نگاهی به فیلم سینمایی انزوا؛

خاص بودن در عین بی کیفیتی/ متن بزرگترین نقطه ضعف "انزوا"

خاص بودن در عین بی کیفیتی/ متن بزرگترین نقطه ضعف "انزوا"
انزوا شبیه هیچ فیلم دیگری نیست. متفاوت بودن اما دردی از فیلم دوا نمی‌کند، و نتیجه علی‌رغم آنکه «خاص» است، کیفیت بالایی ندارد. متفاوت است، چون از معدود تجربه‌های سینمای ایران در ارائه‌ی یک کارگردانی هویت‌مند است
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ انزوا شبیه هیچ فیلم دیگری نیست. متفاوت بودن اما دردی از فیلم دوا نمی‌کند، و نتیجه علی‌رغم آنکه «خاص» است، کیفیت بالایی ندارد. متفاوت است، چون از معدود تجربه‌های سینمای ایران در ارائه‌ی یک کارگردانی هویت‌مند است، و تک‌تک اجزای کارگردانی قابل قبول فیلم، از یک جهان‌بینی خاص و اصیل ریشه می‌گیرد که چیزی متفاوت از سبک و سیاق معمول و متعارف سینمای ایران است. امتیازی که بارزترین جلوه‌ی آن در منطق مواجهه اثر با مفهوم «برش» است که فیلم را به نمونه‌ی پیشتر تجربه نشده‌ای تبدیل می‌کند.


این کارگردانی خوش سر و شکل اما در حال حاضر، تنها داشته‌ی فیلم است، و در صورتی که آن را نادیده بگیریم، با فیلمنامه‌ای بی‌فراز و فرود و البته در بسیاری فصول نامفهوم و مبهم رو به روییم، که درنهایت هم به دام شعارزدگی افراطی می‌افتد.


جهان فیلمنامه، ارتباطی با جهان‌بینی سینمایی کارگردان ندارد، و مواد لازم برای خلق اثر مد نظر کارگردان را در اختیار او نمی‌گذارد. در این شرایط، اجرای فیلم مدام به سمت گنگستری‌های پست‌مدرن آمریکایی میل می‌کند، در صورتی که شخصیت‌پردازی فیلمنامه، کاراکترهایی از جنس مهران رجبی و علیرضا استادی را می‌آفریند، که متعلق به جایی بیرون از جهان اثرند. مثل اینکه بخواهیم یک اپیزود ضعیف قصه‌های مجید را، با سبک و سیاق فینچر در باشگاه مشت‌زنی بازسازی کنیم!


به این ضعف‌ها باید «هندی‌واره‌گی» بخشی از گره‌ها و گره‌گشایی‌های داستان را، و البته روشن نشدن شناسنامه‌ی قهرمان اصلی را اضافه کرد. در تقابل فیلمنامه و کارگردانی اگرچه قوت اجرای عباس‌میرزایی محسوس است، اما کارگردانی توان آن را ندارد که ضعف‌های فیلمنامه را پوشش دهد، و فیلم بلاخره در نقاطی از پا می‌افتد و یکنواخت و خسته‌کننده می‌شود.


نقطه ضعفی که جز متن، به گردن هیچ یک از اجزای فنی اثر نیست، و فیلم از حیث تکنیکی (از فیلمبرداری تا طراحی صحنه) از کیفیت استانداردی برخوردار است. در نهایت به نظر می‌رسد که عباس‌میرزایی اگرچه در تجربه‌ی اول خود، فیلم ماندگاری نساخته، اما بدون شک یکی از مصادیق کامل این مفهوم در سینمای ایران خواهد بود که بدون تماشای تیتراژ، می‌توان فیلم‌های او را شناسایی کرد. اصالت و هویت نگاه اگرچه قابل تحسین است، اما تمام مواد لازم برای خلق یک فیلم خوب نیست.


انتهای پیام/

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه