نقدی بر فیلم «اِو»؛
نمایش چهرهای ناخوشایند از تبریز در جشنواره فجر/ فیلم «اِو» غیرمتناسب با فرهنگ مردم آذربایجان/ آذربایجانیها «پدرکُش» نیستند!
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجانشرقی به اثری مجوز اعطاء کرده است که در کنار محاسن غیرقابل اغماض، عیبی غیرقابل گذشت دارد که در آن شائبهی پدرکُشی آذربایجانیها را در ذهن مخاطب ایجاد میکند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، نخستین فیلم آذربایجانشرقی در حالی به جشنواره فیلم فجر رسیده که در اکرانهای رسمی خود با نگاههای تند مخالفان مواجه گردیده است. اساس داستان در رابطه با "جنازه پدری پیر است که به تازگی فوت شده و قرار بوده تا طبق وصیتش جنازهاش به دانشگاه علوم پزشکی داده شود تا برای کار علمی تشریح شود، اما با اطلاع تنها دختر پیرمرد از این ماجرا او وارد داستان شده و با جدیت تمام از انجام این وصیت جلوگیری میکند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج, , , نخستین فیلم آذربایجانشرقی در حالی به جشنواره فیلم فجر رسیده که در اکرانهای رسمی خود با نگاههای تند مخالفان مواجه گردیده است. اساس داستان در رابطه با "جنازه پدری پیر است که به تازگی فوت شده و قرار بوده تا طبق وصیتش جنازهاش به دانشگاه علوم پزشکی داده شود تا برای کار علمی تشریح شود، اما با اطلاع تنها دختر پیرمرد از این ماجرا او وارد داستان شده و با جدیت تمام از انجام این وصیت جلوگیری میکند.,با بالا گرفتن بحث و جدل میان نماینده دانشگاه برای اعمال قانونی وصیت مرحوم و از سویی مقابله دختر و معرکه گیری او تنها راه باقی مانده اطلاع دادن به همسر دختر معترض است تا به نحوی همسرش را راضی کند تا مسئولین دانشگاه که وصی قانونی پدرش هستند به وظیفهشان برسند. اما در انتها با آمدن داماد مرحوم ورق بازی بر میگردد و مخاطب از آنچه حقیقت ماجرا است در عجب میماند"؛ پایانی که با شائبهی پدرکشی توسط تنها وارث همراه است!
,ارزیابی فنی این اثر را باید به اساتید این حرفه سپرد اما آنچه در نگاه نخست منِمخاطب را متحیر میسازد گزینش چنین موضوعی برای معرفی فرهنگ بومی منطقهی آذربایجان است. جایی که لالایی مادران سرشار از بُنمایههای اسطورهپردازی است و واژهها در قبال پیشینهی ادبی و فرهنگی این مردم رنگ میبازند، ساخت داستانی که از لحاظ سیاهبینی و تلخی در سینمای ایران کمنظیر است، هیچ توجیهی ندارد.
,این اثر که میتوانست سرآغاز انقلابی در حوزهی فیلم سازی در استان باشد و با ورود به عرصهی رقابتیترین جشنواره سینمایی کشور به زبان شیرین آذری نام و آوزهی هنرمندان خوشذوق و بیمانند تبریز را در کشور طنین انداز کند، اینک با اعلان محتوای اثر میرود که خاطرهای تلخ را رقم بزند.
,جدای از ساختار فیلم، کارگردانی و تصویربرداری مهمترین انتقاد وارد شده، شائبهی پدر کشی توسط تنها فرزند خانواده است. این داستان در سرزمینی که شُهره به عشقو تکریم والدین است و خانه امنترین و مقدسترین کانون بهشمار میآید، جز خُسران برای عوامل هیچ رهآورد دیگری نخواهد داشت. چگونه میتوان فرهنگ غنی خطهای را با محوریت قراردادن موضوعی پست و بیمقدار این چنین زیر سوال برد و در فستیوالی که ویترین ملی آثار هنرمندان است، چنین چهرهای از تبریز نشان داد؟
,اصغر یوسفی نژاد اما در پاسخ به شائبهی طرح شده و انتقاد منتقدان میگوید: «طبیعی است فیلمی با دیالوگهای فراوان و با زیرنویسفارسی در اولین دیدار، آن گونه که باید همه مفاهیم و معانی خودرا منتقل نکند. بنابراین با آنکه دیالوگهای داماد متوفی در سکانس پایانی فیلم تصریح میکند که دختر هیچ نقشی در رقم زدن فرجام نامیمون پدر نداشته و او عملا در مقابل عمل انجام شده شوهرش قرارگرفته، اما احیانا حجم بالای دیالوگ و سرعت مکالمه بازیگران به زبان ترکی مانع انتقال مفهوم در زیرنویس شده و شائبهای را به وجود آورده است؛ «شائبه پدرکشی»، البته این برداشت در دیدار مجدد فیلم تغییر خواهد کرد.»
,
این فیلم که با مجوز اداره کل ارشاد استان ساخته شده نخستین اثر از استان آذربایجانشرقی است که شانس حضور در جشنواره فیلم فجر را یافته است و در استان نیز اکران خواهد شد.
باید منتظر ماند و دید در روزهای آتی اهالی سینما و هنر به ویژه صاحبنظران محتوای ماهوی این اثر را چگونه مورد ارزیابی قرار خواهند داد!
]
ارسال دیدگاه