طنز/

راز بسیار مهم سبز شدن علف در زیر پای ارباب رجوع ادارات کشف شد!! وجود نامه های مردم در موسسه مدرسان شریف

راز بسیار مهم سبز شدن علف در زیر پای ارباب رجوع ادارات کشف شد!! وجود نامه های مردم در موسسه مدرسان شریف
یک لقمه نان حلال و این همه مشکل برای به دست آوردن آن!!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا  به نقل از خاورستان بالاخره بعد کلی دوندگی بعد 8 بار رد شدن در آزمون رانندگی قبول شدم و قرار شد که برای تکمیل پرونده به اداره های مختلف برم و تاییدیه سلامت جسم و روانم را بگیرم. با ذوق و شوق به اداره بوق رفتم از پله های ورودی بالا رفتم و به یک در آهنی گردان رسیدم، مانند در ورودی بانک ها  که دور سر آدم می‌چرخند، انگار به زبان حال می‌گویند: الهی دورت بگردم مشتری گرامی!

, شبکه اطلاع رسانی دانا, خاورستان , بالاخره بعد کلی دوندگی بعد 8 بار رد شدن در آزمون رانندگی قبول شدم و قرار شد که برای تکمیل پرونده به اداره های مختلف برم و تاییدیه سلامت جسم و روانم را بگیرم. با ذوق و شوق به اداره بوق رفتم از پله های ورودی بالا رفتم و به یک در آهنی گردان رسیدم، مانند در ورودی بانک ها  که دور سر آدم می‌چرخند، انگار به زبان حال می‌گویند: الهی دورت بگردم مشتری گرامی, !,

داشتم به طرف در می رفتم که ناگهان نگهبان که هیکلی ورزشکاری داشت گفت:هوی عمو کجا؟ - سلام صبح به خیر! به دفتر آقای رئیس می‌روم برای گرفتن یک نامه. خب اول باید برید پیش منشی و نوبت بگیرید. وقتی وارد سالن شدم دیدم حدود پانزده نفر در صف تلفن ایستاده بودند، نیم ساعتی در صف ایستادم و به لحن دوستانۀ نگهبان فکر کردم! و از این همه صمیمیت و مهربان، خوشحال شدم.نوبتم رسید، شماره را گرفتم، کسی برنداشت  گفتم ور نمی داره؟ وقت مردمو نگیر برو ته صف! رفتم ته صف و تازه متوجه شدم که هیچ کس موفق نمی شود با تلفن حرف بزند، تلفن  می‌زند، برنمی‌دارند و بر می‌گردد در انتهای صف می‌ایستد.نیم ساعت بعد دوباره نوبتم رسید و زنگ زدم و کسی جواب نداد گفتم: ببخشید اما کسی به تلفن جواب نمی‌دهد.

,

 

,

, ,

 

,

- به ما ربطی نداره داداش! جلسۀ مدیراس تا یازده و نیم، هیچ کس تو دفترا نیست ، وقت ما رو نگیر برو ته صف!

, !,

با خودم می‌گویم، این همه صمیمیت و احساس دوستانه ای که در لحن ایشان است  برای امثال من که این قدر به لحن رسمی و اداری عادت کرده ایم و از عواطف و دوستی و مهربانی با دیگران بی خبر مانده ایم ، سرمشق مناسبی است!.

, !.,

باز نوبتم می‌رسد و حالا ساعت از یازده و نیم گذشته است، شماره را می گیرم و این بار تلفن را بر می‌دارند:- سلام عرض کردم بنده...

,

- چی کار داری؟حالا متوجه می شوم که آن لحن صمیمی فقط مربوط به نگهبانی نیست!

,

- یک نامه داشتم که گفتند خدمت شما...- اسمت چیه؟ من با خوشحالی زر نویس هستم برای گرفتن تاییدیه... گوشی قطع شده و باز باید به ته صف برگردم. در مدتی که منتظر رسیدن نوبتم هستم به یاد این نکته می‌افتم که غلط های املایی آفت سواد آموختگان جدید است.این بار که زنگ می زنم املای دقیق اسمم را حرف به حرف می‌گویم، صدای صمیمی پشت تلفن می گوید:نوبت شما سه روز دیگه است و باز تلفن قطع شد. چشمتون روز بد نبینه بعد سه روز تو اداره بودم، جناب مدیر گرامی! برای جلسه جشنی تشریف برده بودند و جانشین ایشون هم به علت کسالت عیال مرخصی ساعتی گرفته بودند. خب بازم جای امیدواری بود منتظر می نشینم تا ایشون تشریف بیاورند. ولی زیر پای ما علف سبز شد که از آقای جانشین مدیر خبری نشد. و من زر نویس دست از پا دراز تر به خانه برگشتم. و فردا دوباره به اداره بوق رفتم و در کمال تعجب متوجه شدم جناب مدیر مربوطه در اداره تشریف دارند. وقتی وارد اتاق منشی ایشان شدم  با لحن بدی گفتم نامه ام کجاست؟ ایشان هم با لحن  شوخی گفت مدرسان شریف. گفتم چی؟ گفت مدرسان شریف. گفتم کجا؟ گفت مدرسان شریف. گفتم الان میرم پیش رئیست. منشی در حالی که با زیر چشمی نگاهم کرد گفت: از آنجا که دارم ایمیلهای بسیار آموزنده ای! را چک میکنم  و خیلی فرصت صحبت و انجام کار شما را ندارم یه جورایی جواب سر بالای محترمانه به شما میدهم و بعدش بدون کمترین توجهی به من درحال صحبت باموبایل با دوستش شد و بیش از یک ساعت من حرص خوردم و  واز ترس که بگوید برو فردا بیا  صدایم هم در نیاید. جاتون خالی! بالاخره بعد دوساعتی اجازه ورود به اتاق رئیس صادر شد و وقتی من با خوشحالی بسیار مضاعف وارد اتاق ایشان شدم در کمال تعجب دیدم که رئیس البته محترم! در حالی که در حال  خواندن پیامک های دلنشین هستند گهگداری لبخند ملیحی بر لب دارند و در مقابل پرونده من که جلوی میز ایشون قرار گرفته بود کمتر توجهی ندارند بعد گذشت چند دقیقه ای که متوجه حضور من شد نگاهی کوتاه به پرونده کرد و گفت: شما باید اول به اداره مجاور ما که قسمت استعلام می باشد بروید بعد که اونجا جواب گرفتید به اداره ما بیاید, و بدون توجه به من تشریف بردند و به منشی مربوطه گفتند بابت مجلس برادرزاده عمویشان باید امروز رو زودتر برود و این قصه اداره و تکریم ارباب رجوع همچنان ادامه دارد....

, ....,

 

,

, ,

 

,

القصه با تلاش زر نویس کشفیات جدیدی از کارمند و اداره ها به عمل آمد که خدمتون عرض می کنم ولی تاکید موکد می کنم از من نشنیده بگیرید: کارمندان محترم آدم های بسیار صرفه جویی هستند! چون هزینه های بیخودی مثل خرید ساعت زنگدار را نه به خودشان تحمیل می کنند نه به خانواده و جیبشان! هم چنین بسیارانسان های روشن فکر و فرهیخته ای می باشند! چون هرگز از همسرشان توقع ندارن که جدا از ایفای نقش همسری، زحمت خروس بودن را هم بکشند! درعوض خودشان را به دست تقدیر سپرده و برای سحر خیزی روی مسائلی چون بوق ماشین همسایه، زنگ تلفن و اعصاب مثانه یشان حساب ویژه ای باز می کنند!

, !,

 

,

, ,

 

,

 

,

شما جدا فکر کردید ادارات دولتی درهرساعت ازشبانه روز وظیفه دارند پذیرای قدوم مبارک شما باشند؟!انصافتان راشکر! توقع دارید ساعت هشت نیمه شب کارمندان محترم خواب ناز را رها کرده دست به سینه ی شما شوند؟! مهم ترین نکته ای که طی رفت آمدهای شوق آورمان به ادارات محترم دولتی دستگیرمان شد این بود که کارمندان خانم بی حوصله، بداخلاق و اخمو هستند! ولی بالاخره با کمی التماس شده کارتان را راه می اندازند! ولی کارمندان آقا باحوصله، بی حوصله، بداخلاق، خوش اخلاق، باخواهش،التماس، ناله، مرگ عمرا کارتان را انجام دهند.

,

تنها وظیفه ی کارمندان محترم مهرزدن وامضاکردن می باشد حالااصرارکنید شاید انگشت هم بزنند! ولی دیگر رویتان را زیاد نکنید که ازین بیشتر امکان ندارد! یعنی هم حالش نیست وهم امکان رگ به رگ شدن ادم وجود دارد!هم این که هنوز نه این کلاس های ضمن خدمت برگزارشده و نه دستورالعملش ابلاغ شده.اصلا شمابروید یک فردایی بیایید که هم به پرونیتان وهم به حسابتان اساسی رسیدگی شود!

, !,

, ,

 

,

ازآقایان محترم ارباب رجوع تقاضامندیم جعبه ی کمک های اولیه ملزوماتی چون ژل پیروکسیکام همراه داشته باشند!چون ممکن است موقعی که کارمندان محترم ایشان را با احترام به بیرون ازاتاق هایشان راهنمایی می کنند بی خودو بی جهت دربعضی ازنواحی بدنشان دچارکوفتگی ضرب دیدگی کبودی دررفتگی یا شکستگی شوند. به هر حال آدمیزاد است دیگر.چهارچوب دراتاق هم که آهنی،یعنی همان آدمیزاداست دیگر!!! اگرخانم هستید دراین مورد خیلی خیالی نیست نهایتا پرده ی گوشتان صیقل می خورد!!

, !!]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه