گفتگو با یکی از نیروهای نظامی قبل از انقلاب

پلیس زمان طاغوت سبک و روشش طاغوتی بود/با لباس نظامی همراه مردم علیه رژیم شعار می دادیم

پلیس زمان طاغوت سبک و روشش طاغوتی بود/با لباس نظامی همراه مردم علیه رژیم شعار می دادیم
کمالی مقدم به فسادهای پلیس زمان رژیم منحوس پهلوی اشاره و بیان کرد: پلیس زمان طاغوت سبک و روشش طاغوتی بود. البته در هر جایی هم خوب وجود داشت و هم بد ولی بدها بیشتر بود و به خوبها میدان نمی دادند و همواره آنها را سرکوب می کردند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از ندای تفرش، نبی الله کمالی مقدم یکی از نیروهای نظامی در زمان انقلاب در تفرش است. وی را همچنین می توان از موسسین اصلی شهربانی در تفرش به شمار آورد که در سال ۱۳۵۳ به همراه آقایان جبرئیلی و قره باغی شهربانی را در تفرش افتتاح کردند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای تفرش, ندای تفرش,

کمالی مقدم متولد سال ۱۳۱۵ در اراک است که در سال ۱۳۳۶ به استخدام شهربانی تهران در می آید و بنابر نظر خودش پس از مدتی به گرمسار انتقال پیدا می کند. سپس به ساوه می آید و در سال ۱۳۵۳ زمانی که نیاز به افراد توانمند برای تشکیل شهربانی تفرش است، به تفرش منتقل می شود. وی در سال ۶۶ با درجه ستوانی از شهربانی تفرش به درجه بازنشستگی نائل می شود.

,

هر چند وی در زمان خفقان رژیم پهلوی مشغول به خدمت بوده است، اما بنابر نظر افراد انقلابی تفرش، می توان او را از افرادی به شمار آورد که به جبهه انقلاب و فعالین انقلابی کمک کرده و به گفته خودش راه مسلمانی که دین برای او تعیین کرده، سپری کرده است.

,

 

,

, ,

در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی، ۴ فرزندش را راهی جبهه می کند و ۲ فرزندش یعنی احمد و محمد در راه حفظ انقلاب اسلامی به شهادت می رسند.

,

ساواک در قم حدود ۱۲ هزار نیروی روحانی نما تربیت کرده بود

, ساواک در قم حدود ۱۲ هزار نیروی روحانی نما تربیت کرده بود, ساواک در قم حدود ۱۲ هزار نیروی روحانی نما تربیت کرده بود,

کمالی مقدم با اشاره به وضعیت تفرش در زمان رژیم منحوس پهلوی گفت: در شهرهای کوچکی نظیر تفرش، رئیس پلیس، رئیس ساواک هم بود. در شهرهای کوچک نیروهای ساواک به صورت مخفیانه، سری و مردمی بودند. البته ساواک در قم حدود ۱۲ هزار نیروی روحانی نما تربیت کرده بود که به شهرهای مختلف می فرستاد تا آنچه را ساواک تمایل دارد را بر سر منبرها بگویند.

,

افراد انقلابی، شبانه توسط نیروهای سری ساواک،دستگیر می شدند

, افراد انقلابی، شبانه توسط نیروهای سری ساواک،دستگیر می شدند, افراد انقلابی، شبانه توسط نیروهای سری ساواک،دستگیر می شدند,

وی افزود: قبل از انقلاب، بنابر دلایلی، فضای امنیتی خاصی بر تفرش حاکم بود و البته ماموران امنیتی هم زیاد بودند و به همین دلیل اتفاقات کمتری در تفرش رخ می داد. اگر افراد انقلابی هم واکنشی نشان می داد شبانه و بدون سر و صدا توسط نیروهای سری ساواک، او را دستگیر می کردند و به تهران ،قم یا اراک می فرستادند.

,

با لباس نظامی همراه مردم علیه رژیم شعار می دادیم

, با لباس نظامی همراه مردم علیه رژیم شعار می دادیم, با لباس نظامی همراه مردم علیه رژیم شعار می دادیم,

کمالی مقدم ادامه داد: در زمان انقلاب و زمانی که حرکتهای مردمی در تفرش قوت گرفت من و یکی از همکارانم که تقریبا مانند هم بودیم، مامور می شدیم که راهپیمایی مردم را کنترل کنیم. اما من و همکارم در میان مردم می رفتیم و با همان لباس نظامی همراه با آنها شعار علیه رژیم می دادیم و به مردم می گفتیم که نگران نباشید ما هم با شما هستیم. البته رئیس شهربانی وقت، چند بار به ما تذکر داده و مانع این کار شده بود ولی با این حال به فعالیت خود در میان افراد انقلابی ادامه می دادیم.

,

وی افزود: من شبها سعی می کردم خودم به تنهایی مامور گشت شب باشم و هنگامی که می دیدم اعلامیه های امام(ره) در حال پخش است، با افراد انقلابی کاری نداشتم و اگر حتی می دیدم که اعلامیه ها زمین افتاده، اعلامیه ها را به داخل منازل می انداختم و به کسانی که در حال پخش اعلامیه ها بودند، کمک می کردم.

,

کمالی مقدم با اشاره به یکی از خاطراتش گفت: در سال ۵۳ ژاندارمری تفرش به اداره شهربانی تبدیل شد، یک ژاندارمری هم ویژه روستاها وجود داشت که هر دو در خیابان شهید مطهری فعلی و در فاصله کمی نسبت به یکدیگر قرار داشتند. با اوج گرفتن تظاهرات مردمی و حضور مردم در میدان شهید مطهری فعلی، رئیس ژاندامری مرتبا زنگ می زد و می گفت: «جلوی تظاهر کنندگان را بگیرید و اگر نمی توانید یک مسلسل بدهید ما خودمان آنها را از بین می بریم.» اما من با شنیدن سخنان رئیس ژاندامری گفتم: «منظور مردم، رژیم حکومتی است و نه ما». مسئول اطلاعات شهربانی به من گفت: «معلوم است که طرفدار خمینی هستی». من هم از موضع قوت گفتم بله. گفتم: «هیچ کس حق ندارد به مردم گلوله ای بزند و اگر کسی گلوله اول را بزند من گلوله دوم را در سر او خالی می کنم». این حرف سبب شد که دیگر به تظاهرات مردم، کسی کاری نداشته باشد.

,

وی به فسادهای پلیس زمان رژیم منحوس پهلوی اشاره و بیان کرد: پلیس زمان طاغوت سبک و روشش طاغوتی بود. البته در هر جایی هم خوب وجود داشت و هم بد. ولی آن زمان، بدها بیشتر بودند و به خوبها میدان نمی دادند و همواره سرکوب می کردند. در ابتدای خدمتم در تهران مشغول به کار بودم. در یکی از مراسمها، یکی از رؤسا که برای سخنرانی آمده بود و در جمع نیروها گفت: «اگر رشوه می گیرید، طوری بگیرید که هم خودتان استفاده کنید و هم دیگری و هم بالادستی استفاده کند.» اما در آن موقع هم به همکارانم می گفتم که پول حرام آخر و عاقبت ندارد ولی تقریبا کسی همفکر من نبود و همین علت، مهمترین دلیل من برای انتقال به گرمسار بود. چرا که از فسادهای موجود خسته شده بودم.

,

کمالی مقدم ادامه داد: هرچند گرمسار فسادها و بی عدالتیها وجود داشت و کمتر بود ولی به صورت علنی با مقدسات اسلامی مبارزه می کردند. در یکی از ماههای رمضان، رئیس شهربانی نیروها را جمع کرد و گفت: «آیا اگر من راضی نباشم نماز و روزه شما درست است.» در همان شهربانی تعداد کمی از افراد اهل نماز و روزه بودند. و رو به من کرد و گفت: «کمالی مقدم تو جواب بده. آیا درست است.» من هم گفتم: «ما برای شما نماز و روزه نمی گیریم، بلکه به تکلیف دین عمل می کنیم و اصلا برای دولت و رژیم نیست که بخواهید برای ما تعیین تکلیف کنید. از طرف دیگر ما در ابتدای استخدام و در فرم استخدامی دین را اسلام و مذهب را تشییع اعلام کردیم و اگر قرار بود مخالفتی باشد باید از همان ابتدای استخدام وجود داشته باشد.»

,

وی افزود: این جواب دندان شکن من سبب شد که رئیس، جلسه را تعطیل کند و با عتاب و خطاب به من گفت: «چرا این طور پیش نیروها جواب من را دادی» و من گفتم «حرف حق را بیان کرده ام.»

,

کمالی مقدم یادآور شد: اوایلی که استخدام شهربانی شده بودم، شعار پلیس «حفظ جان، مال و ناموس مردم» بود. ولی در سال ۴۲ این شعار رنگ باخت و در بخشنامه ای اعلام کردند کسانی که در حتی در خیابان ولی در ماشین اعمال منافی عفت هم انجام می دهند، نباید برخورد شود. این مسئله نیروهایی نظیر من را دچار سردرگمی کرده بود. چراکه این دستورالعمل تبلیغاتی علیه اسلام و مخالف اعتقاداتمان بود.

,

وی گفت: درگیریهای ذهنی من سبب شد که شبی خوابی ببینم که تکلیف من را کاملا مشخص کرد. از زمان بیدار شدن از این خواب تا آخرین لحظه ای که بازنشست شدم، این خواب همواره چراغ خوبی برای راهنمایی من بود و مصداق این شعر حافظ بود که «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.....»

,

 

,

, ,

کمالی مقدم با تشریح خواب خود، خاطر نشان کرد: در خواب دیدم، تعدادی زیادی از آدمهای مختلف سوار اتوبوسی بودند و من سوار دوچرخه بودم. دوچرخه من تندرو از اتوبوس بود، من به باغی سرسبز رسیدم که دیوارهایش بر اثر باران از بین رفته بود و ساختمانی در آن وجود داشت که دارای ۲ اتاق بود. یکی از اتاق ها، روحانیت جلسه داشتند و اتاق بغلی آن خالی بود. من در اتاق خالی رفتم و نماز خواندم. پس از نماز مهر را برگردانم، دیدم که اسم و عکس ۱۲ امام دور تا دور مهر وجود دارد و عکس امام خمینی(ره) در وسط این مهر است. همانجا در خواب، به من الهام شد که حق با آیت الله خمینی است و معصومین(ع) همانند نگین انگشتر او را حمایت می کنند. از خواب بیدار شدم و تکلیفم تا لحظه ای که بازنشست شدم، مشخص شد. به همین علت در همه لحظات کاری و شخصی ام سعی در حمایت از امام خمینی(ره) داشتم.

,

 انتهای پیام/ش

,

,

, , , ,

,

, , , ]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه