج می گذشت که سنت حسنه ازدواج را به جای آورد. عثمان به همراه همسرش در زادگاهش و در کنار مادرش زندگی مشترکش را در عین سادگی آغاز کرد. عثمان با عشق و علاقه به زندگی جدیدش و هم چنین کار شرافتمندانه اش هر روز صبح زود از روستا خارج می شد و در محل کارش حاضر می شد تا مشکلات مردم را برطرف نماید.

,

 

,

هرگاه برای دوستان و آشنایان عثمان مشکلی پیش می آمد، پیشقدم می شد و اگر بین آن ها اختلافی پیش می آمد، پا در میانی می کرد که صلح و آشتی را بین طرفین دعوی برقرار کند. عثمان اصلاح ذات البین را وظیفه خودش می دانست و در این کار سعی می کرد از سایرین سبقت بگیرد.

,

 

,

عثمان در کمک به مردم پیشقدم بود و از هیچ کمکی به دیگران دریغ نمی کرد و با تمام وجود خیرخواه مردم بود.

,

 

,

در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، عثمان بیست و هفت ساله بود و بالغ بر 5 سال از فعالیتش در شبکه بهداشت و درمان سنندج می گذشت. عثمان حالا دیگر صاحب دو فرزند پسر و دو فرزند دختر شده بود و سرپرستی خانواده بزرگی را بر عهده داشت که در روز نهم آبان ماه سال 1357 در حالیکه از محل کارش خارج شده بود تا به منزلش برود، در بین راه هدف گلوله مزدوران رژیم شاه قرار گرفت و به شهادت نائل آمد.

,

 

,

عمال رژیم پهلوی برای استمرار حکومت ستم شاهی، دیوانه وار مردم را به گلوله بسته بودند و به این مسئاله فکر نمی کردند که به طرف هم شهریانشان آتش گشوده اند.

,

 

,

خاطرات همسر شهید:

, خاطرات همسر شهید:,

 

,

همسرم چند روز قبل از شهادتش، به سه تن از افرادی که در راهپیمایی هدف گلوله دژخیمان پهلوی قرار گرفته بودند و نیازمند خون بودند، خون اهدا کرده بود و حتی روز بعد هم به ملاقات آن ها در بیمارستان رفته بود. همسرم در حالیکه آن سه نفر را نمی شناخت به آن ها خون داده بود تا آن ها را از مرگ حتمی نجات دهد.

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه