شرح حال یک مرد مستاصل در روز بارانی؛
پلاستیک برای خانه خشت و گلی ام می خواهم
مرد مستاصل در یک روز بارانی طلب پلاستیک برای روکش کردن سقف خانه خشتی اش را از دفتر امام جمعه داشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ارزوئیه خبر ؛ حدود ساعت 4عصر برای تهیه گزارش از طبیعت شهر ارزوئیه در هنگام بارش باران این رحمت الهی بودم که ناگهان مردی آبکش، سوار بر موتوری فرسوده، جلوی دفتر امام جمعه با حالتی پریشان ترمز زد و تند تند شروع به در زدن درب دفتر امام جمعه شهر نمود، چون وقت عصر بود و کار اداری تعطیل شده بود، سرباز امام جمعه با رویی نرم و گشاده رو درب راگشود و فرد مضطرب که حدود 50سال داشت خیلی شتابان درخواست کمک کرد وانگار خانه ای قدیمی و خشت گلی داشت که در اثر بارش دوروزه باران در حال فرو نشست بود، فرد مضطرب درخواست دیدار با امام جمعه را داشت تا برای سقف خانه اش پلاستیکی تهیه نماید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ارزوئیه خبر , ارزوئیه خبر ,
من که نزدیک به این صحنه بودم از وی پرسیدم چه اتفاقی افتاده است، وی با چهره ای آب کش شده گفت: خانه ای خشت وگلی دارد که براثر بارش باران سقفش در حال خیس خوردن و چکه کردن آب به درون منزل است و ازز این می هراسد که خانه روی سر همسر و فرزندانش فرو بریزد، دراین هنگام که ما در حال صحبت بودیم سرباز با امام جمعه تماس گرفت و موضوع را شرح دادند، مرد که برای تهیه پلاستیک آمده بود می گفت: برای تهیه پلاستیک صبح امروز به هلال احمر رفته بود و وضعیتم را برای کارمند پخش پلاستیک شرح دادم که کارمند هلال احمر گفته بود ما نیز به مراتب را به بالادرخواست داده ایم و منتظریم تا برایمان بیاورند، انگار روز قبلش نیز هلال احمر در حال پخش پلاستیک ها برای کسانی که احتیاج داشته اند بود، حتی به روستا ها برای کمک به خسارات باران رفته بودند، آنها نیز با کمبود پلاستیک مواجهه شدند، کاراین عزیزان نیز سخت است، اما فقط به حدود 20نفرپلاستیک رسیده بود، مرد می گفت کارگر شهرداری است چندین ماه است که پولشان را از شهرداری طلب کار هستند و درآمدی برای خرید پلاستیک ندارم.
,
,
,
در این لحظه به فکر م رسید تا سراغ امام جمعه شهر بیایم، امام جمعه مرد خوبی است و مردم شهر را در سختی ها تنها نمیگذارد و به کمک آنها می شتابد، حجت الاسلام دکتر جواد نصرالله پور امام جمعه شهر ارزوئیه که پشت گوشی شرح حال این مرد را از سربازش شنید به سربازش دستور پیگیری و خرید پلاستیک را داد، در این هنگام مرد که برای در امان ماندن از باران به داخل دفتر آمده بود و مقداری گرم شده بود با چهره ای خندان و با لبخند خدا را شکر کرد و می گفت بازم امام جمعه به دادمان رسید، دعای خیر برای امام جمعه می کرد و خوشحال باز سوار بر موتورش برای تهیه پلاستیک رفت هرچه سرباز گفت بیاد با ماشین می رویم گفت من با موتورم می آیم .
,
البته همه ما می دانیم هلال احمر در تمامی عرصه های سخت واقعا بداد مردم می رسد و این زحمت کشان عرصه روز های سخت در تمامی سختیها و حتی جاده ها هنگامی که همه ما در آرامش هستیم در حال آماده باش برایی کمک به همنوعان شان هستند و از این کادر خدوم کمال تشکر را داریم.
چه خوب می شد طبق دستور اسلام، همسایه از همسایه خبر داشت و مسوولین و مردم به فریاد هم نوع خودشان در شرایط سخت می رسیدند، ای کاش این سخن شاعر فرزانه و ادیب سعدی را همیشه الگو و لوح نوشتت دیدگانمان قرار بدهیم که نوشته است:
,
,
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
,
,
,
,
انتهای پیام/م
,]
ارسال دیدگاه