حسینیه ای به قدمت عشق؛
اینجا مادر شهید، میراث ماندگار روضه را پاسداری می کند
هنوز شنبه ها و سه شنبه ها جلسه قرآن و روضه در این حسینیه برپا است و در ایام نیمه شعبان و محرم و صفر و تمام مناسبت های مذهبی درب حسینیه منتطران المهدی (عج) بر محفل عشاق حسین علیه السلام باز و گشاده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از چشمه سار، شهید محمدصادق شفیعی فرزند حسن در سال 41 در خانواده ای مذهبی در شهرستان خوانسار دیده به جهان گشود. از دامان مادری متدین و عاشق اباعبدالله الحسین علیه السلام شیر نوشید و بالید و از تربیت پدری محب دین و دینداری پرورش یافت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چشمه سار,تحصیلات خود را در هنرستان فنی آیت اله طالقانی ادامه داد و با آغاز دوران پیروزی انقلاب اسلامی ضمن حضور مداوم و موثر در مسجد و هیئت قائمیه خوانسار فعالیت داشت.
,با اوج گیری نهضت ضمن توزیع اعلامیه های امام (ره)، در راهپیمایی ها و تظاهرات حضور داشت و در کنار این فعالیت ها برای آگاهی خود با موسسات مذهبی در قم مکاتبه می کرد.
,پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع دفاع مقدس بر اساس احساس مسئولیت و وظیفه شرعی به عنوان سرباز طی سه ماه دوره آموزشی خود را در پادگان کرمان سپری کرد و با پیگیری و تلاش زیاد به طور داوطلبانه خود را به عملیات محرم رساند و در نهایت در منطقه سومار به خیل شهیدان راه حق پیوست.
,کتیبه بزرگ سر درب منزل به ما می گوید اینجا میقات و وعده گاه عاشقانی است که عشق به حسین علیه السلام آنها را گرد خود جمع کرده است.
,

, 38 سال است که این خانه وقف عشق بازی عاشقان حسین علیه السلام است، 38 سال است که هر هفته در و دیوار این خانه به آهنگ دلنشین نوای روضه و قرآن خو کرده است.
,38 سال است که مادری همه مادرانه های خود را به پای مصیبت حسین دانه دانه تسبیح اشک می کند و به این آستان نجیب و بزرگ و فرومی ریزد.
,دیدار با خانواده شهید محمد صادق شفیعی لیاقت و فرصتی شد تا از فعالیت های فرهنگی و مذهبی این پدر و مادر شهید در شهرمان بیشتر جویا شویم.
,
فعالیت هایی که با وجود داغ سنگین فرزند و کهولت و سن و سال بالا هنوز متوقف نشده است.
و مگر جز این است که خون حسین هرگز توقف پذیر نیست و هر که در این مسیر افتاد رکود و رخوت و ایستایی برایش نامفهوم و بی اعتبار است.
,

, وقتی وارد منزل که نه، وارد حسینیه منتظران المهدی (عج) می شویم، مادر شهید خود به استقبالمان می آید و ما را به صدر مجلس می نشاند.
,
جمعی از بانوان خوانساری در کنار هم در حال قرائت قرآن و ختم انعام هستند.
نمی خواهیم حضور ما مانع ادامه مجلس شود.
,
مادر شهید شفیعی هم روی صندلی نشسته و پس از ختم انعام زبان به نوحه می گیرد و بعد دعای امن یجیب را می خواند.
,بانو اشرف شفیعی 38 سال پیش به همراه همسرش حسن شفیعی تصمیم به وقف منزل خود برای برپایی مجالس روضه امام حسین علیه السلام گرفتند، تصمیمی که با گذشت سال ها هم چنان پا برجا و ادامه دار است.
,و هنوز شنبه ها و سه شنبه ها جلسه قرآن و روضه در این حسینیه برپا است و در ایام نیمه شعبان و محرم و صفر و تمام مناسبت های مذهبی درب حسینیه منتطران المهدی (عج) بر محفل عشاق حسین علیه السلام باز و گشاده است.
,

,
از مادر شهید درباره شهید محمدصادق می پرسیم، صادقانه و ساده می گوید خیلی چیزی برای گفتن بلد نیستم، اما مگر سوز دل مادر شهید انکار شدنی است، همین سوز دل، سر درددلش را باز می کند و می گوید هنوز حسینیه کامل نشده بود و خشت و گلی بود که خبر شهادت محمد صادق را آوردند، پدرش رفت داخل همان حسینیه گلی و شروع به خواندن این نوحه کرد که؛
یا زهرا کشتند نورعینت
بریدند سر از تن حسینت
و مرتب یا حسین یا زینب می گفت
و هنوز چند روز نگذشته بود که پیکرش را به حسینیه آوردند.
,
,
,
,
می گفت آخرین باری که محمد صادق به منزل عمه اش رفت به آنها گفت که دیگر به خانه آنها نخواهد آمد و این آخرین بار است و همان شد.
,
فوق العاده عاشق امام حسین علیه السلام بود و مرتب به هیئت قائمیه می رفت.
مقداری پول داشت که آن را هم برای هیئت قائمیه فرش خرید. در وصیت نامه اش نوشته که اگر شهید شد، هفت روز مغازه پدرم را چراغانی کنید.
,

, ,

,
از او درباره محمد صادق بعد از شهادتش پرسیدیم، این که بعد از شهادت خاطره ای از او به یاد دارید به ما می گوید خوابش را خیلی کم می بینم اما یک بار رفته بودیم سوریه و در نماز جمعه شرکت کرده بودم که گم شدم، هر چه نگاه می کردم می دیدم همه غریبه اند. حضرت زینب سلام الله علیها و شهیدم را قسم دادم که کمکم کنند، ناگهان دیدم شهید مقابلم ایستاده و می گوید مادر.
هنوز چند لحظه نگذشته بود که همسرم را بین جمعیت پیدا کردم.
,
یک بار هم در منزل در حال انجام کارهای خانه بودم و زیر لب نوحه حضرت علی اکبر علیه السلام را زمزمه می کردم، یک باره دیدم مقابل نظرم آمد و گفت: مادر چه می خوانی؟
,از داغ فرزند و سختی آن می گوید که در هر حال داغ فرزند سنگین و طاقت فرساست، آن قدر دشوار است که امام حسین علیه السلام در برابر آن قامتشان خمیده شد.
,
داغی که حسین از غم علی اکبر به جگر داشت
جز خالق اکبر که خبر داشت
تا آن دم آخر که بریدند سرش را
او سوسوی گریان بر نعش پسر داشت
,
,
,
,

, از مادر شهید می خواهیم ما را و نسل جوان را توصیه و سفارشی کند، با جدیتی که در چشمانش موج می زند می گوید فردا اینها (شهدا) درقیامت از ما می پرسند که درباره شان و درباره پدر مادرشان چه کرده اید؟
,نباید این گونه باشد که حجاب را زیر پا بگذارند و یا نماز را کم ارزش کنند و خون شهدا را با این کارها زیر پا بگذارند.
,
محفل قرآنی آن روز این مادر شهید به آخر رسیده بود، اما قربانی دادن رسم دیرینه این خاندان و ملحقان به این کاروان است و هر جا که قربانی در پیشگاه الهی مقبول افتاد نشانه آن، داغ نشینی قلب عاشقانش است.
,
و اگر در این منزل و سرا داغ عشق حسین نشانه قبول شدن است ما را هماره بر این داغ بدار و بر این داغ بمیران.
,,

,
بخشی از وصیتنامه شهید محمدصادق شفیعی:
من زندگی را در جبهه آموختم که چگونه این جوانان با دشمن غدار می جنگند و خم به ابرو نمی آورند و اگر من شهید شدم به من ناکام نگویید، بلکه کامیاب بگویید و چه کامی از شهید شدن بالاتر است و به پدر و مادرم تبریک بگویید و به مدت هفت روز مغازه پدرم را چراغانی کنید . هیچ کس نباید بعد از شهادت من زاری و گریه کند، حتی پدر و مادر عزیزم، چون که این انقلاب الهی به خون من و دیگران احتیاج دارد...
من در این دنیا چهار هزار تومان وجه نقد دارم که در صندوق ذخیره ولی عصر (عج) است که مبلغ هزار تومان آن را به مسجد قائمیه و هزار تومان آن را به هیئت قائمیه و بقیه آن را به بنیاد امور جنگ زدگان واریز کنید.
,
,
,
,

, ,

, ,

,

, ,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه