بازخوانی وقایع انقلاب اسلامی/۲:
شهید مصطفی خمینی، مبارز خستگیناپذیر انقلاب پدر
آیتالله شهید سید مصطفی خمینی از همان دوره جوانی توجه خاصی به مبارزه با رژیم پهلوی داشته باشد و با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در کنار امام قرار گرفت و به فعالیتهای سیاسی علیه حکومت پهلوی مشغول شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای گناباد، پس حوادث خرداد42تا آبان 43 و روشنگریهای حضرت امام، رژیم چاره را در تبعید ایشان دانست و بدین گونه حضرت امام را در13 آبان 1343به ترکیه تبعید کردند. در 13 مهر 1344 امام، به همراه فرزندشان آیتالله سید مصطفی خمینی به نجف منتقل شدند. حضرت امام از بهمنماه 1348، درس ولایتفقیه خود را که در حقیقت پایههای تئوریک حکومت اسلامی بود، آغاز کردند. سلسله مباحث ولایتفقیه به شکل کتابی مدون در ایران و کشورهای عربی انتشار یافت. همچنین حضرت امام به مناسبتهای مختلف ازجمله در جریان جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی، به روشنگری خود علیه رژیم پهلوی ادامه میدادند. در سالهای اولیه دهه 1350، درآمد حاصل از نفت بهیکباره افزایش یافت و شاه برنامه خود با عنوان رسیدن به تمدن بزرگ را اعلام کرد. همچنین او در تاریخ 11 اسفند 1353 حزب رستاخیز را بهعنوان تنها حزب فراگیر اعلام موجودیت کرد. انقلاب اسلامی با شهادت مشکوک آیتالله سید مصطفی خمینی در نجف اشرف توسط عوامل رژیم، وارد مرحله تازهای شد و امواج خروشانی در بین مردم به پا کرد. امام خمینی این حادثه را از الطاف خفیه الهی دانستند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای گناباد,,
شهید مصطفی خمینی در 21 آذر 1309 ه.ش در محله الوندیه شهرستان قم در منزل اجارهای متولد شد. به مناسبت نام پدربزرگ پدریاش «شهید سید مصطفی موسوی» او را نیز مصطفی نامیدند. او پس از طی دوران کودکی راهی دبستان شد. تا پنجم ابتدایی در دبستان «باقریه» و «سنایی» قم به تحصیل پرداخت. در چهاردهسالگی به تحصیل مقدمات علوم و معارف دینی پرداخت. در هفدهسالگی، پس از پایان دوره مقدمات حوزه معمم و دوره سطح حوزه را به مدت پنج سال نزد حضرات آیات: مرتضی حائری یزدی، محمدجواد اصفهانی،شهید محمد صدوقی و سید محمدباقر سلطانی فراگرفت. سید مصطفی در بیستویکسالگی در درس خارج آیات عظام سید حسین طباطبایی بروجردی، و سید محمد حجت کوهکمری حضور یافت. حاجآقا مصطفی پس از تلاش فراوان در سن27 سالگی به درجه اجتهاد نائل آمد.
,
شهید مصطفی خمینی قبل از شروع نهضت تا حدودی با جریانهای سیاسی جامعه آشنایی داشت و نسبت به جریانهای مذهبی همفکری و گرایش داشت. یکی از مؤثرترین تشکلهای سیاسی و مذهبی، جمعیت فداییان اسلام بود که با تکیهبر مبانی فکری دینی به مبارزات دامنهداری از سال 1320 تا 1334 دست زد و با رهبر این جمعیت؛ یعنی شهید سید مجتبی نواب صفوی و شهید عبدالحسین واحدی آشنا بود و در جلسات آن شرکت میکرد.
این آشنایی و ارتباط موجب شد که از همان دوره جوانی توجه خاصی به مبارزه با رژیم پهلوی داشته باشد و با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتیی (شانزدهم مهر 1341) در کنار امام قرار گرفت و به فعالیتهای سیاسی علیه حکومت پهلوی مشغول شد. به دنبال سخنان تاریخی امام خمینی در مدرسه فیضیه، مأموران رژیم نیمهشب 15 خرداد منزل امام (ره) را به محاصره درآورده، ایشان را دستگیر و بلافاصله به تهران منتقل کردند. در تهران ابتدا به باشگاه افسران بردند و در سلولی انفرادی زندانی کردند و ساعاتی بعد به پادگان قصر (بیسیم) انتقال داده و با صدور قرار بازداشت موقت، زندانی کردند.
,
,
امام خمینی شبهای محرم در منزل آقا مصطفی میخوابیدند؛ بنابراین نخستین کسی که در جریان دستگیری ایشان قرار گرفت، حاجآقا مصطفی بود. اوو ابتدا سعی کرد که از بردن امام ممانعت کند، اما تلاش او بیفایده بود؛ زیرا مأموران او را تهدید کردند که اگر پیش بیاید، به سویش شلیک خواهند کرد. امام خمینی نیز وی را از آمدن نهی کردند دستور پدر او را از تلاش برای همراهی با ایشان منصرف کرد. سید مصطفی با مشاهده این وضعیت با تمام نیرو فریاد زد : «مردم! خمینی را بردند...»
,
از ساعات اولیه بامداد، مردم گروهگروه جمع شدند و پس از ساعتی حاجآقا مصطفی، پیشاپیش مردم قم بهطرف صحن مطهر حضرت معصومه (س) حرکت کردند. ساعت 9 صبح، صحن مطهر مملو از جمعیت شد. شعارهای مختلفی از قبیل «یا مرگ یا خمینی!»، «خمینی بتشکن آزاد باید گردد!» به گوش میرسید تا اینکه، نیروهای نظامی به مردم حمله کردند و رفتوآمدها به بیت آیتالله زنجانی برای تعیین تکلیف، مرتب ادامه داشت، تا اینکه یک نفر از مدرسین حوزه به نام حاج شیخ اسماعیل ملایری از طرف مراجع آمد و پیام داد که مردم به خانهها بروند تا دستور بعدی.
,
,
حاجآقا مصطفی در اینجا با سخنانی همراه با شدت ناراحتی و گریه از مردم سپاسگزاری کرد و چنین بیان کرد: «من از شما مردم خوب و غیرتمند قم که به مناسبت بازداشت پدر پیرم اینهمه ناراحت و نگران هستید و این احساسات را ابراز میدارید، تشکر میکنم. این ادامه حضور شما درصحنه سبب میشود که پدرم، زودتر آزاد گردند و به خدمت شما بیایند. »
,
پس از بازداشت امام (ره) مسئولیتهای گوناگونی پیشروی سید مصطفی خمینی قرار گرفت؛ از یکسو باید برای آزادی امام تلاش میکرد و از دیگر سو شبکه نهضت اسلامی را فعال نگه میداشت و افزون بر آنها مدیریت بیت امام را بر عهده بگیرد و گزارشهای ساواک کاملاً گویای این مطلب است.
در دوازدهم مرداد 1342 امام خمینی (ره) از بازداشتگاه خارج و به منزلی در داوودیه تهران و پس از مدتی به قیطریه انتقال یافت. از این تاریخ به بعد بود کهه سید مصطفی اجازه ملاقات و ارتباط مستقیم با امام را یافت. حاجآقا مصطفی در اعتراض به این اقدام به ملاقات آیتاللهالعظمی سید محمدهادی میلانی رفت و ساواک کلیه تحرکات و اقدامات آقا مصطفی را تحت مراقبت شدید قرار داده و گزارش میکرد.
,
,
در همین ایام و درحالیکه اهالی قم زمستان سخت و طاقتفرسایی را طی میکردند امام خمینی (ره) از محبس، طی نامهای به حاجآقا مصطفی وی را مأمور رسیدگی به وضعیت مردم میکند و یادآوری میکنند که: «به قراری که مطلع شدم وضع فقرای قم بسیار بد است. این معنی اینجانب را کاملاً ناراحت کرده است. معالوصف با وضع حاضر آن طوری که بایدوشاید نمیتوانم به بندگان محترم خدای تعالی خدمت کنم. لذا مقداری وجه فرستاده شد این مبلغ که شصت هزار تومان است با وجوهی که اهالی محترم میدهند در تحت نظر معتمدین محل هر طور صلاح است تقسیم شود چه خاکهزغال و چه آذوقه و لباس.»
,
ساواک در تاریخ شانزدهم فروردین 1343، با آزادی امام خمینی (ره) موافقت کرد و ایشان روانه قم شدند. سید مصطفی با درایت و تدبیری کمنظیر به ساماندهی امور مختلف در مسیر پیشبرد نهضت پرداخته، برای رسیدن به اهداف موردنظر تلاش میکرد. سخنرانی و اعلامیه امام در خصوص کاپیتولاسیون واکنشهای خشمآلود مقامات سیاسی و امنیتی رژیم را برانگیخت. آنان تصمیم گرفتند، امام را به ترکیه تبعید کنند. بنابراین در نیمهشب سیزدهم آبان 1343 ایشان را دستگیر و پس از انتقال به تهران، بلافاصله به ترکیه تبعید کردند. حاجآقا مصطفی در ساعات اولیه روز سیزدهم آبان 1343 راهی خانه علما و مراجع گردید. شهربانی قم هم، با هماهنگی ساواک در ساعت 10 صبح ایشان را دستگیر45 و همان روز روانه ساواک قم نمود . ساواک قم هم، طی نامهای به ریاست ساواک تهران چنین نوشت :«چون نامبرده فوق پس از دستگیری پدرش (آیتالله خمینی) در صبح روز جاری با جمعآوری اشخاص و مراجعه به منزل آیات و تحریک بازاریان ایجاد تشنج مینمود لذا توسط مأمورین ساواک و شهربانی قم دستگیر و به همراه این نامه اعزام میگردد.» و شهید مصطفی پس از انتقال به تهران در زندان قزلقلعه بازداشت شد.
,
,
روز چهاردهم آبان 1343 شعبه 7 بازپرسی دادستانی ارتش، قرار بازداشت موقت وی را صادر نمود. حاجآقا مصطفی پس از رؤیت حکم صادره در ذیل آن چنین نوشت: «بسمهتعالی. به اصل قرار و کیفیت بازداشت و بهقرار بازداشتشده شدیداً معترضم. سید مصطفی خمینی» اما، به اعتراض ایشان توجهی نشد و به مدت 57 روز در زندان قزلقلعه زندانی شدند.
,
حاجآقا مصطفی در ساعت شش بعدازظهر، تاریخ 1343/10/8 از زندان قزلقلعه آزاد گردید و بلافاصله عازم قم شدند. بعد از دیدار با خانوادهاش در قم، تصمیم ترک ایران و مسافرت به ترکیه گرفتند. اما پس از مشورت با برخی از آیات عظام، از این سفر منصرف شدند اما بهزعم مأمورین دولت حضور طولانی وی در قم مشکلساز خواهد شد، بهویژه اینکه ماه محرم نیز نزدیک بود و پیشبینی میکردند در این ماه تبلیغات گستردهای به نفع امام خمینی (ره) صورت خواهد گرفت؛ بنابراین در متقاعد کردن وی برای تغییر تصمیم و رفتنش به ترکیه سعی بسیار کردند، اما چون به نتیجهای نرسیدند، در سیزدهم دیماه 1343 یعنی پنج روز پس از آزادی از زندان، دوباره او را دستگیر و بلافاصله به تهران منتقل کردند.
,
,
او شب را در باشگاه نخستوزیری سپری کرد و فردای آن روز در ساعت 5/30 بعدازظهر با هواپیما به استانبول اعزام گردید. از استانبول نیز به محل تبعید امام (ره) در شهر بورسا انتقال یافت. در اولین برخورد امام (ره) با سید مصطفی در بورسا، قبل از همهچیز از او پرسیدند: «با پای خود آمدی یا شما را آوردند؟»» ایشان پاسخ میدهد که مرا آوردهاند. امام میگویند: «اگر با پای خود آمده بودی، همینالان شما را برمیگرداندم. خبر تبعید حاجآقا مصطفی به ترکیه بهسرعت پخش شد و نگرانیهایی در مجامع حوزوی قم، نجف، کربلا و کاظمین ایجاد نمود. پس از چند ماه توقف در ترکیه، بهتدریج بازگشت حاجآقا مصطفی به ایران مطرح شد. با توجه به دوری امام خمینی (ره) از ایران و ویژگیهای منحصربهفرد سید مصطفی برای پر کردن خلأ ناشی از عدم حضور امام خمینی (ره) و لزوم فعال نگهداشتن نهضت اسلامی و حفظ گسترش شبکه اطلاعرسانی و ارتباطی آن، بازگشت سید مصطفی به ایران اهمیت بالایی داشت. امام خمینی (ره) نیز بهطور کامل با این کار موافق بودند.
,
درست در ایامی که شاه و مقامات ساواک تلاش داشتند از پذیرش بازگرداندن شهید حاج سید مصطفی به ایران سرباز زنند و جریان آن را مشمول مرور زمان سازند، نیروهای مبارز داخل ایران طی نامهها، تلگرافها و طومارهای متعدد برای مقامات و نهادهای حکومتی دولت ترکیه ازجمله ریاست جمهوری، دولت و مجلس آن کشور و همچنین با مراجعات مکرر به سفارتخانههای ترکیه در کشورهای مختلف نسبت به تبعید امام و سرنوشت ایشان ابراز نگرانی و به دولت ترکیه اعتراض کردند.
,
,
دولت ترکیه با مشاهده و دریافت این حقیقت که امام خمینی (ره) صرفاً یک شخصیت درونمرزی ایران نیست، بلکه موقعیت فرامرزی دارد، خود را در تنگنای سیاسی شدیدی احساس کرد. بدینجهت رژیم ایران را تحتفشار قرارداد تا امام خمینی (ره) و حاجآقا مصطفی را بهجای دیگری منتقل کنند. بنابراین از اواسط سال 1344 برای مقامات رژیم پهلوی مسلم شد که باید این مسئله را هر چه سریعتر برای دولت ترکیه حل کنند. محمدرضا پهلوی طی پیام شفاهی برای آیتالله سید احمد خوانساری که بهوسیله جعفر شریف در تاریخ 1344/6/17 فرستاد، اعلام کرد: «خمینی را به عراق میفرستم و یا به ایران خواهم خواست.»
,,
ابوالقاسم شفیعی
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه