صفرتاصد/ گفتوگوی تفصیلی با رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تبریز(2)؛
برای شناسایی زمینِ احداث پارک از تیر چراغ برق بالا رفتم/ شهرداری بدون حمایت دولت نمیتواند بحران حاشیهنشینی را حل کند
باباییاقدم گفت: شهرداری تبریز با سیاستگذاری شورا، خدماتدهی را از بدنهی شهر به عمق محلات رساند و این یکی از نقاط قوت شورای چهارم بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، شورای چهارم رو به پایان است و از آنجایی که تاکنون فرصتِ چندانی برای اعضاء شورا مهیا نشده تا گزارشی از عملکرد خویش برای مردم ارائه نمایند و اقدامات خود را در مظان قضاوت شهروندان قرار دهند، پایگاه اطلاعرسانی آناج طی برنامهای مدون هر هفته میزبان دو تَن از نمایندگان پارلمان محلی میشود تا ضمن بررسی مشکلات شهری و مباحثه بر روی آنها، از اعضای شورا بخواهد مهمترین اقدامات تاثیرگذار خود را اعم از کلان و جزئی برای مخاطبان شرح دهند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,اولین میهمان این هفتهی پایگاه اطلاع رسانی آناج، فریدون بابایی اقدم بود که بخش اول آن چندی پیش در اختیار مخاطبان قرار گرفت و این عضو شورا از نقش موثر خود در تدوین طرح جامع تبریز سخن گفت. رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای چهارم در بخش دوم به بحران حاشیهنشینی پرداخته و در رابطه با برخی مسایل پشت پرده شفافسازی کرده است.
,وقتی به جلسهی شورا میروم آیةالکرسی میخوانم تا دهانم در برابر عدهای باز نشود/ بیشتر وقتها شخصیت افراد له میشود
, وقتی به جلسهی شورا میروم آیةالکرسی میخوانم تا دهانم در برابر عدهای باز نشود/ بیشتر وقتها شخصیت افراد له میشود, وقتی به جلسهی شورا میروم آیةالکرسی میخوانم تا دهانم در برابر عدهای باز نشود/ بیشتر وقتها شخصیت افراد له میشود,آناج: نقاط قوت و ضعف شورای شهر را در چه میبینید؟
, آناج: نقاط قوت و ضعف شورای شهر را در چه میبینید؟, آناج: نقاط قوت و ضعف شورای شهر را در چه میبینید؟,ما تا به امروز نتوانستهایم یک اخلاق را بر شورا حاکم کنیم، وقتی اصحاب رسانه و مردم در جلسات حضور مییابند یک فضا طور دیگری است و هنگامی که جلساتمان غیر علنی میشود، فضای متفاوتتری را میبینیم. انتظار داشتم هنگام ورود به جلسه با طیب خاطر بر صندلیام بنشینم نه اینکه از لحظهای که وارد جلسه میشوم آیةالکرسی بخوانم تا کسی چیزی نگوید که بنده مجبور شوم پاسخ در خورِ شأن او بدهم و شخصیتی که به عنوان یک فرد دانشگاهی دارم آنجا لکهدار شود.
,اگر به جلسات شورا خوب نگاه میکردید میدیدید که بیشتر شخصیت افراد آنجا له میشد، یعنی امروزه ادبیاتی در شورا استفاده میشود که شاید بتوان گفت که در ادبیات کوچه بازاریمان هم آن ادبیات را نمیشنویم.
,

, واقعا از مردم انتطار دارم در انتخابات آتی علاوه بر مولفههای تعهد و تخصص به جنبهی شخصیتی افراد هم دقت داشته باشند؛ یعنی افرادی انتخاب شوند که در شأن شهر تبریز باشند و با توجه به اینکه حضورشان در آنجا لحظه به لحظه رصد میشود، گفتار و کردارشان با وسواس و حساسیت در نظر گرفته شود.
,میراثِ شورای سوم، منجر به تشکیل گروه اقلیت و اکثریت در شورای چهارم شد
, میراثِ شورای سوم، منجر به تشکیل گروه اقلیت و اکثریت در شورای چهارم شد, میراثِ شورای سوم، منجر به تشکیل گروه اقلیت و اکثریت در شورای چهارم شد,دومین ضعف شورا نیز میراث شورای سوم بود؛ در آن برهه اختلاف نظرهایی بین افراد شورای سوم بود و آن افراد برای شورای چهارم هم انتخاب شدند و همان اختلاف نظرها را به عنوان ارث به شورای چهارم آوردند که نتیجهی آن ایجاد گروههای اقلیت و اکثریت بود که بیشتر به اختلافات موجود دامن میزد.
,نظرِ آن کسی که نمیداند مبلمان شهری چیست در شورا رأی میآورد
, نظرِ آن کسی که نمیداند مبلمان شهری چیست در شورا رأی میآورد, نظرِ آن کسی که نمیداند مبلمان شهری چیست در شورا رأی میآورد,به یاد دارم روزی در ارتباط با مبلمان شهری موضوعی مطرح شد که بحث تعرفه تابلوهای شهری بود، بنده به عنوان عضو شورای شهر و عضو هیئت علمی دانشگاه هم در حوزه مبلمان شهری کتاب دارم و هم اثر پژوهشی دارم و هم اصلا این درس را در دانشگاه تدریس میکنم؛ بنده گفتم باید امروز تابلوهای شهر را جوری سر و سامان دهیم که زیبایی شهری هم حفظ شود و طی یک طرح جامع اندازه تابلوهایمان، فونت نوشتههایمان، اندازه فونتمان، زمینه تابلو و رنگ تابلومان از آن تبعیت کند و بدسلیقهگی افراد در آن دخیل نباشد؛ یک همکار دیگر برخاست و 180 درجه برعکس من در آنجا نظر داد و گفت «اینجا برای ما درآمد نیاز است شما کاری به سلیقه مردم نداشته باشید، بگذارید هر کس هر طور که دلش میخواهد تابلو بزند تا به دست ما پول برسد!». نقطه تأثرآور این بود که گفتهی آن آقا رای آورد، شورای ما این است! بنده میگویم من در این حوزه کتاب دارم، پژوهش و مقاله دارم، تدریس میکنم؛ حرف من در آن شورای بیست و یک نفره رأی نمیآورد و حرف کسی رای میآورد که شاید معنی مبلمان شهری را هم نمیداند.
,با این اوصاف از این شورا داشتن بعضی انتظارات بیجاست. در موارد زیادی فقط ما چند نفر که از بِیسهای تخصصی شورا برخوردار بودیم به موارد خاص رای میدادیم، بعضا میدیدیم که خواستههای ما رای نمیآورد و فکر مخالفمان رای میآورد. وضعیت کلی شورا این بود ولی در عین حال، عملکرد شورا قابل دفاع است.
,خدمات را از بدنهی شهر به عمق محلات رساندیم/ برای شناسایی زمینِ احداث پارک از تیر چراغ برق بالا رفتم
, خدمات را از بدنهی شهر به عمق محلات رساندیم/ برای شناسایی زمینِ احداث پارک از تیر چراغ برق بالا رفتم, خدمات را از بدنهی شهر به عمق محلات رساندیم/ برای شناسایی زمینِ احداث پارک از تیر چراغ برق بالا رفتم,ما از اولین لحظه انتخاب به فکر شهر بودیم، یک زمانی خدمات عمرانی محلهای بیشتر در بدنههای شهر بود ولی الان این خدمات عمرانی محلهای تا عمق محلهها رسیده است. برای مثال یکبار اهالی محلهی توکلی عنوان کردند در محله ما پارک نیست، بنده گفتم مگر میتوانیم کاری انجام دهیم؟ محلهی شما یک بافت کاملا پر است، آنان در پاسخ اعلام کردند در نبش میدان یک جای بزرگ داریم که در مقابلش حصار است، بنده شخصا به آن محل مراجعه و از تیر چراغ برق بالا رفتم و دیدم که آنجا جای بزرگی تقریبا به مساحت 4 هزار متر وجود دارد.
,استعلام کردیم و در طرح تفصیلی دیدیم که خوشبختانه کاربری آنجا کاربری فضای سبز است، از منطقه 4 خواهش کردیم که ببینید اینجا را چگونه میتوانیم تملک کنیم. باز هم استعلام کردند و حدود 59 برای آنجا ورثه پیدا شد، تا این وراث را قانع کنند دو سال طول کشید کشید. 3 میلیارد و 700 هزار تومان شهرداری برای تملک آنجا پول داد و چند میلیون دیگر هم هزینه کرد تا آنجا یک پارک آماده شد.
,در یک منطقه محروم دیگر مثلا در مسیر پارک بزرگ ما سه محله داریم. از میدان معلم رد شده میرویم به طرف ایپکچیها، زمین حاج علی اکبر و آن طرف هم زمین حاج آقا محمد است. این سه تا محله که کاملا داخل پارک بزرگ است، در این دوره دست کم 4 ـ 5 تا پارک بزرگ کار شده است.
,در این دوره چندین زمین خاکی چمن مصنوعی شد؛ این کارها اکثرا در قلب مناطق محروم رخ داد. علی رغم محدودیتهایی که ما در این دوره داشتیم و با رکود اقتصادی و ساخت و ساز مواجه بودیم اما فکر میکنم کارنامه شورا و شهرداری در این دوره قابل دفاع است.
,

, حاشیهنشینی در عرض 100 سال به وجود آمد/ آن را نمیتوان در عرض چند سال از بین برد
, حاشیهنشینی در عرض 100 سال به وجود آمد/ آن را نمیتوان در عرض چند سال از بین برد, حاشیهنشینی در عرض 100 سال به وجود آمد/ آن را نمیتوان در عرض چند سال از بین برد,آناج: شورای چهارم چقدر برای حل معضل حاشیهنشینی زمان صرف کرد و علت عدم کسب موفقیت چشمگیر در این حوزه چه بود؟
, آناج: شورای چهارم چقدر برای حل معضل حاشیهنشینی زمان صرف کرد و علت عدم کسب موفقیت چشمگیر در این حوزه چه بود؟, آناج: شورای چهارم چقدر برای حل معضل حاشیهنشینی زمان صرف کرد و علت عدم کسب موفقیت چشمگیر در این حوزه چه بود؟,قدر مسلم وقتی ما به آمار و ارقام نگاه میکنیم و به گذشته شهر و تاریخ ادواری به ویژه توسعه فیزیکی شهر نگاه میکنیم، میبینیم که بخش عمدهای از بافت مسئلهدار امروز شهر تبریز متاسفانه در طی 100 سال گذشته شکل گرفته است. یعنی علیرغم اینکه میگوییم که تبریز قدمت چهار هزار ساله دارد، ولی هسته شهری 100 سال قبل در یک منطقه مشخصی بود که امروز هم جزو محور تاریخ فرهنگی شهرمان است و بخشهای عمدهای از بافت پُر شهری تبریز محصول سال هزار و سیصد به این طرف است.
,حاشیهنشینی محصول سیاستهای کلانِ جامعه است
, حاشیهنشینی محصول سیاستهای کلانِ جامعه است, حاشیهنشینی محصول سیاستهای کلانِ جامعه است,یعنی کمتر از 100 سال است که این توسعهها در شهر ما دیده شده است و مثلا من بحث مناطق حاشیه نشین را عرض میکنم که مشخصا از دهه چهل به این طرف بسیار شدت پیدا کرده است و امروزه بخش قابل توجهی از بافتهای مسئلهدارمان را به خود اختصاص میدهد، در اینجا شهرداری واقعا نقش ندارد. اینکه امروز یک نفر از دهات اطراف اطراف شهر تبریز از دوردستترین نقاط استانمان برمیخیزد و میآید در تبریز و در مناطق حاشیه نشین یک جای کوچک (حالا به صورت قانونی یا غیر قانونی) میگیرد و آنجا احداثاتی میکند، این محصول سیاستهای کلان اقتصادی کشورمان است.
,در روستاهای اطراف تبریز انسان جوان پیدا نمیشود/ حاشیهنشینهای تبریز هم به سمت روستاهای دیگر میروند/ باغ معروف در آستانهی انفجار است
, در روستاهای اطراف تبریز انسان جوان پیدا نمیشود/ حاشیهنشینهای تبریز هم به سمت روستاهای دیگر میروند/ باغ معروف در آستانهی انفجار است, در روستاهای اطراف تبریز انسان جوان پیدا نمیشود/ حاشیهنشینهای تبریز هم به سمت روستاهای دیگر میروند/ باغ معروف در آستانهی انفجار است,چنین نیست که بگوییم شهردار تبریز مقصر است که فلان بافت، به عنوان بافت حاشیه نشین تشکیل پیدا کرد. شرایط اقتصادی کشور که ما مثلا میگوییم بله اصلاحات ارزی اتفاق افتاد، آزادسازی نیروهای مازاد روستایی منجر شد به این که از دورافتادهترین دهات ما، طرف زندگیاش را جمع کند و بیاید اینجا. اگر شما به روستاهای اطراف تبریز بروید در آنجا اصلا آدم جوان به چشم نمیخورد. جوانان آن روستاها به یک سن خاصی که میرسند به تبریز میآیند تا کارگری کنند و در نهایت با کلی مصیبت در مناطق حاشیه برای خودشان چهل پنجاه متر متر سرپناه درست میکنند.
,این اشخاص بعد از گذشت مدتی وقتی میخواهند فرزندانشان را سر و سامان دهند، باز هم میآیند دست به دامان عوامل خدمات شهری تبریز میشوند و میگوید مرا نادیده بگیرید تا یک ستون بلند کنم و یک طبقه هم بگذارم روی ساختمان تا پسرم دست زنش را بگیرد و اینجا زندگیاش را شروع کند. این یعنی غفلت دیروزمان باعث شده که در حواشی، توسعه فیزیکی به صورت افقی پیش رفته برود و امروز هم به طور دیگری غفلت میکنیم. از یک طرف غفلت وجود دارد و از آن سو حاشیهنشینی محصول شرایط جامعه میباشد.
,البته رویهی دیگری نیز وجود دارد که طرف از تبریز بلند میشود و به روستاهای اطراف میرود. مثلا وقتی میگوییم کندرود، مگر جمعیت کندرود همه اصالتا مال کندرود هستند؟ بچههای همان حاشیه نشینها هستند که رفتهاند آنجا و مستقر شدهاند. یا این طرف بعضی قسمتهای فتحآباد و چاوان و شادآبادها و در جنوب غربی باغ معروف است که دیگر به حالت انفجار رسیده است. اینها مهاجرین حاشیه نشین شهر تبریز هستند که رفتهاند آنجا مستقر شدهاند؛ ما سرریز جمعیت شهر تبریز را در اینها میبینیم.
,شهرداری مقصر نیست، دولت باید پاسخگو باشد/ نه مسئولین حاشیهنشینها را تبریزی میدانند و نه خودِ حاشیهنشینها قبول میکنند اهلِ تبریزند
, شهرداری مقصر نیست، دولت باید پاسخگو باشد/ نه مسئولین حاشیهنشینها را تبریزی میدانند و نه خودِ حاشیهنشینها قبول میکنند اهلِ تبریزند, شهرداری مقصر نیست، دولت باید پاسخگو باشد/ نه مسئولین حاشیهنشینها را تبریزی میدانند و نه خودِ حاشیهنشینها قبول میکنند اهلِ تبریزند,در اینجا شهرداری یا شورا شهر مقصر نیست. یعنی ما در قبال کار انجام شدهای قرار گرفتهایم که از عهدهمان خارج است و به نوعی میشود گفت به این باید حاکمیت و دولت جواب بدهد. ولی از اینطرف هم میگوییم که این مشکل را که به وجود آمده شهرداری باید حل کند. خیلی جالب است به بعضی جلسات که ما میرویم میگویند آقا شورای شهر برای ما چه کار کرده است؟ آیا واقعا شورای شهر و شهرداری تا این حد توان دارد که بیاید یک مشکلی که دست کم 60 ـ 70 سال است که ما بافت حاشیه نشین داریم، 100 سال است که بافت فرسوده داریم را به تنهایی حل کند؟
,هنوز که هنوز است مقامات شهری نمیتوانند به خود بقبولانند که ساکنین فلان محله ما که حاشیه نشین میباشند، تبریزی هستند یا نیستند؟ جالب این است که نه مقامات شهری آنان را قبول میکنند و نه خودشان! چون وقتی ما به عزاداریهای اینها نگاه میکنیم میبینیم که چهل خانواده که در محلههای تبریز ساکن هستند، «هیئت عزاداران روستای فلان؛ مقیم تبریز» را راه میاندازد. یعنی خودش هم نمیپذیرد که حالا 40 ـ 50 سال است که شهروند تبریز شدهاند و این ما را کاملا به مشکل انداخته است.
,

, همراهی و همگامی دولت را در طی سالهای گذشته در بافتهای ناکارآمد شهری خیلی کم دیدهایم و اگر توانمندسازی حاشیه نشینان به ویژه به لحاظ اقتصادی اتفاق بیفتد و فردی که امروز در مناطق حاشیه نشین شهری ساکن است در اقتصاد رسمی شهر جذب شود، عمدهی مشکلات حل خواهد شد. این را شهرداری نمیتواند انجام دهد، دولت باید این کار بکند، مطمئن باشید در خودش آنقدر توانمدی خواهد دید که خود به خود ترغیب خواهد شد که بیاید با همسایهاش در بحث تجمیع و نوسازی بافتهای شهری اقدام کند.
,مسئولان خودشان در مقام منتقد حرف میزنند!/ بعضا با خود میگویم اگر ولیعصر نبود آقایان کجا را آسفالت میکردند
, مسئولان خودشان در مقام منتقد حرف میزنند!/ بعضا با خود میگویم اگر ولیعصر نبود آقایان کجا را آسفالت میکردند, مسئولان خودشان در مقام منتقد حرف میزنند!/ بعضا با خود میگویم اگر ولیعصر نبود آقایان کجا را آسفالت میکردند,آناج: آیا توزیع منابع بین مناطق شهری به صورت عادلانه انجام میگیرد؟
, آناج: آیا توزیع منابع بین مناطق شهری به صورت عادلانه انجام میگیرد؟, آناج: آیا توزیع منابع بین مناطق شهری به صورت عادلانه انجام میگیرد؟,در این باره باید عرض کنم متاسفانه بعضی از مسئولین ما خودشان در کسوت منتقد وارد میشوند، مسئولی که خودش باید پاسخگوی مسائل و مشکلات موجود باشد میگوید که چرا چنین است و چرا چنان نیست! چرا در محلههای غنی آسفالت روی آسفالت میاندازند، یک بار کفسازی شده دوباره میشکافند و جدول میکشند؟ اگر این را شما به عنوان خبرنگار مطرح میکنید، یا اگر یک شهروند عادی شهر مطرح میکند باید جواب داده شود، ولی فاجعه زمانی رخ میدهد که میبینیم بسیاری از مسئولانمان خودشان این حرفها را میزنند.
,من گاها میگویم اگر ولیعصر نبود این عزیزان چه حرفی برای گفتن پیدا میکردند؛ چون همیشه میگویند که در ولیعصر آسفالت را روی آسفالت میاندازند. پس چرا فلان جا را از یاد بردهاند؟ یعنی این قضیه جای بسی علامت سوال دارد.
,عدم تحقق درآمدها باعث شد مناطق معین از کمکرسانی به مناطق کمبرخوردار باز بمانند
, عدم تحقق درآمدها باعث شد مناطق معین از کمکرسانی به مناطق کمبرخوردار باز بمانند, عدم تحقق درآمدها باعث شد مناطق معین از کمکرسانی به مناطق کمبرخوردار باز بمانند,ضمن اینکه امروز شاید به آن شدتی که مطرح میشود، نباشد؛ یعنی مثالهایی که من امروز از طی سه ـ چهار سال گذشته زدم اکثرا از مناطق محروم بود، مگر در طی چند سال گذشته چه مقدار مسیرگشاییهایی که داشتیم اکثرا در مناطق مرفه نشین شهر بوده است؟ این مسیرگشاییها در مناطق محروم بوده است. بخش عمدهای از پروژههایی که در مناطق محروم اجرا شده، مناطق معین تامین کرده است. مثلا منطقهای 100 میلیارد تومان بودجهاش بود، در این 100 میلیارد بودجهاش 30 میلیارد پول گذاشته بود که به عنوان منطقه معین در منطقه دیگر هزینه کند. چون درآمد داشت و 100 میلیارد تحقق مییافت ولی در یکی ـ دو سال گذشته کمی رکود داریم. این مناطقی که مناطق برخوردارمان هستند مثل یک و دو و پنج، با مشکل مواجه میشوند و نمیتوانند منابع جاری خود را تامین کنند، اینجاست که هم مجبور هستند از پروژههای خودشان کم کنند، هم نمیتوانند به منطقهای که معین هستند کمک کنند.
,در شهرداری حداقل 5 هزار نیروی بیکار داریم/ سایر ارگانها بیشتر از شورا در افزایش نیرو نقش ایفا کردهاند
, در شهرداری حداقل 5 هزار نیروی بیکار داریم/ سایر ارگانها بیشتر از شورا در افزایش نیرو نقش ایفا کردهاند, در شهرداری حداقل 5 هزار نیروی بیکار داریم/ سایر ارگانها بیشتر از شورا در افزایش نیرو نقش ایفا کردهاند,آناج: راست است که میگویند در شهرداری چند هزار نفر کارمندِ بیکار وجود دارد؟
, آناج: راست است که میگویند در شهرداری چند هزار نفر کارمندِ بیکار وجود دارد؟, آناج: راست است که میگویند در شهرداری چند هزار نفر کارمندِ بیکار وجود دارد؟,همهی مردم این شهر میدانند که حداقل 4 ـ 5 هزار نیروی شهرداری مازاد هستند. یعنی شهرداری با اینکه میداند چند هزار نفر عملا برای بدنه شهرداری کارایی ندارد، بیکاری آنها را مخفی کرده است. حداقل ما میگوییم که آمار بیکاری شهرمان 4 ـ 5 هزار نفر کمتر دیده میشود. چرا؟ چون اینها در مجموعه شهرداری به نوعی مستقر هستند و از آنجا هزینههای شهرداری واقعا افزایش مییابد.
,بنده کاملا مخالف این قضیه هستم؛ اعضاء شورا این کار را نکردهاند و شاید بیشتر مجموعهها نقششان در افزایش نیرو و تورم نیروی انسانی به مراتب بیشتر از شورا باشد. بنده نمیخواهم نام ببرم ولی شما خبرنگار هستید، بررسی کنید ببینید این تشابه اسمی که امروزه در بین بعضی مجموعهها و افراد تازه جذب شده شهرداری به کجا ارتباط داد؟
,ولی چنین نیست که من بگویم امروز نیاز نداریم. خیر اتفاقا بر عکس به شدت هم نیاز داریم. اگر ما واقعا میخواهیم بحث بافتهای فرسوده شهرمان را پیگیری کنیم، اتفاقا اینجا 10 ـ 12 هزار نیرویی که وجود دارد بهترین سرمایه هستند که بتوانیم در این راستا از آنها استفاده کنیم. یا امروز بحث مسائل و مشکلات فرهنگی داریم اینها در دست ما بزرگترین ابزار است که میتواند مورد استفاده قرار گیرد. ولی من این را مطمئنم که اگر در دوره آینده شورای شهر حضور داشته باشیم باید برای این نیروی انسانی فکر اساسی بکنیم. در بعضی سازمانها، بعضی حوزهها و بعضی زمینهها شدیدا به نیرو نیاز داریم ولی در عمل چون میگوییم نیرویمان زیاد است پس این نخواهد شد.
,دانشجویِ دکترا، در ساختمانها کارگری میکند
, دانشجویِ دکترا، در ساختمانها کارگری میکند, دانشجویِ دکترا، در ساختمانها کارگری میکند,مثلا بعضی از مدیران میگویند که حتی اگر من دستور بدهم شما حق ندارید نیرو بیاورید؛ همانطور که در طی چند ماه گذشته این روند متوقف شده است ولی این هم راهش نیست که شما به یک نفر بیست بار ـ سی بار دستور بدهید، طرف مدام امیدوار شود هی برود و برگردد آخر سر هم نتیجه نگیرد.
,

, بنده در دانشگاه تدریس میکنم، دانشجوی دکترا میرود در ساختمانها کارگری میکند! او با رقابت به اینجا میرسد ولی عدهای هم در طی سه ـ چهار روز خیلی راحت میآیند درخواست میدهند و جذب میشوند. این واقعا ارقام جاری بودجهمان را افزایش داده است و هم شورا را با یک حواشی خاص همراه کرده است. مثلا وقتی یک روز حقوق دیر میکند معمولا سر و صدا بهپا و شورا به حاشیه کشیده میشود.
,گاها هم این امر تبدیل به یک حربه تبلیغاتی تبدیل میشود. افرادی که اعتقادی به مسائل کار و کارگری ندارند وقتی میبینند که در این مباحث رای هست، چون مثلا نماینده کارگران آمده در آن جلسه نشسته سعی میکند که در لابهلای حرفهایش چند کلمه هم از کارگر بگوید!
]
ارسال دیدگاه