صفرتاصد/ گفتوگوی تفصیلی با رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تبریز(1)؛
بیش از 2 سال برای بررسی طرح جامع تبریز وقت صرف کردم/ از طرح جامع تبریز کسانی انتقاد میکنند که فرق بین طرح جامع را با طرح تفصیلی نمیدانند/ برخی از اعضاء شورا دو شخصیتی هستند
فریدون باباییاقدم از روزهایی که برای بررسی طرح جامع تبریز وقت صرف کرده است سخن گفت و با گلهمندی از عدم نگرش کارشناسی به طرح جامع، از سماجت خود برای حضور در جلسات شورای عالی شهرسازی و اصلاح ایرادات، پرده برداشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، شورای چهارم رو به پایان است و از آنجایی که تاکنون فرصتِ چندانی برای اعضاء شورا مهیا نشده تا گزارشی از عملکرد خویش برای مردم ارائه نمایند و اقدامات خود را در مظان قضاوت شهروندان قرار دهند، پایگاه اطلاعرسانی آناج طی برنامهای مدون هر هفته میزبان دو تَن از نمایندگان پارلمان محلی میشود تا ضمن بررسی مشکلات شهری و مباحثه بر روی آنها، از اعضای شورا بخواهد مهمترین اقدامات تاثیرگذار خود را اعم از کلان و جزئی برای مخاطبان شرح دهند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,اولین میهمان این هفتهی پایگاه اطلاع رسانی آناج، فریدون بابایی اقدم بود؛ این عضو شورا در گفتوگویی صریح و شفاف از نقش موثر خود در تدوین طرح جامع تبریز سخن گفت و به انتقادات وارده به این طرح پاسخ داد. رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای چهارم با اشاره به بحران حاشیهنشینی و عدم وجود برنامهای مدون برای رفع این معضل، به حاشیههای شورا نیز پرداخت.
,بخش اول گفتوگوی آناج با فریدون بابایی اقدم را در ادامه میخوانید:
,مردم میگفتند اگر عضو شورا شوید شماره تلفنتان را هم عوض میکنید/ در طول نمایندگیام ارتباطم را با شهروندان حفظ کردم
, مردم میگفتند اگر عضو شورا شوید شماره تلفنتان را هم عوض میکنید/ در طول نمایندگیام ارتباطم را با شهروندان حفظ کردم, مردم میگفتند اگر عضو شورا شوید شماره تلفنتان را هم عوض میکنید/ در طول نمایندگیام ارتباطم را با شهروندان حفظ کردم,آناج: در طول شورای چهارم بر روی کدام مسایل شهری متمرکز شدهاید و سعی کردهاید بیشتر وقتتان را برای رفع کدام مشکلات اختصاص دهید؟
, آناج: در طول شورای چهارم بر روی کدام مسایل شهری متمرکز شدهاید و سعی کردهاید بیشتر وقتتان را برای رفع کدام مشکلات اختصاص دهید؟, آناج: در طول شورای چهارم بر روی کدام مسایل شهری متمرکز شدهاید و سعی کردهاید بیشتر وقتتان را برای رفع کدام مشکلات اختصاص دهید؟,مهمترین وظیفهی بنده حفظ ارتباط با مردم بود، قبل از اینکه وارد شورا شوم عضو هیئت علمی دانشگاه بودم و به همین سبب ارتباطات تعریف شدهای داشتم، ولی وقتی یک قدم پا را فراتر گذاشتم تا در جامعه نقشآفرینی کنم به اعتماد شهروندان نیاز داشتم. برای تاثیرگذاری در امور شهری مردم باید به بنده مجوز میدادند.
,وقتی به سال 92 برمیگردم و به اهدافی که تعیین کرده بودم نگاه میکنم، میبینم با اهدافی که تعریف کرده بودم جلو آمدهام. روزی که ما میخواستیم خودمان را به مردم معرفی کنیم بیشترین برنامهمان این بود که همیشه با مردم ارتباطمان را حفظ کنیم؛ این کار از چند جهت حسن دارد، اول اینکه ما وقتی وظایف شوراها را یکی یکی بررسی میکنیم اولین وظیفه از انتخاب شهردار شروع میشود، بند دوممان بررسی مسائل و مشکلات شهری در حوزههای مختلف فرهنگی و آموزشی و اجتماعی و ارائه راهکار برای اینهاست.
,اینکه من بتوانم مسائل و مشکلات کالبدی شهر را شناسایی کنم مستلزم این است که من در محلات مختلف شهر حضور داشته باشم تا ببینم مسائلی که مثلا در فلان محله مطرح میکنند چقدر صحت دارد و احیانا راهکار حل این مشکل چیست. یا مثلا راهکار مسائل آموزشی این است که ما با فعالان آموزشی در ارتباط باشیم، مشخصا در بحث مدارس یا دانشگاهها که همگی در گرو حفظ ارتباط با مردم است. من در بهار 92 قبل از اینکه وارد شورا شوم در جلسات مردمی دیدم که اکثر مردم دارای یک ذهنیت منفی هستند و میگویند آقا شما وقتی برای شورا انتخاب شدید احتمالا شماره تلفنتان را هم عوض مینمایید و حتی یادی هم از محلههای ما هم نمیکنید.
,

, این برای خود من نگرانی بزرگی بود که چرا مردم اینگونه میگویند و دارای چنین ذهنیت منفی هستند، متاسفانه به مرور شاهد این بودیم که این اتفاق افتاده است که مردم چنین ذهنیتی دارند. وقتی مردم از جان و دل از کسی حمایت میکنند انتظار هم دارند که نتیجه بگیرند و این ارتباط متقابل بماند. برای همین ما وقتی میخواهیم کارنامه خودمان را بعد از 4 سال به مردم شرح دهیم با جرأت تمام میگوییم ما آنطور که انتظار داشتید با شما ارتباطمان را حفظ کردهایم و در خیر و شر مردم حضور داشتهایم.
,شلوغترین جلساتِ ملاقات مردمی را برگزار میکردم/ منافع کلان تبریز را فدای منافع چند نفر نکردم
, شلوغترین جلساتِ ملاقات مردمی را برگزار میکردم/ منافع کلان تبریز را فدای منافع چند نفر نکردم, شلوغترین جلساتِ ملاقات مردمی را برگزار میکردم/ منافع کلان تبریز را فدای منافع چند نفر نکردم,در جلسات مختلف که دعوت شدهایم حاضر بودهایم و حتی این را با قاطعیت میگویم که ما شلوغترین جلسات ملاقات مردمی را برگزار کردهایم و شاید هر جلسه حدود 6 ـ 7 ساعت طول کشیده است و بیش از 100 نفر را در یک روز ملاقات کردهایم و با 100 نوع درخواست و مشکل متنوع سر و کار داشتهایم. مابقی عملکردمان هم از همین ناشی میشود که سعی کردهایم مردمی بوده و مردمی باقی بمانیم و اگر امروز برای خودم عملکردی میشمارم درنتیجهی ارتباط با مردم بوده است.
,همواره سعی کردهام که بر خواستهها و حق و حقوق مردم پافشاری کنم تا در نهایت از حقشان به نحو احسن دفاع نمایم. روزی که وارد شورای شهر میشدم تاکیدم بر این بود که از دانشگاه میآیم و رشتهام برنامهریزی شهری و تخصصی است که سالها مردم و دولتمان برایمان زحمت کشیدهاند و هزینه کردهاند تا به دست آوریم، پس باید آن را در خدمت مردم قرار دهیم و از آن به نحو احسن استفاده کنیم.
,ما یک نظریه پرداز بزرگ به نام پل دیوود داریم معتقد است یک برنامهریز شهری به عنوان وکیل مدافع مردم میباشد، شاید اگر از بُعد حقوقی نگاه کنیم این مسئله خیلی ملموستر باشد ولی وقتی یک فردی خودش را به عنوان برنامهریز شهری مطرح میکند، برایش اولین و آخرین اولویت دفاع تمام عیار از حق و حقوق مردم است. شاید در این دفاع از حق و حقوق، چند نفر هم متضرر شوند ولی برای ما اولویت اول منافع کلان مردم است که سعی کردهایم در این 4 سال گذشته پایبند این موضوع باشیم.
,بیش از 2 سال برای بررسی طرح جامع تبریز وقت صرف کردم/ در شورای چهارم به ندرت شاهد خرد جمعی بودم
, بیش از 2 سال برای بررسی طرح جامع تبریز وقت صرف کردم/ در شورای چهارم به ندرت شاهد خرد جمعی بودم, بیش از 2 سال برای بررسی طرح جامع تبریز وقت صرف کردم/ در شورای چهارم به ندرت شاهد خرد جمعی بودم,آناج: برخی صاحبنظران بر این عقیدهاند اعضاء شورای چهارم بیشتر درگیر حاشیه بودهاند و برخلاف شوراهای شهرهایی مثل اصفهان و تهران کمتر به دنبال تدوین طرح رفتهاند، آیا شما در طول سالهای اخیر طرحی را ارائه و یا به دنبال اهداف کلان رفتهاید؟
, آناج: برخی صاحبنظران بر این عقیدهاند اعضاء شورای چهارم بیشتر درگیر حاشیه بودهاند و برخلاف شوراهای شهرهایی مثل اصفهان و تهران کمتر به دنبال تدوین طرح رفتهاند، آیا شما در طول سالهای اخیر طرحی را ارائه و یا به دنبال اهداف کلان رفتهاید؟, آناج: برخی صاحبنظران بر این عقیدهاند اعضاء شورای چهارم بیشتر درگیر حاشیه بودهاند و برخلاف شوراهای شهرهایی مثل اصفهان و تهران کمتر به دنبال تدوین طرح رفتهاند، آیا شما در طول سالهای اخیر طرحی را ارائه و یا به دنبال اهداف کلان رفتهاید؟,نباید ما محور فعالیتهای خود را در یک طرح یا لایحه خلاصه کنیم. بعضا خود اعضای شورا جمع میشوند یک طرحی را مطرح میکنند و در نهایت جمعبندی کرده و به شهرداری ابلاغ میکنند که اجرایش کند. یا اینکه منتظر میشوند شهرداری برایشان لایحههایی بیاورد؛ اما خیلی وقتها ما به عنوان اعضای شورا در یک جلسه یا کمیسیون خاصی، ایفای نقشمان بیشتر از نقشی است که بخواهیم به تنهایی و در قالب یک طرح ارائه بدهیم.
,اینکه بخواهیم طرحها و لایحهها را به صورت کمی آمار دهیم و بگوییم در این دوره شورا 10 یا 20 طرح داده شد این حرف معقول و منطقی نیست چون طرح با طرح متفاوت است چه بسا ما طرحی داشته باشیم که وزنش به اندازه صدها طرح یا لایحه دیگر باشد. مثلا از لوایح شهرداری میگوییم، لایحه هبهای داشتهایم که مبلغ آن کم بوده آمده اما روی آن لایحه یک ساعت هم وقت گذاشته شده است و همه اظهار نظر کردهاند و در آخر هم دیدهایم که یک ساعت وقت اعضا تلف شده است، اما بر عکس، من میگویم که چنین نیست. بنده به طرح جامع اشاره میکنم، طرح جامع طرحی نبود که شورا ارائه کند، طرح توسعه شهر تبریز بود که خوشبختانه با دوره ما مواجه شد، واقعا خدا را شاکرم که طرحهای جامع که معمولا از هر 15 ـ 20 سال کار میشود و در سال 49 اولین طرح جامه کار شده بود در 74 دومین، این سومین دورهای بود که مصادف شد با دوره ما و پانزدهم ماه گذشته تصویب شد که شاید بخش عمدهای از وقت خود من در طی دوسال گذشته به حضور در جلسات بررسی طرح جامع اختصاص پیدا کرد و در نهایت به تصویب طرح جامع در شورای عالی شهرسازی در تهران منجر شد.
,با اینکه شاید بتوانم بگویم که به هیچ وجه خودم طرحی را ننوشتهام ولی تقشی که در فرایند بررسی و تصویب طرح جامع داشتهام، با چندین طرح و لایحهای که در سه سال و نیم گذشته به صحن شورا آمده است، برابری میکند.
,برای محک زدن هم خواهش میکنم که معیارتان این نباشد که در اصفهان و تهران این همه طرح آمده پس چون ما نداشتهایم، شورایمان ضعیف است. برای محک زدن شورای شهر با ایمان کامل میگویم که یکی از بزرگترین ایرادات ما بعد از سه و سال این است که باید یک اراده جمعی و خرد جمعی بر آن حاکم باشد. خردی جمعی که وقتی معنی پیدا میکند که مثلا یک همکار طرحی مطرح میکند؛ من که در مورد آن طرح اطلاعاتم کم و ناقص است مخالفت میکنم یا سوال دارم. همکاری که آن طرح را آورده یا با آن موافق است ادله خود را مطرح میکند و من متقاعد میشوم که به آن طرح یا لایحه رای دهم، این فضا را من در این دوره شورا کم دیدم. یعنی ما باید به همکارمان احترام بگذاریم و اگر یک دفاع منطقی از آن طرح میکند نهایتا به آن طرح رای دهیم.
,عدهای قبل از آنکه جلسهی شورا بیایند رأی خود را در مورد طرح یا لایحه معین میکردند/ آنان به اظهارات کارشناسی دیگران اهمیتی نمیدادند
, عدهای قبل از آنکه جلسهی شورا بیایند رأی خود را در مورد طرح یا لایحه معین میکردند/ آنان به اظهارات کارشناسی دیگران اهمیتی نمیدادند, عدهای قبل از آنکه جلسهی شورا بیایند رأی خود را در مورد طرح یا لایحه معین میکردند/ آنان به اظهارات کارشناسی دیگران اهمیتی نمیدادند,بیشتر وقتها بنده با توضیحاتی که داده میشد، قانع میشدم و چون به موضوع اشرافیت کامل نداشتم، رای خودم را عوض میکردم. چون میدیدم که حرف منطقی است. ولی این فضا خیلی کمتر حاکم بود. گاه شاهد بودیم که تعدادی از همکاران قبل از اینکه به جلسه بیایند درباره طرح یا لایحه به خصوص تصمیمشان را از قبل گرفته و در جلسه حاضر میشدند و رای موافق و مخالف دادنشان چیزی جز اتلاف وقت جلسه نبود. آنان وقتی در جلسه مینشستند اهمیت نمیدادند که طرف مقابل چه گفت و چه نگفت، طرف مقابل در حال توضیح دادن بود و آنان با موبایلشان بازی میکردند و یا با بغل دستیشان حرف میزدند، این بزرگترین ایراد شورای چهارم تبریز بود و ما به نفس شورا که خرد جمعی است، نرسیدیم.
,

, در طرح جامع اولیه شمالغرب تبریز را حذف کرده بودند!/ با تصویب نهایی این طرح حقوق مکتسبه بخشی از مردم ضایع میشد
, در طرح جامع اولیه شمالغرب تبریز را حذف کرده بودند!/ با تصویب نهایی این طرح حقوق مکتسبه بخشی از مردم ضایع میشد, در طرح جامع اولیه شمالغرب تبریز را حذف کرده بودند!/ با تصویب نهایی این طرح حقوق مکتسبه بخشی از مردم ضایع میشد,آناج: در صحبتهایتان فرمودید در تدوین طرح جامع تبریز نقش داشتید، اخیرا برخی از اعضاء شورا و مسئولین استانی از این طرح انتقاد و عنوان کردند موارد توسعه شهر تبریز در این طرح در نظر گرفته نشده است، یکی از اعضاء شورا نیز مدعی شدند شما روستاهایی را که در آنجا پایگاه رأی داشتید وارد محدوده طرح جامع کردهاید، پاسختان به این انتقادات چیست؟
, آناج: در صحبتهایتان فرمودید در تدوین طرح جامع تبریز نقش داشتید، اخیرا برخی از اعضاء شورا و مسئولین استانی از این طرح انتقاد و عنوان کردند موارد توسعه شهر تبریز در این طرح در نظر گرفته نشده است، یکی از اعضاء شورا نیز مدعی شدند شما روستاهایی را که در آنجا پایگاه رأی داشتید وارد محدوده طرح جامع کردهاید، پاسختان به این انتقادات چیست؟, آناج: در صحبتهایتان فرمودید در تدوین طرح جامع تبریز نقش داشتید، اخیرا برخی از اعضاء شورا و مسئولین استانی از این طرح انتقاد و عنوان کردند موارد توسعه شهر تبریز در این طرح در نظر گرفته نشده است، یکی از اعضاء شورا نیز مدعی شدند شما روستاهایی را که در آنجا پایگاه رأی داشتید وارد محدوده طرح جامع کردهاید، پاسختان به این انتقادات چیست؟,همانطور که امروز به عنوان یک قالیباف میآییم و بر مبنای طرح و نقش فرش میبافیم، نمیتوانیم با تصورات ذهنی فرش ببافیم، شهر هم همین طور است، دل بخواهی درست نمیشود. باید از قبل نقشه داشته باشید و بر اساس آن نقشه که به تصویب رسیده است و شهروندان هم خودشان را پایبند به آن میدانند حرکت کنید.
,در حال حاضر نقاطی از شهر مثل مناطق حاشیهنشین به صورت خودرو رشد کرده است چون درآنجا چیزی به نام نقشه وجود نداشته است که طول و عرض کوچه و خیابان مشخص شده باشد. بنده شهرکها را مثال میزنم، در شهرکهای جنوبی یا شرقی واقعا چقدر حساب و کتاب حاکم است؟ هر کاری که انجام گرفته با اصول کامل میباشد و رشدش یک رشد ارگانیک نیست. طرح جامع نیز از این قضیه مستثنی نمیباشد.
,من از روز اول علاقه داشتم که در کمیسیون ماده 5 حضور داشته باشم منتهی چون در سال اول همکار دیگرمان برای حضور در آنجا داوطلب شد، از طرف شورا ایشان انتخاب و به جلسه رفتند.
,جلسات طرح جامع شهر تبریز در کمیسیون ماده پنج بررسی میشد تا اینکه در سال دوم من به عنوان نماینده شورا خودم مشتاق گشتم که در آن جلسات حضور داشته باشم و از مهر ماه سال 93 من به آن جلسات رفتم و از طرف شورا در کمیسیون فنی ماده پنج نماینده شدم.
,در اولین جلسهی حضورم مهندسین شهرسازی آمدند تا طرح جامع تبریز را گزارش دهند، گفتم که ما از روز اول که آمدیم گفتهایم که رشته ما برنامهریزی شهری است و ادعا داریم که در این رشته تخصص داریم و اصلا سالهای سال به همین خاطر درس خواندهایم و تدریس کردهایم و در این حوزه پژوهش داریم. بنده آنجا دیدم که محدوده قبلی ما قبلا در سهلان و در شمالغرب متوقف شده بود، مشاهده کردم از سهلان بالغ بر 6250 حذف شده و در عوض پلی که در مقابل پایگاه دوم شکاری قرار دارد بیرون گذاشته شده است. یعنی هم فرودگاه بیرون گذاشته شده است هم قسمت زیرین سه راه فرودگاه شروع و تا سهلان که ما آنجا حقوق مکتسبه داشیم و مردم آمده و برای آنجا پروانه گرفته بودند، کارگاه کار کرده بودند، احیانا خلافی ماده 100 را داده و ابقاء هم گرفته بودند و کلی حق و حقوق شهروندان در ضلع جنوبی و ضلع شمالی جاده تبریز ـ صوفیان بود و بدتر از همه اینکه خود فرودگاهی که در هر جای دنیا به عنوان کانون توسعه است و به جای اینکه با محوریت فرودگاه توسعه شهر انجام گیرد در شهر ما آورده و این محدوده را بیرون گذاشته بودند و در عوض در پایین اتوبان کسایی یک محوطه بزرگ به شهر تبریز ملحق شده بود.
,من اینجا شهرک صیاد شیرازی را مثال میزنم. فرضا آن را کنار میگذارم و میگویم این دیگر تمام شد، دیگر شهرک نیست. یا مثلا در فلان جا یک کارگاه از شهرداری پروانه گرفته است، حالا میگوییم این پروانه منسوخ است. نمیتوانیم این کار را بکنیم. چون غلط بود و حقوق مکتسبه مردم را در نظر نگرفته بود اینها را مبنا قرار داده و گفتیم که بنا به این دو دلیل کلا غلط است و باید بازنگری اساسی بشود. این را آوردیم در دستور جلسه کمیسیون شهرسازی و معماری شورا قرار دادیم. در آن کارگروه زیربنایی چندین جلسه دیگر برگزار کردیم، در آنجا هم مواضمان را اعلام کردیم و اشکالات طرح را مطرح کردیم. یک جلسه را هم در دانشگاه برگزار کردیم، طرح را فرستادیم اساتید رشتههای مختلف هم دیدند و آنها هم ایرادات را مطرح کردند و با یک بنیان فکری ما ایراداتی به طرح جامع وارد کردیم؛ حتی در صحن شورا هم یک روز دستور جلسه قرار دادند که طرح جامع بررسی شد.
,در شورای شهر تبریز گوش شنوایی نبود تا ایراداتم را بشنود/ پارک ارم را مسکونی میکردند و بنده با آن مخالف بودم
, در شورای شهر تبریز گوش شنوایی نبود تا ایراداتم را بشنود/ پارک ارم را مسکونی میکردند و بنده با آن مخالف بودم, در شورای شهر تبریز گوش شنوایی نبود تا ایراداتم را بشنود/ پارک ارم را مسکونی میکردند و بنده با آن مخالف بودم,در نهایت علیرغم تمام سرو صداها ایراداتش مطرح شد باز هم دیدید که با فضای تبلیغاتی شورا مواجه شد که شما با صحن شورا بهتر از من آشنا هستید و بیشتر اوقات انتقادات از شخص انجام میگیرد نه از سخنان او. و این دومین ایراد بزرگ شورای کنونی بود. علی رغم مسائلی که ما مطرح کردیم گوش شنوایی نبود، هیچ کدام از کسانی که در تصویب طرح تاثیرگذار بودند به حرف من گوش نکردند که ببینند دلیل مخالفتم با این طرح چیست.
,حتی قبل از اینکه من به شورا بیایم محدوده پارک جنگلی ارم که حدودا 129 هکتار زمین است در طرح تفصیلی تبریز برای آن کاربریهای شهری تعریف شده بود. من در سال92 به شورا آمدهام این طرح در سال 90 ـ 91 تصویب شده بود. برای 120 هکتار پارک جنگلی ارم که دست کم قدمت 50 ساله دارد کاربریهایی مثل مسکونی، کارگاهی، آموزشی، اداری و درمانی تعریف شده بود، یعنی باید چند هزار اصله درخت را میبریدند تا آنجا را مسکونی کنند. این طرح جامع هم به همان کارهای اشتباه صحه گذاشته بود. یعنی به جای اینکه فرصتی باشد برای زدودن آن اشتباهات همان اشتباهات در حال تکرار بود؛ ما هرچه گفتیم گوش نکردند در بیست و چهارم اسفندماه 94 طرح جامع بدون هیچ کدام از اصلاحاتی که مطرح شده بود رفت در شورای برنامهریزی استان تصویب شد.
,اینجا طرح را بدون اعمال اصلاحات تصویب کردند/ با سماجت تمام در جلسات کمیته فنی شورای عالی شهرسازی کشور حاضر شدم
, اینجا طرح را بدون اعمال اصلاحات تصویب کردند/ با سماجت تمام در جلسات کمیته فنی شورای عالی شهرسازی کشور حاضر شدم, اینجا طرح را بدون اعمال اصلاحات تصویب کردند/ با سماجت تمام در جلسات کمیته فنی شورای عالی شهرسازی کشور حاضر شدم,طرح جامعی که کوله باری از ایرادات، مثل صحه گذاشتن بر اشتباهات فاحش شهرسازی قبلی بود و همانطور که گفتم حدود 600 هکتار از سه راهی اهر و حدود 4 هزار تا 5 هزار هکتار هم از مسیر تراکتورسازی در جنوب غربی بیرون گذاشته بود. در عوض چندین هزار هکتار از اتوبان کسایی به محدوده اضافه شده بود، بنده به عنوان نماینده مردم وظیفه داشتم بیشتر وقت بگذارم و شب و روزم را به این طرح جامع اختصاص دهم، آنها را یکی یکی درآورده نقاط ضعف و قوتش را روشن کنم، از نقاط قوتش در هر حالت دفاع کردیم ولی تمام تلاشمان را کردیم که نگذاریم با این نقاط ضعف طرح تصویب شود؛ اینجا که حرفمان را نشنیدند، میشود گفت که با نوعی اصرار و سماجت که شاید اصلا نباید به این جلسات میرفتم، رئیس شورا را دعوت میکردند به کمیته فنی شورای عالی شهرسازی کشور، ولی به هر طریق با سماجت در چند تا از این جلسات شرکت کردیم.
,

, اینکه در مملکت ما عدهای کارشناس باتقوا بدون اینکه بگویند باباییاقدم کیست به حرفهایم گوش دادند، جای امیدواری دارد
, اینکه در مملکت ما عدهای کارشناس باتقوا بدون اینکه بگویند باباییاقدم کیست به حرفهایم گوش دادند، جای امیدواری دارد, اینکه در مملکت ما عدهای کارشناس باتقوا بدون اینکه بگویند باباییاقدم کیست به حرفهایم گوش دادند، جای امیدواری دارد,چند ماه بعد از اینکه در اینجا تصویب شده بود در تهران در اولین جلسه شورای عالی شهرسازی ـ معماری طرح جامع تبریز مطرح شد، 13 مورد ایراد بر آن شده بود و در آنها هیچ کدام از این بحثهایی که من میگفتم نبود. اینکه یک قسمت حذف شود یک قسمت دیگر اضافه شود یا اشتباهاتی مثل پارک جنگلی ارم که عرض کردم نباشد اینها در آنجا اصلا طرح نشده بود. شورای عالی 13 مورد علامت سوال گذاشته و به کمیته فنی شورای عالی گفته بود که بروید و این 13 مورد را بررسی کنید و نتیجه بررسیهایتان را مجددا به شورای عالی بیاورید.
,تا اینکه من هم چندین جلسه رفتم و در آنجا موضوعاتی را مطرح کردم، جا دارد از اعضایی در آنجا بودند، تشکر کنم، چون این امیدوار کننده است که در مملکت ما یک سری کارشناسان واقعی و کاربلد و با تقوا هستند که بدون اینکه برایشان مهم باشد که من چه کسی هستم به حرفهای من گوش دادند.
,پرونده برای بار دوم به شورای عالی شهرسازی رفت و بخشی از مواردی که ما گفته بودیم، در صورت جلسه آمد. از جمله عدم حذف شمالغرب از محدوده شهر که باید سر جایش میماند. چون اینجا بحث ما عدم حذف شمالغرب بود، بحث الحالق یکی دو تا روستا نبود. حذف 6 ـ 7 هکتار به غلط از طرح با سکوت راحت جلو رفته بود، باز هم در شورای عالی یک سری ایرادات دیگر گرفته شده بود بخصوص در الحاق بعضی روستاها که باز هم ما را در تهران به جلسات دعوت کردند و رفتیم و قرار شد که از تبریز بازدید میدانی شود و کارشناسان شورا عالی که از وزارتخانههای مختلف بودند تشریف آوردند به تبریز و ما دو روز همراه با آنها بازدید داشتیم و نهایتا طرح جمعبندی شده در پانزدهم آذر در قالب 31 بند مصوب شده به آقای استاندار ابلاغ شد که حداقل بخش عمدهای از نکاتی که من خیلی تاکید داشتم در مصوبه نهایی لحاظ شد از جمله بند یک: عدم حذف شمالغرب، بند دو: عدم ضرورت اضافه شدن محدودههای دامنههای جنوبی، دامنههای سهند به شهر تبریز، بند سوم: پارک جنگلی ارم، تعیین تکلیف بافت فرسوده و بافت تاریخی شهر تبریز، تعیین تکلیف بحث بلند مرتبه سازی در شهر تبریز، بحث افزایش حریم شهر تبریز، بحث روستاهای الحاقی که لازم است بگویم بخش قابل توجه نکاتی که ما گوشزد میکردیم آنجا گوش شنوا پیدا کرد و ارزیابیشان این بود که همانطور که گفتم آن موقع مباحثمان آمد ولی با این حال یک سری مصوبههای دیگر هم میتوانستیم در مصوبه طرح جامع لحاظ کنیم که در آنجا به هر حال موافقت نشد.
,از طرح جامع تبریز کسانی انتقاد میکنند که تفاوت طرح جامع را با طرح تفصیلی نمیدانند/ منتقد بنده فرق بین منفصل و متصل را هم نمیدانست!
, از طرح جامع تبریز کسانی انتقاد میکنند که تفاوت طرح جامع را با طرح تفصیلی نمیدانند/ منتقد بنده فرق بین منفصل و متصل را هم نمیدانست!, از طرح جامع تبریز کسانی انتقاد میکنند که تفاوت طرح جامع را با طرح تفصیلی نمیدانند/ منتقد بنده فرق بین منفصل و متصل را هم نمیدانست!,من این نکته را عرض کنم که، وقتی میگوییم نقد، باید بدانیم اولین شرط نقد این است که یک منتقد در آن موضوع به خصوص مثل نویسندگی یا فیلمسازی و غیره اشرافیتش بیشتر باشد. نقد یک منتقد آن زمان منطقی و معقول خواهد بود که بر موضوع تسلط داشته باشد. من خودم را مثال میزنم؛ رشته من برنامهریزی شهری است چطور میتوانم یک عمل قلب باز را که یک پزشک جراح انجام داده را نقد کنم که ببینم که خوب عمل کرده است یا نه؟ من تا چه حد میتوانم در این باره نظر درست بدهم؟ از طرح جامع هم افرادی انتقاد کردند که چه بسا تفاوت طرح تفصیلی با طرح جامع را نمیدانستند. حتی بعضیها به طرح جامع طرح جامعه میگفتند و جالبتر اینکه طرف فرق بین منفصل و متصل را هم نمیدانست. مثلا میگفت شما فلان جا را به شهر منفصل کردهایید و فلان جا را از شهر متصل کردهاید! فیلم این گفتوگوها هست. حتی کسی که معانی واژههای ابتدایی را نمیداند در لباس منتقد من میآمد و مینشست. این را هم افکار عمومی شهر و هم از حوزههای دانشگاهی و حوزههای تخصصی میآیند بهتر خواهند توانست قضاوت کنند. ضمن اینکه نسلهای آتی در این ارتباط بهتر از همه قضاوت خواهند کرد که چه کسی حق بود و خدای ناکرده چه کسی ناحق.
,به تک تکِ محلهها رفتهام و مشکلاتشان را از نزدیک دیده و برای حل آنها تلاش کردهام
, به تک تکِ محلهها رفتهام و مشکلاتشان را از نزدیک دیده و برای حل آنها تلاش کردهام, به تک تکِ محلهها رفتهام و مشکلاتشان را از نزدیک دیده و برای حل آنها تلاش کردهام,آناج: اگر بخواهید به جز طرح جامع تبریز، دیگر اقدامات مفیدتان را عنوان کنید، به کدام موارد اشاره میکنید؟
, آناج: اگر بخواهید به جز طرح جامع تبریز، دیگر اقدامات مفیدتان را عنوان کنید، به کدام موارد اشاره میکنید؟, آناج: اگر بخواهید به جز طرح جامع تبریز، دیگر اقدامات مفیدتان را عنوان کنید، به کدام موارد اشاره میکنید؟,بنده این را بارها گفتهام که بنده بیش از 90 درصد وقتم را برای ملت گذاشتهام، به این صورت که مثلا آمدهاند و در دفتر من گفتهاند که کوچه ما فاضلاب ندارد. یا جدول دفع آبهای سطحی کوچه ما خوب نیست یا آسفالتش فرسوده شده است. از آنها شماره تلفن گرفتهام و کنار فرمی که پر میکنند یک کلمه بازدید نوشتهام. بلافاصله بعد از اینکه از جلسات ملاقات مردمی خارج شدهام تا جسله ملاقات مردمی هفته آینده در عرض 6 ـ 7 روز یک به یک رفته از آن مکانها بازدید کردهام.
,مثلا وقتی از فلان محله آمدند و مشکلاشان را به ما گفتند زنگ زده و گفتهام آقای فلانی شما به دفتر ما آمده بودید الان در محله باشید داریم آنجا میآییم. رفتهایم و از محله بازدید کردهایم و تمام محله را گشتهایم و در نهایت با انجام کارهای مختلف که مورد نیاز بود مشکل محله را تا جایی که رضایت اهل محل حاصل شود به طور کامل حل کردهایم. این کارها گاها پروسه چند ماهه بوده، برای یک کوچه اولین کاری که کردهایم کارهای دیگر پشت سرش آمده و این روند را تا آخر ادامه دادهایم. این به لحاظ اهمیت خیلی زیاد نیست، چون مثلا آسفالت یک محله را انجام دادهایم و مثلا بعد از یکی دو سال که گذشته است میبینیم آسفالت در بعضی جاها مشکل پیدا کرده است. ولی این کاری که برای طرح جامع کردیم نه تنها برای نسل امروز که من را به عنوان نماینده خودش انتخاب کرده است، بلکه برای نسلهای آینده هم ماندگار است. برای همین میگویم که شاید من برای طرح جامع کم وقت گذاشتهام ولی اهمیتی که این طرح جامع در کارنامه عملکرد من دارد 90 درصد است و 10 درصد باقی مانده به دنبال کارهای مردم در محلات مختلف دوندگی کردن است. اینها واقعا کارهای انرژیبر و وقت گیر است ولی ما سعی کردهایم برای مردم گوش خوبی برای شنیدن درددلهایشان باشیم.
,پارادوکس یعنی فردی مدام از رئیس شورا انتقاد و حاشیهسازی کند اما در سال آخر به همان رئیس رأی دهد!
, پارادوکس یعنی فردی مدام از رئیس شورا انتقاد و حاشیهسازی کند اما در سال آخر به همان رئیس رأی دهد!, پارادوکس یعنی فردی مدام از رئیس شورا انتقاد و حاشیهسازی کند اما در سال آخر به همان رئیس رأی دهد!,آناج: در کمیسیونهای تحت ریاستتان در طول سالهای اخیر چقدر نقش ایفا کردهاید؟ برخیها معتقدند این کمیسیونها سهام اعضاء یک جریان است، قبول دارید؟
, آناج: در کمیسیونهای تحت ریاستتان در طول سالهای اخیر چقدر نقش ایفا کردهاید؟ برخیها معتقدند این کمیسیونها سهام اعضاء یک جریان است، قبول دارید؟, آناج: در کمیسیونهای تحت ریاستتان در طول سالهای اخیر چقدر نقش ایفا کردهاید؟ برخیها معتقدند این کمیسیونها سهام اعضاء یک جریان است، قبول دارید؟,این چنین نیست که من جایی رئیس باشم توانم بیشتر باشد، جایی که فرد عادی باشم توانم کمتر باشد. در اولین روز که شهریور ماه بود تا امروز که بهمن ماه است، همیشه در صحن شورا و کمیسیونهایش و حتی خارج از آن همیشه این فضای بداخلاقی حضور داشته است. یعنی اینکه اگر تا دیروز که همه باهم هستیم اگر چیزی به من برسد همه را تعریف میکنم، امروز طوری بود که چیزی به من نرسید زمین و زمان را بر هم میزنم و با همه چیز مخالفت میکنم و میگویم این غلط است و چنین است و چنان نیست.
,در حالی که فردی که امروز شاکی است دیروز هم باید شاکی میبود. چطور میشود که فردی در اول شاکی است، سال دوم و سوم شاکی نیست و راضی است باز هم سال چهارم شاکی است؟ این خودش یک سوال است دیگر! طرف میآید پشت سر رئیس بد و بیراه میگوید، وقتی که رئیس تا میخواهد یک جلسه سه ساعته را اداره کند، طرف دست کم ده بار میکروفن خودش را باز میکند و مدام رئیس را در آن جلسه معذب میکند و انواع و اقسام حواشی را ایجاد میکند و خیلی جالب است که در پایان سال در 12 شهریور که قرار است برای ریاست رای گیری شود باز هم برمیگردد و به همان رئیس رای میدهد. خب این یک پارادوکس است.
,من میگویم آقا مگر شما در این یک سال گذشته اعتراض نداشتید؟ یک سال مداوم به رئیس انتقاد میکنید که شما مدیریت بلد نیستید و برخورد قانونی نمیکنید! در پایان باز هم به همان رئیس رای میدهید. اگر با این اعتراضات شما در پایان سال به این رئیس رای ندهید منطقی است و من هم که در گوشهای نشستهام قانع میشوم و میگویم ببینم حرف حسابش چیست شاید حرف معقولی میزند پس ما به این رئیس رای ندهیم به کس دیگری رای بدهیم. ولی من میبینم چنین نیست.
,برخی از اعضاء شورا دو شخصیت دارند!/ به دبیری گفتم ریاست کمیسیون را نمیخواهم/ پیشنهاد همدلی اقلیت و اکثریت را من دادم
, برخی از اعضاء شورا دو شخصیت دارند!/ به دبیری گفتم ریاست کمیسیون را نمیخواهم/ پیشنهاد همدلی اقلیت و اکثریت را من دادم, برخی از اعضاء شورا دو شخصیت دارند!/ به دبیری گفتم ریاست کمیسیون را نمیخواهم/ پیشنهاد همدلی اقلیت و اکثریت را من دادم,بعضی از همکارانی که آنجا نشستهاند دو تا شخصیت دارند. یکی شخصیتی که با آن خودشان را به رسانهها معرفی میکنند، یک شخصیت که مالِ خودش است. در پشت پردههای خودشان، در جلسات لابی خودشان نشان میدهند و این است که ما را بعضا در پارادوکس قرار میدهند و نمیتوانیم همکارانمان را بشناسیم که کیست و فکرش چیست و چطور میشود که امروز این حرف را میزند فردا برمیگردد 180 درجه برعکس حرف دیروزش را میزند.
,

, در ارتباط با کمیسیونها هم بینی و بین الله با آقای دبیری حرف بزنید و از ایشان بپرسید. سال اول ما هیچ کدام از همکارانمان را نمیشناختیم. 28 خرداد نتایج اعلام شد، 12 شهریور شروع به کار کردیم. تا بیاییم شروع به کار کنیم یک اقلیت و اکثریتی تشکیل شده بود. ولی در سال بعدی وقتی هئیت رئیسه تشکیل شده من به آقای دکتر دبیری گفتم که آقای رئیس من حاضرم به عنوان یک عضو عادی شورا حضور داشته باشم، نه مسئولیت کمیسیون را به من بدهند نه رئیس کمسیون شوم و نه ادعای آنچنانی دارم. نه میخواهم از هئیت رئیسه باشم نه میخواهم در کمیسیونها مسئولیت داشته باشم، ولی طوری باشد که شورایمان شورای بیست و یک نفره باشد.
,حتی یکی از کسانی که پیشنهاد تعامل سال سوم را داد من بودم. میگفتم آقای دکتر بروید با گروه اقلیت حرف بزنید هر چه هم میخواهند بدهید که باهم باشیم تا چیزی به نام اقلیت و اکثریت در گروهبندیهایمان نباشد و حتی در همین سال آخر هم گفتم آقا کمیسیون شهرسازی نیست مگر؟ هر چند من عمر و وقتم را صرف این کمیسیون کردهام ولی باز هم حاضرم از کمیسیون بگذرم و مسئولیتش با من نباشد به یک نفر دیگر بدهید و بگذارید تنشهای شورایمان کم شود و آرامش بر شورایمان حاکم شود و حواشی کم گردد.
,اینطور نبود که بگویم ما چون به دکتر دبیری رای میدهیم پس در فلان کمیسیون به رویمان باز خواهد شد. اصلا چنین نیست. منتهی گاها بعضی شرایط پیش میآید که ما مجبور میشویم بعضی مسئولیتها را قبول کنیم. مثلا این دوره من پای ثابت و عضو کمیسیون عمران بودم ولی در سال آخر دیدم شورا واقعا در چه فضای خاصی گیر میکند که به آقای شهین باهری که فرد عمرانی استانمان است، یک فردی که مسئولیت جامعه مهندسیمان دست اوست، رای نمیدهند که یک فرد عادی کمیسیون شورای شهر باشد. البته آنجا من گفتم اگر چنین باشد من نمیخواهم. در همان جلسه انصرافم را دادم و گفتم آقای دکتر من عضو کمیسیون نمیشوم در عوض آقای مهندس شهین باهر بیایند و عضو کمسیون شوند تا بروند آنجا و پیگیری مسائل ما بیشتر شود.
,با کسی عقد اخوت نبستهام
, با کسی عقد اخوت نبستهام, با کسی عقد اخوت نبستهام,این کار را کردم چون او از من برای این امر محقتر است، این فضای شورای ماست. خودتان بیایید قضاوت کنید که بقیه انتخابهای ما در داخل شورا روی چه حساب و کتابی میتوانست باشد؟ با اینکه ما با آقای دکتر دبیری با هم بودیم بیشتر اوقات وقتی آقای دکتر دبیری به لوایحی رای موافق داده ما رای مخالف دادهایم. خودتان دیدهاید. اینطور نبوده که ما بگوییم با یکی عقد اخوت بستهایم پس چون عقد اخوت داریم، چه غلط و چه صحیح من مجبورم که به حرفهای او گوش بدهم. چنین نبود. ما به عنوان یک نماینده مستقل میدانستیم و یک فکر مستقل میدانستیم و بر اساس آن تشخیصی که خودمان میدادیم نسبت به موضعگیریهایی که در صحن شورا و در کمسیونها میشد نظرمان را اعلام میکردیم.
,انتهای پیام/
, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه