زنان خیابانی در خوزستان؛آسیب تلخ اجتماعی یا سکوت جامعه
مسئولین باید بپذیرند که امروز لاپوشانی و انکار این بیماری اجتماعی ، هیچ کمکی به درمانش نمیکند و بی توجهی به آن مشکلات غیر قابل حلی برای استان در آینده به دنبال خواهد داشت . مسئولین باید در راستای رفع این معضل تلخ اجتماعی گامهای شایسته و فارغ از قضاوتهای زود هنگام بردارند و اگر هم هیچ کاری نمی کنند حداقل انکارش نکنند و آن را سکوت جامعه نخوانند .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بانوپرس : موضوع حضور زنان خیابانی در خوزستان یک از آسیبهای تلخ اجتماعی است که متاسفانه کمتر به آن پرداخته می شود .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بانوپرس, بانوپرس,متاسفانه در شهرهای خوزستان می شود این معضل اجتماعی را به چشم دید اما عده ای از مسئولین اصرار دارند که این مسئله را انکار کنند .
,سال گذشته با یکی از مسئولین در حوزه زنان در خصوص این قشر از زنان گفتگو می کردم در پاسخ به پرسشهای من گفت شما خبرنگار هستید و به اقتضای شغلتان همه چیز را در جامعه می بینید اما بعضی آسیب ها سکوت جامعه هستند و شما اجازه ندارید این سکوت را فریاد بزنید .
,اما به نظر من مسئولین نباید این طیف از جامعه را انکار کنند بلکه باید برای حل این معضل چاره اندیشی نمایند . همه باید بپذیرند که امروز لاپوشانی و انکار این بیماری اجتماعی ، هیچ کمکی به درمانش نمیکند و بی توجهی به آن مشکلات غیر قابل حلی برای استان در آینده به دنبال خواهد داشت .
,چند روز پیش به طور اتفاقی با گلی در مرکز بهداشت آشنا شدم می گفت متولد ۷۲ در خرمشهر است . در سن هفده سالگی ازدواج کرده و سه سال بعد با داشتن یک دختر از همسرش که مصرف کننده شیشه بوده جدا شده . سال اول بعد از جدایی در منزل پدرش گذرانده و به خاطر سخت گیری های برادرش ، فرزندش را به خواهرش سپرده و به اهواز آمده .
,تا به حال دو بار باردار شده و فرزندانش را به خانواده های بدون اولاد فروخته است . بعد از آن آسم شدید گرفتم و بارداری برایم خطرناک است و گرنا بهتر از در به دری است یا ۹ ماه هوای آدم را دارند و ماهانه مبلغی می پردازند یا زمان تحویل بچه هدیه خوبی مثل طلا می دهند . حد اقل آدم تا مدتی راحت است . هر چند من این دو بار پولهایم را الکی از دست دادم .
,از گلی پرسیدم چرا به خانه پدری بر نمی گردی در پاسخ گفت چند بار خواستم برگردم خودم هم از اینوضع بی جا و مکانی راضی نیستم اما برادرم پیغام داد اگر برگشتی سرت را می برم و از ترس برادرم دارم به این سبک زندگی ادامه می دهم .
,به او گفتم از این شرایط که داری نمی ترسی ؟ با خنده تلخی گفت بترسم از چی بترسم من چیزی برای از دست دادن ندارم اخرش مرگ است که ترس ندارد همه می میرند .
,پرسیدم سراغ دخترت هم می روی ؟ گفت چند ماه یک بار خرمشهر خانه خواهرم می روم دخترم مرا خاله و خواهرم را مامان صدا می زند نمی داند من مادرش هستم .
,گاهی برای این مسئله گریه می کنم . اگر پدرم مرا به مرد شیشه ای نمی داد اگر شوهرم خودش را درمان می کرد اگر خانواده ام مرا حمایت می کردند اگر برادرم اذیتم نمی کرد من آواره خیابان های اهواز نبودم و الان دخترم مرا مادر خودش می دانست .
,از او پرسیدم چه انتظاری از مسئولین داری ؟ گفت هیچ و این هیچ به نظر من خیلی باید برای مسئولین معنا داشته باشد . گلی خاطرات تلخ بسیاری از روزها و شب های آوارگیش در اهواز تعریف کرد اما با در نظر گرفتن محدودیتهایی که برای رسانه در این زمینه هست از پرداختن به آنها معذوریم .
,گذشته از مطالبی که گلی و زنان مثل او می گویند که بیشترش برای توجیح کردن شرایطشان است باید قبول کنیم که این قشر از زنان در استان ما وجود دارند و متاسفانه واقعیاتی غیر قابل انکارند.
,به نظر می رسد بیشترین علت خیابانی شدن برخی زنان حاصل کارکردهای غلط اجتماعی و اقتصادی است به هر حال آنچه لازم است این است که باید به این زنان به عنوان بیمار اجتماعی نگاه کرد و به دنبال درمان آن ها بود.
,در این گزارش اگر به این قشر از زنان خوزستان پرداختیم و از آنها حرف زدیم هدفمان این است که مسئولین با نگاهی متفاوت تر به این ناهنجاری در استان شریف و نجیب خوزستان بنگرند و در راستای رفع این معضل اجتماعی گامهای شایسته و فارغ از قضاوتهای زود هنگام بردارند. و اگر هم هیچ کاری نمی کنند حداقل انکارش نکنند و آن را سکوت جامعه نخوانند .
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه