یادداشت/

تلاش پهلوی برای زدودن دین و هویت ایرانی

تلاش پهلوی برای زدودن دین و هویت ایرانی
در دوره پهلوی با تاکید بر احیای هویت ساختگی ملی ایرانی در معنای باستانگرایانه آن به تبلیغ ایران قبل از اسلام (دوران کوروش و ایرانی آریایی ) سعی شد اسلام را دین عرب نامیده و غیر معرفی کنند و آن را عامل عقب ماندگی ایرانیان جلوه دهند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان، حسین نجفی جامعه شناس زنجان و دانشجوی دکترای دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت: هویت به دو معنای ظاهرا متناقض به کار می رود: تشابه و تمایزی با دیگران که دربرگیرنده ثبات یا تداوم در طول زمان است. من در مواجهه با دیگران می خواهم بدان کیستم و چه تفاوتی با او دارم. به واقع هویت می خواهد به این سوالها پاسخ بدهد که  من کیستم؟ آیا مسلمانم؟ آیا ایرانی هستم؟ آیا انسان متجدد(مدرن) هستم؟ هویت یک بعد اجتماعی دارد و یک بعد فردی که در این نوشتار بر بعد اجتماعی آن تاکید خواهد شد و به جای من کیستم به ما چه کسی هستیم خواهیم پرداخت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان,

آنچنان که متفکرین اجتماعی به طور عام بر آن تاکید دارند هویت ایرانی از سه ساحت ایران، دین و تجدد متاثر است. نسبت بین این سه ساحت بسیار مهم است؛ زیرا این نسبت هرچه باشد تعیین کننده نوع رفتار اجتماعی ما خواهد بود.

,

آنچه بحث از هویت ایرانی را مهم می کند مواجهه ما با تمدنی است که میل دارد هویت تاریخی ما را تحت تاثیر خود قرار بدهد. ماجرا از آنجا آغاز می شود که در دوران قاجار، عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه قاجار در جنگ با روس ها که دارای تکنولوژی های برتری از ایرانیان بودند، با وجود تمام تلاشها و رشادتها، شکست می خورد. این شکست، شکست ساده ای نبود؛ زیرا عباس میرزا یک حس عقب ماندگی در خود و پیشرفتی در غربی ها احساس می کند و باعث می شود ما به این امر فکر کنیم که چرا عقب مانده ایم؟ این احساس عقب ماندگی سبب می شود تا محصلینی را به غرب اعزام کنیم و دارالفنون که مبدا مدارس جدید هستند را راه اندازی کنیم. اما این پایان کار نیست.

,

کم کم با برگشت تحصیل کردگان فرنگی غرب زده، هویت مدرن و غربی تبلیغ می شود. تجویز عده ای از روشنفکران مبتنی بر این امر است که باید هویت مان را عوض کنیم و از فرق سر تا نوک پا غربی شویم. باید دین از ساحت هویتی ایرانیان حذف شود تا پیشرفت کنیم. البته روشنفکران به خاطر عدم قدرت و ریشه اجتماعی میان مردم نتوانستند به جز تبلیغ کاری بکنند؛ اما هویت متجددانه با ورود برخی از مظاهر معنابخش هویتی، ما را متاثر کرد.

,

تلاش همه جانبه پهلوی برای حذف دین

, تلاش همه جانبه پهلوی برای حذف دین,

آنچه با شدت تمام برای حذف دین انجام می شود در دوران رژیم پهلوی است. در دوره پهلوی با تاکید بر احیای هویت ساختگی ملی ایرانی در معنای باستانگرایانه آن به تبلیغ ایران قبل از اسلام (دوران کوروش و ایرانی آریایی ) سعی شد اسلام را دین عرب نامیده و غیر معرفی کنند و آن را عامل عقب ماندگی ایرانیان جلوه دهند. سعی کردند بدین طریق کلا دین را از ساحت هویتی ایرانی حذف کنند، کشف حجاب، یکسان سازی لباسها، ممانعت از برگزاری شعائر دینی و... هم از اقدامات دم دستی شان بود؛ اما در کل غربی شدن و تضعیف ارزشهای دینی، بخشی از برنامه‌های نوسازی فرهنگی دولت رضاشاه محسوب می‌شد. آنها در برابر اسلام، دین زرتشت را که دین قبل از اسلام بود مطرح کردند؛ اما حتی اگر از دین زرتشت هم صحبتی به میان می آمد نه به خاطر اهمیت دین زرتشت، که به خاطر علم کردن دین ایرانیان در برابر دین اعراب بود وگرنه هیچ کدامشان نه به دین زرتشتی عمل کردند و نه به آن گرویدند.

,

این هویت سازی تصنعی بود؛ زیرا آنچنان که بر محققان علوم اجتماعی محرز است، اساسا خصیصه یا خصایصی ثابت و واحد به نام هویت ملی یا ایرانی وجود ندارد. هویت ملی وقتی است که ملت واحد در سرزمین واحد وجود داشته باشد که مفهومی مدرن و به خاطر معنا بخشی به حرکتهای سیاستمداران در غرب شکل گرفته است؛ اما قلمروی سرزمینی واحد و ثابتی به نام ایران در تاریخ وجود نداشته است. حدود سرزمینی قلمرویی که اکنون ایران خوانده می شود دائما تغییر کرده است، تاریخ آن نیز نه یک تاریخ؛ بلکه تاریخ های متعدد و متکثر است و ملت آن نیز نه ملت واحد که قوم های متنوعی بوده است.

,

تولد گفتمان هویتی سنت دینی

, تولد گفتمان هویتی سنت دینی,

با وجود سعی روشنفکران در دوران قاجار و پهلوی برای حذف دین و غلبه ارزش های غربی در ایران، آنچه در عمل اتفاق افتاد تولد گفتمان هویتی سنت دینی در واکنش به مدرنیسم پهلوی بود که توسط حضرت امام مطرح شد. این گفتمان به طور کامل و همه جانبه معطوف به احیای هسته اصلی سنت یعنی دین در قالب یک گفتمان فراگیر است. به عبارت بهتر، بر خلاف گفتمان های دیگر که همگی با نظر بیرونی به دین تلاش می کردند دین را یکسره نفی کنند، گفتمان احیا شده سنت با نگاهی درونی به دین اسلام، به این اذعان دارد که اسلام به مثابه دینی کامل و تام می تواند حیات اجتماعی و انسانی را معنا بخشد.

,

امروزه نیز باوجود تبلیغات فراوان مدعیان مبنی بر به حاشیه رفتن هویت دینی در معنا بخشی به هویت ایرانی، دین هنوز جزئی از هویت مطلوب در ایران بوده‌است. همچنان که قبل از اسلام، ایرانی موحد بوده، بعد از ورود اسلام به ایران نیز دین اسلام و مذهب تشیع جزئی از هویت ایرانی شده‌است. در تاریخ ما، هیچ حرکت اجتماعی در ایران به‌وجود نیامده، مگر آنکه دیانت در آن تأثیری محوری داشته‌است. از دو سه قرن اول تاریخ اسلامی در ایران می‌بینیم که هر جا رفتار جمعی ظاهر شده است، دین در کانون این رفتار جمعی بوده است. به طوری که ازدوران آل‌بویه تا صفویه، از صفویه تا نهضت مشروطه، از نهضت مشروطه تا ۱۵ خرداد و حتی در جریان‌های مربوط به ملی شدن و جریان‌های مربوط به فراز و فرود رضا شاه و در نهایت در انقلاب اسلامی و مساله مهمی مانند جنگ تحمیلی نیز، دین یک عنصر اصلی هویتی است.

,

این در حالی است که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در جامعه ایران، علاوه بر هویت اسلامی، هویت ناسیونالیستی، تجددخواهانه و چپ نیز حضور داشتند و در شرایط مساوی هم فعالیت می‌کردند؛ یعنی همان‌گونه که آنها به زندان می‌رفتند، مسلمانان هم زندانی می‌شدند. در این صحنه، هریک از آنها تلاش می‌کرد هویت ایران را بر اساس هویت خود بسازد؛ اما حاصل این تلاش‌ها پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی بود. همین مسئله نشان می‌دهد هسته  جاندار و سخت جامعه ایران، هویت اسلامی است.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه