گفت و گوی شنیدنی رشید پور با نایب رئیس اول مجلس دوره نهم؛
رضا رشیدپور با شرایط خاص روی آنتن زنده شبکه سه آمد/ سه اصل، انقلاب را به پیروزی رساند
رشید پور با شرایط خاص که شنبه شب به روی آنتن شبکه سه آمد، مهمان برنامه را اینگونه معرفی کرد که ایشان فراز های فراوانی از زندگی شان در قبل و بعد از انقلاب مربوط به خاطرات عجیب از دوران پیروزی انقلاب و دفاع مقدس و اتفاقات مختلف در تاریخ کشورمان است و به سبب سیادت و اخلاق کریمانه شان مورد احترام جناح های مختلف سیاسی و فکری در کشور می باشند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان قم،حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن ابوترابی فرد نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی ایران در دوره نهم در گفتگو با رضا رشید پور که بواسطه بیماری بعد از ده روز دوری از تلویزیون با برنامه شرایط خاص بر روی آنتن زنده شبکه سه آمده بود ضمن ابراز خوشحالی از سلامتی دوباره مجری برنامه و با یادی از شهدای آتشنشان و هنرمند پر تلاش رسانه ملی و سیمای جمهوری اسلامی حسن جوهرچی برای آنان آرزوی رحمت الهی کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان قم,,
در ادامه شرح گفتگوی رضا رشید پور و حجت الاسلام ابوترابی را آورده ایم.
,

, رشید پور از مهمان برنامه پرسید: آیا خودتان را معلم اخلاق می دانید یا سیاستمدار؟
,ابوترابی: بنده یک برادر بسیار کوچک و ناچیز ، نه از اخلاق بهره ای دارم و نه از سیاست و امیدوارم در خدمت خدمتگذاران خدوم کشور توفیق انجام وظیفه ی کوچکی را داشته باشم.
,رشید پور: شما کاری خطرناک انجام دادید و اعلامیه مخالفت امام (ره) با رژیم صهیونیستی را در شرایط خاص از طریق مرز کویت به عربستان بردید، بفرمایید اولین کار خطرناک سیاسی شما چه بوده است؟
,ابوترابی: در اوایل نیمه دوم دهه چهل، اعراب و رژیم صهیونیستی شکل گرفت و در طی 6 روز سرزمین های اشغالی را به چند برابر افزایش دادندیعنی بیت المقدس را 6 روزه اشغال کردندو بدون کمترین هزینه ای بعد از دست یافتن به همه اهداف تعریف شده ، آتش بس اعلام شد.
,کشورهایی که مورد تهاجم قرار گرفته بودند مانند مصر، اردن و سوریه آتش بس را قبول کردند و در اشغال صهیونیست ها باقی ماندند.
,امام (ره) اطلاعیه آتشینی را در محکوم کردن صهیونیست ها و آمریکا صادر کردند ، بنده هم به همراه برادرم و خانواده اش که به تازگی هم ازدواج کرده بود عازم حج تمتع شده بودیم و یک ساک پر از اطلاعیه های امام را که همراه داشتیم که در بالای اتوبوس قرار دادیم. از مرز کویت عبور کردیم تا وارد عربستان شدیم و در آن جا مأموران سعودی ابتدا داخل اتوبوس را جستجو کردندو بعد هم یکی از مأمورین بالای اتوبوس رفت.
,برادرم بسیار نگران شدند که اگر اطلاعیه ها توسط مأمور سعودی پیدا شود برای بنده و همسر ایشان که همراه او بودیم در زندان های سعودی چه اتفاقی خواهد افتادو به من گفت: محمد، چه باید کرد؟
,من که نوجوان 13 یا 14 ساله با جثه کوچک بودم و کمی هم زبان عربی می دانستم به قصد کمک به مأمور سعودی به بالای ماشین رفتم و با جابجایی چمدان ها قدری به او کمک دادم و بعد آهسته آهسته خودم را به ساک بزرگ حاوی اطلاعیه ها رساندم و آن را به گوشه ای هدایت کردم. در نزدیکی آن یک ظرف بزرگی که محتوی آن نان خشک بود را مشاهده کردم و به مأمور سعودی نشان دادم و پرسیدم آیا این ظرف نیاز هست که به پایین ماشین فرستاده شود و او گفت: خیر.
,ساک را به آرامی کنار ظرف آوردم و هر دفعه که مأمور چمدانی را به پایین می برد من یک دسته اطلاعیه را از داخل ساک برمی داشتم و داخل ظرف نان خشک قرار می دادم تا اینکه مأمور سعودی به من شک کرد و گفت چه می کنی؟ و آمد به ظرف نگاهی انداخت و چیزی متوجه نشد و رفت بعد از آن به کارم ادامه دادم تا اینکه به لطف خدای متعال همه ی اطلاعیه ها را به ساک منتقل کردم و درب ظرف را گذاشتم و از شدت خوشحالی ساک را به آسمان پرت کردم که با چند چرخش به پایین افتاد و در ادامه به مأمور کمک دادم و به پایین ماشین آمدم.
,دیدم برادرم بسیار نگران تر شده است و پرسید: محمد، ساک که پایین آمد و من با خوشحالی گفتم نگران نباش، خالی است.
,فکر می کنم بهترین خبری که در عمر شان با لذت به برادرم داده بودم همین خبر خالی بودن ساک اطلاعیه بود.
,رشید پور:اینهمه پذیرفتن خطر برای نوجوان 13 ساله چه ضرورتی داشت؟آیا این وظیفه عمومی در سال های قبل از انقلاب برای تک تک آدم ها وجود داشت که به ماجرا کمک کنند؟
,ابوترابی: خیر، به چند دلیل وارد ماجرا نمی شدند، اول این که هیچ گونه اعتقادی به این که فعالیت ها به نتیجه برسد را نداشتند، دوم این که کار بسیار پر خطری بود و برادر بزرگوارم همیشه به استقبال خطر می رفتند و از همان آغاز نوجوانی به حرکت امام پیوستند و همیشه در صحنه های خطر حضور داشتند.
,به خاطر دارم روزی خدمت مقام معظم رهبری بودم که فرمودند: من هر وقت مرحوم شهید اندرزگو را می دیدم به یاد برادر شما می افتادم زیرا ایشان را معمولأ به همراه هم دیده بودند.
,شهید اندرزگو یاری نداشت که در خطرها او را یاری کند و برادر بزرگوار بنده یکی از افرادی بود که در خطرهای بزرگ او را یاری می کرد.
,رشیدپور: یادم هست در کتاب اجتماعی سوم دبستان می گفتند: پیروزی انقلاب در سه کلمه ایمان، رهبری و اتحاد خلاصه شده است، از زاویه نگاه شما چه می شود که در بهمن 57 همه ناباوری ها به باور تبدیل می شود و انقلاب به پیروزی می رسد؟
,ابوترابی: اول اراده ، لطف و رحمت خداوند در نیم قرن اخیر را بسیار برجسته مشاهده می کنیم ، دوم رهبری استثنایی و بی بدیل امام (ره) و سوم ملت بزرگ ایران.
,این سه اصل که خدای سبحان رحمت را بر این ملت و رهبری گستراند و در این مقطع از تاریخ شاهد حضور یک رهبر استثنایی در کنار یک ملت استثنایی هستیم.
,از سن 10 سالگی با امام راحل آشنا شدم و آن طور که می گفتند تنها شاگرد امام (ره) برادر بنده بوده اند، گاهی امام به منزل ما می آمدند و ما ایشان را آن جا زیارت می کردیم.
,رشید پور: رهبری استثنایی یعنی چه و امام چه ویژگی هایی داشتند؟
,ابوترابی: اول اینکه امام یک انسان منضبط و دارای برنامه بود و با نظم برای تحقق این برنامه تلاش جدی داشتند.
,نظم ایشان به گونه ای بود که از زمانی که به نجف مشرف شدند تا روز آخری که در نجف بودند هر شب و در یک ساعت معین به زیارت حضرت امیرالمومنین (ع) می رفتند و نماز جماعت ، تدریس و جلسات را هم در یک ساعت مشخص برگزار می کردند.
,یک شب ساعت زیارت امام (ره) تغییر کرد و آن شبی بود که رژیم بعثی به حکومت رسید و آن شب را حکومت نظامی اعلام کردندو امام (ره) زیارت حضرت علی (ع) را قبل از نماز مغرب به جا آوردند.این نظم در کنار یک اراده ی استوار برای تحقق اهداف و برنامه هایشان بود.
,امام تصمیم گرفته بود خودش را تربیت کندتا قیام، قعود، فریاد، سکوت، صلح و جنگش فقط برای خدا باشد و در این میدان امام (ره) به موفقیت های بسیار بزرگ دست یافت و نماد خلوص برای خدای متعال بود.
,همه ی کسانی که با امام ارتباط داشتند خدا را در زندگی او حس کرده بود که خدا حکومت می کند.
,امام (ره ) تلاش کرده بود با اراده خودشان، خمینی را کنار بگذارند و به جای خمینی ، خدا را بنشانند و در کنار این هدف عالی از تربیت، امام (ره) دارای یک نگاه عمیق و ژرف سیاسی بود و مسائل اجتماعی را خوب تحلیل می کرد و اعتقاد داشتند جامعه اسلامی باید زنده و پویا باشد و نباید مقهور قدرت های مسلط جهان شود.
,امام(ره) تمام عمرش را صرف کرد تا ملت ایران مقهور قدرت های استکبار نباشد و با اقتدار از منافع و مصالح خودش دفاع کند و این جزء اندیشه سیاسی ، دینی و اجتماعی امام بود.
,رشیدپور: فکر می کنید این اندیشه امام (ره) اکنون در سال 95 هم پیاده می شود؟
,ابوترابی: بله، از بن دندان اعتقاد دارم رهبر معظم انقلاب بدون ذره ای کم و کاست به این اندیشه سیاسی امام (ره) باور دارند بنابراین تمام عزمشان این است که راه امام را تا پیروزی کامل تداوم ببخشند.
,رهبری برای خودشان یک رسالت قائل هستند و آن این است که راه امام (ره) را تا آخرین نفس تداوم ببخشند و یکی از پرچم های بلندی که امام برافراشتند را ایستادگی در برابر قدرت های بزرگ و دفاع از منافع ملت ایران و اسلام می دانند و در همین راه، خداوند کمک های بسیاری به ایشان کرده است و پیروزی های بزرگی برای ما به ارمغان آورده اند و این یکی از ارکان مهم حیات سیاسی امام بود.
,امام اعتقاد داشتند که باید به مردم ایران اعتماد کرد و این ویژگی رمز تمایز امام با بسیاری از علما و سیاستمداران بود .
,یکی دیگر از ویژگی های امام (ره) این بود که خداوند در دل امام خوف و ترسی غیر از خدا قرار نداده بود و امام برای دنیا، ریاست و مقام هیچ ارزشی قایل نبود و برای مرجعیت هم قدمی برنداشت.
,آیت الله مظاهری فرمودند بعد از ارتحال آیت الله بروجردی ، درس امام بزرگترین درس در قم بود.شاگردان امام مثل آیت الله مظاهری، رهبر معظم انقلاب و آیت الله هاشمی و شخصیت های بزرگ دیگر اعتقاد داشتند امام (ره) شایسته ترین فرد برای مرجعیت عالم تشیع و اسلام بود.
,در پایان برنامه چند صدای خاطره انگیز برای ابوترابی پخش شد که رشید پور از وی خواست احساسش را نسبت به آن صدا بیان کند و ابوترابی با شنیدن یکی از صداها که یادآور اعلام آزادسازی خرمشهر بود ، گفت: یکی از زیباترین خبرها بعد از سقوط رژیم شاهنشاهی که قلب ما را مسرور کرد، خبر آزادی خرمشهر بود.
,انتهای پیام/
,
ارسال دیدگاه