فاتحان نبل الزهرا قهرمانان زمان
مدافعان حرم سربند یا زینب را به پیشانی بستند تا همه دنیا بداند اگر بسیجیان خمینی، عزمِ جهاد کنند و دست به سلاح غیرت ببرند، تار و پود تکفیری های شوم را خاکستر می کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛نخل بیدار- دلنوشته ی جامانده ای از سفر عشق تقدیم به روح پاک شهدای مدافع حرم:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نخل بیدار,سروان پاسدار شهید حجت باقری:
,دشوار است ببوسی تمام خاطراتت و بسپاری اش به تیر و ترکش تا تکان نخورد آب در دل مردم شام؛ تا غبار غم به گوشه چشم اهل حرم ننشیند.
,اما مدافعان حرم سربند یا زینب را به پیشانی بستند تا همه دنیا بداند اگر بسیجیان خمینی، عزمِ جهاد کنند و دست به سلاح غیرت ببرند، تار و پود تکفیری های شوم را خاکستر می کنند.
,
دلم بعداز رفتنتان بی تاب است
همه وجودم پرازیادتان
نفسم به شماره می افتد
تپش پرتلاطم قلبم رادرون سینه تاب نمی آورم،
مه غلیظ، همه جا را گرفته ...
بچه ها به خط شده انـــــد ،
با تمـــام تجهیزات ...
شور و اشتیاقشـــان وصف ناشـــدنی ست !
و زمزمه میکنند
,
,
,
,
,
,
,
,
باید برای اینکه جونمو فدا کنم !
به حضرت علی اکبر اقتدا کنم ..
و نوای یازینب گویانشان در گــوشم میپیچد ...
و مـــن چه بی قرار،
نظاره میکنم عشق بازی هایشان را ...
و به حالشان غبطه میخورم ...
براه افتادیم و مسیـــر وصال را طی کردیم !
دنیا را با تمام تعلقاتش گــذاشتیم،
و رسیـــدیم به نقطه_ی_رهایی !
و رها شــدیم از هوای نَفس ...
و زیباترین و خالصانه ترین عبادتِمان،
نماز ِ صبحی بود که در همان نقطه ی رهایی اقامه کردیم ...
و خدا همانجا گلچین کرد، شهدا را !
صفدر،را ... محمد و علی را ...
ابوذر و حجت را ...
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
کاش به چشمانِ عسکر بیشتر نگاه میکردم و سجاد را
بیشتر میشناختم ...
,
,
کاش میفهمیدم اگر اخلاص حجت هدایت و فخرالدین را داشتم انتخاب میشدم !
کاش میفهمیدم برای شهادت، باید
شجاعت پژمان و مهرداد را داشته باشم ...
کاش میفهمیدم کمی زودتر ...
,
,
,
,
و امــــــروز،
درست یک سال از، جاماندنم میگـــذرد ...
اول قرار بود با هم سفـــر کنیم
,
,
,
جـــــــــــــاماندهای کوچِ پرستوهـــــا :
" در پناهِ حرم "
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه