ظهور هویت ملی اقوام ایرانی در انقلاب اسلامی

ظهور هویت ملی اقوام ایرانی در انقلاب اسلامی
چه عاملی باعث شد تمام اقوام ایرانی با خرده فرهنگ های مختلف به حمایت از انقلاب اسلامی وایفای نقش در آن بپردازند؟پاسخ به این پرسش هدف نوشته پیش روست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از توفارقان،انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ در حالی در ۲۲ بهمن به پیروزی رسید که یکی از اصلی ترین ویژگی آن همه گیر وفراگیر بودن این رخداد انقلابی بود در واقع همه گیر بودن انقلاب اسلامی در دوسطح اتفاق افتاد ۱)انقلاب اسلامی مختص به طبقه ی خاصی نبود اگر انقلاب فرانسه مشهور به انقلاب طبقه متوسط،انقلاب چین مشهور به انقلاب دهقانی وانقلاب اکتبر روسیه در سال۱۹۱۷ مشهور به انقلاب کارگری بود اما به جد می توان گفت هیچ یک از کسانی که در باره انقلاب اسلامی قلم زده اند چه پژوهشگران داخلی چه خارجی نتوانستند ادعا کنند که انقلاب اسلامی محصول طبقه ای خاص مانند روحانیت،روشنفکران،معلمین،کارگران و.. بوده است، بلکه همه اذعان دارند انقلاب اسلامی نه از نوع انقلابات سیاسی بلکه از نوع انقلاب اجتماعی بود که فراگیر بودن وعمیق بودن آن منجر به تغییرات گسترده در بنیان های اجتماعی ایران پسا انقلاب شد در واقع اجتماعی بودن انقلاب اسلامی معلول فراگیر وعمیق بود ن این انقلاب بود ۲)بعد دیگر فراگیر بودن انقلاب از منظر جغرافیایی وخرده فرهنگی است در واقع انقلاب اسلامی مختص به یک منطقه جغرافیای خاص با یک خرده فرهنگ معیین نبود این همه گیر بودن از لحاظ جغرافیای منجر شد که انقلاب اسلامی بتوانند تمام خرده فرهنگ های حاضر در ذیل فرهنگ ملی واسلامی را در بر بگیرید وهر قومی که حامل این خرده فرهنگ ها بود به انقلاب اسلامی به مثابه انقلاب خود نگاه کرد به بیان واضح تر انقلاب اسلامی انقلاب آذری ها،لرها،عربها،فارس زبان ها،ترکمن ها،بلوچ ها وکرد ها نبود انقلاب اسلامی انقلاب همه بود وهیچ کسی در داخل کشور وبا وجود تعلق به خرده فرهنگ های مختلف احساس غربت با انقلاب اسلامی نمی کرد انقلاب اسلامی برای اقوام مختلف ایرانی همچون طفلی عزیر می ماندکه از بطن وجود انان متولد شده وباید تمام توان خود را برای به ثمر رساندن وسپس به بلوغ رساندن ودر نهایت به مرحله میوه دهی رساندن این شجره طیبه به کار گیرد سوالی که اینجا مطرح میشود این است که انقلاب اسلامی حامل چه خصلتی بود که منجر شد تمام خرده فرهنگ های موجود در داخل کشور وحاملان این خرده فرهنگ ها یعنی اقوام مختلف انقلاب اسلامی را نه پدیده ای بیگانه بلکه از آن خود بدانند؟ هویت مشترک ملی اگر چه ایران سر زمینی با خرده فرهنگ های گوناگون است اما همه این خرده فرهنگ ها در یک کل بزرگتری به نام فرهنگ ملی معنا میشوند که در همه اقوام ایرانی یکسان ومشترک است این هویت ملی مشترک دو عنصر بارز دارد که همه اقوام ایرانی آن را از بن جان خود پذیرفته اند الف)دین اسلام ومذهب تشیع اسلام ومذهب تشیع اصلی ترین عنصر هویت ملی ایرانی هستند که همه اقوام ومردمانی که در داخل مرزهای جغرافیای ایران زیست می کنند آن را نه تنها پذیرفته اند بلکه اسلام را بخشی از هویت خود کرده اند واگر اسلام را از اقوام مختلف ایرانی بگیریم همچون انسانی خواهد بود که نفس میکشد اما هیچ اطلاعی از هویت فردی واجتماعی خود ندارد انقلاب اسلامی هم به دلیل انکه اسلام ومذهب تشیع را در دال مرکزی خود قرار داد بدون کوچکترین واکنشی از سوی پازل رنگارنگ اقوام ایرانی پذیرفته شد چرا که با هم زبان مشترکی به نام تشیع را تعریف کرده بودند ب)هویت تاریخی وتمدنی مشترک چندین هزار ساله انقلاب اسلامی علاوه بر آن که حامل تشیع بود عنصر دیگر هویت ایرانی یعنی گذشته تمدنی وتاریخی ایران را همه به دنبال خود داشت انقلاب اسلامی وقتی دم از استقلال کشور میزد استناد به تاریخ معاصر میکرد که مالامال از مبارزات استقلال خواهی مردم ایران است انقلاب اسلامی اگر دم از آزادی مذهب میزد وخود را انقلابی تعریف میکرد که تمام مذاهب را در ذیل خود به امنیت وازادی عبادی خواهد رساند از تاریخ باستان ورفتار کوروش دلیل می اورد استناد وامتداد انقلاب اسلامی در این هویت مشترک عامل دوم پذیرش انقلاب اسلامی در بین خرده فرهنگ های مختلف کشور بود آذربایجان پیشرودر انقلاب اسلامی از طنز های تلخ چند سال اخیر مردمان آذربایجان تلاش عده ای بی هویت برای ستاندن هویت آذربایجان است آذربایجانی با ریشه های تمدنی مشخص وعملکرد واضح در بر هه های مختلف تاریخ ایران که تلاش میکنند یک هویت جعلی را بر قبای این مهد هویت ایرانی بپوشانند در واقع تلاش میشود در اذهان اذربایجانی ها جا بیندازد که هویت،تاریخ وزبان شما غیر از تمدن وهویت وزبان ایرانی است وشما هیچ قرابتی با این فرهنگ وتمدن ندارد بنظر میرسد در چهل سال اخیر محکمترین پاسخ به این شبهه وقوع انقلاب اسلامی وپیش رو بودن آذربایجان ومردمان آن در انقلاب اسلامی است در واقع اگر بپذیریم که این شبهه قوم گراها درست است رفتار مردم اذربایجان در انقلاب اسلامی مقابل پذیرش ما قد علم خواهد کرد اگر هویت مردم اذربایجان غیر ازهویت ایرانی بود باید نه تنها در انقلاب اسلامی پیشرو نبودند بلکه باید اگر هم در مقابل ان موضع نمی گرفتند حداقل باید سکوت میکردند در حالی که ما می بینیم در انقلاب اسلامی اذربایجان به نوعی همانند مشزوطه عمل کرد ودر دوران اختنناق وسرکوب اعتراض مردم قم به مقاله توهین امیز روزنامه اصلاعات که در ۱۷ دی ۵۶ در این روزنامه چاپ شد به پاخواستند وقیام ۲۹ بهمن بر اوراق در خشان مبارزات انقلاب اسلامی حک کردند اگر مردم اذربایجان دل در گرو این سرزمین نداشتند چگونه به دفاع از کسانی پرداختند که امروزه قوم گراها از انان به عنوان فارس های ظالم!!!نام میبرند؟ در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تبریز دومین شهری است که شهید داده است در واقع در همان روز در گیری در مدرسه فیضیه قم در مدرسه طالبیه تبریز هم طلاب ومردم با مامورین حکومت در گیر شدند که منجر به شهادت دو نفر از طلاب آذربایجانی شد اگر ادعا های قوم گرا ها در انفکاک هویتی مردم تبریز درست باشد چگونه باید پذیرفت این مردمان بیگانه از ایران دومین شهر ومردمانی بودند که برای دفاع از مردم فارس!!!قم به پاخواستند وشهید دادند؟چگونه باور کنیم مردم آذربایجان زبان ونژاد متفاوتی دارند در حالی که تاریخ شهادت میدهد آن موقعی که مرجع تقلید هم زبان این مردم مقابل امام غیر هم زبان مردم آذربایجان ایستاد مردم آذربایجان پشت حضرت امام ایستادند که قوم گراهاایشان را فارس ظالم می نامند؟ تناقضات قوم گراهای بسیاربیشتر از آن چیزی است که بتوانن آن را در یک نوشته کوتاه ذکر کرد در واقع جریان قوم گرای ترکی چیزی جز تناقض وحرف های بدون دلیل وسند مطرح نمی کند،انقلاب اسلامی بزرگترین سند بی اساس بودن ادعا های نژاد پرستانه قوم گرهای است که بدون مطالعه کافی وتنها از روی احساسات، خود را بازیگری میدانی قرار داده اند که از قواعد بازی آن هیچ نمیدانند ومرتبا به جای در وازه حریف به دروازه خودی (بخوانید منافع مردم اذربایجان)گل میزنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, توفارقان,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه